انشا با موضوع کلاغ برای پایه های مختلف (10 انشا درباره کلاغ)

انشا با موضوع کلاغ

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه چندین انشا با موضوع کلاغ را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. این انشاها در نوع روایت‌های مختلفی نوشته شده و قطعا به درد شما عزیزان خواهند خورد. پس در ادامه با ما باشید.

فهرست موضوعات این مطلب

انشای تحقیقی و ادبی درباره کلاغ

مقدمه: صدای قار قارش در پاییز چندان خوشایند نیست ولی انگار به ما یاد آوری می کند که برای در پاییز هم مانند بهار زندگی پا بر جا و رو به راه است. هنوز هم درختان سر به فلک کشیده مهربان و ایستاده منتظر رویش بهار هستند و ما را می خوانند.

بدنه: کلاغ حیوانی در رسته پرندگان است که دارای رنگ سیاه بوده و در زمستان و پاییز بیشتر به مناطق مسکونی سر می زند. این موجود بسیار باهوش و زیرک است و دانشمندان معتقدند که در آینه خودش را شناخته و عکس العمل نشان می دهد.

این موجود زبل و دانا همیشه بهترین خوراکی ها را برای خود داشته و برای انسان هم درد سرهایی درست کرده است. این حیوان بسیار با حیا بوده و کسی تاکنون روابط دوجنس این پرنده را ندیده است. این مو جود زیرک دارای عمری طولانی تر از پرندگان دیگر است.

این پرنده مقتصد مدت ها و سالها لانه زندگی خود را حفظ کرده وهرسال دوباره لانه سازی نمی کند. او حیوانی فرصت طلب بوده و برای یافتن خوراک و غذای خود بسیار تلاش می کند و از پای نمی نشیند. دیدگاه مردم این است که کلاغ موجودی بد شگون و نامیمون است، اما کاش کمی بیشتر فکر کنیم خدا هیچ موجودی را بیهوده نیافریده، ما خودمان هستیم که چنین تصوری داریم و اصلا درست نیست.

هر موجودی برای خودش زیبایی هایی دارد، ما در جایگاهی نیستیم که حیوانات و موجودات خدا را قضاوت کینم و یا در مورد زنده یا مرده بودنشان نظری بدهیم. رسالت  هیچ موجودی برای ما مشخص نیست و باید انسان خودش را بسازد و اصلاح کند و گرنه خدای مهربان کرم زیر دریا را هم می بیند و هوایش را دارد.

نتیجه گیری: کاش به اندازه کلاغ حیا داشتیم و برای خودمان حریمی و حد و مرزی، بی حجاب و بی پروا دنیا را به سمت تباهی می بریم و از کسی و چیزی ترسی نداریم. کلاغ دسترنج و زحمت خودش روزیش است و ما از دسترنج دیگران می خوریم.

مطلب مشابه: انشا درباره زمان برای پایه های مختلف (انشا درباره ارزش وقت و زمان)

مطلب مشابه: انشا درباره خواب؛ 10 انشا خواندنی کوتاه و بلند در مورد خوابیدن

انشای تحقیقی درباره کلاغ

انشای تحقیقی درباره کلاغ

مقدمه: کلاغ را که نگاه می کنم از تیزی و ذکاوتش لذت می برم، بسیار تیز و زرنگ است و صدای پای انسان را می شناسد. او پرنده ای موذی و در عین حال خرابکار هم هست که گاهی خطراتی هم برای انسان به همراه دارد.

بدنه: همیشه روی دیوار گلی خانه مادر بزرگ می نشست و منتظر پارچه پنیر می شد تا ان را بردارد و ببرد، مادر بزرگ هر بار یادش می رفت و می دید که پارچه قالب پنیرش نیست. این ماجرا هر هفته تکرار می شد. درخت تبریزی حیاط مادر بزرگ بسیار بلند قامت بود و  یک لانه کلاغ روی آن جا گرفته بود و هر سال دو کلاغ در آنجا ماوی می گرفتند.

روزی به یاد دارم که باد تندی در حال وزیدن بود و درخت تبریزی هم با صلابت تمام به هر طرف می رفت و می امد. خوب به یاد دارم که مادر بزرگ هم نگران خراب شدن لانه های این پرندگان بود تا این که آن اتفاق در یک روز پاییزی رخ داد و زمانی که باد با قدرت می وزید، ناگهان لانه این حیوانات بی پناه هم خراب شد و ما در کمال ناباوری دیدیم که چند پارچه پنیر مادر بزرگ در حالی که خشک و پاره شده بودند همراه لانه به زمین پرتاب شد.

