مردان در یک رابطه عاشقانه چه میخواهند؟ نگاهی عمیق به نیازهای واقعی بر اساس علم روانشناسی

آیا مردان در روابط عاطفی وابستهتر از زنان هستند؟ (یافتههای جدید علوم اعصاب)
در این مقاله، با استناد به دهها مطالعه علمی معتبر و آخرین یافتههای روانشناسان برجسته جهان مانند جان گاتمن، جفری سیمپسون و برنه براون، به این پرسش پاسخ میدهیم: مردان واقعاً در یک رابطه عاشقانه چه میخواهند؟ هدف ما ارائه یک تصویر دقیق، علمی و بیطرفانه از نیازهای عاطفی مردان در روابط عاشقانه است تا شما بتوانید رابطهای عمیقتر، صمیمیتر و پایدارتر بسازید. ترجمه و بازنویسی این مقاله به طور اختصاصی برای سایت «روزانه» انجام شده است.
وقتی صحبت از عشق و رابطه عاطفی میشود، تصور عمومی بر این است که زنان موجوداتی رمانتیک و احساساتی هستند و مردان بیشتر به جنبههای فیزیکی و ظاهری اهمیت میدهند. فیلمها، سریالها و تبلیغات تجاری بارها این کلیشه را در ذهن ما تثبیت کردهاند. اما علم روانشناسی در سالهای اخیر تصویر کاملاً متفاوتی را به نمایش گذاشته است. تحقیقات گسترده نشان میدهد که مردان، برخلاف تصور عمومی، عطش عمیقتری برای عشق پایدار دارند، از روابط عاطفی سود بیشتری برای سلامت روان و جسم خود میبرند و در صورت جدایی آسیبپذیرتر و غمگینتر از زنان هستند.
فهرست موضوعات این مطلب
کلیشههای غلط عشق و واقعیتهای علمی
مردان رابطه را کمتر از زنان میخواهند؟
یکی از رایجترین باورهای غلط این است که زنان به روابط عاشقانه اهمیت میدهند و مردان تنوعطلب و بیاعتنا هستند. اما یک مطالعه بزرگ و چندبعدی که در سال ۲۰۲۵ در مجله معتبر Behavioral and Brain Sciences منتشر شد، به صراحت این کلیشه را رد میکند. محققان دانشگاه هومبولت برلین، دانشگاه مینهسوتا و دانشگاه وریج آمستردام با بررسی بیش از ۵۰ مطالعه در مورد روابط بینجنسیتی، چهار گزاره کلیدی را اثبات کردند:
اول، مردان نسبت به زنان انتظارات بیشتری از تشکیل رابطه عاطفی دارند. آنها باور دارند که رابطه میتواند سودهای قابل توجهی برای زندگیشان به همراه داشته باشد، به همین دلیل انگیزه بیشتری برای پیدا کردن شریک عاطفی دارند. دوم، مردان سود بیشتری از حضور در رابطه میبرند. تحقیقات متعدد نشان داده است که سلامت روان و جسم مردان مجرد به مراتب ضعیفتر از مردان متأهل است، در حالی که این تفاوت برای زنان چندان چشمگیر نیست. سوم، مردان کمتر از زنان جرقه جدایی را میزنند و در نهایت، زمانی که رابطه به پایان میرسد، مردان آسیب عاطفی شدیدتری را تجربه میکنند.
آیریس واهرینگ، یکی از نویسندگان این مطالعه، در گفتوگو با Scientific American توضیح داد که دلیل این تفاوت به شبکههای اجتماعی بازمیگردد. زنان معمولاً از دوستان، خواهران، مادران و شبکههای حمایتی گستردهتری برخوردارند که میتوانند احساسات خود را با آنها در میان بگذارند. اما مردان از کودکی یاد میگیرند که ابراز احساسات و ضعف، نشانه ضعف شخصیت است. در نتیجه، آنها تنها پناهگاه عاطفی خود را در شریک عاطفیشان پیدا میکنند. به عبارت دیگر، عشق برای بسیاری از مردان، تنها راه ارتباط عاطفی عمیق با جهان است.
