انشا در مورد کفش برای پایه هفتم و مقطع دبستان و متوسطه با مقدمه بدنه و نتیجه

انشا با موضوع کفش

در این بخش روزانه چند انشا زیبا در مورد کفش برای پایه هفتم و مقاطع تحصیلی را با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری گردآوری کرده ایم.

انشا دوست من کفش صفحه 63 نگارش هفتم

مقدمه : هر انسانی از ابتدا تا انتهای زندگی خود ، رفیق هایی دارند. بعضی از این رفیق ها بد و بعضی دیگر خوب هستند اما بالاخره همه ی اینها بعد از مدتی با ذهنمان خداحافظی می‌کنند و به خاطرات می پیوندد.

بند اول تنه : یکی از این رفیق ها کفش است اما هیچکس به او توجه نمی‌کند وکسی او را به عنوان یک رفیق نمی شناسد.از ابتدای زندگی ما کفش ها به ما شوق راه رفتن می دهند و برای گام برداشتن برای ادامه راه ما را یاری می کند تا به سوی گام بعد برویم و از راه باز نمانیم.

بند دوم تنه : وقتی انسان بزرگتر می شود به گام بعدی یعنی مدرسه می رود.چه زیباست شوق داشتن کفش نو،معلم نو و دوستان نو.کفش رفیقی بی نظیر است وما را تا فتح کردن قله ها و پله های موفقیت یاری می کند و پا به پای ما می آید.

بند سوم تنه : گام بعد از درس خواندن ازدواج و تشکیل خانواده است.باز هم کفش به ما کمک می کند که به خوبی کار کنیم و پول در آوریم تا ازدواج کنیم.چه لذت بخش است چشیدن طعم اولین دستمزدی که برایش تلاش کرده ای! باز هم این رفیق با معرفت ما را به سوی گام بعدی هدایت می کند.

بند چهارم تنه : دیگر این مسیر به انهایش رسیده.کفش ما را تا انتهای این مسیر همراهی کرده است.چه قشنگ استخریدن کفش برای فرزندان و نوه هایت و چهقشنگ تر است شادی و لبخند آنها.دیگر به گام آخر رسیده ایم. دیگر وقت جدایی کفش از انسان است.انسان به خانه ی ابدی خود می رود و کفش از او جدا می شود.

نتیجه گیری : بهتر است گاهی وقت ها به کفش هایمانهم اهمیت بدهیم.این رفیق خود را قربانی ما می کند تا به انتهای مسیر برسیم اما این بی انصافی است که پس از گذر از مسیر آنها را از یاد ببریم و به سراغ کفش های جدید برویم. رفاقت را از کفش ها بیاموزیم.


انشا در مورد کفش

انشا کوتاه درباره کفش

قلب دوم انسان عضوی است به نام پا که اگر وجود نداشته باشد زندگی تغییر می یابد و سخت میشود کار هایی که هر روز انجام می دهیم
میانی ما باید از این عضو به خوبی محافظت بکنیم کفش وسیله ای است که توانایی انجام این کار را بر عهده دارد کفش انواع مختلفی دارد مثل کفش ورزشی پیاده روی و… که هر یک برای انجام کار های مختلف ایجاد شده و جنس متفاوتی بر حسب قیمت برخوردار است
پایانی ما باید از این عضو مهم محفاظت و از خدای متعال به خاطر بخشیدن این نعمت بزرگ قدر دان باشیم.


انشا طنز در مورد کفش

خیلی آرام و آهسته به زیر نیمکت رفته و همان طور دولا دولا خود را به نیمکت جلویی رساندم. دوستانم غرق در گوش دادن به درس و توضیحات معلم بودند. به آرامی بند کفش هر یک از دو دانش آموزی که در این نیمکت نشسته بودند را به یکدیگر گره زدم. کار ساده‌ای بود، هر دوی آن‌ها آرام نشسته و من به راحتی لنگه کفش‌هایشان را به هم گره زدم. به همین شکل روی میز خزیده و به نیمکت جلویی رفته و همان کار را تکرار کردم.

