معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید را در روزانه بخوانید. ضرب‌المثل‌ها به ادبیات شفاهی و نوشتاری غنا می‌بخشند و می‌توانند به عنوان ابزارهای سرگرمی و تفریح نیز مورد استفاده قرار گیرند.

معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

این ضرب‌المثل در مورد افرادی به کار می‌رود که قدر هر چیزی را که دارند ندانسته، و هنگامی که ان را از دست بدهند و یا در خطر از دست دادنش قرار بگیرند، آنگاه متوجه ارزش آن دارایی می‌شوند. حال این دارایی ثروت باشد یا دوستان و نزدیکان ارزشمند و یا سلامتی و آرامش و ……تفاوتی نمی‌کند و نیز فرقی ندارد که مقدار آن چه میزان باشد.

ریشه ضرب‌المثل در این حکایت “سعدی” می‌باشد:

پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام، دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده. گریه و زاری درنهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد. چندان که ملاطفت کردند آرام نمی‌گرفت و عیش ملک از او منغص بود. چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت: اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامُش گردانم. گفت: غایت لطف و کرم باشد.

بفرمود تا غلام به دریا انداختند. باری چند غوطه خورد، مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند. به دو دست در سکان کشتی آویخت. چون بر آمد به گوشه‌ای بنشست و قرار یافت. ملک را عجب آمد. پرسید: در این چه حکمت بود؟ گفت: از اول محنت غرقه شدن نچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی‌دانست. همچنین: “قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید”.

ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید

معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است

حوران بهشتی را، دوزخ بود اعراف

از دوزخیان پُرس که اعراف بهشت است

فرق است میان آن که یارش در بر

تا آن که دو چشم انتظارش بر در

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل نمیشه بهش گفت بالای چشمت اَبروست + حکایت

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل بادمجان بد آفت ندارد (با داستان و انشا)

مفهوم

افراد قدر نعمت‌ها و رفاهی را که دارند، زمانی بهتر می‌فهمند که آن را از دست بدهند یا با سختی‌ها و مشکلات روبرو شوند.

کاربرد

این ضرب‌المثل می‌تواند به کار افرادی برود که قدر چیزهایی مانند سلامتی، ثروت، یا دوستانشان را ندانسته و تنها زمانی ارزش آن‌ها را درک می‌کنند که در خطر از دست دادنشان قرار بگیرند یا آن را از دست بدهند.

ریشه داستانی

داستان «قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید» از حکایتی در گلستان سعدی گرفته شده است. در این داستان، پادشاهی غلامی را به کشتی می‌برد که غلام هرگز دریا را ندیده بود و از ترس و وحشت گریه می‌کرد. حکیمی پیشنهاد داد تا غلام را به دریا بیندازند تا آرام شود. پس از آنکه غلام را بیرون کشیدند، او با آویزان شدن از سکان، آرام گرفت. علت این کار، تجربه کردن ترس غرق شدن و درک کردن ارزش سلامت و امنیت کشتی بود.

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل پوست خرس نزده میفروشه (داستان کامل)

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل پشه را در هوا نعل کردن (منی لغوی، کنایه ای و کاربرد آن)

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.