از سوی دیگر، نتایج یک تحقیق جدید که در سال ۲۰۲۶ در مجله Frontiers in Psychology منتشر شد، سه ویژگی اصلی را که افراد در یک شریک عاطفی به دنبال آن هستند، شناسایی کرد: جذابیت ظاهری، گرمی و مهربانی بینفردی، و موقعیت اجتماعی. این یافته نشان میدهد که مردان نیز همچون زنان، به دنبال ترکیبی از عوامل فیزیکی، عاطفی و اجتماعی در یک رابطه هستند و نمیتوان آنها را به موجوداتی صرفاً ظاهرگرا تقلیل داد.
مردان چقدر سریع عاشق میشوند؟
تحقیقی که توسط دانشگاه ملی استرالیا (ANU) انجام شد، به یافته شگفتانگیزی دست یافت: مردان به طور متوسط حدود یک ماه زودتر از زنان عاشق میشوند. در مراحل اولیه رابطه، مردان بیشتر درگیر افکار وسواسی درباره شریک عاطفی خود میشوند. هرچند زنان شدت عشق بیشتری را تجربه میکنند و افکار وسواسی بیشتری در مورد معشوق خود دارند، اما این نقطه شروع عشق در مردان زودتر رخ میدهد. همین مطالعه همچنین نشان داد که در میان علاقهمندان به کتابهای عاشقانه، ۶۳ درصد از مردان خود را عاشقپیشههای سرسخت مینامند، در حالی که این رقم برای زنان ۶۰ درصد است. مردان به طور میانگین سالانه ۳۶۴ ساعت مطالعه دارند، در حالی که زنان ۳۱۲ ساعت مطالعه میکنند.
هسته مرکزی نیازهای مردان در رابطه

امنیت عاطفی؛ گمشده بزرگ مردان
شاید مهمترین چیزی که مردان در یک رابطه عاشقانه به دنبال آن هستند، «امنیت عاطفی» باشد. برخلاف تصور عموم که مردان را موجوداتی بیاحساس و مستقل میداند، تحقیقات نشان میدهد که آنها تشنه فضایی امن هستند که در آن بدون ترس از قضاوت و طرد شدن، خود واقعیشان را نشان دهند. همانطور که برنه براون، پژوهشگر مشهور آسیبپذیری، میگوید: «آسیبپذیری زادگاه عشق، تعلق، شادی، شهامت، همدلی و خلاقیت است.» مردان نیز برای دسترسی به این احساسات عمیق، نیازمند فضایی امن هستند.
جامعه مردان را از ابراز احساسات منع کرده است. از کودکی به پسران گفته میشود «پسرها گریه نمیکنند» و وقتی احساس ضعف یا ترس میکنند، برچسب «زنصفت» میخورند. در نتیجه، بسیاری از مردان یاد میگیرند که احساسات خود را سرکوب کنند. تنها جایی که این زره سنگین کنار گذاشته میشود، در خلوت رابطه عاشقانه با شریک زندگی است. اگر مردی نتواند در کنار شریک خود احساس امنیت کند، به تدریج بسته میشود، عقب میکشد و رابطه به سطحی و سرد تبدیل میشود.
ایجاد امنیت عاطفی برای مردان به معنای فراهم کردن فضایی است که در آن:
- بدون ترس از مورد تمسخر قرار گرفتن، ضعفهای خود را نشان دهند.
- در روزهای سخت، بدون نیاز به توضیح اضافی، درک و حمایت شوند.
- احساسات پیچیدهشان بدون قضاوت شنیده و پذیرفته شود.
- بدانند که حتی اگر اشتباه کنند، عشق از آنها دریغ نخواهد شد.
