بریده هایی از “کتاب رازهایی درباره مردان” اثر باربارا دى آنجلیس
بریده هایی از کتاب رازهایی درباره مردان را در روزانه بخوانید. باربارا دى آنجلیس در کتاب رازهایی دربارهی مردان که هر زنی باید آنها را بداند که از پرفروشترینهای سال است، دانش و بینش خود را با شما در میان گذاشته و راهنمایىهایى را در مورد مردان به شما بازگو مىکند و به جهت خلق روابطى همیشگى و موفق با مردان زندگیتان به شما کمک میکند.

معرفی کتاب رازهایی درباره مردان نوشته باربارا دیآنجلیس
کتاب رازهایی درباره مردان که هر زنی باید بداند (عنوان اصلی:*Secrets About Men Every Woman Should Know) نوشتهی باربارا دی آنجلیس (Barbara De Angelis)، یکی از پرفروشترین کتابهای روانشناسی روابط در دهه ۱۹۹۰ است که هنوز هم بسیار محبوب و خواندنی باقی مانده. این کتاب در سال ۱۹۹۰–۱۹۹۱ منتشر شد و به سرعت به یکی از آثار کلاسیک در زمینه درک تفاوتهای جنسیتی در روابط تبدیل شد.
نویسنده کیست؟
باربارا دی آنجلیس، دکترای روانشناسی، یکی از شناختهشدهترین متخصصان روابط عاطفی و مشاور خانواده در آمریکا است. او نویسندهی چندین کتاب پرفروش نیویورک تایمز در حوزه روابط زن و مرد بوده و سالها برنامههای تلویزیونی و سمینارهای آموزشی داشته. سبک نوشتاری او ساده، مستقیم، شوخطبعانه و کاربردی است و از تجربیات واقعی مشاوره با هزاران زوج استفاده میکند.
موضوع اصلی کتاب
این کتاب مانند یک «دفترچه راهنمای عملی» برای زنان است که میخواهند مردان را بهتر بفهمند؛ نه برای «تغییر دادن» مردان، بلکه برای درک بهتر رفتارها، نیازها و احساسات واقعیشان تا روابط سالمتر، عمیقتر و رضایتبخشتری بسازند. نویسنده تأکید میکند که بسیاری از مشکلات روابط به خاطر عدم درک تفاوتهای طبیعی بین زن و مرد ایجاد میشود، نه لزوماً بدجنسی یا بیتوجهی طرف مقابل.
محتوای کلیدی و فصلهای مهم
کتاب شامل موضوعات زیر است (بر اساس نسخههای فارسی و اصلی):
-شش اشتباه بزرگ که زنان اغلب در رابطه با مردان مرتکب میشوند (مثل مادری کردن بیش از حد، تلاش برای تغییر مرد، یا انتظارات غیرواقعی)
-پنج راز بزرگ درباره مردان (یا پنج رمز و راز اصلی شخصیت مردانه)
-رازهایی درباره رابطه جنسی که مردان معمولاً به زبان نمیآورند
– احساس واقعی مردان نسبت به زنان، عشق، تعهد و سکس
– آنچه مردان میگویند در مقابل آنچه واقعاً منظورشان است (ترجمه رفتار و حرفهای مردانه)
– چرا مردان همیشه میخواهند درستکار باشند یا «حق با من باشد»
– بیست مورد که تمایل جنسی مردان را خاموش میکند (turn-offs)
– چگونه مرد را به باز کردن احساساتش تشویق کنیم
– چگونه معشوق بهتری باشیم بدون اینکه خودمان را فراموش کنیم یا مطیع شویم
چرا این کتاب هنوز خواندنی است؟
– خیلی صریح و بدون تعارف حرف میزند (مخصوصاً درباره تفاوتهای جنسی و عاطفی).
– پر از تمرین، چکلیست، آزمون و مثال واقعی است که خواننده را درگیر میکند.
– به زنان کمک میکند به جای شکایت یا ناامیدی، با آگاهی و قدرت بیشتری در روابط عمل کنند.
– دیدگاه متعادل دارد: مردان را نه «بد» نشان میدهد و نه «کامل»، بلکه توضیح میدهد که بسیاری رفتارها ریشه در تربیت، زیستشناسی و فرهنگ دارد.
