بریده‌هایی از کتاب هنر زندگی آسوده اثر شونمیو ماسونو (خلاصه متن های کتاب)

زندگی مبحثی است که فلاسفه از همان ابتدا درباره آن تفکر و تحقیق کرده‌اند. آثار درخشانی نیز درباره زندگی و معنای آن نوشته شده است. از فلاسفه رواقی باستان گرفته تا اگزیستانسیالیست‌های فلسفه پست مدرن. اما در این میان فلاسفه شرق نیز با رویکرد جالبی درباره زندگی و زندگی کردن نوشته‌اند. یکی از این کتاب‌ها هنر زندگی آسوده به قلم شونمیو ماسونو است. در ادامه اطلاعاتی از این کتاب و همچنین بریده و جملاتی خاص از آن را برای شما دوسان قرار خواهیم داد. با ما باشید.

بریده‌هایی از کتاب هنر زندگی آسوده اثر شونمیو ماسونو (خلاصه متن های کتاب)

این کتاب درباره چیست؟

شونمیو ماسونو (متولد 28 فوریه 1953) یک راهب و باغبان ژاپنی است. وی کشیش معبد Sōtō Zen Kenkō-jii ، استاد دانشگاه هنر تاما و رئیس یک شرکت طراحی است که پروژه های زیادی را در ژاپن و خارج از کشور به اتمام رسانده است. وی را “طراح برجسته باغ ژاپن” خوانده اند.

ماسونو حالا یکی از مهم‌ترین چهره‌های ذن در جهان محسوب می‌شود و ویژگی‌اش، داشتن ارتباط درست با دنیای مدرن است. بنابراین توصیه‌هایش با توجه به واقعیت امروز زندگی است، نه فلسفه‌ای مربوط به قرن‌ها پیش.

وقتی به زندگی عادی و روزمره بازمی‌گردید، استرس‌ها به سراغ‌تان می‌آیند و ذهن‌تان آشفته می‌شود. فرقی نمی‌کند از پیچیدگی‌های زندگی چه‌قدر آزرده و ناراحت می‌شوید؛ به طور کلی تغییر جهان کاری دشوار است. اما اگر زندگی مطابق میل شما پیش نمی‌رود، به جای تغییر جهان، بهتر است خودتان را تغییر دهید.

بریده و جملاتی فلسفی از کتاب زندگی آسوده

وقتی از تلاش دست می‌کشیم، لذت‌های زندگی را از بین می‌بریم.

هیچ روزی مهم‌تر از امروز نیست. در دنیای طبیعت، هر روزْ روز جدیدی است. دانه‌ای را در خاک بکارید. هر روز با آن صحبت کنید و به آن آب بدهید. بعد از مدتی جوانهٔ کوچکی سر باز می‌کند و بعد از آن گیاهی زیبا می‌روید. گل‌ها و گیاهان هر روز، هر ساعت و هر دقیقه رشد می‌کنند و شما متوجه این تغییرات خواهید شد. در طبیعت هر روز، روز جدیدی است. ما انسان‌ها تمایل داریم همه چیز ثابت باقی بماند و تغییری نکند. اما وقتی گیاهی را پرورش می‌دهید به‌خوبی متوجه می‌شوید در جهان هیچ‌چیز و هیچ‌کس ثابت باقی نمی‌ماند و همهٔ موجودات تغییر می‌کنند.

بریده و جملاتی فلسفی از کتاب زندگی آسوده

تمام رنج‌های انسان زمانی اتفاق می‌افتد که دربارهٔ ناپایداری و گذرا بودن جهان آگاهی ندارد.

دلیل این‌که سرمان شلوغ است این نیست که وقت کافی نداریم، بلکه این است که انگیزهٔ کافی نداریم.

هنگام ورود به خانه حتماً کفش‌ها را در بیاورید و جفت کنید. این کار فقط چند ثانیه زمان می‌برد. با عادت کردن به این کار ساده، همه چیز در زندگی شما به‌زودی منظم و دقیق خواهد شد.

