نگاهی بر زندگی ناصر ملک مطیعی؛ از شروع بازیگری تا دوری از سینما و درگذشت او

نگاهی بر زندگی ناصر ملک مطیعی؛ از شروع بازیگری تا دوری از سینما و درگذشت او

ناصر ملک مطیعی استاد بزرگ سینمای ایران است که در قبل از انقلاب همچون لوحی درخشان درحال درخشش بود. حال برای هر سینما دوست و هنر دوستی مهم است که با زندگی استاد آشنا شده و ریشه‌های سینمای ایران را بهتر بشناسند. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم نگاهی بر زندگی ناصر ملک مطیعی داشته باشیم. با روزانه همراه شوید.

فهرست موضوعات این مطلب

تولد و اوایل زندگی

نلصر ملک مطیعی در 8 فروردین سال 1309 در تهران به دنیا آمد. استاد درباره تولد خود گفته: من متولد 1309 هستم. وقتی به سن دبستان رسیدم هنوز فوتبال در ایران رایج نبود و در دبستان ما والیبال بازی می‌کردیم.

خاطرم هست از اولین کسانی که فوتبال را به تهران آوردند و چه زحماتی کشیدند تا این رشته به مردم معرفی شد و جا افتاد. آن روزگار دور تا دور تهران، نه این تهران بزرگ، تهرانی کوچک که جمعیت کمی داشت و بعد‌ها در آغاز عصر سینما و ورزش و موسیقی تعداد ستارگان شاغل در این عرصه‌ها آن‌قدر کم بود که همه یکدیگر را می‌شناختیم و عصر به عصر در استانبول و نادری و لاله‌زار چشم در چشم می‌شدیم.

عرض می‌کردم که آن زمان ما و دیگران که عاشق فوتبال بودند به اطراف شهر می‌رفتیم و با دست شن‌های روی زمین را کنار زده و شرایط را برای فوتبال آماده می‌کردیم…

دبیرستان

ناصر ملک‌مطیعی دیپلم رشته تربیت بدنی دانشسرای عالی تهران را داشت و پیش از آنکه به سینما راه یابد معلم ورزش دبستان‌های تهران بود. در این دوره که ملک مطیعی ورزش را حرفه‌ای دنبال می‌کرد، با تئاتر و نمایش آشنا شد. همین موضوع باعث شد تا ستاره سینما زاده شود.

بازی در فیلم ولگرد

بازی در فیلم ولگرد

بعد از چندین حضور کوتاه در سینما، این فیلم ولگرد بود که از ناصر ملک مطیعی یک ستاره ساخت. ولگرد نام فیلمی است به کارگردانی مهدی رئیس فیروز که محصول سال 1331 است. این فیلم درباره ناصر و پروین است که زندگی ساده و خوشی دارند و خوشبختیشان را نوزادی کامل‌تر می‌کند ولی بدخواهان ناصر را به انحطاط می‌کشند و آنچنان سقوط می‌کند که با همهٔ علایق و پیوندش به خانواده، روی بازگشت را ندارد.

بعد از هفده سال سرگردانی و تحمل رنج‌ها و شکنجه‌های بسیار اتفاق او را بار دیگر سر راه همسر و دخترش قرار می‌دهد. ناصر چهره‌اش به کلی تغییر کرده‌است ولی پروین او را می‌شناسد و آن‌ها یک بار دیگر زندگی تازه‌ای را آغاز می‌کنند.

بازی در اولین فیلم رنگی

سینمای ایران نیز جزو سینماهایی بود که خیلی سریع تصویر رنگی را وارد تلویزیون کرد. در ایران نیز با فیلم گرداب بود که تصویر رنگی وارد سینما شد. این فیلم در قطع 16 میلی متر که اولین فیلم رنگی در تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود به دلیل نبود لابراتوار رنگی در ایران، نگاتیو فیلم برای چاپ و ظهور به نیویورک، آمریکا فرستاده شده بود. همچنین اولین فیلمبرداری از عوامل پشت صحنه در این فیلم انجام شده‌است.