از گوشه چشم می‌دیدم که دو دوست دیگرم نیز در ردیف‌های کناری، مشغول گره زدن لنگه کفش بچه‌ها به یکدیگر هستند. سخت‌ترین بخش کار، گره زدن لنگه کفش دانش آموزانی بود که در ردیف اول نشسته بودند، اما طبق قرار باید این مرحله را نیز انجام می‌دادیم. برای انجام ایمن این کار به جای آن که به طور کامل به نیمکت اول بروم، زیر همان نیمکت دوم روی زمین خوابیده و دستانم را تا جایی که امکان داشت به سمت نیمکت اول کشاندم. با کمی کش و قوس و در حالی که نفسم را در سینه حبس کرده بودم، دو گره نه چندان محکم به هر یک از دو لنگه کفش زدم. این کار به تمیزی گره‌هایی که در نیمکت‌های دیگر زده بودم، نبود؛ اما شرایط برای چیزی بهتر از آن مهیا نشد.

بند نتیجه‌گیری (جمع‌بندی)
همان طور به آرامی به نیمکت خود بازگشتیم و سر جایمان نشستیم. منتظر بودیم تا زنگ تعطیلی به صدا درآمده و دانش آموزان از جای خود برخیزند. این محصول کاری بود که با آن ظرافت و دقت انجام داده و باید با خونسردی به تماشایش می‌نشستیم. سرانجام ساعت پیش رفته و روی رأس ۱۲، صدای زنگ به گوش رسید. دانش آموزان با عجله دفتر و کتاب‌ها را جمع کرده و یکی پس از دیگری از جای برخاستند. یک، دو و سه؛ همان اتفاقی که می‌خواستیم رخ داد… پاهای دانش آموزان در هم گره خورده و برخی نیز زمین افتادند. صحنه خنده‌داری بود و ما که ماموریت خود را با موفقیت به پایان رسانده بودیم، از خلق چنین صحنه‌ای نیش‌مان تا بناگوش باز بود!


انشا با رعایت ساختمان بند درباره کفش

کفش‌ها جفت هستند و برای پوشاندن پا برای راه رفتن به کار می‌روند اما بعضی کفش‌ها جفت نیستند و هیچ‌وقت هم کسی آنها را پایَش نکرده است. تعجب نکنید. من خودم همین‌گونه هستم. می‌خواهید سرگذشتم را بشنوید؟

من در یک کارخانه کفش‌سازی بزرگ تولید شدم. با یکی از کفش‌هایی که اندازه خودم بود، در یک جعبه قرار گرفتم تا به مغازه برویم. جعبه‌های زیادی را پخش کردند و مرا هم به مغازه‌ای بردند.

در جعبه تاریک هر روز صدای مشتری‌ها را می‌شنیدم که دنبال کفش می‌گردند. آن روز صدای مردی را شنیدم که گفت:«لطفا یک سایز کوچک‌تر!» مغازه‌دار جعبه مرا باز کرد و لنگه همراه مرا دست مرد داد.

مرد پس از اینکه لنگه مرا امتحان کرد، گفت:«همین خوب است، آن را می‌خرم». بعد با صدای خجالت‌زده گفت:«می‌شود فقط همین یک لنگه را ببرم؟» قلبم به شدت می‌زد. دلیل حرفش را نمی‌دانستم. مغازه‌دار مخالفت کرد چون یک لنگه کفش به هیچ دردش نمی‌خورد. مرد پول کفش‌ها را داد و از مغازه بیرون آمد.

توی راه متوجه شدم که مرد فقط یک پا دارد و پای دیگر از زانو قطع شده است. ناراحت شدم. هم برای مرد و هم برای خودم که بدون استفاده می‌ماندم.

مرد وقتی به خانه رسید، کفش‌ها را به دخترش نشان داد و با خنده گفت:«آن یکی لنگه مال تو. بزرگ که شدی، باهاش لی لی بازی کن» دخترک اول دمغ شد. بعد مرا گرفت و برد روی میز تحریرش گذاشت و رفت. از اینکه آنجا کنار مداد و خودکارها بودم، احساس غریبه بودن به من دست داده بود. اما اتفاق جالبی برایم افتاد.

دختر وقتی شب پشت میز نشست تا مشق بنویسد، خودکار و مدادهایش را جمع کرد و ریخت توی من. با خوشحالی گفت:«خب! حالا یک جامدادی کفشی دارم».

اگرچه کفش‌ها برای پوشیدن استفاده می‌شوند اما من از اینکه جامدادی و جاخودکاری رومیزی هستم، راضی‌ام چون حداقل بدون استفاده نیستم.

