انشا در مورد پیروزی انقلاب اسلامی (انشا درباره 22 بهمن و انقلاب)

انشا در مورد پیروزی انقلاب اسلامی (انشا درباره 22 بهمن و انقلاب)

انشا در مورد پیروزی انقلاب اسلامی را در روزانه قرار داده‌ایم. نوشتن انشا نیازمند تفکر عمیق و تحلیل موضوعات مختلف است. این فرآیند به فرد کمک می‌کند تا توانایی‌های تفکر انتقادی خود را پرورش دهد و بتواند به صورت منطقی و مستدل به مسائل نگاه کند.

انشا درباره پیروزی انقلاب اسلامی

موضوع انشا 22 بهمن و دهه ی فجر بود به خانه رفتم از مادرم پرسیدم 22 بهمن چه اتفاقی افتاده است و چرا ما آن را جشن می گیریم؟

مادر کمی فکر کرد و بعد گفت هیچ کس بهتر از پدر بزرگ نمی تواند این روز را برای تو توضیح دهد امشب به خانه پدر بزرگ می رویم تا او از این روز برای ما بگوید.

شب به خانه ی پدر بزرگ رفتیم و موضوع را با او در میان گذاشتیم. پدر بزرگ لبخندی زد و شروع کرد به توضیح دادن.

دهه فجر روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است. مردم که از ظلم و ستم زمان خود خسته شده بودند و دنبال عدالت بودند از روز 12 تا 22 بهمن با رهبری حضرت آیت الله خمینی (ره) به خیابان ها آمدند و بر علیه حکومت طاغوتی محمد رضا شاه شعار دادند.

محمد رضا شاه اول خواست که جلوی مردم را بگیرد و خیلی از مردم را به شهادت رساند اما مردم تسلیم نشدند و به خانه های شان نرفتند.

آن ها برای شهادت آماده بودند و می خواستند با خون خود عدالت را بر قرار کنند. محمد رضا شاه از قدرت مردم ترسیده بود و می دانست که ظلم و ستم پایدار نیست و به زودی مردم پیروز خواهند شد از ایران فرار کرد و کنترل کشور را به دست شاپور بختیار داد.

بختیار مامور شده بود فرودگاه ها را ببندد تا از ورود امام خمینی (ره) به ایران جلوگیری کند و مردم و انقلاب را شکست دهد. اما بالاخره با پا فشاری مردم فرودگاه ها باز شد و آن حضرت وارد ایران شد.

پس از ورود حضرت آیت الله خمینی (ره) به ایران، مردم در کنار رهبر آگاه شان به مبارزه ادامه دادند و عاقبت در روز 22 بهمن، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و مردم به خواسته ی چندین ساله خود رسیدند.

بعد از پیروزی انقلاب مردم به جمهوری اسلامی ایران رای دادند و حکومت جمهوری اسلامی را برای کشور خود انتخاب کردند.

مطلب مشابه: انشا در مورد پرچم ایران؛ ۸ انشا کوتاه و بلند درباره پرچم کشور

مطلب مشابه: انشا درباره دفاع از میهن؛ ۹ انشا کامل با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری

انشا در مورد پیروزی انقلاب اسلامی پایه هشتم

انشا در مورد پیروزی انقلاب اسلامی پایه هشتم

دهه ی فجر و 22 بهمن هر سال برای ما یاد آور روزهای سال 1357 است. در آن سال ها مردم همگی با هم متحد شدند و انقلاب اسلامی ایران را به پیروزی رساندند.

مردان و زنان و کودکان همه در کنار هم ایستادند و روی خواسته ی خود پا فشاری کردند، در خیابان ها گلوله بود که به طرف مردم شلیک می شد اما مردم از گلوله نمی ترسیدند و خودشان را برای هر اتفاقی آماده کرده بودند.

نه بستن فرودگاه ها از باز گشت امام خمینی (ره) جلوگیری کرد و نه کشتار، از به خیابان آمدن مردم، همین مقاومت مردم بود که حکومت پهلوی را به زانو در آورد و باعث سقوط آن شد.