داستان این فیلم درباره جوانی که زندگی ساده‌ای دارد گرفتار عده‌ای خوش گذران می‌شود. کسانی که با انواع نیرنگ‌ها نقشهٔ منحرف کردن جوان‌های ساده را دارند. جوان زندگیش بازیچه قمار، زیبایی یک زن و سایر نیرنگ‌های این افراد می‌شود و وقتی به خود می‌آید که سال‌های جوانیش را بیهوده هدر داده‌است.

چهره و تیپ خاص ناصر ملک مطیعی

چهره و تیپ خاص ناصر ملک مطیعی

ملک‌مطیعی از سال 1341 با پوشیدن لباس جاهل‌ها و کلاه مخملی‌ها، که پیش از او عباس مصدق و مجید محسنی به تن کرده بودند، در نقش‌هایی ظاهر شد. ملک مطیعی در فیلم‌های: کلاه مخملی (اسماعیل کوشان، 1341)، با معرفت‌ها (حسین مدنی، 1342)، مردها و جاده‌ها (ناصر ملک‌مطیعی، 1342)، ابرام در پاریس (اسماعیل کوشان، 1343)، سالار مردان (نظام فاطمی، 1347) و مردان روزگار (مازیار پرتو، 1348) با کت و شلوار مشکی، پیراهن سفید و کفش چرمی نوک تیز، کلاه مخملی و دستمال ابریشم یزدی و تسبیح شاه مقصود، اگرچه مصداق زنده‌ای از نمونه اجتماعی سنخ «جاهل» نبود، اما مجموعهٔ اجرای نقش، به‌ویژه حرکات دست‌ها و بالا انداختن ابرو، تکیه کلام‌ها و نقل‌هایش، عامهٔ بینندگان را مجذوب خود کرد.

فیلم قیصر و اوج محبوبیت

فیلم قیصر و اوج محبوبیت

سال‌ها فعالیت از ناصر ملک مطیعی یک ستاره ساخته بود، اما این فیلم قیصر بود که او را به اوج محبوبیت رساند. قِیصَر فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مسعود کیمیایی، ساخته سال 1348 به تهیه‌کنندگی عباس شباویز در استودیو آریانا فیلم است. عنوان‌بندی این فیلم را عباس کیارستمی ساخته است. قیصر در پدیدآوردن موجی نو در سینمای ایران نقش بسزایی داشته است.

داستان درباره یکی از برادران آب‌مَنگُل به نام منصور (جلال پیشوائیان) است، فاطی را هتک حرمت می‌کند. فاطی، پس از نوشتن نامه‌ای به مادر (ایران دفتری) و دایی‌اش (جمشید مشایخی)، خودکشی می‌کند و در بیمارستان جان می‌دهد.

فرمان (ناصر ملک‌مطیعی)، برادر بزرگ فاطی، پس از آگاه‌شدن از موضوع، به دکان برادران آب‌مَنگُل می‌رود. او، چون پیشتر قسم خورده‌بوده که دیگر هرگز دست به چاقو نبرد، با دستان خالی با برادران آب‌مَنگُل روبه‌رو می‌شود.

دو برادر منصور، رحیم (غلامرضا سرکوب) و کریم (حسن شاهین)، او را غافل‌گیر کرده، می‌کشند. قیصر (بهروز وثوقی)، برادر کوچکِ فرمان، از سفر جنوب بازمی‌گردد و پس از آگاه‌شدن از قضیه، به‌قصد انتقام به سراغ برادران آب‌مَنگُل می‌رود.

مطلب مشابه: زندگینامه بهروز وثوقی؛ درباره زندگی بازیگر قدیمی و لیست فیلم های این بازیگر

رقاصه شهر یکی از معروف‌ترین آثار استاد

رقاصه شهر یکی از معروف‌ترین آثار استاد

یکی دیگر از معروف‌ترین آثار ناصر ملک مطیعی رقاصه شهر است. رقاصه شهر فیلمی به کارگردانی شاپور قریب محصول سال 1349 است. داستان این فیلم درباره «لوطی» میانسال که بنگاه چوب بری دارد به لحاظ بی‌توجهی‌های همسرش به رقاصه ای متمایل می‌شود. رقاصه نیز عاشق او می‌شود و کارش را کنار می‌گذارد.