گاهی از اینکه کفش شدم افسوس می‌خورم. فکر می‌کنم کفش مظلوم‌ترین پوشیدنی باشد. اگر بدانید چه بلاهایی سر من آمده تا به اینجا رسیدم، به من حق می‌دهید.

اولش من یک جفت کفش ورزشی سفید بودم. پشت ویترین یک مغازه لوازم ورزشی جا خوش کرده بودم تا اینکه صاحب من با پدرش برای خرید من آمدند. خب تا اینجای قضیه خوب بود. ماجرا از وقتی شروع شد که فهمیدم آقا، یک نوجوان اهل ورزش تشریف دارند.

می‌گویید کفش ورزشی برای ورزش ساخته می‌شود؟ درست اما حال زار من به ورزش محدود نمی‌شد. توی زمین فوتبال باید حرف بد می‌شنیدم. صاحب من پایش را بلند می‌کرد و بعد از ده بار که نمی‌توانست شوت کند و سر من توی آسفالت‌ها می‌خورد، بالاخره موفق می‌شد که به توپ ضربه کوچکی بزند. توپ در حالی که بر اثر ضربه دور می‌شد، بلند بلند و جلوی همه به من حرف‌های بد می‌زد که چرا توی سرش زده‌ام. انگار تقصیر من بود.

جاهای دیگری هم من تقصیرکار شناخته می‌شدم. مثلاً جوراب‌های بو گندو و کف پای از خود راضی، هر روز به جان من بیچاره غر می‌زدند. وقتی جوراب می‌آمد، حالم بهم می‌خورد اما هردفعه موقع رفتن سرکوفت می‌زد که تو باعث شدی من بوی بد بگیرم. کف پای لوس و ننر هم می‌گفت:«حرف نزنید که اعصابم از دست هر دو نفرتان خورد است!» من بیچاره لام تا کام حرف نمی‌زدم.

یک دفعه اتفاقی افتاد که نباید می‌افتاد. صاحب من موقع راه رفتن توی جوی پر از لجن کنار خیابان افتاد. بویی گرفتم که هزار رحمت به بوی جوراب. دیگر داشت گریه‌ام می‌گرفت. صاحب من آنقدر سر به هوا است که به جای شستن، به من واکس سیاه زد و گفت:«کاملاً از سفید تبدیل به سیاه شدی!» و قاه‌قاه خندید.

آخرش مرا گوشه حیاط گذاشت. به خیالش اگر آفتاب می‌خوردم؛ بوی بد لجن می‌پرید! نمی‌دانم کدام عاقلی یا شاید هم دیوانه‌ای بهش گفته بود آفتاب بوی بد را از بین می‌برد.

روزهای زیادی است که اینجا هستم. در تمام روزها آفتاب داغ می‌تابید و من توی خودم جمع و چروکیده می‌شدم. هی چروکیده شدم و پوستم ترک خورد تا اینکه واقعاً از ریخت افتادم. دیگر بوی لجن نمی‌دهم اما گوشه حیاط مانده‌ام و از صاحبم خبری نشده. یک روز از دور دیدم‌اش که با یک جفت کفش نو بیرون می‌رفت. گویا مرا فراموش کرده. حالا آرام و بی‌صدا کنار دیوار نشسته‌ام و منتظر سرنوشت هستم.

هر کفش سرنوشتی دارد که هیچکس موقع ساخته شدن از آن خبر ندارد. اگرچه سرنوشت من تا اینجا اندکی غمگین بود اما راستش اگر همین جوری پیش برود، بدک نیست، برای خودم آسمان را نگاه می‌کنم و از هوای آزاد لذت می‌برم؛ از غرولند جوراب و از حرف‌های زشت توپ فوتبال هم خبری نیست.


انشا کوتاه کفش

کفش ها در اکثر اوقات عمر ما همراه مان هستند و پاهای مان را از آسیب ها در امان نگه می دارند.

آن ها شکل ها، دوخت ها، طرح ها، رنگ ها و جنس های متفاوتی دارند و این ما هستیم که انتخاب می کنیم کدام نوع از آن ها را بپوشیم.

