حکایت دزدی به خانه پارسایی در آمد از گلستان سعدی به همراه تفسیر و بررسی

بررسی حکایت دزد و پارسا از باب دوم گلستان سعدی؛ داستانی کوتاه و عمیق درباره اخلاق درویشان، بخشش بی‌قید و شرط و تفاوت میان دوستیِ ظاهری و باطنی. 📜

حکایت «دزدی به خانه پارسایی درآمد» از باب دوم گلستان سعدی (در اخلاق درویشان)، روایتی است کوتاه اما ژرف از نهایتِ ایثار و بزرگواری در برابر دشمن و خطاکار. در این حکایت، دزدی به خانهٔ پارسایی وارد می‌شود و چون چیزی نمی‌یابد، دلتنگ و ناامید می‌گردد. پارسا که از ماجرا باخبر می‌شود، گلیمی را که بر آن خفته بود، در راه دزد می‌اندازد تا او دست‌خالی بازنگردد . سعدی در ادامه، با ابیاتی پرمعنا، این رفتار را نشانهٔ «مردان راه خدا» می‌داند که «دل دشمنان را تنگ نمی‌کنند» و با اشاره به کسانی که در حضور، عیب دیگران را می‌شمارند و در غیاب، همان عیب را به دیگران نسبت می‌دهند، به نقدِ ریاکاری و دوگانگی می‌پردازد . در این بخش، ضمن ارائهٔ متن کامل حکایت و نثر ساده آن، به بررسی لایه‌های پنهانِ این حکایت و نگاهِ عرفانیِ سعدی به مقامِ «ایثار» و «بزرگواری» خواهیم پرداخت.

حکایت دزدی به خانه پارسایی در آمد از گلستان سعدی به همراه تفسیر و بررسی

حکایت سعدی

دزدی به خانهٔ پارسایی در آمد؛ چندان که جست چیزی نیافت. دلتنگ شد. پارسا خبر شد. گلیمی که بر آن خفته بود در راه دزد انداخت تا محروم نشود.

شنیدم که مردانِ راهِ خدای

دلِ دشمنان را نکردند تنگ

تو را کی میسّر شود این مَقام؟

که با دوستانت خلاف است و جنگ

مودّتِ اهلِ صفا، چه در روی و چه در قفا، نه چنان کز پَسَت عیب گیرند و پیشت بیش میرند.

در برابر، چو گوسپندِ سلیم

در قفا، همچو گرگِ مردم‌خوار

هر که عیبِ دگران پیشِ تو آورد و شمرد

بی‌گمان، عیبِ تو پیشِ دگران خواهد برد

حکایت عبدالقادرِ گیلانی را، رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ، دیدند… از گلستان سعدی با تفسیر

تفسیر و بررسی این حکایت

دزدی به خانه‌ی پارسایی وارد شد. هر چه گشت، چیزی نیافت و دلتنگ شد. پارسا از آمدن او آگاه شد، پس گلیمی (پتو) که بر آن خوابیده بود، در راه دزد انداخت تا دزد دست‌خالی و محروم برنگردد.

شنیدم که مردان راه خدا، 

دل دشمنان را تنگ نکردند (آن‌ها را نیازردند). 

تو را کجا میسّر (مقدّر) شود این مقام؟ 

که با دوستانت خلاف و جنگ است. 

مودت (دوستی) اهل صفا (پاکان)، چه در روی (حضور) و چه در قفا (غیاب)، نه چنان است که از پشت سرت عیب بگیرند و پیش رویت بیش از حد تعریف کنند. 

در برابر (حضور)، چون گوسپند سلیم (آرام و بی‌آزار)، 

و در قفا (غیاب)، همچون گرگ مردم‌خوار (درنده و بدگو). 

هر که عیب دیگران را پیش تو آورد و بشمارد، 

بی‌گمان عیب تو را پیش دیگران خواهد برد.

 تفسیر حکایت سعدی

تفسیر حکایت سعدی

دزدی به خانه‌ی پارسایی وارد می‌شود، اما چیزی نمی‌یابد و دلتنگ می‌شود. پارسا که از آمدن دزد آگاه شده، گلیمی را که بر آن خوابیده بود، در راه دزد می‌اندازد تا او دست‌خالی برنگردد. سعدی از این حکایت برای بیان چند نکته‌ی اخلاقی و عرفانی استفاده می‌کند: مردان راه خدا، دل دشمنان را تنگ نمی‌کنند؛ دوستی اهل صفا، هم در حضور و هم در غیاب یکسان است؛ و کسی که عیب دیگران را پیش تو می‌آورد، عیب تو را پیش دیگران خواهد برد.

 شخصیت‌ها و نمادها

– دزد → نماد کسی که به دنبال مال دنیاست و دست‌خالی می‌ماند.

– پارسا → نماد انسان وارسته و کریم که حتی با دشمن خود مهربان است.

– گلیم → نماد بخشش و کرامت پارسا.

– گوسپند سلیم و گرگ مردم‌خوار → نماد دوگانگی رفتار ریاکاران.

حکایت درویشی را دیدم، سر بر آستانِ کعبه همی‌مالید از گلستان سعدی به همراه تفسیر و بررسی

 تحلیل عمیق‌تر

 ۱. کرامت با دشمن

پارسا با وجود اینکه دزد به خانه‌اش آمده، او را دست‌خالی نمی‌فرستد و گلیم خود را به او می‌دهد. این نشان از کرامت و بزرگواری پارسا دارد.

 ۲. تنگ نکردن دل دشمنان

سعدی می‌گوید که مردان راه خدا، دل دشمنان را تنگ نمی‌کنند. این نشان می‌دهد که بزرگواری، حتی در برابر دشمن، از ویژگی‌های اهل صفاست.

 ۳. یکسانی دوستی در حضور و غیاب

اهل صفا، هم در حضور و هم در غیاب یکسان‌اند. آن‌ها نه از پشت سر عیب می‌گیرند و نه در حضور، بیش از حد تعریف می‌کنند.

 ۴. نکوهش ریاکاری

سعدی ریاکاران را به گوسپند سلیم (در حضور) و گرگ مردم‌خوار (در غیاب) تشبیه می‌کند. این نشان از دوگانگی رفتار آن‌ها دارد.

 ۵. عیب‌گویی

هر که عیب دیگران را پیش تو می‌آورد، به احتمال زیاد عیب تو را نیز پیش دیگران خواهد برد. این هشداری است درباره‌ی عیب‌گویان.

 خلاصه نهایی پیام (به زبان ساده)

این حکایت سعدی به ما می‌آموزد که:

۱. بزرگواری و کرامت، حتی در برابر دشمن، از ویژگی‌های اهل صفاست.

۲. مردان راه خدا، دل دشمنان را تنگ نمی‌کنند.

۳. دوستی اهل صفا، هم در حضور و هم در غیاب یکسان است.

۴. ریاکاری، رفتار دوگانه در حضور و غیاب است و نکوهیده است.

۵. عیب‌گویان، عیب تو را نیز پیش دیگران خواهند برد.

سعدی در این حکایت، با نگاهی اخلاقی و عرفانی، به ما یادآوری می‌کند که بزرگواری، یکسانی رفتار در حضور و غیاب، و پرهیز از عیب‌گویی، از ویژگی‌های انسان‌های وارسته است.

حکایت یکی از بزرگان گفت پارسایی را از گلستان سعدی به همراه تفسیر و نثر ساده

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.