چه قدر کلاغ ها سرو صدا کردند و رفتند. مادر بزرگ هم غمگین شد و چیزی نگفت. کلاغ همه ی خاطراتش را درخانه مادر بزرگ جا گذاشت و با دلی ناراحت پر زد و رفت.

کلاغ ها موجوداتی با پرهای بسیار تیره هستند که از دور برق می زند و همواره رنگ پرش معروف است. این پرنده موجودی زیرک است که مهربانی را می شناسد و در هر جای و مکانی لانه نمی سازد. او شاید در طبیعت فواید زیادی داشته باشد، بسیاری از درختان خودروی بادام و گردو توسط این پرنده کاشته شده اند.

چون بادام و گردو را با خود برده ولی قدرت شکستن ندارد در طبیعت رها کرده و می رود. این موجودات گوزن ها را بسیار دوست می دارند و تا بتوانند روی شاخ گوزن می نشینند. کلاغ مظهر استقامت در طبیعت است و هیچ وقت از سرما و طوفان هم هراسی ندارد.

نتیجه گیری: هر پرنده و موجودی در این جهان برای هدفی خلق شده است اگر ما هر پرنده ای را دوست نداریم پس دلیل بر زشتیش نیست. به موجودات و پرندگان احترام گذاشته و به آنها آسیب نرسانیم.

انشا زیبا درباره کلاغ

کلاغ، پرنده مشکی پوش با صدای قارقارش در آسمان پرواز می کند. کلاغ پرنده ی جالبی است؛ وقتی که دوستانش را صدا میزند، چنان قار قاری به راه می اندازد که صدایش همه جا را فرا می گیرد.

کلاغ ها مانند گنجشکان در لانه زندگی میکنند و دسته جمعی پرواز یا زندگی نمیکنند. آن ها معمولا در هوای سرد بیشتر میتوانند تحمل کنند تا در هوای گرم. غذای آنان دانه است اما آنان معمولا نان و پنیر و کرم و گندم هم میخورند.آن ها از لحاظ قیمت ارزشی ندارند زیرا نه صدا و شکل خوبی دارند و البته اهلی هم نیستند.

رنگ کلاغ ها سیاه، هم مانند رنگ ذغال است و با پرهای دراز و جثه ایی هم مانند یک طوطی دارند. نوک آن ها طلایی و خیلی دراز است. چنگال های تیزی برای شکار حشرات و کرم هاو … دارند.کلاغ ها از انسان ها میترسند ولی اگر گیر بیفتند مقابله کرده و از خود دفاع می کنند.

کلاغ یک پرنده بسیار زیبا اس ؛ کلاغ یک پرنده ی صادق و یکرنگ و یک دست است. می گویند کلاغ بسیار ثابت قدم است زیرا آنچنان از راه رفتن کبک تقلید کرده است که راه رفتن خودش یادش رفته است و البته این بسیار بد است چون مادرم می گوید همه باید خودشان باشند و ادای کس دیگری را در نیاورن . کلاغ اعتماد به نفس پایینی دارد.

شاید شما هم دیده باشید وقتی یک جوجه کلاغ از لانه اش بیرون می افتد، تمام کلاغ ها متحد می شوند و کمک می کنند تا جوجه را نجات دهند. بنابراین ما از کلاغ درس اتحاد و یکرنگی و صداقت می گیریم.

از نظر دانشمندان خارجی کلاغ در شب بهتر از روز میبیند مانند خفاش؛ ولی خفاش در روز نمیبیند یا بهتر است بگوییم به خوبی نمیبیند. کلاغ محیط را خاکستری مانند میبیند و چشمان تیز و درشتی دارد. پس کلاغ ها موجوداتی بی آزار هستند که قیمتی ندارند و کسی به شکار آنها نمیرود و نسل آنها هم منقرض نخواهند شد و به راحتی میتوانند در لانه های خود زندگی کنند!

