بریده‌هایی از “کتاب امید در تاریکی” از ربکا سولنیت؛ درباره امید در زندگی

بریده‌هایی از کتاب امید در تاریکی را در روزانه قرار داده‌ایم. ویرایش سوم کتاب امید در تاریکی نوشتهٔ ربکا سولنیت و ترجمهٔ نرگس حسن لی است. انتشارات مهرگان خرد این کتاب را منتشر کرده است؛ کتابی حاوی تاریخ‌های ناگفته و احتمالاتی بی‌کران درمورد امید.

بریده‌هایی از "کتاب امید در تاریکی" از ربکا سولنیت؛ درباره امید در تاریکی زندگی

معرفی کتاب امید در تاریکی نوشته ربکا سولنیت

کتاب «امید در تاریکی: تاریخ‌های ناگفته، امکانات بی‌پایان» (Hope in the Dark: Untold Histories, Wild Possibilities) نوشته‌ی ربکا سولنیت، اثری الهام‌بخش و تأمل‌برانگیز است که به بررسی مفهوم امید در بستر مبارزات اجتماعی و سیاسی می‌پردازد. این کتاب اولین بار در سال 2004 منتشر شد و نسخه‌های به‌روزشده‌ای از آن بعدها منتشر شدند. سولنیت در این اثر به مخاطبان نشان می‌دهد که حتی در زمان‌های تاریک و پرچالش، امید می‌تواند نیرویی تحول‌آفرین باشد.

محتوای کتاب:

سولنیت در «امید در تاریکی» استدلال می‌کند که امید به معنای خوش‌بینی ساده‌لوحانه نیست، بلکه یک انتخاب فعال و آگاهانه برای باور به امکان تغییر است. او با مرور تاریخچه‌ی جنبش‌های اجتماعی مانند جنبش‌های ضدجنگ، محیط‌زیستی و حقوق مدنی، نشان می‌دهد که تغییرات بزرگ اغلب از اقدامات کوچک و به‌ظاهر ناچیز آغاز می‌شوند. این کتاب به خوانندگان یادآوری می‌کند که پیروزی‌های بزرگ اجتماعی معمولاً در لحظه قابل‌مشاهده نیستند و نیازمند صبر و پشتکارند.

سولنیت با زبانی شاعرانه و در عین حال منطقی، داستان‌هایی از مقاومت و موفقیت‌های غیرمنتظره را روایت می‌کند و تأکید دارد که ناامیدی می‌تواند به اندازه‌ی سرکوب، مانع پیشرفت باشد. او خوانندگان را تشویق می‌کند که به جای تمرکز بر شکست‌ها، به امکانات ناشناخته و احتمالات آینده نگاه کنند.

موضوعات کلیدی:

امید به‌عنوان نیروی محرکه: امید نه‌تنها یک احساس، بلکه یک ابزار برای کنشگری و تغییر است.

تاریخ‌های ناگفته: سولنیت به پیروزی‌های کمتر دیده‌شده در جنبش‌های اجتماعی اشاره می‌کند.

نقش افراد در تغییر: او نشان می‌دهد که چگونه اقدامات فردی و جمعی می‌توانند به تحولات بزرگ منجر شوند.

نقد خوش‌بینی کورکورانه: سولنیت بین امید واقعی و خوش‌بینی غیرواقعی تمایز قائل می‌شود.

سبک نگارش:

قلم سولنیت ترکیبی از تحلیل تاریخی، فلسفه، و روایت‌های شخصی است. او با لحنی صمیمی اما عمیق، خواننده را به تأمل در نقش خود در جهان دعوت می‌کند. این کتاب به دلیل سبک ادبی و در عین حال قابل‌فهم، برای خوانندگان عمومی و فعالان اجتماعی به یک اندازه جذاب است.

مخاطبان:

این کتاب برای افرادی که به موضوعات عدالت اجتماعی، کنشگری، و تاریخ جنبش‌های مردمی علاقه‌مندند، بسیار مناسب است. همچنین برای کسانی که در شرایط دشوار به دنبال یافتن معنا و انگیزه هستند، پیامی قدرتمند ارائه می‌دهد.