اگر به دنبال درک عمیقتر رفتار مردان در رابطه، جلوگیری از اشتباهات رایج، یا بهبود ارتباط عاطفی و جنسی هستید، این کتاب یکی از بهترین گزینههای کلاسیک و کاربردی است. بسیاری از خوانندگان میگویند «کاش این کتاب را قبل از اولین رابطهام میخواندم!»
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب از تروما تا التیام (در حوزه روان شناسی و خودشناسی)
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب چراغ سبزها نوشته متیو مککانهی ستاره هالیوود (زندگی شخصی و موفقیت)
جملاتی از این کتاب
خانمها، بگذارید حقیقتی را به شما بگویم: مردها احمق نیستند. آنها همیشه خیلی زود میفهمند که کدام زن میخواهد با بدن خود آنها را فریب دهد. گرچه ظاهرآ ممکن استاز این گونه رفتارهای شما خوششان هم بیاید، یا توجهای که میخواهید را به شما بدهند، اما واقعیت این است که احترام چندانی برایتان قائل نخواهند بود و هرگز روی شما حساب نمیکنند و پشت سرتان میخندند.
! اینطور شروع کردم: «دارم منفجر میشم.» سعی میکردم احساسات خود را به این طریق تخلیه کنم. او چند دقیقه به صحبت هایم گوش کرد و سپس در همان حال به مدت بیست دقیقه برایم سخنرانی کرد و یک نقشه حساب شده و مرحله به مرحله را که در حل مشکلاتم به من کمک میکرد، ارائه داد. بعد هم گفت برخوردم در گذشته با آنها غلط بوده و این که برخی از مشکلات فعلیم نیز به دلیل رفتارهای غلط گذشتهام بوده است. من عصبانی و عصبانیتر میشدم تا آن جا که دیگر گریهام گرفت. او از من پرسید: «موضوع چیه، مگه اتفاقی افتاده؟ از مواردی که گفتم خوشت نیامد؟» پاسخ دادم:، «این راه حلهای احمقانه کمکی به من نمیکنه. من ناراحتم، فقط به دلداری و نوازشت احتیاج دارم، در عوض تو برام سخنرانی میکنی.»
بهعنوان یک زن در رابطه با مردان سه حق انتخاب بیشتر ندارید: انتخاب اول: میتوانید از دست آنها بهخاطر این که شما را به شدت عصبانی کردهاند، ناراحت شوید و تمام وقت خود را به نق زدن و گله وشکایت از آنان بگذرانید. (این ممکن است برای چند ساعت تفریح خوبی باشد، اما بعد از چند سال جاذبه خود را از دست میدهد.) انتخاب دوم: میتوانید آنها را برای همیشه کنار بگذارید و برای خودتان یک سگ پشمالوی خوشگل بخرید. (این راه حل آسانتر بوده و تلاش کمتری هم میخواهد، اما زیاد ارضاء کننده نیست.) انتخاب سوم: میتوانید تصمیم بگیرید تا آنجا که در توان دارید، در مورد آنها بیاموزید تا بتوانید روابط بهتری که استحقاق آن را نیز دارید، بیافرینید.

برای هر یک از اشتباههایی که مرتکب میشوید، حتمآ یک قانون وضع کنید.
صمیمیت حقیقی با انسانی دیگر،تنها در صورتی امکانپذیر است که صلح و آرامش واقعی را در درون خودتان یافته باشید. «آنجلا وازنیک»
به چه دلیل بسیاری از مردان سعی میکنند شما را از کسانی که دوستشان دارید جدا کنند؟ مردانی که از درون احساس ناامنی زیادی دارند، سعی میکنند شما را از سیستمهای حمایتیتان دور نمایند.
در تبلیغات تلویزیونی معمولا زنها را با چهرههایی نگران، عصبی، ترسیده و یا دلواپس مشکلاتی نظیر بوی توالت و سردردهای میگرنی، به همراه انواع و اقسام آرایشهای آن چنانی نشان میدهند. در حالی که مردان در نقش مدیران برجسته و ذیصلاح، دانشمند و یا جاهل مآب ظاهر میشوند.
مردها فکر میکنند به محض اینکه شروع به گله و شکایت کردید، دیگر دست از این کار برنداشته و تا ابد این کار را ادامه میدهید. به همین دلیل است که میگوید: «همین طور به این حرفهایت میخواهی ادامه بدهی! الان حوصله ندارم درگیر یک دعوای بزرگ بشویم، وقتش را نداریم. بفرما دوباره شروع شد، احتمالا تا صبح باید بیدار باشیم همه شب خراب شد.»