نیاز به احترام و تحسین
احتمالاً مهمترین جملهای که در این مقاله میخوانید را از جان گاتمن وام میگیریم: «مردان اغلب به احترام و تحسین نیاز دارند، زیرا این چیزها به آنها کمک میکند احساس قدردانی و اعتماد به نفس کنند.» تحقیقات گاتمن همبستگی مستقیم و بسیار قوی میان میزان محبت و تحسین در یک رابطه و رضایت زوجها از عشق، اشتیاق و رابطه جنسی پیدا کرده است. زوجهایی که از شریک خود احساس عشق، قدردانی و تحسین میکنند، رابطه جنسی بیشتری نیز دارند.
اما احترام فقط به معنی تحسین موفقیتهای بزرگ نیست. تحسین تلاش، حتی اگر نتیجهاش نرسیده باشد، برای یک مرد ارزشمند است. وقتی مردی احساس کند که دیدگاهها و عقایدش برای شریک زندگی ارزش دارد، اعتماد به نفس او تقویت میشود. یک مطالعه دیگر نشان داد که ۶۷ درصد از مردان بر اهمیت احترام متقابل در روابط عاشقانه خود تأکید کردند.
آرتور سی. بروکس، دانشمند علوم اجتماعی دانشگاه هاروارد، تفاوت جالبی را مطرح میکند: به عقیده او، مردان عمدتاً به دنبال «تحسین» هستند، در حالی که زنان عمیقاً تشنه «پرستش» و تکریم هستند. این تفاوت ظریف اما مهم است. مردان میخواهند که شریک زندگی تلاشها، مهارتها و دستاوردهایشان را ببیند و آنها را ستایش کند. این تحسین، هویت و جایگاه آنها را تأیید میکند. تحسین، ستون اصلی ساخت هویت مردانه در رابطه است و زوجهایی که این عنصر در آنها کمرنگ است، به مرور دچار سردی و طلاق عاطفی میشوند.
زنان در یک رابطه عاشقانه چه میخواهند؟ راهنمای جامع بر اساس آخرین یافتههای روانشناسی
صمیمیت عاطفی و فراتر از کلیشهها
باز هم باید بر این نکته تأکید کنیم که تصور کلیشهای «مردان فقط به رابطه جنسی اهمیت میدهند» یک کلیشه ریشهدار اما غلط است. تحقیقات نشان میدهد که صمیمیت عاطفی برای رضایت مردان از رابطه، نقشی به اندازه (و گاهی بیشتر از) صمیمیت فیزیکی دارد.
تفاوت اصلی در سبک ارتباطی مردان و زنان است. زنان اغلب صمیمیت را از طریق گفتوگو و تبادل کلامی احساسی ایجاد میکنند. اما مردان ممکن است صمیمیت را در فعالیتهای مشترک، تجربههای بامعنا و لحظاتی که در کنار هم هستند بدون نیاز به گفتوگوهای طولانی، جستجو کنند. هماهنگی غیرکلامی، انجام کارهای روزمره با هم، و حتی سکوتهای همراه در کنار یکدیگر، میتواند برای یک مرد عمیقترین لایه صمیمیت را ایجاد کند.
جان گاتمن در شش سال تحقیق بر روی تازهعروسها دریافت که زوجهایی که با موفقیت به زندگی مشترک ادامه دادهاند، ۸۶ درصد از «پیشنهادات عاطفی» یکدیگر را پاسخ مثبت دادهاند. پیشنهاد عاطفی میتواند یک تماس چشمی، یک لبخند، یک اشاره کوچک یا یک اظهارنظر کوتاه باشد. مردانی که این پیشنهادات کوچک را دریافت میکنند، احساس میکنند دیده میشوند و به آنها اهمیت داده میشود.
گاتمن همچنین دریافت که مردانی که به همسران خود اجازه میدهند بر آنها تأثیر بگذارند، به طور قابل توجهی ازدواج شادتری دارند و درصد طلاق در میان آنها بسیار کمتر است. پذیرش نفوذ همسر (اینکه نظرات و احساسات همسر برای مرد مهم باشد) یکی از قویترین پیشبینیکنندههای موفقیت یک ازدواج است.