تأثیر و اهمیت:

«امید در تاریکی» به‌ویژه در زمان‌های بحران سیاسی و اجتماعی، مانند امروز، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این کتاب به خوانندگان کمک می‌کند تا در برابر ناامیدی مقاومت کنند و به قدرت اقدامات جمعی ایمان بیاورند. سولنیت با این اثر به ما یادآوری می‌کند که تاریخ پر از نمونه‌هایی است که در آن، تغییرات غیرممکن به نظر می‌رسیدند اما محقق شدند.

اطلاعات تکمیلی:

نویسنده: ربکا سولنیت، نویسنده، مورخ و فعال آمریکایی، که به خاطر آثارش در زمینه‌ی فمینیسم، محیط‌زیست و عدالت اجتماعی شناخته می‌شود.

مطلب مشابه: جملات کتاب همه چیز به فنا رفته اثر مارک منسن با متن هایی درباره امید و زندگی

مطلب مشابه: کتاب قورباغه ات را قورت بده برایان تریسی با زیباترین جملات درباره انگیزه و زندگی

جملاتی از این کتاب

«فرض کنید همان انقلابی را دارید که این همه حرفش را می‌زنید و آرزو می‌کنید. فرض کنید برنده شده‌اید و همان جامعه‌ای که می‌خواستید را دارید. شخصاً در چنین جامعه‌ای چطور زندگی می‌کنید؟ همین حالا آن‌طور زندگی کردن را شروع کنید!»

جرج اورول نوشت: «کسی که مهار گذشته را در اختیار دارد حال را هم کنترل می‌کند. کسی که حال را کنترل می‌کند گذشته را هم در اختیار دارد.»

رقبای شما عاشق این هستند که باور کنید امیدی نیست، هیچ قدرتی ندارید، دلیلی برای انجام کاری وجود ندارد و نمی‌توانید ببرید. امید موهبتی است که لازم نیست واگذارش کنید، قدرتی که مجبور نیستید کنار بگذارید. هرچند امید می‌تواند عملی سرکشانه باشد، سرکشی دلیل کافی برای امید داشتن نیست.

اگر اخبار را دوست ندارید… بروید بیرون و خودتان خبرساز شوید.

هر آن‌چه پیش روی ما قرار می‌گیرد قابل تغییر دادن نیست، اما برای تغییر دادن هر چیزی باید نخست با آن روبه‌رو شد

اندوه و امید امکان هم‌زیستی دارند.

امید بدون اندیشهٔ انتقادی ساده‌لوحی است.

قدرت عوام هم‌چنان نیروی مهیبی برای تغییر است.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب به زمان بندی خدا اعتماد کن اثر آکیرا (درباره صبر و امید)

مطلب مشابه: بخش‌هایی از کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید اثر جفری یانگ و جنت اس

جملاتی از این کتاب

قرن بیست‌ویکم شاهد ظهور نابرابری اقتصادی هولناکی بوده است که شاید منشاء آن در فراموشی باشد، هم فراموشی مردم طبقهٔ کارگر که از بدتر شدن وضعیت دستمزد، شرایط کاری و خدمات اجتماعی شکایتی ندارند و هم فراموشی نخبگانی که به امید اجتناب از انقلاب از برخی امتیازات دست کشیدند

یک زن عضو جبهه تعریف می‌کرد یک روز صبح که زیر باران به دولت کندی اعتراض می‌کرد چقدر احساس حماقت و بیهودگی کرده بود. سال‌ها بعد از دکتر بنجامین اسپاک –که یکی از فعالان مطرح این حوزه بود- شنید که برای او نقطهٔ عطف زمانی بود که گروه کوچکی از زنان را دید؛ این زنان زیر باران ایستاده بودند و به کاخ سفید اعتراض می‌کردند. با خود فکر کرده بود اگر آن‌ها این قدر مشتاقانه متعهد هستند، او باید بیش‌تر از این‌ها راجع به این مسئله فکر کند