هرگاه تعریف و تمجیدی از شما میشود و آن را نمیپذیرید و یا خود را پایین میآورید و یا موفقیتهایتان را دست کم جلوه میدهید، مچ خودتان را بگیرید و بیاموزید تا کمی بزرگی و عظمت خود را جشن بگیرید.
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب تصرف عدوانی اثر لنا اندرشون (رمان عاشقانه روان شناختی)
مطلب مشابه: بریده هایی از کتاب ۱۰۰۱ پرسش قبل از ازدواج (قبل از ازدواج بخوانید!)
هرچه مردی عصبانیتر است، پسر بچه کوچک درون (کودکی) او بیشتر ترسیده است.
سریعترین راه ممکن برای کشتن عشق، شور و حال و حرارت یک رابطه، مادری کردن در حق نامزد یا همسرتان است.
آیا چنین فکر نمیکنید مردانی که با شما بدرفتاری میکنند و تحقیرتان مینمایند به طرزی پنهان به شما حسادت نموده و از جانب شما احساس خطر میکنند؟
مردها هرگز سعی در عصبانی کردن زنهای مورد علاقه خود را ندارند.
اشتباه:۲ زنان، خود و ارزشهایشان را زیر پا گذاشته و در مقایسه با مردان، خود را در مقام دوم قرار میدهند.
چقدر غمانگیز است که زنان در جهت تحقق رؤیاهای همسرشان رؤیاهای خود را فراموش میکنند.
از انجام دادن کارهایی که همسرتان میتواند خودش انجام دهد، پرهیز کنید. رفتار مادرانه داشتن در حق همسرتان بمانند اعتیاد است. همان طور که در مورد تمامی اعتیادها نیز صدق میکند و تنها راه نجات، ترک کردن است. این بدان معناست که وقتی همسرتان میپرسد، کلیدهایم کجاست؟ به او بگویید: نمیدانم. اجازه دهید، خودش دنبال آنها بگردد. هنگامی که برای مناسبت ویژهای میخواهد خودش لباسش را انتخاب کند، نگویید که میبایست کدام لباس را بپوشد. هنگامی که لباسهایش را روی زمین میاندازد، آنها را برایش جمع نکنید.
هرگز نگذارید مردهای سخنور، گویا و خوشصحبت شما را به اشتباه بیاندازند. ممکن است در درون این قبیل مردها پسر بچههایی بسیار ترسیده و وحشتزده وجود داشته باشند که به سختی میتوانند کوچکترین احساسات و عواطف خود را نشان دهند.
توصیهام به شما این نیست که هرگاه نامزد یا همسرتان با شما بدرفتاری کرد، روزنامهای بدست بگیرید و به صورتش بکوبید. آن چه که در این جا میخواهم بگویم، این است که اگر به مردتان بهخاطر بدرفتاریی که با شما کرده است، جایزه بدهید، در واقع به او این آموزش را میدهید که میتواند به این رفتار بد خود ادامه دهد.
میبایست همواره بهخاطر داشته باشید که: هیچ عاملی به اندازه یافتن «راه حل» برای مردان مهم نیست. مردها همواره به راه حل فکر میکنند.
از موضع ضعف برخورد نکردن با مردان، به این معنا نیست که نسبت به آنها سلطه جو باشید و سعی کنید آنها را کنترل نمایید، بلکه بدین معنی است که با خودتان رفتاری از سر عشق و توأم با احترام داشته باشید و بدین وسیله مردتان را وادار کنید که او نیز با شما چنین رفتاری داشته باشد.
ما زنها شرطی شدهایم و باید کاری کنیم که همسرمان احساس کند از ما باهوشتر و بهتر است، تا بدین وسیله از عشق او نسبت به خودمان مطمئن بشویم. ما با این باور قدم به زندگی مشترک میگذاریم که اگر در کنار مردی بسی باهوش و قوی باشیم، او دیگر تمایلی به رابطه با ما نخواهد داشت. بنابراین سخت تلاش مینماییم کاری کنیم که او باهوشتر و بهتر به نظر بیاید و ما خود را پایینتر از آن چه که هستیم نشان میدهیم.
احساس عزتنفس یک مرد بستگی به احساس توانمندی او دارد. هنگامی که مردی احساس میکند کارها را به درستی انجام نمیدهد، به سختی میتواند با شما و یا خودش مهربان باشد. رفتار با مردها به مانند پسر بچهها و به رخ کشیدن ضعفها و ناتواناییهای آنها روی قابلیت عشقورزی مرد شما تأثیر منفی میگذارد.