هیچ روزی مهم‌تر از امروز نیست.

دست از شکایت کردن از آن‌چه که انجام می‌دهید بردارید، و زندگی را آغاز کنید.

صرف غذا در مکتب ذن، پنج مرحله اندیشیدن را شامل می‌شود: ۱. همواره به زحمات و تلاش کسانی که غذا را فراهم کرده‌اند توجه می‌کنیم و سپاسگزار و شکرگزار هستیم. ۲. به اعمال و رفتار خود فکر می‌کنیم و به‌آرامی غذا را صرف می‌کنیم. ۳. غذا را بدون حرص و طمع و بدون عصبانیت، ذره ذره می‌خوریم. ۴. غذا را همچون دارویی می‌بینیم که روح و جسم ما را با مواد مغذی تقویت می‌کند و نیرو می‌بخشد. ۵. با قدردانی از نعمت‌ها، تناول غذا را بخشی از طی مسیر به سمت داشتن زندگی روشن و آرام در نظر می‌گیریم.

«در نیستی ظرفیت بی‌نهایتی وجود دارد.» این جمله یعنی انسان‌ها هنگام تولد هیچ چیز ندارند، اما در عین حال، در وجود همهٔ ما، استعدادهای بی‌نهایتی نهفته است. به همین دلیل چیزی برای ترسیدن وجود ندارد. هیچ موردی برای نگرانی نیست. این حقیقت است.

مطلب مشابه: بخش‌هایی از کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید اثر جفری یانگ و جنت اس

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب افسانه عادی بودن از گابور میت (درباره کمالگرایی در زندگی)

بریده و جملاتی فلسفی از کتاب زندگی آسوده

اگر زندگی مطابق میل شما پیش نمی‌رود، به جای تغییر جهان، بهتر است خودتان را تغییر دهید.

هرقدر هم تلاش کنید باز هم نمی‌توانید همه را از خودتان راضی نگه دارید

ده دقیقه خودتان را از بند همهٔ امور و مشغله‌های زندگی رها کنید. به احتمال زیاد در این مدت افکار گوناگون به ذهن‌تان هجوم می‌آورند، اما شما سعی کنید آن‌ها را یکی یکی از ذهن‌تان دور کنید. با این کار به‌آرامی توجه‌تان به سمت لحظهٔ حال جلب می‌شود. هنگامی که امور دیگر، تمرکز و توجه شما را منحرف نمی‌کنند، خود ناب و حقیقی‌تان ظهور می‌کند. اختصاص زمانی برای این‌که به هیچ چیز فکر نکنید، نخستین گام در راه ساختن زندگی آسوده است.

لازم نیست به شهرهای باستانی ژاپن از جمله کیوتو یا نارا سفر کنید. ضرورتی ندارد حتماً از کوه فیجی بالا بروید یا حتی به نزدیکی اقیانوس نقل مکان کنید. برای یافتن این قدرت ماورایی و آسوده زیستن فقط کافی است کمی تلاش کنید. در این کتاب شما را راهنمایی می‌کنم که چگونه بر اساس آموزه‌های ذن این کار را انجام دهید.

مثل سوار شدن به ترن هوایی یا پرش از بانجی جامپینگ که ترسناک‌ترین قسمت‌شان، انجام آن‌ها نیست، بلکه درست یک لحظه قبل از آن است.

بریده و جملاتی فلسفی از کتاب زندگی آسوده

در مکتب ذن، جملهٔ معروفی است که می‌گوید: «به زیر پای‌تان با دقت نگاه کنید.» یعنی آن‌هایی که به قدم‌های‌شان توجه ندارند، درک درستی از خودِ واقعی‌شان هم ندارند و به‌درستی نمی‌دانند در زندگی قرار است به کجا برسند. شاید کمی اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما این موضوع ساده و کوچک واقعاً تأثیر زیادی بر زندگی شما خواهد داشت.