امید بلیت بخت‌آزمایی نیست که بتوان روی مبل نشست و آن را در مشت فشرد و احساس بخت‌یاری کرد. این‌ها را می‌گویم، چون امید تبری است که در زمان اضطرار با آن درها را می‌شکنید؛ چون امید باید شما را به بیرون از در هل بدهد، چون همه‌چیزِ شما را می‌گیرد تا آینده را از جنگ بی‌پایان، از نابودی منابع زمین و خرد کردن تنگدستان و افراد در حاشیه دور کند. امید فقط به این معناست که شاید جهان دیگری ممکن باشد، نه مقرر و نه تضمین‌شده. امید خواستار عمل است؛ عمل بدون امید ناممکن است.

اگر اخبار را دوست ندارید… بروید بیرون و خودتان خبرساز شوید. – جملهٔ پایان‌بندی مجری ایستگاه رادیویی KSAN، وس نیسکر در دههٔ ۱۹۷۰

امید داشتن سپردن خودتان به آینده است و این سرسپردگی به آینده زمان حال را تاب‌آوردنی می‌کند.

امید داشتن قمار کردن است. شرط بستن روی آینده، روی آرزوهایتان، روی این امکان است که یک قلب باز و عدم‌قطعیت بهتر از قلب گرفته و امنیت است. امید داشتن خطرناک است و با این حال در مقابل هراس قرار می‌گیرد، چرا که خود زندگی کردن خطر کردن است.

اگر اخبار را دوست ندارید… بروید بیرون و خودتان خبرساز شوید.

گذشته در روشنی روز پیداست و می‌تواند مشعلی باشد که ما در شب تاریک آینده با خود حمل می‌کنیم.

پیروزی به این معنا نیست که حالا دیگر همه‌چیز قرار است تا همیشه روبراه باشد

آن ناامیدی که مدام پدیدار می‌شود از دست دادن ایمان به ارزش‌مندی مبارزه است.

امید بر این فرض استوار است که ما نمی‌دانیم چه پیش خواهد آمد و در فضای عدم‌قطعیت جای کافی برای عمل وجود دارد. وقتی عدم‌قطعیت را به رسمیت می‌شناسید، این را تصدیق می‌کنید که شاید بتوانید –به تنهایی و یا همراه با چند تن دیگر یا چند میلیون نفر دیگر- بر نتایج تاثیر بگذارید. امید استقبال از ناشناخته‌ها و ناشناختنی‌ها است، بدیلی برای قطعیت خوش‌بینی و بدبینی.

غول خفته، نام دیگر تودهٔ مردم است؛ وقتی بیدار شود، وقتی ما بیدار شویم، دیگر فقط تودهٔ مردم نیستیم؛ جامعهٔ مدنی هستیم، ابرقدرتی که ابزارهای مسالمت‌آمیزش گاهی در یک لحظهٔ تابناک، قدرت‌مندتر از هر خشونتی و از هر رژیم و ارتشی است. ما با پاهای خود و با حضور صدا و تصویر جمعی خود تاریخ را می‌نویسیم.

«امید تقلبی یکی از بزرگ‌ترین بدخواهان و حتی نابودکنندگان بشریت است و امید حقیقتاً اصیل متعهدترین خیرخواهش»

رقبای شما عاشق این هستند که باور کنید امیدی نیست، هیچ قدرتی ندارید، دلیلی برای انجام کاری وجود ندارد و نمی‌توانید ببرید.

«فرض کنید همان انقلابی را دارید که این همه حرفش را می‌زنید و آرزو می‌کنید. فرض کنید برنده شده‌اید و همان جامعه‌ای که می‌خواستید را دارید. شخصاً در چنین جامعه‌ای چطور زندگی می‌کنید؟ همین حالا آن‌طور زندگی کردن را شروع کنید!»

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب چرا می خوابیم؟ اثر متیو واکر (درباره اهمیت خواب در زندگی)

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب نیمه تاریک وجود دبی فورد در باب روانشناسی و خودشناسی

جملاتی از این کتاب

اگر اخبار را دوست ندارید… بروید بیرون و خودتان خبرساز شوید.