در همین روزها بود که مردم ایران با رهبری امام خمینی (ره) به تبعیت از امام مظلومان سید الشهدا برای بر پایی عدالت جنگیدند و به پیروزی رسیدند. الگوی آنان امام حسین (ع) بود که در راه خدا از هیچ چیز دریغ نکرد و در تاریخ ماندگار شد.

مردم ایران در روز 22 بهمن هر ساله به پاس خون هایی که در سال 57 و پس از آن در جنگ تحمیلی 8 ساله ریخته شد به خیابان ها و میادین شهر می آیند و از انقلاب خود دفاع می کنند.

آن ها در این روز به تجدید عهد و پیمان خود با شهدا می پردازند و به گوش تمام جهانیان می رسانند که پیرو رهبرشان هستند.

در واقع این روزها فرصتی است برای قدردانی از شهدا، شهدایی که رفتند تا ما فرصت زندگی داشته باشیم، شهدایی که جاودانه هستند و بیش تر از همیشه در میان ما حضور دارند.

باید قدر این انقلاب را بدانیم و برای ساختن کشور دست در دست هم دهیم زیرا چشم دشمن باز هم خیره به ایران اسلامی است، آن ها دشمنی دیرینه ای با این انقلاب دارند و دنبال فرصتی هستند تا این انقلاب را از بین ببرند.

انشا پیروزی انقلاب اسلامی

این روزها در تاریخ سرزمین سر بلندمان همیشه ماندگار است، روزهایی که مردم دست به دست هم دادند و با هدایت و رهبری حضرت آیت الله خمینی (ره) سرنوشت جدیدی را برای خود رقم زدند.

مردمی که دیگر از ظلم و ستم به ستوه آمده بودند و خواستار دولت و حکومتی جمهوری و اسلامی بودند تا بر پایه ی آن بتوانند قوانین اسلام را پیاده کنند و عدل و عدالت را در جامعه به اجرا در آورند.

در همان روزها بود که کسی از مرگ نمی ترسید و با آغوش باز به سوی مرگ پر می کشید و با خون خود می خواست تا مردمی که می مانند در آزادی و دور از ستم زندگی کنند.

مردم دیگر رژیم وابسته و طاغوتی را نمی خواستند و با هر فریاد خود این را به گوش حکومت و جهانیان می رساندند، در این میان رهبری فرزانه هدایت گر و روشنی بخش مسیری بود که مردم خواهان آن بودند.

با هر شعار و هر قطره ی خونی که ریخته می شد کاخ شاهی محمد رضا شاه پهلوی به لرزه در می آمد و ترس بر ساکنانش مستولی می گشت، به همین خاطر بود که آن ها از ترس گریختند.

آن ها دیگر در بین مردم جایی نداشتند پس از ترس جانشان فرار را بر ماندن ترجیح دادند و کشور به دست مردم افتاد.

در این میان امام خمینی (ره) هوشمندانه مردم را راهنمایی می کرد تا در مسیر درستی قدم بگذارند و انتخاب درستی کنند، او با تمام مقاومت های حکومت بختیار به ایران بازگشت تا در کنار ملت خود باشد.

در ماه بهمن بود که ملت و رهبر کنار هم به پیروزی رسیدند و به خواسته ی دیرینه ی خود رسیدند.

مطلب مشابه: انشا در مورد آهنگ سرود ملی (۹ انشا برای پایه های مختلف)

مطلب مشابه: انشا با موضوع از کوزه همان برون تراود که در اوست (۸ انشا جدید)

انشا در مورد پیروزی انقلاب اسلامی و دهه فجر

انشایم را با سلام و درود به ارواح شهدای انقلاب بویژه پدر عزیزم آغاز می کنم. این بهترین موضوع انشایی است که آقا معلم به ما گفته است. به نظر من همه ما انقلاب را فراموش کرده ایم. برای همین هم نوشتن از انقلاب اینقدر برایمان سخت شده است. جواد برادر بزرگم می گوید فراموشی انقلاب از جنس گم کردن تقویم و تاریخ نیست… از جنس فراموشی ماهیت و آرمان انقلاب است!

