حکایت اسکندرِ رومی را پرسیدند از گلستان سعدی به همراه نثر ساده و تفسیر

حکایت اسکندر رومی از باب اول گلستان سعدی به همراه نثر ساده و تفسیر. داستانی کوتاه درباره راز پیروزی اسکندر بر مشرق و مغرب که در آن، رعایت حال مردمان و پرهیز از بدگویی، کلید موفقیت او معرفی می‌شود. 📜

حکایت «اسکندرِ رومی را پرسیدند…» از باب اول گلستان سعدی (در سیرت پادشاهان)، روایتی است کوتاه اما پرمغز از رازِ موفقیت در رهبری و کشورگشایی که در آن، سعدی با بیانی شیوا و پندآمیز، به دو عامل کلیدی اشاره می‌کند: عدالت و مهرورزی با مردمان و حفظ حرمت و نیک‌نامیِ پیشینیان . در این حکایت، از اسکندر مقدونی (که در ادبیات فارسی به «اسکندر رومی» شهرت یافته) می‌پرسند که چگونه توانسته شرق و غرب جهان را فتح کند، در حالی که پادشاهان پیشین از او ثروت و لشکر و عمر بیشتری داشتند. اسکندر در پاسخ، راز خود را نه در قدرت نظامی، که در «رعیت‌نوازی» و «نیک‌نامی» خلاصه می‌کند: او به هیچ سرزمینی که گشود، به مردمش ستم نکرد و از پادشاهان پیشین نیز جز به نیکی یاد نکرد . سعدی در پایان، با بیتی پرمعنا، به این حقیقت اشاره می‌کند که «بزرگی، نه در قدرت، که در خرد و نیک‌نامی است» و هر که نام بزرگان را به زشتی برد، از اهل خرد به شمار نمی‌آید.

حکایت اسکندرِ رومی را پرسیدند از گلستان سعدی به همراه نثر ساده و تفسیر

حکایت عمیق از سعدی

اسکندرِ رومی را پرسیدند: «دیارِ مشرق و مغرب به چه گرفتی؟ که ملوک پیشین را خَزاین و عمر و مُلک و لشکر بیش از این بوده است ایشان را چنین فتحی میسّر نشده». گفتا: «به عَونِ خدای، عَزَّوَجَلَّ، هر مملکتی را که گرفتم رعیّتش نیآزردم و نامِ پادشاهان جز به نکویی نبردم».

بزرگش نخوانند اهل خرد

که نامِ بزرگان به زشتی برد

حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت یکی را از مُلوک، کنیزکی چینی آوردند | حکایت هارون‌الرشید را چون مُلکِ دیارِ مصر مسلم شد

تفسیر و نثر ساده این حکایت

از اسکندر رومی پرسیدند: «دیار مشرق و مغرب را چگونه فتح کردی؟ زیرا پادشاهان پیشین، خزانه‌ها و عمر و پادشاهی و لشکریان بیشتری داشتند، اما چنین فتحی برایشان ممکن نشد.»

اسکندر پاسخ داد: «به یاری خدای عزوجل، هر مملکتی را که فتح کردم، به رعیتش آسیبی نرساندم و نام پادشاهان را جز به نیکی نبردم.»

بزرگ نخوانند اهل خرد را، 

کسی که نام بزرگان را به زشتی ببرد.

 تفسیر حکایت سعدی

از اسکندر رومی پرسیدند که چگونه توانست مشرق و مغرب را فتح کند، در حالی که پادشاهان پیشین با خزانه‌ها و لشکریان بیشتر، موفق به چنین فتحی نشدند. اسکندر پاسخ داد که دو عامل اصلی موفقیت او بوده است: آسیب نرساندن به رعیت و یاد نکردن از پادشاهان جز به نیکی. سعدی در پایان با یک بیت، به این نکته اشاره می‌کند که خردمندان، کسی را که نام بزرگان را به زشتی ببرد، بزرگ نمی‌شمارند.

 شخصیت‌ها و نمادها

– اسکندر رومی → نماد فرمانروای عادل و خردمند که با مهربانی و نیک‌نامی، جهان را فتح کرد.

– رعیت → نماد مردم عادی که باید مورد حمایت و مهربانی حاکم باشند.

– پادشاهان پیشین → نماد قدرت‌های ظاهری که با وجود ثروت و لشکر، از عدالت و مهربانی بی‌بهره بودند.

– نام بزرگان → نماد آبرو و نیک‌نامی که باید محفوظ بماند.

حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت گروهی حکما به حضرتِ کسری در، به مصلحتی سخن همی‌ گفتند | حکایت کسی مژده پیش انوشیروانِ عادل آورد

 تحلیل عمیق‌تر

تحلیل عمیق‌تر

 ۱. عدالت و مهربانی

اسکندر با وجود قدرت نظامی، به رعیت آسیبی نرساند. این نشان می‌دهد که فتح حقیقی، فتح دل‌هاست، نه فقط سرزمین‌ها.

 ۲. نیک‌نامی

اسکندر از پادشاهان پیشین جز به نیکی یاد نکرد. این نشان از بزرگواری و خردمندی او دارد.

 ۳. فتح دل‌ها

فتح سرزمین‌ها بدون فتح دل‌ها ممکن نیست. اسکندر با مهربانی و عدالت، دل‌های مردم را فتح کرد.

 ۴. نکوهش بدگویی

سعدی در پایان با یک بیت، به این نکته اشاره می‌کند که بدگویی از بزرگان، نشانه‌ی بی‌خردی است و خردمندان چنین کسی را بزرگ نمی‌شمارند.

 ۵. بزرگی به خرد

بزرگی به خرد و اخلاق است، نه فقط به قدرت و ثروت. اسکندر با وجود ثروت و لشکر کمتر، با خرد و مهربانی، جهان را فتح کرد.

 خلاصه نهایی پیام (به زبان ساده)

این حکایت سعدی به ما می‌آموزد که:

۱. فتح حقیقی، فتح دل‌هاست، نه فقط سرزمین‌ها.

۲. عدالت و مهربانی با رعیت، کلید موفقیت حاکمان است.

۳. نیک‌نامی و یاد کردن از دیگران به نیکی، نشانه‌ی خردمندی است.

۴. بدگویی از بزرگان، نشانه‌ی بی‌خردی است.

۵. بزرگی به خرد و اخلاق است، نه فقط به قدرت و ثروت.

سعدی در این حکایت، با نگاهی اخلاقی و عرفانی، به ما یادآوری می‌کند که فتح سرزمین‌ها بدون فتح دل‌ها ممکن نیست و بزرگی حقیقی، در خرد و مهربانی است، نه در قدرت و ثروت.

حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زورِ بازو | حکایت با طایفهٔ بزرگان به کشتی‌در، نشسته بودم

سؤال ۱: اسکندر رومی در پاسخ به پرسشگران، علت پیروزی‌های خود را چه چیزی معرفی کرد؟

پاسخ: او گفت که با یاری خداوند، به مردمان سرزمین‌های فتح‌شده آسیب نرساند و نام پادشاهان پیشین را جز به نیکی بر زبان نیاورد

سؤال ۲: این حکایت در کدام باب گلستان سعدی آمده است؟

پاسخ: باب اول، در سیرت پادشاهان

سؤال ۳: مصرع «بزرگش نخوانند اهل خرد / که نام بزرگان به زشتی برد» چه پیامی دارد؟

پاسخ: کسی که نام بزرگان و پیشینیان را با بدی یاد کند، از دیدگاه خردمندان بزرگ و ارزشمند شمرده نمی‌شود

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.