اتحاد و مشارکت واقعی

مردان به دنبال یک تیم هستند. هیچ چیز برای یک مرد به اندازه احساس «نیاز شدن» در چارچوب یک تیم، انگیزهبخش و رضایتبخش نیست. احساس مفید بودن و تأثیرگذاری در زندگی شریک عاطفی، نیاز عمیق بسیاری از مردان است. مردان میخواهند بدانند که حضورشان واقعاً در زندگی شریکشان تفاوت ایجاد میکند. آنها میخواهند در تصمیمات مهم مشارکت داشته باشند، حامی و پشتیبان باشند و نقش واقعی در ساختن یک زندگی مشترک ایفا کنند.
برخی تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که تمایز بین «خواستن» و «نیاز داشتن» در روابط اهمیت حیاتی دارد. رابطهای که صرفاً بر پایه «خواستن» (به معنای علاقه و جذابیت) استوار باشد، سطحی و شکننده است. اما زمانی که شریک زندگی به یک «نیاز» واقعی در زندگی فرد تبدیل میشود (یعنی حضور او نقشی بنیادین و غیرقابل جایگزین دارد)، سطح تعهد و سرمایهگذاری عاطفی به شدت افزایش مییابد.
در یک مشارکت واقعی، مرد باید احساس کند:
- نظرات و تصمیماتش به اندازه نظرات شریکش اهمیت دارد.
- میتواند بدون ترس از قضاوت، ایدهها و پیشنهادات خود را مطرح کند.
- در کنار شریکش یک تیم منسجم است که در برابر چالشهای زندگی ایستادگی میکند.
- قدردان مشارکتهایش هستند، حتی اگر آن مشارکتها کوچک و روزمره باشد.
فضا و استقلال؛ پارادوکس مردان
یکی از نیازهایی که در نگاه اول ممکن است متناقض به نظر برسد، نیاز مردان به استقلال و حریم خصوصی در کنار نیاز به صمیمیت است. مردان برای حفظ احساس هویت شخصی خود، به فضاهایی نیاز دارند که بتوانند علایق، سرگرمیها و روابط دوستانه خود را در خارج از رابطه دنبال کنند. این استقلال، برخلاف تصور، نشانه بیعلاقگی به رابطه نیست، بلکه تقویتکننده رابطه است. یک مرد زمانی که احساس میکند شریک زندگی به حریم و نیازهای او احترام میگذارد، با میل و اشتیاق بیشتری به رابطه بازمیگردد.
این نیاز به دوستیهای عمیق فراتر از رابطه عاطفی برای مردان به شدت حیاتی است. تحقیقات نشان میدهد که مردان به طور قابل توجهی از روابط دوستانه خود نسبت به زنان رضایت کمتری دارند. بنابراین، اگر شریک زندگی بتواند این فضا و استقلال را برای او فراهم کند، ارزشمندتر از هر هدیهای خواهد بود.
رابطه سالم جایی است که هم «ما» وجود دارد و هم «من». تعادل میان با هم بودن و تنها بودن میتواند رابطه را با تجربیات تازه و دیدگاههای جدید تغذیه کند. تعادل سالم میان «فضای مشترک» و «استقلال فردی» یکی از مهمترین عوامل پیشبینیکننده شادکامی پایدار در روابط است.
تمایز دو نگاه

شکنندگی مردان در برابر جدایی
اگر تا اینجا تصور میکردید که مردان از جدایی زودتر عبور میکنند، سخت در اشتباهید. دادهها نشان میدهند که مردان سالها پس از جدایی همچنان درگیر خاطرات و احساسات هستند. آنها به سرعت وارد روابط جدید میشوند، اما این ورود اغلب نوعی مکانیسم دفاعی برای فرار از درد تنهایی است، نه نشانه بهبودی واقعی. در واقع، آنها در ظاهر خود را قوی نشان میدهند اما در درون پریشان و افسردهاند.