مطلب مشابه: انشا درباره غذا؛ 10 انشا کوتاه و بلند درباره تغذیه و غذا

مطلب مشابه: انشا در مورد شادترین اتفاق زندگی (12 انشا جدید پایه های مختلف)

انشا در مورد کلاغ با مقدمه و نتیجه

انشا در مورد کلاغ با مقدمه و نتیجه

مقدمه انشا در مورد کلاغ

آن چیست که سیاه است و در مسابقه هوش با روباه، مدال طلا را به او سپرد؟

آری درست است؛ کلاغ! انشای امروز من درباره این پرنده شگفت‌انگیز است. قرار است با جادوی کلمات کلاغ را به صورتی متفاوت از همیشه ببینیم. خودتان را برای این سفر تخیلی آماده کنید.

بدنه انشا در مورد کلاغ

کلاغ روی شاخه درخت نشسته بود و پاهای خود را آن بالا تاب می‌داد. در سرش به این فکر افتاده بود که چرا بقیه پرندگان با من بازی نمی‌کنند؟ مگر چه اشکالی در من هست که آن‌ها من را دوست ندارند؟ من رنگ سیاهی دارم. اما مشکی هم جزو رنگ‌ها محسوب می‌شود و بسیاری از آدم‌ها آن را دوست دارند.

کلاغ در حال زمزمه با خود بود. ناگهان جسمی که نمی‌دانست چیست محکم به سرش خورد و بند افکارش را پاره کرد. آن‌قدرعصبانی بود که نمی‌دانست کدام ناحیه را بگردد تا بفهمد آن جسم چه بوده. بال‌هایش را به کمر زد و با حالت طلبکارانه گفت: شانس بیاوری که پیدایت نکنم. او اخم کرده و متعجب بود. در همین زمان شیء کوچکی را رو زمین دید که برق می‌زد. با خوشحالی به سمت آن رفت. قبل از این‌که بتواند به شیء دست بزند، کلاغی جادویی از سوراخ ریزی که در آن بود بیرون آمد.

کلاغ کوچک از این اتفاق بسیار حیرت‌زده شده بود. کلاغ جادویی آمده بود تا دو آرزوی پرنده سیاه را برآورده کند. پرنده به سرعت گفت می‌خواهد یک طوطی زیبا باشد. او در چند ثانیه به یک طوطی رنگارنگ تبدیل شد و به سمت آسمان پرواز کرد. آن‌قدر خوشحال بود که نمی‌دانست از جنگل خارج شده و به شهر رسیده. او خسته شده بود؛ پس پشت پنجره‌ای نشست تا کمی خستگی در کند. چشمانش از خستگی توان بیدار ماندن نداشتند؛ بنابراین کلاغِ طوسی‌شده خوابش برد. چشمانش را که باز کرد، جز قفس آهنی چیزی را نمی‌دید. خودش را به دیوارهای قفس می‌کوبید اما فایده‌ای نداشت. ماهی طلایی از درون تنگ، روی آب آمد و به کلاغ کوچک که دیگر شبیه به یک طوطی واقعی بود گفت که سر و صدا نکند. طوطی نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است. ماهی کوچک ماجرا را برای او تعریف کرد که چون پشت پنجره خوابش برده بود، صاحب خانه از او خوشش آمده و آن را مال خودش کرده است. طوطی ناراحت بود. او دلش می‌خواست یک پرنده آزاد باشد. کلاغ در قفس نیز نمی‌توانست دوستی داشته باشد. در این هنگام کلاغ جادو ظاهر شد و گفت که باید آرزوی دوم را برآورده کند. طوطی تصمیم گرفت که دوباره به یک کلاغ سیاه تبدیل شود تا بتواند آزادانه در جنگل سبز پرواز کند.

نتیجه‌گیری درباره کلاغ

دوستان عزیزم. کلاغ متوجه شده بود که هر حیوانی باید همان‌طور که از ابتدا بوده باقی بماند. هر موجودی ظاهری متفاوت دارد و نباید برای دوست شدن با یکدیگر به ویژگی‌های ظاهری توجه کرد. کلاغ کوچک تلاش کرد تا با دیگران مهربان باشد. بقیه با دیدن اخلاق خوب و پر محبت او تصمیم گرفتند تا کلاغ را جزو دوستان خود قرار دهند. این‌گونه بود که کلاغ دیگر تنها نبود.

انشای کلاغ برای پایه هفتم

مقدمه : کلاغ پرنده ای با قد و جثه ای متوسط اغلب به رنگ های سیاه، سیاه و سفید دیده می شود. بسیاری از مردم کلاغ ها را شوم می دانند؛ شاید حتی شنیدن صدای آنها نیز عده ای را آزار دهد، اما نا گفته های زیادی درباره ی آنها وجود دارد.