ارنست بلوخ در کتاب خود اصل امید اعلام می‌کند: «امید تقلبی یکی از بزرگ‌ترین بدخواهان و حتی نابودکنندگان بشریت است و امید حقیقتاً اصیل متعهدترین خیرخواهش» و از «نارضایتی آگاهانه که از آنِ امید است، چون هر دو از حکمِ نه به محرومیت بر می‌آیند» سخن می‌گوید.

نویسندهٔ بلغار ماریا پوپووا چندی پیش گفت: «اندیشهٔ انتقادی عاری از امید بدبینی است، اما امید بدون اندیشهٔ انتقادی ساده‌لوحی است.»

آن‌چه رویایش را در سر داریم همین الان هم در جهان حضور دارد

مشکلات کار ما هستند؛ به آن‌ها می‌پردازیم تا زنده بمانیم یا جهان بهتری بسازیم، بنابراین مواجه شدن با آن‌ها بهتر از روگرداندن، دفن کردن و انکار کردن آن‌هاست. رویارویی با مشکلات می‌تواند عملی از سر امید باشد، اما فقط به شرطی که فراموش نکنید چیزهای دیگری هم به جز آن‌ها وجود دارند.

جنایت علیه امید تنها جنایتی است که بخشش و رستگاری ندارد.

امید بلیت بخت‌آزمایی نیست که بتوان روی مبل نشست و آن را در مشت فشرد و احساس بخت‌یاری کرد. این‌ها را می‌گویم، چون امید تبری است که در زمان اضطرار با آن درها را می‌شکنید؛ چون امید باید شما را به بیرون از در هل بدهد، چون همه‌چیزِ شما را می‌گیرد تا آینده را از جنگ بی‌پایان، از نابودی منابع زمین و خرد کردن تنگدستان و افراد در حاشیه دور کند. امید فقط به این معناست که شاید جهان دیگری ممکن باشد، نه مقرر و نه تضمین‌شده. امید خواستار عمل است؛ عمل بدون امید ناممکن است

درست مثل مادری که خراب‌کاری‌های فرزند خود را راست‌وریس می‌کند

گفتن این نکته مهم است که امید چه چیزی نیست؛ امید این باور نیست که هر چیزی روبراه بوده، هست یا خواهد شد.

شاید امید واژهٔ اشتباهی برای این اظهارات باشد: نه این که جهان دیگری ممکن باشد، بلکه اصلاً ضرورتی ندارد و همه چیز روبه‌راه است؛ حالا دوباره بخواب. چنین گفته‌هایی قصد دارد تودهٔ مردم را کرخت و ناتوان کند و ما را در خانه منزوی نگه دارد و تسلیم بیچارگی کند، درست همان‌طور که دیکتاتوری‌های عریان می‌خواهند شهروندان را از طریق اعمال وحشت منزوی کنند.

امید این باور نیست که هر چیزی روبراه بوده، هست یا خواهد شد. پیرامون ما شواهد زیادی از رنج‌های عظیم و نابودی‌های گسترده هست. امید موردنظر من راجع به چشم‌اندازهای وسیع و پیشامدهای خاص است، از آن نوع که خواهان یا نیازمند عمل ماست.

امید یک در نیست، بلکه این احساس است که شاید جایی دری وجود داشته باشد، راهی برای خروج از مشکلات لحظهٔ کنونی حتی پیش از آن که آن راه را بیابیم یا دنبال کنیم. گاهی بنیادستیزها به جای این که به دنبال در باشند گلایه می‌کنند که دیوار پیش روی‌شان زیادی بزرگ، زیادی محکم، زیادی صاف و زیادی عاری از لولا، دستگیره، سوراخ کلید است، یا به سختی از دری عبور می‌کنند تا بعد به دنبال دیوار دیگری بگردند.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از “کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم” (داستان های موفقیت و شکست)

مطلب مشابه: جملات کتاب بیگانه اثر آلبر کامو؛ گزیده جملات جالب درباره زندگی

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.