وقتی همسر مرد از او می‌خواهد که مردش را به او بازگرداند، رقاصه با مرد را می‌گذارد و مجدداًبه کار سابقش بازمی‌گردد. لوطی که از نظر احساسی زخم خورده، رقاصه را به شدت مضروب می‌کند و نزد همسرش بازمی‌گردد. رقاصه با اینکه عشقش را از دست داده مع‌هذا خوشحال است که خوشبختی خانواده ای را شکل داده‌است…

وقوع انقلاب و دوری از سینما

تا قبل از وقوع انقلاب 57 ناصر ملک مطیعی درحال درخشش در سینما یایران بود اما با وقوع انقلاب همه‌چیز تغییر یافت. ملک مطیعی، دوران پس از انقلاب را دوران سختی توصیف کرده‌است؛ زیرا دچار انزوا و تنهایی و از طرفی، عشق و علاقه مفرطی که به فیلم و سینما داشت، قابل تحقق نبود و امکان کار هنری برای وی مهیا نبود.

پس از مدتی، به دعوت عوامل تولید برزخی‌ها، نقش مثبت و کوتاهی را بازی می‌کند. با این وجود، نام وی در زمان تیتراژ پایانی فیلم به نمایش درنیامد و روزنامه‌ها نیز خبری در خصوص حضور مجدد وی، منتشر نکردند که این موضوع، موجب دلسردی مفرط وی شد.

وی شرح آن روزگار خود را اینگونه توصیف می‌کند: «کسی از دوستان من هم نمانده بود. بهروز که به خارج رفت، فردین هم مدتی تقلا کرد تا بتواند کار کند، ایرج قادری هم خواست که کار کند و کار کرد؛ ولی من از کسی تقاضای کار نکردم و خودم را کنار کشیدم.

بازگشت به سینما بعد از 35 سال!

بازگشت به سینما بعد از 35 سال!

سال‌ها دوری نماد سینمای ایران بعد از 35 سال پایان یافته و استاد برای آخرین بار با فیلم نقش نگار به سینما بازگشتند. نقش نگار فیلمی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی علی عطشانی و نویسندگی مهران کاشانی محصول سال 1392 است.

داستان این فیلم درباره فرزاد است که بدون هماهنگی پدرش قصد ازدواج با نگار دارد. رضایت موقت پدر همه چیز را برای مراسم خواستگاری مهیّا می‌کند اما گذشته نگار همه شرایط را دچار تغییر می‌کند.

حضور در برنامه مهران مدیری

حضور در برنامه مهران مدیری

در اتفاقی نادر، ناصر ملک مطیعی به دعوت مهران مدیری به برنامه دورهمی آمد. حضور ناصر ملک‌مطیعی در برنامه «دورهمی» و گفت‌وگویش با مهران مدیری به‌ سرعت خبرساز شد و هم‌زمان با این خبر، حضورش در برنامه‌ای دیگر با عنوان «من و شما» نیز توجهات بسیاری را به ویژه‌برنامه‌های شب یلدا در رسانه ملی و تغییر رویکرد این رسانه مبنی‌ بر حضور بازیگری که سال‌ها در قاب تلویزیون دیده نشده است.

جلب کرد و طبعا بینندگان مشتاق تلویزیون پیگیر و علاقه‌مند حضور ناصر ملک‌مطیعی و شنیدن صحبت‌هایش بودند.

گویا پخش ویژه برنامه «من و شما» به‌ جای پخش در روز جمعه به چهارشنبه منتقل شد و قرار بود این برنامه زودتر از برنامه «دورهمی» روی آنتن برود اما این برنامه که قرار بود با حضور ناصر ملک‌مطیعی و علی پروین، از شبکه شما پخش شود، لحظاتی پس از صحبت‌های ابتدایی مجری قطع شد و سپس، در زیرنویس تلویزیون اعلام شد که این برنامه، امشب به دلیل مشکل فنی پخش نمی‌شود.