ـ هنگامی که عادت دارید استعدادهای خود را از مردان پنهان کنید، در نهایت آن استعدادها را از خودتان نیز پنهان خواهید کرد.

اطمینان حاصل کنید زندگیتان با فعالیتهای پر انرژی و ارضاء کننده، به اندازه کافی پر شده است و رابطهتان را بهعنوان تنها فعالیت پر انرژی نمیدانید، هر چه مستقلتر و متکی به نفستر باشید، کمتر انتظار دارید رابطهتان شما را ارضاء کند. رؤیاهای شخصیتان را تعقیب کنید. از خودتان خوب مواظبت نمایید و مطمئن شوید به همان اندازه که شما به نامزد یاهمسرتان عشق میورزید، اوهم به شما عشق میورزد.
هر چه با یک مرد بیشتر به مانند مادرش رفتار کنید، او نیز به شما بیشتر فرزندگونه پاسخ خواهد داد. اما موضوع اینجاست که هیچ مردی مایل نیست با مادرش همبستر شود. ممنوعیت جاذبه جنسی نسبت به شخصیتی مؤنث با انرژی مادرانه، چنان در شخصیت برخی از مردها ریشه دوانده که تقریبآ برای آن مرد غیر ممکن خواهد بود، بتواند شما را به طرزی شهوانی و رمانتیک ببیند.
اولین قدم در راه تغییر خودتان آگاهی است.
بزرگترین اشتباه زنان به هنگام شنونده بودن، بیصبری آنهاست
حقیقت این است که اگر مردی بقدر کافی خودش را دوست داشته باشد، حتمآ تغییر خواهد کرد.
در تحقیقاتی که در سال ۱۹۷۸ توسط «ویجن درد و بیلی» انجام شده، استنتاج به دست آمده چنین نشان میدهد که ۷۵ درصد مردانی که با آنها مصاحبه شده بود، گفته بودند، مهمترین مورد در زندگیشان، شغلشان است. در حالی که ۷۵ درصد از دختران و زنان گفته بودند: مهمترین جنبه از زندگیشان خانواده آنها میباشند.
ما زنها این تفاوت در اولویتهای مردانه و زنانه را به مثابه مدرک و سندی دال بر این که مردها ما را زیاد دوست ندارند، میگیریم. این موضوع واقعیت ندارد. حقیقتی که در این رابطه وجود دارد، این است که: چنانچه مردی نسبت به شغل و تواناییهای حرفهای خود احساس خوبی نداشته باشد، به سختی خواهد توانست توجه خود را به روابط عشقی و احساسیش معطوف کند.
«وقتی که زنها از تجارب جنسی گذشته خودشون با من صحبت میکنند، از اونا متنفر میشم. منظورم این نیست که میخوام خودم رو فریب بدم و تصور کنم، همسرم که قبلا نیز ازدواج کرده، یک باکره است. اما مسلمآ این رو هم دوست ندارم که از تجربیات جنسی گذشتهاش چیزی بشنوم. این حالت منو نسبت بهش سرد میکنه». وقت آن رسیده است که با حقیقتی روبرو شوید: نامزد یا همسر شما دوست ندارد از نامزد یا همسر قبلیتان موردی بشنود. ممکن است صحبتهایتان را تحمل کند و یا حتی خود را کنجکاو نیز نشان دهد، اما حقیقت آن است که از درون نسبت به شما سرد خواهد شد. چرا که مسلمآ دوست ندارد، بشنود طرف قبلی تا چه حد در رختخواب مهارت داشته. آیا «بدگفتن» از مردهای قبلی زندگیتان باعث میشود نامزد یا همسرتان خوشحال شود؟ پاسخ این پرسش نیز منفی است!
بسیاری از ما علاقههای خودمان را زیر پا گذاشته، تنها به این دلیل که برای مرد زندگیمان چندان خوشایند نیستند. ممکن است خودمان متوجه نشویم که تا چه اندازه دلخوشیهایمان را زیر پا میگذاریم و خود را متقاعد میکنیم که این علایق چندان برایمان مهم نیستند، اما در حقیقت اینطور نیست.
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب قدرت حضور (برای تربیت و ارتباط موثر با کودک)
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب با تو شروع نشده اثر مارک وولین (درباره آسیب های روانی خانوادگی)










