اشعار کامران رسول زاده؛ زیباترین اشعار شاعر و ترانه سرای ایرانی
زیباترین اشعار کامران رسول زاده را برای شما دوستان قرار دادهایم. کامران رسولزاده شاعر، خواننده موسیقی پاپ، ترانهسرا و نمایشنامه نویس و دراماتوژ و نویسنده، مستندساز و کارگردان اهل ایران است.

بیوگرافی کوتاه کامران رسول زاده
کامران رسولزاده تاکنون پنج مجموعه شعر به نامهای «فکر کنم باران دیشب مرا شسته، امروز تو ام…»، «کوتاه بیا! عمرم به نیامدنت قد نمیدهد…»، «دستورهای زبانی یک دیکتاتور عاشق»، «مردماهی» و «نیستی و دوستت دارم، بی تو رفتارهام دچار توگانگی اند» را منتشر کرده است. همچنین نمایشنامهای «زَنمَرد» به سه زبان فارسی، انگلیسی و تُرکی اثر دیگر کامران رسولزاده است که توسط انتشارات مروارید منتشر و روانه بازار شده است.
کامران رسولزاده تاکنون موفق به دریافت دیپلم افتخار جشنواره بینالمللی شعرِ باکو در کشور آذربایجان شده است. این جشنواره از سوی کانون نویسندگان کشور آذربایجان و با عنوان جشنواره «صد شعر» برگزار شده و به معرفی آثار شاعران کشورهای ایران، ترکیه، روسیه، بلاروس، فنلاند، ازبکستان، آذربایجان و چند کشور دیگر میپردازد.
اشعار کوتاه و زیبا از کامران رسول زاده
بعضی جنگها تمام نمیشوند ،
حتی وقتی مرده باشی !
مثل یک سرباز مرده که آخرین
نامهاش به دست معشوق نرسیده،
عاشق توام !
روی مزارم کمی آغوش بریز !
که تمام شود این نبرد،
که تمام شود این درد…
پاییز پنجرهای است که از اتاقِ من
به هوای تو باز میشود …!
تو ديگر چه جور معشوقی هستی ؟
نه دستم به تو میرسد
نه میتوانم از شوق ديدنت،
بال در آورم
تو
دست و بال مـرا بستهای…
تو بعد از کشف الکل،
شاعرانه ترین کشف بشری
من از سرودن تو
مست می شوم…!
تمام دنیا
تمام دنیا
محله ی کوچکی ست
که تو در آن متولد می شوی
و من
میان بازیِ بچه های محله
به عشق تو
پیر می شوم..!
تو شبیه دیگران نیستی
دیگران حرف می زنند،
راه می روند،
نفس می کشند.
تو نه حرف می زنی
نه راه می روی
و نه
می گذاری نفس بکشم.
یا من مغلوبترین فاتح جهانم
یا مرزهای تن تو دست نیافتنیست
دارم عقبنشینی میکنم
این یعنی
عاشقت شدهام
یعنی
از اینجای شعر
دستور
دستور زبانِ توست.
مطلب مشابه: اشعار سید مهدی موسوی (40 شعر احساسی زیبا از شاعر و ترانه سرا)
مطلب مشابه: اشعار مژگان عباسلو؛ 40 غزل احساسی عاشقانه از شاعر خانم ایرانی

منطق پاییز
مثل بی منطقی زنی است
که وقتی دارد از زندگی مردی میرود
موهایش را رنگ میکند
می ترسم این قصه تمام شود و
سطر آخر آن تو نباشی..
و کلاغ پیری به خانه مان برسد
که گردن آویزِ نقره ی تو را
به منقار دارد…
تمام مردان قبیله عاشقت بودند
این شد که جنگ می کنم
از هفت پشت پیش
طاقت بیار
تا باز متولد شوم…
پنجره را باز کن،
همه چیز را به باد گفته ام…
این اواخر
به من فکر می کنی
و دلت برایم تنگ می شود!
کاش زنده بودم و
این روزها را
می دیدم.
کلاغ،
پر!
گنجشک،
پر!
این روزگار درختی است
که دل به پرنده بسته بود . . .
كسى برايم قهوه بريزد
كسى كه فال مرا مى داند
كسى كه حالِ مرا مى فهمد
و قصّه بگويد برايم
هزار و يك بار
تا از سرم بِپَرد اين خواب
كه هزار سال است نمى گذارد
تو را براى يك بار هم كه شده ببينم . . .
جــزيــره، منــم اينجــا؛
نــه ايــن خــاک و خيــابــان هــا
کــه دور مــي زننــد،
حــوالي دريــا را!
اينجــا جــزيــره منــم
کــه دريــا،
از اعمــاق دلــم شــور مي زنــد . . .
آسمــان کــه نشــد؛
چــرا درخــت نبــاشــم،
وقتــی تــو، در مــن،
اینهمــه پــرنــده ای؟!
ذهنــم،
پــر از لانــه هــایــی اســت
کــه بــرای تــو ســاختــه ام . . .
مطلب مشابه: اشعار عاشقانه رهی معیری ❤ با گلچین 15 شعر زیبای احساسی
مطلب مشابه: اشعار محمد علی بهمنی با مجموعه شعر کوتاه و بلند عاشقانه این شاعر
شعرهای کامران رسول زاده
نيستــي کــه بــريــزمــت روي عميــق تــريــن زخمــم!
نيستــي کــه نميــرم،
نيستــي!
از اينهمــه زخمهــاي خــالــي نــه،
از اينهمــه کــه نيستــي،
مُــردم . . .