جواد خیلی کتاب می خواند. برای همین هم اینقدر خوب حرف می زند. من خودم خیلی وقتها از حرفهای جواد سر در نمی آورم. اما آرزو دارم روزی بتوانم مثل جواد باشم. دوست دارم بتوانم مانند جواد یک انقلابی حقیقی باشم. او هیچ وقت از کارهایی که کرده پشیمان نیست. حتی از اینکه مجبور است همیشه روی ویلچر بنشیند ناراحت نیست. می گوید وقتی به جنگ می رفتیم همه این چیزها را می دانستیم. من خوب می دانم که جواد فقط از یک چیز ناراحت است. اکثر دوستان صمیمی جواد شهید شده اند و او حالا تنها مانده است. برای همین هم بادیدن عکس شهدا گریه می کند. شاید بگویید اینها چه ربطی به موضوع انشا دارند! خودم هم نمی دانم. اما من خیلی ناراحتم از اینکه هیچ کس به جواد سر نمی زند. ناراحتم که هر سال دهه فجر می شود اما کسی به مزار پدر من نمی آید. دلم می گیرد از اینکه بعضی ها به انقلاب بد می گویند. من که مثل جواد نیستم! جواد می گوید ما طلبکار انقلاب نیستیم… همه به انقلاب بدهکاریم!

کاش مثل فیلمها زمان متوقف می شد و روزهای انقلاب برای همیشه می ماندند! جواد خنده اش می گیرد و می گوید: پس امتحان الهی چی میشه؟! …

بچه ها به نظر من هرکس می خواهد انقلاب را بشناسد باید اول امام را بشناسد. امام فقط یک رهبر سیاسی نبود… او حاکم مطلق بر قلبهای همه مردم بود! (این هم حرف جواد است)

من خیلی امام را دوست دارم. البته نه مثل جواد! جواد هر وقت صحبت های امام از تلویزیون پخش می شود گریه می کند. او عاشق امام است و همیشه به من می گوید که امام را خوب بشناسم. جواد معتقد است خیلی ها امام را درست نشناخته اند برای همین هم دایم رنگ عوض می کنند. آینده انقلاب نیازمند آنهایی است که آرمانهای انقلاب را عمیقا شناخته و به آن باور دارند! نه اینکه اصول و آرمانهای انقلاب را مطابق شرایط حاکم تغییر و تفسیر کنند! (این هم حرف جواد است).

من تلاش خواهم کرد که آرمانهای این انقلاب بزرگ را خوب بشناسم و در مسیر تحقق آنها قدم بردارم. هر چند که می دانم این راه خیلی سخت است. به امید روزی که صاحب اصلی این انقلاب ظهور کند!

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

انشا در مورد پیروزی انقلاب اسلامی

دهه فجر و 22 بهمن هر سال برای ما یاد آور روزهای سال 1357 است. در آن سال ها مردم همگی با هم متحد شدند و انقلاب اسلامی ایران را به پیروزی رساندند.

مردان و زنان و کودکان همه در کنار هم ایستادند و روی خواسته خود پا فشاری کردند، در خیابان ها گلوله بود که به طرف مردم شلیک می شد اما مردم از گلوله نمی ترسیدند و خودشان را برای هر اتفاقی آماده کرده بودند.

نه بستن فرودگاه ها از باز گشت امام خمینی (رحمه الله) جلوگیری کرد و نه کشتار، از به خیابان آمدن مردم، همین مقاومت مردم بود که حکومت پهلوی را به زانو در آورد و باعث سقوط آن شد.

در همین روزها بود که مردم ایران با رهبری امام خمینی (رحمه الله) به تبعیت از امام مظلومان سید الشهدا برای بر پایی عدالت جنگیدند و به پیروزی رسیدند. الگوی آنان امام حسین (علیه السلام) بود که در راه خدا از هیچ چیز دریغ نکرد و در تاریخ ماندگار شد.

مردم ایران در روز 22 بهمن هر ساله به پاس خون هایی که در سال 57 و پس از آن در جنگ تحمیلی 8 ساله ریخته شد به خیابان ها و میادین شهر می آیند و از انقلاب خود دفاع می کنند.

آن ها در این روز به تجدید عهد و پیمان خود با شهدا می پردازند و به گوش تمام جهانیان می رسانند که پیرو رهبرشان هستند.