بدنه : یکی از شاخص ترین ویژگی های کلاغ ها ای است که در هر زیستگاهی از مناطق سرد و یخ زده گرفته تا کوهستان ها، دشت ها، علف زار ها و حتی شهر ها می توانند زندگی کنند.

کلاغ ها همه چیز خوارند؛ پیدا کردن غذا شاید یکی از کمترین دغدغه هایشان باشد، آنها زباله و حتی حیوانات مرده نیز می خورند. آنها این توانایی را دارند که برای پیدا کردن غذا از ابزار های بخصوصی استفاده کنند. به عنوان مثال تحقیقات نشان داده که کلاغ ها برای خوردم میوه هایی نظیر فندق و گردو که به راحتی نمی توان به مُحتویات درون آنها دست پیدا کرد آنها را وسط خیابان قرار می دهند تا ماشین از روی آنها رد شود و سپس برای خوردن محتویات هسته باز می گردند.

بدون شک کلاغ ها یکی از باهوش ترین موجودات هستند. با وجود اینکه اغلب انسان ها از کلاغ ها خوششان نمی آید، اما واقعیت تین است که حضور آنها باعث حذف بسیاری از مواد مضر مانند برخی آفت ها می شود.

از نظر عمر برخی می گویند عمر کلاغ ها تا صد سال هم می رسد. و این کمی عجیب است ولی در کل عمر کلاغ ها زیاد است.

نتیجه  : و در آخر درست است که کلاغ زیبایی و صدایی دلنشین ندارد ولی خداوند امتیاز دیگری به آن عطا کرده که بقیه حیوانات از این امتیازات بهره مند نیستند و از همین کلاغ می توان نتیجه کرفت که هیچ کار خدا بی حکمت نیست.

مطلب مشابه: انشا با موضوع اذان + موضوع انشا مذهبی اذان برای پایه های مختلف تحصیلی

مطلب مشابه: انشا در مورد گردش علمی (12 انشا جدید برای پایه های مختلف تحصیلی)

انشای کوتاه و تحقیقی درباره کلاغ

انشای کوتاه و تحقیقی درباره کلاغ

مقدمه :کلاغ، پرنده ای از راسته سبک بال هاست که دارای قدی متوسط و پرهایی سیاه در قسمت سر و بال و دم و گردن است و ناحیه پشت و شکم دارای پرهای خاکستری مایل به سفید است.

بدنه :کلاغ تقریبا همه چیز خوار است و به همین دلیل پیدا کردن غذا برای او چندان اهمیتی ندارد و دغدغه او نیست. کلاغ ها از پرنده های کوچک، جوجه یا تخم پرندگان دیگر، میوه ها، دانه ها، کرم خاکی، قورباغه، موش، حلزون و مردار حیوانات تغذیه می کنند.

طوطی ها دارای بزرگترین مغز هستند ولی کلاغ ها از بیشترین هوش برخوردارند. آنها حافظه دقیقی درباره چهره انسان ها دارند و چهره های مهربان و خطرناک را تشخیص می دهند و چهره افرادی که برایشان خطر محسوب می شود، به مدت ۵ سال فراموش نخواهند کرد. باور مردم بر این است که کلاغ ها صد سال عمر می کنند، اما این باور اشتباه و از نظر علمی رد شده است. بعضی کلاغ ها ممکن است ۲۰ سال عمر کنند اما پیرترین کلاغ آمریکایی ۳۰ سال عمر کرده است.

نتیجه گیری : در خلقت همه موجودات، رازی وجود دارد و حتما کلاغ فایده هایی به بقیه موجودات می رساند که خداوند او را خلق کرده است و به او هوش بیشتری نسبت به بقیه پرندگان داده است.

انشای کلاغ

مقدمه: ظاهر ملاک خوبی برای شناختن اطرفیان نیست و نمیتوان گفت که میتوان فهمید چه در ذهن هرکسی میگذرد.

بدنه : کلاغ اصلا شوم نیست. نمیدانم چه کسی همچین لقبی را برایش انتخاب کرده است و اصلا چرا میگویند شوم؟

کلاغ چند روزی میشود که فکرم را درگیر خودش کرده است .درست است که صدای خوبی ندارد و غار غارش گوش ها را خراش میدهد اما چرا نباید نیمه پر لیوان را دید؟

میدانید صدایش که گوش ها را خراش میدهد چقدر موجب نجات حیوانات دیگر میشود؟

چون حیوانات از صدایش متوجه میشوند که خطری در حال نزدیک شدن به آنهاست و سریع خود را در جایی امن مخفی میکنند.

