متن در مورد فداکاری + جملات و اشعار در مورد فداکاری و ایثار

جملات و متن های زیبا در مورد فداکاری و ایثار را در این قسمت روزانه قرار داده ایم. می توانید این متن و جمله های کوتاه زیبا را برای استوری و کپشن انتخاب کنید.

جملات و متن های فداکاری و ایثار

تیزآب توی، و چرخ ماییم

سرگشته چو سنگ آسیاییم

تو خورشیدی و ما چو ذره

از کوه برآی تا برآییم

از بهر سکنجبین عسل ده

ما خود همه سرکه می‌فزاییم

گه خیرهٔ تو، که تو کجایی

گه خیرهٔ خود که ما کجاییم

گه خیرهٔ بسط خویش و ایثار

یا قبض که مهره در رباییم

***

خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی

جان پرانوار همچنانک تو دیدی

از چمن یار صد روان مقدس

در گل و گلزار همچنانک تو دیدی

هر کی دلی داشت زین هوس تو ببینش

بی دل و بی‌کار همچنانک تو دیدی

هر نظری کو بدید روی تو را گشت

خواجه اسرار همچنانک تو دیدی

صورت منصور دانک بود بهانه

برشده بر دار همچنانک تو دیدی

هست بر اومید گلستان تو جان‌ها

ساخته با خار همچنانک تو دیدی

عشق چو طاووس چون پرید شود دل

خانه پرمار همچنانک تو دیدی

عشق گزین عشق بی‌حیات خوش عشق

عمر بود بار همچنانک تو دیدی

در دل عشاق فخر و ملک دو عالم

ننگ بود عار همچنانک تو دیدی

عشق خداوند شمس دین که به تبریز

جان کند ایثار همچنانک تو دیدی

***

متن در مورد فداکاری

جمله زیبا در مورد فداکاری

همچون بهار سوی درختان خشک ما

آن نوبهار حسن به ایثار آمده

***

چون کمالات فانی هستشان این امانی

که به هر دم نمایند لطف و ایثار دیگر

***

ای میزبان میکده ایثار کن به ما

بیغوله ای که از پی غولان رمیده ایم

***

بسکه مردم جنس ایثار از نظر پوشیده اند

نخل بادامم سراپا چشم حیران زیر پوست

***

متن احساسی برای فداکاری و ایثار کردن

هر چه دارد عالم اخلاق بی ایثار نیست

دست بسیار است اگر از آستین بیرون کنید

***

تو نه آنی که فریبی ز کسی صرفه بجویی

تو همه لطف و عطایی تو به ایثار فریبی

***

همی گویم دلا بس کن

دلم گوید جواب من

که من در کان زر غرقم

چرا ز ایثار بگریزم

***

صبوح آمد صبوح آمد

صبوح راح و روح آمد

خرامان ساقی مه رو

به ایثار عقار آمد

***

ستمی نیست چو ایثار به بنیاد خسیس

می درد پوست چو ماهی زدرم میگذرد

***

ایثار کنم؟ یعنی که چشمم را ببندم؟

دنیای غم باشم ولی بر غم بخندم؟

تو غافل از من باشی و من بی توقع،

مرداب باشم؟ بی صدا باشم؟ بگندم؟

***

متن کوتاه برای اثار

وقت آن آمد که ما آن ماه را مهمان کنیم

پیش او شکرانه جان خویش را قربان کنیم

چون ز راه اندر رسد ما روی بر راهش نهیم

وانگهی بر خاک راهش دیده خون‌ افشان کنیم

هرچه در صد سال گرد آورده باشیم این زمان

گر همه جان است ایثار ره جانان کنیم

***

از بسیاری چیزهای بزرگ می‌گذریم، ولی به ندرت، در امور جزئی، از خودگذشتگی می‌کنیم.

یوهان ولفگانگ فون گوته

***

برای جوانمردی و مروتی که در حق هر کس می کنی، امید هیچ پاداشی نداشته باش.

پابلو پیکاسو

***

ما می توانیم بخشش های بزرگ داشته باشیم، اما در مورد چیزهای کوچک به ندرت از خودگذشتگی به خرج می دهیم.

یوهان ولفگانگ فون گوته

***

کسی که بخشش می کند، زمانی به نشاط حقیقی دست می یابد که پس از جستجوی فراوان نیازمندی را پیدا کند که عطای وی را بپذیرد. تلاش برای یافتن چنین شخصی، لذت بخش تر از ایثار است.

جبران خلیل جبران

این مطالب را هم ببینید