دارم به اجزای تشکیل دهنده ام
تجزیه می شوم،
آب،
باد،
خاک،
و این آتش
که تو به جانم انداخته ای….
ما یک نفر بودیم !
و آن یک نفر
تو بودی !
از ما یک نفر
یکی عاشق تر بود ؛
و آن یک نفر …
تو
نبودی !
جهان
خالی تر از آن است
که جای خالی تو را حس نکنم
و خیال کن
چه خالی شده ام
وقتی حتی خیالت هم
سهم دیگران شده باشد..!
شعرهای زیبا عاشقانه کامران رسول زاده
خسته میشوم ازین نوشتن..
میان تمام نوشتههام
کسی هست
که تو را از من میگیرد…
کسی که لایق تو نیست
و تو هر بار نمیبینی انگار
که مرا
از دست دادهای…
در من
صدایی هست …
که شبیه شلیک گلوله ای ،
هرشب
مغزم را خالی می کند !
تو …
هرشب
روی در و دیوار اتاق …
پخش می شوی …
تو
بازمانده ی آخرین نسل معشوقان جهانی
بدون بوس و کنار
بدون آغوش…
شاید حتی وجود نداشته باشی!
بی اینهمه اما
هنوز
دوستت دارم…
آسمان که نشد،
چرا درخت نباشم …
وقتی
تو
در من
اینهمه پرنده ای؟
ذهنم
پُر از لانه هایی است
که برای تو ساخته ام !
واژه بهانه بود،
با بند بندِ وجودم نوشتمت
خواندی، ورق زدی
حواست به پاورقیها نبود،
من پای هر ورق عاشقت شدم…
با تو خوشبختم
مثل پيچكى كه به ديوار رسيده باشد،
مثل پرندهاى كه از شوق پرواز
بال درآورده باشد،
مثل جوانهاى كه از دل برف
به هواى بهار بيرون زده باشد
با تو آنقدر خوشبختم
كه دارد باران مىبارد…
تو بودن مرا انکار میکنی
و من نبودنت را
مسئله این است…!
مطلب مشابه: شعر عاشقانه شاد؛ مجموعه اشعار عاشقانه زیبا برای عشقم
مطلب مشابه: اشعار کوتاه پارسی گلچین شده [ 50 شعر بی نظیر شاعران شیرین سخن ایرانی ]

تو واقعيت دارى
مثل قهوه
مثل بیخوابی
و يا شايد خيال باشى
مثل فال
مثل خواب
تو چه واقعيت باشى چه خيال
كامم از نبودن تو تلخ مىشود …
برف تويى
كه اين همه سال
باريده اى روى موهام 🙂
به پرندگانی که زبان مرا می فهمند
بگو پرواز کنند.
بگو
من خواستم از بند پایانی این شعر, بپرم
اما,
بال نداشتم…!
تو عطر کدام خوشبوترین گل جهانی؟
که هر کجا می نویسمت
شکوفه میدهی؟
مثلِ یک شعر
مَرا تنگ در آغوش بگیر
که هوایِ غزلم
سخـت شبیه تنِ تُوست…
در حال دوست داشتن تواَم
مثل پيچك بى ديوار
مثل دُرناى بى جفت
مثل باران بى دليل
در حال دوست داشتن تواَم
در حالى كه دوستم ندارى…
لا اقل بگو نمی خواهی برگردی
این طوری تکلیف خودم را می دانم
و باز
منتظر می مانم!
وصیت کرده ام
قلبم را
به کسی شبیه خودم بدهند
می خواهم بعد از مرگ هم
عاشقت بمانم!
کار را یکسره کرده
جمعه
غروبش را از
صبح شروع میکند
مطلب مشابه: اشعار نیما یوشیج + مجموعه شعر و رباعایت عاشقانه و زیبای نیما یوشیج
مطلب مشابه: اشعار کوتاه معروف؛ گزیده زیباترین اشعار کوتاه عاشقانه از شاعران بزرگ