البته همان بهتر که کلاغ را کسی دوست ندارد و گرنه مانند باقی پرنده ها در قفس زندانی میشد و نمیتوانست پرواز کند .

بعضی وقت ها با خودم میگویم چقد بد است که بخاطر ظاهر و صدایش دوستش ندارند اما چیز جالب تری که دانشمندان فهمیدن این است که اگر مقابل کلاغ آیینه قرار بدهیم خودش را میشناسد و این یعنی اینکه یه مقدار کمی خود آگاهی دارد.

نتیجه : کلاغ یه جورایی میتواند انسان هارا توصیف کند و بگوید هرکس که ظاهر و باطنش یکی است محبوبیت چندانی ندارد.

در مقابل کسی که ظاهر و باطنش هزار رنگ است و میخواهد همه را از خودش راضی نگه دارد محبوب همه است . امیدوارم همه شما دلهایتان مثل رنگ پرهای کلاغ یک دست و محبوبیتتان مثل طاووس زیاد باشد.

انشا داستانی درباره کلاغ

از زمانی که به یاد داریم همیشه گفته اند شیر سلطان جنگل است،پرنده ی هما نشانه ی خوشبختی است و مار نشانه ی دشمنی و کلاغ نشانه ی بد شگومی است.کلاغ در اسطوره های قدیمی و گذشته ی ما پرنده ایی مقدس به شمار می رفته اما با مرور زمان این عقیده تعقیر پیدا کرد و کلاغ را نشانه ی بدبیاری و بدشانسی نامیده اند و تنها علت آن صدای ناهنجار کلاغ بود و لباس سراسراز سیاهی او،که می گفتند ما در هنگام عزاداری و غم و ناراحتی لباس سیاه بر تن می کنیم و کلاغ نیز همیشه لباس سیاه بر تن دارد.زمانی که در هنگام انجام کاری صدای قار قار کلاغ به گوش برسد می گویند که باید در این کار بیشتر دقت کرد زیرا که کلاغ به ما اخطار داده است و باید در انجام این کار بیشتر مکس کنیم و آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم تااز نتیجه ی کار خشنود باشیم ،اما بیاییم به جنبه ی مثبت این موضوع توجه کنیم و کلاغ را مانند آژیر خطری بدانیم که به ما یاداور می شود که قبل تصمیم گیری و انجام کاری آن را بیشتر مورد تجزیه و تحلیل و آزمایش قرار دهیم و همانطور قبل از حرف زدن نیز به آن فکر کنیم و آن را بالا و پایین کنیم تا در نهایت از گفته ی خود پشیمان نشویم.زندگی به نوع نگاه ما بستگی دارد اگر با عینک بدبینی به آن نگاه کنیم همه چیز برایمان تیره و تار می شود اما اگر با عینک خوش بینی به دنیا و زندگی نگاه کنیم همه چیز برایمان زیبا و روشن می شود

مطلب مشابه: انشا در مورد شانس + 5 انشا زیبای کوتاه ساده و طنز در مورد بخت و اقبال

مطلب مشابه: انشا آماده برای پایه های مختلف (متن 20 انشا جدید با موضوع آزاد)

