غزل شماره ۴۷ از غزلیات حافظ؛ به کویِ میکده هر سالِکی که رَه دانست …
غزل شماره ۴۷ از غزلیات حافظ را در بخش شعر روزانه قرار دادهایم. حافظ در اشعار خود به نقد جامعه و مسائل اجتماعی نیز پرداخته است. او با زبانی کنایهآمیز و هنرمندانه، نواقص و مشکلات اجتماعی زمان خود را مورد انتقاد قرار میدهد.

غزل شماره ۴۷
به کویِ میکده هر سالِکی که رَه دانست
دری دگر زدن اندیشهٔ تَبَه دانست
زمانه افسر رندی نداد جز به کسی
که سرفرازیِ عالَم در این کُلَه دانست
بر آستانهٔ میخانه هر که یافت رَهی
ز فیضِ جامِ مِی اَسرار خانقَه دانست
هر آن که رازِ دو عالم ز خطِ ساغَر خواند
رُموزِ جامِ جم از نقشِ خاک ره دانست
ورایِ طاعتِ دیوانگان ز ما مَطَلَب
که شیخِ مذهبِ ما عاقلی گُنَه دانست
دلم ز نرگسِ ساقی اَمان نخواست به جان
چرا که شیوهٔ آن تُرکِ دل سیه دانست
ز جورِ کوکبِ طالع ،سَحَرگَهان چشمم
چنان گریست که ناهید دید و مَه دانست
حدیثِ حافظ و ساغر که میزند پنهان
چه جایِ محتسب و شِحنه، پادشَه دانست
بلندمرتبه شاهی که نُه رِواقِ سِپِهر
نمونهای ز خَمِ طاقِ بارگَه دانست
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۶ از غزلیات حافظ؛ گل در بَر و می در کف و معشوق به کام است …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۵ از غزلیات حافظ؛ در این زمانه رفیقی که خالی از خِلَل است …
تفسیر این شعر

این شعر از حافظ شیرازی، شاعر بزرگ ایرانی، به موضوعاتی چون عشق، می، و فلسفه زندگی میپردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. بیت اول: هر ساله، هر کسی که راهی به سوی میکده (محل نوشیدن شراب) پیدا کند، درک جدیدی از زندگی و تفکر پیدا میکند.
2. بیت دوم: زمانه فقط به کسانی که رندی (زیرکی و فریبندگی) را درک کردهاند، قدرت و افتخار میدهد. این افراد سرفرازی و بزرگی را در خود میدانند.
3. بیت سوم: هر کسی که راهی به میخانه پیدا کند، از نعمت و فیض شراب (جام می) بهرهمند میشود و اسرار خانقاه (محل عبادت) را میفهمد.
4. بیت چهارم: هر کسی که رازهای دو جهان (دنیا و آخرت) را از خط ساغر (لیوان شراب) بخواند، رموز جام جم (جامی که قدرتی جادویی دارد) را از خاک راه درک میکند.
5. بیت پنجم: ما از دیوانگی فراتر رفتهایم و به دنبال چیزی نیستیم، چرا که شیخ مذهب ما (رئیس مذهبی) نیز گناهکار است و این را میداند.
6. بیت ششم: دلم از نرگس ساقی (کسی که شراب میریزد) نمیخواهد که به جانم آسیب برساند، چرا که این ترک زیبا (عاشق) به خوبی میداند چگونه دلها را بشکند.
7. بیت هفتم: به خاطر بدیهای ستارهها، چشمانم صبحگاهان آنقدر گریسته که ناهید (سیاره زهره) و ماه هم این را دیدهاند.
8. بیت هشتم: داستان حافظ و ساغر در دل پنهان است و نیازی به محتسب (نظارتکننده بر رفتار مردم) و شحنه (پلیس) نیست، چرا که پادشاه این راز را میداند.
9. بیت نهم: شاهی بلندمرتبه که نه رواق آسمان را دارد، نمونهای از خم طاق بارگاه (محل سلطنت) است و عظمت او قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست.
در کل، شعر حافظ به زیباییهای عشق و زندگی پرداخته و نشاندهندهی فلسفه عمیق او در مورد رندی، میخانه، و رازهای زندگی است. حافظ با استفاده از نمادها و تصاویری زیبا، به خواننده دعوت میکند تا به عمق احساسات و تجربههای انسانی بپردازد.
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۴ از غزلیات حافظ؛ کُنون که بر کفِ گُل جامِ بادهٔ صاف است …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۳ از غزلیات حافظ؛ صَحنِ بُستان ذوق بخش و صحبتِ یاران خوش است …