اما هادی قندی، تهیه‌کننده برنامه «من و شما»، به قطع این برنامه واکنش نشان داد. او با انتشار پستی در صفحه اینستاگرامش نوشت که خودش هم دلیل قطع برنامه را نمی‌داند!

امیرعلی ملک‌مطیعی، فرزند این بازیگر پیش‌کسوت، در بخشی از یادداشتش در واکنش به عدم پخش دو برنامه‌ای که ملک‌مطیعی در آنها حضور پیدا کرده بود، نوشت: «قرار بود که مصاحبه پدرم در برنامه (من و شما) و دیگر گفت‌وگویش در برنامه (دورهمی) از تلویزیون پخش شود، هر دو در یک روز البته، که هیچ‌کدام پخش نشد، دلیلش را نمی‌دانم.

عده‌ای گفتند که دلیلش، رقابت بین سازندگان این دو برنامه بوده، هر کدام خواسته‌اند اولین برنامه‌ای باشند که ناصر ملک‌مطیعی را به مخاطبان نشان می‌دهند، عده‌ای گفتند حضور ملک‌مطیعی باعث پخش‌ نشدن و متوقف‌ شدن این دو برنامه شده، شایعات مختلفی هست و دلایل متعدد، دنبال دلیلش نیستم، دنبال آرزویم هستم، می‌خواهم به آرزویم برسم، من منتظرم، هنوز هم پای تلویزیون نشسته‌ام، خسته‌ام اما نمی‌خوابم، در انتظار دیدن پدرم هستم.

مسئولان محترم صداوسیما! با احترام، از شما می‌خواهم تصویر و مصاحبه پدرم ناصر ملک‌مطیعی را پخش کنید! به غیر از من، طرفداران و دوستداران پیر و جوان پدرم هم، مثل من منتظرند. ما چشم به راهیم / لطفا همراهی کنید. به همراهی و همیاری‌تان بسیار خوش‌بینم و امیدوار…»

بهزاد فراهانی، بازیگر پیش‌کسوت سینما و تئاتر، نیز در واکنش به این اتفاق به «شرق» گفت: «ناصر ملک‌مطیعی پدر سینمای ایران است و اگر ما این نامهربانی را در حق این مرد می‌کنیم مشکل از ماست، باید حرمت این مرد را داشته باشیم. آن چه که ناصر ملک‌مطیعی در شناسنامه‌اش دارد، هم شریف است، هم بالنده… این که تحت چه شرایطی و اعمال سیاست‌هایی، جلوی این شخصیت را گرفتیم و اگر نگذاشتیم سال‌هایی از زندگی‌اش را خوشبخت زندگی کند، این مشکل ماست.»

مطلب مشابه: بیوگرافی سعید کنگرانی؛ علت فوت سعید کنگرانی، بازیگر سریال دائی جان ناپلئون درگذشت

سینما هنر جمعی است

سینما یک صنعت – هنر جمعی است و برای موفقیت در آن باید یک مجموعه خوب باشند. کلی آدم باید کارشان را عالی انجام بدهند تا یک فیلم موفق شود، قصه خوب می‌خواهد، کارگردان و تهیه‌کننده و بازیگر و فیلمبردار و کلی عوامل و امکانات دیگر و بازیگر فقط جزئی از کار است که مردم او را می‌بینند اما در موفقیتش دیگران سهم دارند اما در ورزش این‌طور نیست و شما به تنهایی می‌توانی قهرمان شوی.

اتفاقاً همین ویژگی باعث ارزشمند شدن کار قهرمانان ورزشی است. تنها هستند و کسی کمکشان نمی‌کند. قهرمانی در ورزش «واقعی» است و قصه نیست، در لحظه زندگی می‌کنی و انتهای معلوم ندارد و به همه این دلایل آن پیشینه مرا هم اضافه کن. اینکه عاشق ورزش بودم و اتفاقی سر از سینما درآوردم که ماجرایش را بار‌ها گفته‌ام.