دلیل این آسیبپذیری به همان شبکه حمایت عاطفی بازمیگردد. زنان پس از جدایی به راحتی با دوستان و خانواده خود صحبت میکنند، گریه میکنند و احساسات خود را تخلیه میکنند. اما مردان اغلب حتی پس از جدایی هم از ابراز احساسات شرم دارند و ضعف خود را پنهان میکنند. همین پنهانکاری باعث طولانیتر شدن دوره بهبودی آنها میشود. در نتیجه، یک مرد ممکن است سالها پس از یک جدایی تلخ، هنوز هم از آن رابطه آسیب ببیند، بدون اینکه هرگز آن را به زبان بیاورد.
وقتی خواستههای مردان «سالم» نیست؛ مرز باریک انتظار با حقبهجانبینی
در بحث از نیازهای مردان در رابطه، نمیتوان از مفهومی به نام «حقبهجانبینی رابطهای» گذشت. حقبهجانبینی رابطهای (Sense of Relational Entitlement) به این موضوع اشاره دارد که فرد تا چه اندازه انتظار دارد نیازها و خواستههایش توسط شریک عاطفی برآورده شود. یک مطالعه روزانهنگار در سال ۲۰۲۱ با بررسی ۹۹ زوج به مدت ۷ روز نشان داد که حقبهجانبینی بیش از حد (یعنی انتظارات غیرواقعی و افراطی از شریک زندگی) به طور مستقیم رضایت زوجی را کاهش میدهد. این نوع از حقبهجانبینی، که معمولاً با ویژگیهای شخصیتی خودشیفته همراه است، در هر دو جنس دیده میشود اما بسته به ساختار قدرت در روابط، جلوههای متفاوتی دارد.
در مقابل، حقبهجانبینی ابرازی یا قاطعانه (یعنی توانایی بیان نیازها و خواستهها به شیوهای سالم و بدون تحقیر دیگری) عاملی مثبت است که رابطه را به سمت شفافیت و رشد سوق میدهد. تفاوت یک رابطه سالم و ناسالم در همین مرز باریک نهفته است: اینکه آیا مرد از شریک خود انتظار دارد که تمام نیازهای عاطفی، اجتماعی و حتی مالی او را برآورده کند (حقبهجانبینی بیش از حد)، یا اینکه او به دنبال مشارکتی برابر است که در آن هر دو نفر مسئولیت ساختن یک رابطه متعادل را بر عهده دارند.
به سوی رابطهای سالم تر و عمیق تر
حالا که میدانیم مردان واقعاً در یک رابطه عاشقانه چه میخواهند، بیایید این دانش را به اقدام عملی تبدیل کنیم. ساخت یک رابطه سالم برای مردان نیازمند رعایت چند اصل کلیدی است.
- فضای امن برای آسیبپذیری: اولین گام، از بین بردن ترس از قضاوت است. با شریک خود طوری رفتار کنید که بداند میتواند بدون ترس از ضعیف جلوه کردن، احساسات واقعی خود را با شما در میان بگذارد. وقتی او ریسک آسیبپذیر بودن را میپذیرد، با پذیرش و همدلی پاسخ دهید، نه با سرزنش و نصیحت.
- ابراز احترام و تحسین: به دنبال فرصتهای کوچک و بزرگ برای ابراز احترام و تحسین باشید. این کار میتواند تحسین یک تلاش ساده در محل کار، قدردانی از یک کار کوچک در خانه، یا تأکید بر یک ویژگی مثبت شخصیتی باشد. حتی تحسین یک تلاش ناموفق، به مرد نشان میدهد که شما فراتر از نتیجه، به نیت و زحمت او اهمیت میدهید.
- توسعه صمیمیت عاطفی از طرق مختلف: اگر شریک شما در گفتوگوهای طولانی احساسی مشکل دارد، از راههای دیگر صمیمیت ایجاد کنید. فعالیتهای مشترک انجام دهید. سفر بروید. ورزش کنید. فیلم ببینید. گاهی بهترین گفتوگوها، گفتوگوهایی هستند که در حین انجام یک کار مشترک و بدون مواجهه رودررو انجام میشوند. به پیشنهادات کوچک عاطفی (تماس چشمی، لبخند، لمس) توجه کنید و به آنها پاسخ مثبت دهید.