در واقع این روزها فرصتی است برای قدردانی از شهدا، شهدایی که رفتند تا ما فرصت زندگی داشته باشیم، شهدایی که جاودانه هستند و بیش تر از همیشه در میان ما حضور دارند.

باید قدر این انقلاب را بدانیم و برای ساختن کشور دست در دست هم دهیم زیرا چشم دشمن باز هم خیره به ایران اسلامی است، آن ها دشمنی دیرینه ای با این انقلاب دارند و دنبال فرصتی هستند تا این انقلاب را از بین ببرند.

مطلب مشابه: انشا درباره دیدن یک شکارچی از دریچه چشم یک آهو (۱۰ انشا جدید)

مطلب مشابه: انشا با موضوع اگر من رئیس جمهور بودم، چه می‌کردم؟ (۱۰ انشا جدید)

موضوع انشا ۲۲ بهمن ماه

وقتی بزرگ تر ها در مورد سال های انقلاب صحبت میکنند، حس و حال عجیبی دارند، از بیان شور و حرارت جوانان، همبستگی مردم، اتحاد نیروی های نظامی و ارتش، شهادت و شکنجه های رهبران انقلاب و حتی وضعیت زندگی عادی مردم در کوچه و خیابان خاطرات زیادی دارند که وقتی برای ما تعریف میکنند حس میکنی آنها در یک جهان افسانه ای عجیب و غریب زندگی کرده اند . تجربیاتشان اگر چه جالب و شگفت آور است اما برای ما ملموس نیست .

نمیتوانیم درک کنیم که چطور همه آدم ها با هر عقیده و مرامی در کنار هم بودند. به هم کمک میکردند، به هم پناه میدادند و یک صدا در برابر ظلم و استبداد شاهنشاهی ایستاده بودند. از این که بدون ترس از مرگ و شکنجه هر روز به خیابان ها می آمده اند و با تنها سلاحی که داشته اند یعنی جانشان خواستار اصلاح و تغییر زندگی شان بوده اند.

من فکر میکنم تنها چیزی که میتواند همه آدم های یک کشور را در کنار هم این اینطور متحد کند سلاح ایمان است . ایمان حقیقی که ما این روزها کمتر پیدا میکنیم، در آن روزگار انسان ها را به هم نزدیک کرده بود. طوری که هر طور که میتوانسته اند با کمترین امکانات به هم کمک میکردند تا هدف نهایی شان تحقق پیدا کند.

امروز گاهی باشنیدن خاطرات بزرگتر ها، پدر، مادر و حتی پدربزرگ و مادربزرگ آرزو میکنم کاش در آن روزگار زیسته بودم و طعم تلاش همگانی در جهت یک هدف والا را به جای زندگی در دنیایی که همه به فکر منافع خود هستند را تجربه میکردم . جنگیدن برای کشور،دین، عقیده و آزادی میتواند به زندگی رنگی خدایی بدهد … چیزی که این روزها جای خود را به جنگیندن برای منفعت، رفاه شخصی، مال اندوزی و پایمال کردن حقوق دیگران داده است.

راستش با این که بزرگتر ها همیشه به ما میگویند که باید خدا را شکر کنیم که در رفاه و آسایش زندگی میکنیم و این که دیگر خبری از شلیک تیر و تفنگ و شکنجه نیست، اما من بدون این که هیچ درک دقیقی از دهه فجر سال ۵۷ داشته باشم، آرزو میکنم یکی از جوانان و نوجوانانی بودم که تا ۲۲ بهمن سال ۵۷ در صف های به هم پیوسته برای آزادی حقیقی میجنگیدم. یا در ۱۲ بهمن ۵۷ از شوق برگشتن رهبر انقلاب اشک میریختم…

 نتیجه گیری :

شاید ایرانی که امروز در آن زندگی میکنیم، دنیای ایده آلی نباشد که جوانان سال ۵۷ برای آن جان داده اند . اما من ایمان دارم ما در دامنه مسیری سخت و پر پیچ و خم هستیم که گذشتگانمان با نثار خون خود آغاز کرده اند و شادی فرزندان ما بر فراز قله های آن پرچم افتخار و آزادی و ایمان را به اهتزاز در آورند. إن شاءالله.