شما همین امروز و در همه‌جای دنیا می‌بینید که در سینما رسمی هست؛ اینکه خیلی نقش‌ها را اول به سوپراستارهای بزرگ پیشنهاد می‌کنند و همه می‌دانند برخی اسم‌ها می‌توانند تماشاگر بیاورند. وقتی نقشی را فلان سوپراستار رد می‌کند به دیگری پیشنهاد می‌کنند و همین‌طور تا آخر. حالا هر کس برای رد کردن یک نقش دلایلی دارد.

از خوشش نیامدن تا سایر عوامل و… حتی مسایل شخصی. من هم سال‌ها سوپراستار بودم و خیلی وقت‌ها اصلاً فرصت بازی در بسیاری از پروژه‌ها را نداشتم.

چشمه‌ آب حیات هم پیشنهادی بود که رد کردم و فردین و ایرج قادری با آن فیلم وارد عرصه شدند. این‌طور نبود که من عمداً رد کنم یا بگویم باید این نقش را به فردین بدهید که فردین خودش لیاقت داشت، استعداد و پشتکار داشت و به قله رسید.

عاشق کشتی هستم

عاشق کشتی هستم

من در کنار فوتبال، کشتی را هم عاشقانه دوست داشتم و داور رسمی هم شدم. با بسیاری از کشتی‌گیران مشهور از‌‌ همان دهه 20 تا الان رفاقت کرده‌ام، یعنی در کنار فوتبال و بچه‌های دوچرخه‌سواران و شاهین که بعد‌ها به استقلال و پرسپولیس تغییر نام دادند.

در دانشسرا با بسکتبالیست و بوکسور هم رفیق شدم که بعد‌ها ملی‌پوش شدند، مثل امانویل آغاسی پدر همین تنیسور مشهور. گفتم که تهران آن موقع آن‌قدر بزرگ نبود و ما عصر به عصر همه یکدیگر را در نادری و استانبول می‌دیدیم.

بعد‌ها در دهه 40 نسل تازه‌ای آمد، بهزادی و شیرزادگان و پروین و حجازی و… در دهه‌های بعدی هم که شاگردان خودم خودشان مربی شدند تا همین امروز که جوان‌ترهایی مثل علی کریمی به من لطف دارند و می‌بینمشان. ما یک دوره 40 ساله داریم که ماهی یک‌بار دور هم جمع می‌شویم و ناهار می‌خوریم و از حال هم می‌پرسیم.

هرچه دارم از مردم است

هر چه دارم از لطف همین مردم است. نمی‌گویم کسی بی‌احترامی یا خدای نکرده اهانت کرد، خیر. اتفاقاً در تمام عمرم خدا لطف کرده و محبت مردم نسبت به من بزرگترین ثروت و سرمایه‌ام بوده و همیشه هر جا رفته‌ام مردم دورم را گرفته‌اند اما آن روز هزاران نفر مثل من بودند و مردم مرا می‌دیدند که کنار درختی تکیه زده‌ام و کسی توجهی به دیگران نداشت. همه مثل هم، من مثل همه و همه نگاه‌ها به تختی بود. او آن‌قدر بزرگ و محبوب بود که کسی ناصر ملک‌مطیعی و دیگران را نمی‌دید. آنجا می‌توانستی ببینی «مشهور شدن» آسان است و «محبوب بودن» سخت. می‌دیدی شهرت را می‌شود به هر دلیل و هر شکل کسب کرد اما محبوبیت لیاقتی می‌خواهد که هرکس ندارد چون هدیه مردم است.

سخن پایانی

بسیار خرسندیم که تا پایان همراه سایت روزانه بودید. ما امروز و در مقاله فوق سعی کردیم تا درباره زندگی شخصی و حرفه‌ای ناصر ملک مطیعی بنویسیم تا شما عزیزان و طرفداران با زندگی این اسطوره سینما بیشتر از قبل آشنا شوید. در پایان امیدواریم که از خواندن این مقاله نهایت لذت را برده باشید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.