انشا بلند درباره کلاغ

انشا بلند درباره کلاغ

کلاغ را همه ما دیده ایم و صدای قارقارش را از دور دست شنیده ایم. افراد خانواده ما هرکدام یک نظری درباره کلاغ داشتند.کلاغی بود که در فصل پاییز هر روز صبح همیشه روی دیوار خانه می نشست و قارقار می کرد. خواهرم می گفت:«او از جنگل های مناطق سرد آمده است. قبلاً روی شاخ های گوزنی زندگی می کرده است. حالا دلش برای خانه اش تنگ شده است. می دانی کلاغ ها خیلی دوست دارند روی شاخ گوزن ها بنشینند.» من با تعجب به او نگاه می کردم و او برای کلاغ دست تکان می داد.خود من کلاغ ها را دوست نداشتم؛ کلاغ خواهرم همه دانه هایی را که من برای گنجشک ها ریخته بودم می خورد. اصلاً کلاغ ها همه شان مثل هم هستند. از کجا معلوم که کلاغ امروزی همان کلاغ دیروزی باشد؟ اما راستی همه کلاغ ها مثل هم نیستند. بعضی کلاغ ها کاملاً سیاه هستند ولی بعضی دیگر پرهای خاکستری هم دارند. من از کلاغ بدم می آمد چون خاطره بدی از کلاغ ها داشتم. وقتی کوچک بودم، توی ایوان خانه مادربزرگم یک کلاغ به سرعت برق و باد گردویی را که شکسته بودم، به نوکش گرفت و از آنجا دور شد.همان روز مادرم گفت کلاغ ها خیلی از چیزهایی را که پیدا می کنند، نمی خورند بلکه چال می کنند اما بعد یادشان می رود که آنها را کجا گذاشته اند. روزی که به باغ رفته بودیم، در حالی که کلاغ ها بالای شاخه ها نشسته بودند و قارقار می کردند؛ ما گردوهایی که آنها پنهان کرده بودند، پیدا می کردیم و می خوردیم.پدرم می گفت کلاغ ها جانوران باهوش هستند. کلاغ ها اگر گردو یا فندق پیدا کنند، آنها را سر راه ماشین ها قرار می دهند تا چرخ آنها پوست سخت آن را بشکند. همین که چیزها را قایم می کنند؛ یعنی آینده نگری دارند. حتی از شامپانزه هم باهوشتر هستند.پدربزرگم همیشه برایمان قصه تعریف می کرد و شعر می خواند. داستان هابیل و قابیل که یک داستان غمگین بود و کلاغ هم داشت را چند بار برایمان تعریف کرده بود. قابیل برادرش را می کشد. بعد بالای سرش می نشیند و می گوید وای چکار کنم. خدا یک کلاغ را می فرستد که دفن کردن مرده را به او یاد بدهد. قابیل آنقدر ناراحت می شود که می گوید وای من از یک کلاغ هم نادان تر هستم.مادربزرگم از کلاغ ها بدش می آمد. وقتی یک کلاغ سر دیوار می نشست و قارقار می کرد، مادربزرگ دمپایی اش را پرت می کرد و می گفت: برو! پرنده شوم… وقتی می پرسیدم: شوم یعنی چه؟ چرا شوم است؟ می گوفت: یعنی خبرهای بد را می آورد. یعنی شگون ندارد. صبح ها برایت نباید بخواند. کلاغ خبرچین است. این ها را که می گفت، ما تعجب می کردیم و او هیچ وقت نمی گفت چرا شوم است.نظر هرکدام از افراد خانواده ام که درست باشد، کلاغ شوم باشد یا باهوش، باز کلاغ ها همیشه همه جا حضور دارند.

انشا کوتاه کلاغ

من کلاغ را دوست دارم . کلاغ یک پرنده بسیار زیبا است . یک پرنده که نماد یکرنگی و صداقت است . کلاغ یک پرنده ی صادق و یکرنگ و یک دست است . می گویند کلاغ بسیار ثابت قدم است زیرا آنچنان از راه رفتن کبک تقلید کرده است که راه رفتن خودش یادش رفته است و البته این بسیار بد است چون پدرم می گوید همه باید خودشان باشند و ادای کس دیگری را در نیاورند . کلاغ اعتماد به نفس پایینی دارد . من راه رفتن کلاغ را بسیار دوست دارم .شاید شما هم دیده باشید وقتی یک جوجه کلاغ از لانه اش بیرون می افتد ، تمام کلاغ ها متحد می شوند و کمک می کنند تا جوجه را نجات دهند . بنابراین ما از کلاغ درس اتحاد و یکرنگی و صداقت می گیریم .کلاغ را به دزدی و خبرچینی متهم میکنند . کلاغ پرنده ی بد صدایی است . اما با این حال من کلاغ را دوست دارم و دلم برایش می سوزد . شاید در میان پرندگان هم به رنگین پر ها کار ندهند . همانطور که در بین انسان ها به رنگین پوست ها کار نمی دهند . پس وقتی کار نباشد کلاغ ها ناچار می شوند برای سیر کردن خود و جوجه های بی گناهشان دزدی و خبرچینی بکنند .می گویند کلاغها تنها یک بار جفت گیری میکنند و تا آخر عمر با همان جفتشان زندگی می کنند . همسایه مان می گوید : درد و بلای هر چه کلاغ است بخورد تو سر شوهر نفهم من که رفته سرم هوو آورده است .

مطلب مشابه: انشا در مورد مدرسه + 10 انشا جدید با موضوع مدرسه رفتن به صورت ادبی و طولانی

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.