- باور به توانایی تغییر: انسانها تغییر میکنند. اگر شریک شما امروز در ابراز احساسات مشکل دارد، به این معنا نیست که همیشه همینطور خواهد ماند. با حمایت و همراهی، هر کسی میتواند مهارتهای ارتباطی خود را بهبود بخشد. اشتباهات او را به حساب شخصیتش نگذارید، بلکه فرصت یادگیری و رشد را برایش فراهم کنید.
- فراتر از عشق سطحی: یک رابطه سطحی ممکن است جذاب و هیجانانگیز باشد، اما عمق ندارد. برای ساختن یک رابطه عمیق، باید جرأت ورود به لایههای زیرین شخصیت یکدیگر را داشته باشید. این جرأت شامل گفتوگو درباره ترسها، رویاها، شکستها و امیدهاست. این حرفها معمولاً آسان نیستند، اما رابطهای که بر پایه این شفافیت بنا شده باشد، در برابر طوفانهای زندگی مقاوم است. وقتی مردی احساس کند شما او را در عمیقترین لایههای وجودیاش میبینید و میپذیرید، چیزی جز عشق نمیتواند جای این حس را بگیرد.
عشق واقعی، نیاز متقابل
مردان آنقدرها هم که فکر میکنیم پیچیده نیستند. آنها موجوداتی احساسی، آسیبپذیر و تشنه عشق هستند که اغلب در پس نقاب قدرت و استقلال پنهان شدهاند. آنها به شدت خواهان امنیت عاطفی، احترام بیچون و چرا، صمیمیت واقعی و مشارکت برابر هستند. تفاوت اصلی آنها با زنان نه در ماهیت نیازهای عاطفی، بلکه در سبک بیان و برآورده شدن این نیازهاست. یک زن ممکن است از طریق گفتوگو ارضا شود، یک مرد ممکن است از طریق عمل و اعتماد.
بهترین خبر این است که تمام این نیازها قابل برآورده شدن هستند. رابطهای که بر پایه «ما» و بر پایه پذیرش متقابل ساخته شود، میتواند عمیقترین آرزوهای هر دو طرف را برآورده کند. گاتمن میگوید: «شادترین زوجها کسانی نیستند که دعوا نمیکنند؛ آنها کسانی هستند که میدانند بعد از دعوا چطور دوباره به هم نزدیک شوند.» پس اگر در رابطهای هستید که نیازهای طرفین در آن نادیده گرفته میشود، بدانید که تغییر ممکن است. آگاهی اولین قدم است و امید همیشه هست.
همانطور که پژوهشگران این حوزه تأکید میکنند، ما همه به یک شبکه حمایتی از روابط نیاز داریم و سرمایهگذاری بر روابط فراتر از شراکت عاشقانه، بهترین پشتوانه برای روزهای سخت است. اما برای مردان، شریک عاطفی اغلب مهمترین رکن این شبکه است. درک این واقعیت میتواند درک ما از روابط را دگرگون کند. مردان، شاید بیشتر از آنچه فکر میکنیم، به عشق نیاز دارند.
⚠ این مقاله با استناد به منابع معتبر بینالمللی از جمله مجله Behavioral and Brain Sciences، Scientific American، دانشگاه هومبولت برلین، دانشگاه مینهسوتا، تحقیقات جان گاتمن، مؤسسه گاتمن، انجمن روانشناسی آمریکا (APA)، یافتههای دانشگاه ملی استرالیا (ANU)، تحقیقات جفری سیمپسون در مجله انجمن روانشناسی آمریکا، و برنه براون تهیه شده است. اطلاعات ارائهشده صرفاً جنبه اطلاعرسانی و آموزشی دارد و در صورت نیاز به مشاوره تخصصی متناسب با شرایط خاص خود، حتماً با روانشناس یا مشاور خانواده مشورت کنید.
جملات تحریک کننده مردان؛ راه های موثر برای تحریک انگیزه و اشتیاق همسرتان