جذابیت واقعی بدون گفتن حتی یک کلمه به وجود می‌آید. بعضی افراد آن‌چنان جذابند که همه به صورت ناخودآگاه جذب آن‌ها می‌شوند. گویی هاله‌ای در اطراف آن‌هاست که باعث می‌شود دیگران میل و کشش زیادی به آن‌ها داشته باشند.

در جهان هیچ‌چیز و هیچ‌کس ثابت باقی نمی‌ماند و همهٔ موجودات تغییر می‌کنند.

با جارو کردن گرد و خاک از روی زمین، گویی غبار را از ذهن خودمان هم پاک می‌کنیم. وقتی با دستمال سطوح را جلا می‌دهید، قلب شما هم روشن‌تر و درخشان‌تر می‌شود. موضوع تمیزکاری، هم شامل میزتان در محل کار و هم شامل اتاق‌های خانه می‌شود. اجازه ندهید گرفتاری‌ها و پریشانی‌ها مانع از انجام این کار شود.

یک روز بلند صحبت کردن را امتحان کنید، حتی اگر برای یک احوالپرسی سادهٔ صبحگاهی باشد. خواهید دید این بلند صحبت کردن چه‌قدر باعث می‌شود احساس خوبی داشته باشید.

در زندگی روزمره هنگام خرید، ابتدا کمی با خود فکر کنید که آیا واقعاً به این کالا نیاز دارید یا نه؟ و این‌که از قبل نمونه‌ای شبیه آن را در منزل ندارید؟ خرید تعداد زیادی از وسایل و کالاهای جدید به معنی آزادی عمل نیست. بهتر است به این بینش برسید که اجناس و کالاها را با خیالی آسوده و آزادی عمل استفاده کنید.

من آرزو دارم روزی مرگم فرا برسد که دیگر هیچ وابستگی‌ای به این دنیا نداشته باشم. دوست دارم در حالی این دنیا را ترک کنم که زندگی خوبی را پشت سر گذاشته و کم‌ترین وابستگی را به دنیا داشته باشم. در تعالیم ذن تأکید می‌شود که در زندگی تلاش کنید تا به خواسته‌های‌تان تا حد امکان برسید. در این صورت هنگام مرگ وابستگی کم‌تری به این دنیا خواهید داشت.

وقتی از ناحیهٔ قفسهٔ سینه تنفس می‌کنید، تند تند نفس می‌کشید و اضطراب و بی‌قراری و بی‌تابی به سراغ شما می‌آید. پس وقتی احساس منفی مانند عصبانیت و اضطراب دارید بهترین زمان است که روی نفس‌های‌تان تمرکز کنید و سعی کنید به جای تنفس از قفسهٔ سینه از شکم نفس بکشید. بعد از انجام این کار قطعاً احساس بهتر و آرامش بیش‌تری خواهید داشت؛ خستگی از بین می‌رود و ذهن‌تان آسوده می‌شود.

وقتی تردید دارید، سادگی بهترین راه انتخاب است.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب افسردگی نهفته اثر مارگارت رادرفورد (درباره افسردگی و مشکلات زندگی)

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب مسئله مرگ و زندگی (جملات خلاصه این کتاب از اروین یالوم)

بریده و جملاتی فلسفی از کتاب زندگی آسوده

اگر امروز سخت تلاش کنید، مطمئن باشید به هیچ‌وجه تلاش و انرژی شما به هدر نمی‌رود.

قبل از تهیهٔ چیزهای جدید، کهنه‌ها را کنار بگذارید. وقتی اوضاع خوب نیست فکر می‌کنیم در زندگی چیزی کم داریم. ولی قبل از هر خرید جدیدی باید خودمان را از شر لوازم کهنه و قدیمی خلاص کنیم. این موضوع، اساسی‌ترین اصل در آسان زندگی کردن است. تعلقات اضافی را دور بریزید. فرضیات ذهنی را رها کنید. بار ذهن‌تان را کاهش دهید. بخشی از آسوده زندگی کردن، در دور ریختن بار اضافی جسم و ذهن خلاصه می‌شود.

