غزل شماره ۷۲ از دیوان شمس مولانا؛ به خانه‌خانه می‌آرد چو بیذق شاهِ جان ما را …

غزل شماره ۷۲ از دیوان شمس مولانا را در روزانه بخوانید. غزلیات مولانا تأثیر بسیاری بر شاعران بعدی داشته‌اند. بسیاری از شاعران بزرگ فارسی‌زبان تحت تأثیر اندیشه‌ها و سبک شعری او قرار گرفته‌اند و از مضامین او الهام گرفته‌اند. همچنین غزل شماره ۷۳ از دیوان شمس مولانا؛ آمد بت میخانه تا خانه برد ما را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۲ از دیوان شمس مولانا؛ به خانه‌خانه می‌آرد چو بیذق شاهِ جان ما را ...

غزل شماره ۷۲

به خانه‌خانه می‌آرد چو بیذق شاهِ جان ما را

عجب بردست یا ماتست زیر امتحان ما را

همه اجزای ما را او کشانیده‌ست از هر سو

تراشیده‌ست عالم را و معجون کرده زان ما را

ز حرص و شهوتی ما را مهاری کرده در بینی

چو اشتر می‌کشاند او به گرد این جهان ما را

چه جای ما که گردون را چو گاوان در خرس بست او

که چون کنجد همی‌کوبد به زیر آسمان ما را

خنک آن اشتری کاو را مهار عشق حق باشد

همیشه مست می‌دارد میان اشتران ما را

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۱ از دیوان شمس مولانا؛ اگر نه عشق شمس الدین بُدی در روز و شب ما را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۰ از دیوان شمس مولانا؛ برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، مولانا، به زیبایی و عمیق‌ترین احساسات انسانی اشاره دارد. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. به خانه‌خانه می‌آرد چو بیذق شاهِ جان ما را

   شاعر می‌گوید که مانند یک راهنما یا هدایت‌کننده، روح ما را از خانه‌ای به خانه دیگر می‌برد. در اینجا “بیذق” به معنای کسی است که دیگران را به سمت هدفی هدایت می‌کند.

2. عجب بردست یا ماتست زیر امتحان ما را

   این موضوع شگفت‌انگیز است که آیا ما در دست او هستیم یا تحت آزمایش او قرار داریم. یعنی آیا ما در کنترل او هستیم یا اینکه او ما را می‌آزماید؟

3. همه اجزای ما را او کشانیده‌ست از هر سو

   او همه اجزای وجود ما را از هر طرف به هم متصل کرده است. یعنی خداوند یا نیرویی بالاتر تمام اجزای وجود ما را به هم پیوند داده است.

4. تراشیده‌ست عالم را و معجون کرده زان ما را

   او جهان را شکل داده و از آن، معجونی ساخته که شامل وجود ما نیز می‌شود.

5. ز حرص و شهوتی ما را مهاری کرده در بینی

   ما به خاطر حرص و شهوت‌های خود، تحت کنترل و مهار قرار گرفته‌ایم.

6. چو اشتر می‌کشاند او به گرد این جهان ما را

   همانند شتری که کشیده می‌شود، ما نیز به دور این دنیا کشانده می‌شویم.

7. چه جای ما که گردون را چو گاوان در خرس بست او

   چه جایگاهی داریم وقتی که خداوند گردونه (جهان) را مانند گاوان در اختیار گرفته است؟

8. که چون کنجد همی‌کوبد به زیر آسمان ما را

   او مانند کسی که دانه کنجد را می‌کوبد، ما را در زیر آسمان می‌فشارد و تحت فشار قرار می‌دهد.

9. خنک آن اشتری کاو را مهار عشق حق باشد

   خوشا به حال آن شتری که مهار عشق حق (خدا) را دارد.

10. همیشه مست می‌دارد میان اشتران ما را

    او همیشه در میان شتران (انسان‌ها) مست و سرمست نگه می‌دارد.

در کل، این شعر به مفهوم کنترل و هدایت خداوند بر زندگی انسان‌ها اشاره دارد و نشان می‌دهد که چگونه انسان‌ها تحت تأثیر خواسته‌ها و امیال خود قرار دارند. همچنین، شاعر آرزو می‌کند که انسان‌ها تحت هدایت عشق الهی قرار گیرند تا از بند خواسته‌های دنیوی آزاد شوند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۹ از دیوان شمس مولانا؛ چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۸ از دیوان شمس مولانا؛ چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.