مطلب مشابه: انشا در مورد کتاب + چند انشای زیبای ادبی با موضوع کتاب و کتاب خواندن

مطلب مشابه: انشا با موضوع چرا باید راست بگوییم؟ (۹ انشا زیبا و جدید)

انشا در مورد پیروزی انقلاب 57

انشا در مورد پیروزی انقلاب 57

ابتدای انشایم از بابت خط بدم عذر می خواهم. راستش الان از بازار رسیده ام و باید ظرف نیم ساعت انشایم را بنویسم و راهی مدرسه شوم. امروز از اول صبح که بساط دست فروشی ام را باز کردم فقط به فکر انشایم بودم. حتی وقتی حساب مشتری ها را می کردم حواسم فقط به انقلاب بود. من فکر می کنم ما و انقلاب کاری به کار هم نداریم. به قول بابا هر حکومتی که سر کار بیاد ما همان عملگی و دست فروشی مان سر جای خودش است! بابام قبل انقلاب عمله  بود… حالا هم که پیر و فرسوده شده کار واکسی می کنه! من واقعا نمی دانم که انقلاب خوب است یا نه؟! اما از حرفهای امام خمینی (رحمه الله) خیلی خوشم می آید. تا چند سال پیش روی دیوار مدرسه مان نوشته بودند:«همین پابرهنگان و مستضعفان…».

راستش هر وقت کفشهام پاره می شد و تو کفشهام آب می رفت با خودم فکر می کردم منظور امام من هستم! حالا اون نوشته را پاک کرده اند و به جایش چیز دیگری نوشته اند که یادم نیست.«ننه» که مادر بزرگ من است می گوید زمان انقلاب همه به فکر هم بودند. جوانهای محل برای پیرمردها و پیرزنها نفت می بردند. من که کشته مرده این جور کارها هستم! ننه چیزهای خیلی خوبی از انقلاب تعریف می کند. آخر حرفهایش هم همیشه گریه اش می گیرد. می گوید دلش برای روزهایی که همه یک دل و یک صدا بودند تنگ شده است. به نظر ننه انقلاب خیلی خوب است. اما به نظر من ننه کمی اشتباه می کند. انقلاب نه خوب است و نه بد. معمولی است! شاید اولها خیلی خوب بود اما حالا چی؟! البته من چیز زیادی نمی دانم. علاقه ای هم ندارم که وقتم را صرف این چیزها کنم. اگر وقت اضافی بیارم سیگار فروشی می کنم! درآمدش بدک نیست!

حیف که ننه اجازه نمی ده. می گوید باید درس بخوانم و آدم حسابی شوم. ننه نمی داند که  برای آدم حسابی شدن فقط پول لازمه نه درس خواندن! حیف که دیگر دیر شده و الا می خواستم چیزهای زیادی از انقلاب بگویم!

مرکب در قلم مانند آب است

خجالت می کشم خطم خراب است

موضوع انشا ۲۲ بهمن چه روزی است

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه :

باز هم دهه فجر رسید.

روزهای پیروزی انقلاب اسلامی که برای پدر و مادرهای ما پر از خاطره است.

در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت

و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمار می رود.

متن انشا :

دوازده تا بیست و دو بهمن ۱۳۵۷ دهه فجر انقلاب اسلامی و روزهای سرنوشت ساز ملت به پاخاسته ایران است. بازگشت افتخارآمیز امام خمینی به ایران اسلامی و اعلام تشکیل دولت موقت با خود نتایج مثبتی از جمله پیوستن بسیاری از ارتشیان به انقلاب و بیعت نیروی هوایی با امام بزرگوار و شکست حکومت نظامی با حضور شکوهمند مردم در صحنه به فرمان امام خمینی، فتح مراکز مهمی همچون صدا و سیما و پادگانهای نظامی و سرانجام پیروزی انقلاب اسلامی را همراه داشت .

هر ساله در طول دهه فجر مراسم و یادبود های زیادی توسط طرفداران نظام جمهوری اسلامی ایران انجام می گیرد. همچنین در سازمان ها و ادارات دولتی اقدام به برگزاری سمینارها و همایش ها می شود. صدا و سیمای ایران نیز غالباً به پخش نماهنگ ها و تصاویر مربوط به روزهای مبارزات و تظاهرات می پردازد. همچنین جشنواره فجر که بزرگترین جشنواره دولتی فیلم، تئاتر و موسیقی ایران است معمولاً در طول دهه فجر برگزار می شود.