کلید طلایی تقویت ذهن و حافظه این است که ابتدا وسایل اطراف‌تان را مرتب کنید.

غبطه خوردن به حال دیگرانی که کمی خوش‌شانس بوده‌اند، هیچ فایده‌ای ندارد. با تأسف خوردن برای بدشانسی خود، چیزی نصیب شما نمی‌شود. فقط برای انجام آن‌چه که حالا باید انجام دهید، سخت کار کنید

بعد از هر لقمهٔ غذا کمی مکث می‌کنیم و چوب‌های غذا را کنار می‌گذاریم. هدف از این کار این است که حس شکرگزاری را با هر لقمهٔ غذا مزه مزه کنیم.

زندگی‌ای که عاری از هر چیز غیرضرور و اضافی باشد. این سبک زندگی ذن است.

وقتی می‌خواهید به یک ایدهٔ خوب برسید، این تلاش مداوم می‌تواند نقض غرض باشد. ایده‌ها یا کشف‌های ناگهانی، درواقع از فضای خالی ذهن شما، از شکاف بین افکار شما بیرون می‌آیند. برای این‌که احتمال بیرون آمدن این ایده‌ها از این فضاهای خالی را افزایش دهید، زمانی را به این اختصاص دهید که به هیچ چیز فکر نکنید.

می‌گویند قسمتی از پا که بین انگشت بزرگ و دومین انگشت پا قرار دارد، قسمتی است که فشارهای مختلف اندام داخلی و مغز بر آن متمرکز می‌شود. وقتی دمپایی لاانگشتی می‌پوشید، بند بین دو انگشت باعث تحریک این نقطه می‌شود و راه رفتن، حکم ماساژ دادن این قسمت را دارد. در خانه پابرهنه راه بروید و در بیرون از خانه صندل یا دمپایی بپوشید.

مطلب مشابه: بریده هایی از کتاب هنر خوب زندگی کردن درباره موفقیت و خودشانی از رولف دوبلی

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب خرده‌ عادت ها از جیمز کلیر؛ خلاصه جملات درباره عادات زندگی

بریده و جملاتی فلسفی از کتاب زندگی آسوده

سعی کنید با تمرکز و توجه مطلبی بنویسید یا نقاشی کنید. نه برای این‌که به دیگران نشان دهید، بلکه برای این‌که با خود درونی‌تان ارتباط برقرار کنید. به این ترتیب خودِ حقیقی درون شما در یک حرف خوشنویسی یا در یک خط نقاشی ظهور می‌کند.

این روزها بسیاری از افراد، راه خود را در زندگی گم کرده‌اند. بسیار نگران و سردرگم هستند و نمی‌دانند چگونه باید زندگی کنند. به همین دلیل برای بازیابی تعادل ذهنی، به دنبال قدرت و انرژی‌ای مافوق بشری هستند. ولی شرایط همچنان مثل قبل است و تغییری نمی‌کند. حتی وقتی ذهن خود را بازیابی می‌کنند باز هم آن گمشدهٔ خاص و فوق‌العاده را در زندگی پیدا نمی‌کنند. وقتی به زندگی عادی و روزمره بازمی‌گردید، استرس‌ها به سراغ‌تان می‌آید و ذهن‌تان آشفته می‌شود. از آن‌جایی که احساس خستگی مفرط می‌کنید، باز به سراغ آن قدرت ماورایی می‌روید. این چرخهٔ بی‌پایان به عقیدهٔ شما، آشنا به نظر نمی‌رسد؟

چیزی برای ترسیدن وجود ندارد. هیچ موردی برای نگرانی نیست. این حقیقت است.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.