در مدارس نیز دانش آموزان کلاس های درس را با نوارهای رنگی، پرچم و عکس های زیبا از روزهای انقلاب اسلامی تزئین می کنند. در روز دوازده بهمن زنگ مدارس به مناسبت سالگرد ورود هواپیمای امام خمینی به ایران، در حدود ساعت نه و سی دقیقه نواخته می شود. در این روز بزرگترین استقبال تاریخ در تهران برگزار شد، در حدود ساعت نه و سی دقیقه بامداد روز دوازدهم بهمن ماه هواپیمای حامل امام خمینی در میان تدابیر شدید امنیتی در فرودگاه مهرآباد برزمین نشست. امام خمینی در میان استقبال گسترده مردم تهران در ساعت یک بعد از ظهر وارد قطعه هفده که مدفن شهدای انقلاب بود، شد و سخنرانی خود را ایراد نمود.

در روز ۲۲ بهمن، آخرین روز از دهه فجر نیز که به عنوان تعطیل رسمی در تقویم رسمی ایران ثبت شده است، راهپیمایی حامیان حکومت ایران در شهرهای مختلف ایران با شکوه هرچه تمام تر برگزار می شود.

*دهه فجر بر همه ایرانیان مبارک باد*

مطلب مشابه: انشا با موضوع فایده راستگویی و ضرر دروغگویی چیست؟ ۸ انشا جدید

مطلب مشابه: انشا با موضوع پدرم چگونه مردی است؟ ۱۰ انشا کامل و جدید

انشاء در مورد انقلاب اسلامی برای کودکان و دانش اموزان

«دهه فجر برای تمام دانش آموزان نام آشنایی است. هر ساله در این دهه سرتاسر مدرسه با بادکنک و کاغذ رنگی و ریسه های رنگارنگ تزئین می شود. 12 تا 22 بهمن ماه را دهه فجر می نامند. هنگامی که شاه خائن در 26 دی ماه سال 1357 کشور را ترک کرد، در 12 بهمن سال 1357 روح الله خمینی پس از سال ها تبعید به کشور بازگشت. همه شعار می دادند که شاه رفت و امام آمد. در طول این 10 روز همه مردم، زن و مرد و پیر و جوان به خیابان ها ریخته و علیه شاه خائن شعار سر دادند تا اینکه انقلاب اسلامی در 22 بهمن به پیروزی شکوهمند دست یافت. مردم نیز به دستور امام، حکومت نظامی شاه را از بین بردند. دهه فجر نشان گر فداکاری ها، از خودگذشتگی ها و شجاعت مردمی است که علیه نظام دیکتاتوری شاه قیام کردند».

انشاء در مورد دهه فجر برای دانش آموزان ابتدایی

«دهه فجر به روزهای 12 تا 22 بهمن گفته می شود که در روز 12 بهمن سال 57 روح الله خمینی پس از 15 سال تبعید وارد کشورمان ایران شد و 22 بهمن نیز سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی است. هر ساله در زمان دهه فجر مدرسه رنگ و روی دیگری به خود می گیرد. کلاس ها و سرتاسر مدرسه را با کاغذ رنگی و ریسه کاغذی و بادکنک تزئین می کنیم و این روزها را جشن می گیریم. این ایام برای ما بسیار شادی بخش است زیرا ما دانش آموزان در کنار هم برای تزئین کلاس و مدرسه اقدام می کنیم و به نوعی شور و شوق خاصی در بین دانش آموزان وجود دارد. علاوه بر این، روزهای دهه فجر یادآور تحولی شگرف و انقلابی عظیم و مردمی در تاریخ کشورمان بود. این روزها نشانگر فداکاری ها و از خودگذشتگی های مردمی است که از جان خود مایه گذاشتند تا ما امروزه در آسایش و امنیت و آزادی زندگی کنیم. در این دهه رهبر بزرگ پس از سال ها تبعید وارد خاک کشور شد و بدین ترتیب سال 57 طلوع دوباره اسلام ناب محمدی شد».

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.