برخی از کفش ها مخصوص آقایان و برخی مخصوص بانوان می باشد مثلا کفش های پاشنه بلند فقط مخصوص خانم ها هستند البته ممکن است بعضی از خانم ها از پوشیدن این نوع کفش ها فراری باشند و کفش های تخت را به هر چیز دیگری ترجیح دهند اما بعضی از مدل ها و طرح ها هم وجود دارند که می توانند به طور مشترک بین خانم ها و آقایان استفاده شوند مثل بعضی از کفش های کتانی.

کفش ها می توانند نشان دهند که ما برای حضور در چه مکانی آماده شده ایم، مثلا اگر کفش مجلسی پوشیده باشیم برای رفتن به یک مهمانی آماده شده ایم، اگر کفش اسپورت و کتانی پوشیده باشیم برای ورزش آماده شده ایم و اگر یک کفش با ظاهری ساده انتخاب کرده باشیم احتمالا در حال رفتن به محل کار هستیم.

علاوه بر ظاهر کفش اندازه ی کفش نیز نکته ی بسیار مهمی است، کفش ها باید درست اندازه ی پای ما باشند تا مشکلی برای ما پیش نیاید مثلا اگر کفش هایی کوچک تر از سایز پا خریده باشیم با هر قدمی که بر می داریم آن ها پای ما را اذیت کرده و زخم می کند و بالعکس اگر کفشی انتخاب کنیم که بزرگ تر از پای باشد با هر بار راه رفتن، کفش ها از پاهای مان بیرون آمده و آزارمان خواهد داد.

همچنین کفش ها باید مناسب فصلی باشد که در آن هستیم، در بهار و تابستان باید کفش هایی را بپوشیم که پاهای مان را خنک نگه دارد و در پاییز و زمستان از کفش هایی استفاده کنیم که علاوه بر گرم نگه داشتن پاها، آن ها را در مقابل برف و باران محافظت کنند.


انشا کفش

مقدمه : کفش وسیله ای برای پوشش پا و محافظت پا از ناهمواری ها و سنگ ها و سایر اشیا برنده است. پا یک اجزای مهم بدن است که کفش وظیفه نگهداری از قلب دوم انسان را دارد کفش ها در سایز ها و رنگ و جنس های مختلف در بازار وجود دارد .

بدنه : ما انواع کفش داریم که از نوع زنانه و مردانه و بچه گانه می باشد که هر یک از آدم ها بر اساس سلیقه و علاقه خود نوع آن را انتخاب می کند.

انواع آن مانند پاشنه دار , اسپرت , مجلسی , رسمی , چوتین و جکمه است و جنس های مختلف مثل جرم , پارچه ای ؛ لی , پلاستیکی و غیره … دارد .

من کفش های خود را خیلی دوست دارم و با واکس زدن و شستشو ان سعی میکنم تا کفش های خود را سالم نگه دارم .

کفش ورزشی من با کفش مهمانی من فرق دارد زیرا هر کفشی به دلیل نوع آن کاربرد های مختلفی دارد.

کفش ورزشی مخصوص ورزش و پیاده روی است . کفش مهمانی مخصوص خودش است.

نتیجه : پوشیدن کفش مناسب میتواند از آسیب هایی که ممکن است در آینده به آن دچار شویم جلوگیری کند و باید همیشه حواسمان باشد که چه کفشی را برای خودمان انتخاب می کنیم.


انشا بسیار زیبا در مورد کفش با رعایت ساختمان بندی

مقدمه : کودک بودیم و کفش های بزرگتر ها را میپوشیدیم و به آرزوی بزرگ شدن ولی بچه بودیم و فکرمان هم همانند پاهایمان کوچک بود و بزرگ شدیم و کفش ها اندازه ی ما شد ولی خیلی چیز ها برایمان کوچک شد.

بند اول تنه : خردسال بودیم و از مشکلات چیزی نمی فهمیدیم کم کم فهمیدیم که چقدر اشتباه میکردیم .که بزرگ شویم کاش بچه میماندیم و به پوشیدن کفش های بزرگتر ها و احساس بزرگ بودن فکر میکردیم

بند دوم تنه : با گذشت زمان بزرگ شدیم و حال در حسرت همان دوران بچگی و کفش به پایی هستیم که هیچ غم و فکر دنیا را نمیدانستیم و گویی عالمی از بهشت بود که ما با همان افکار بچگی غرق در شادمانی آن دوران بودیم .

نتیجه گیری : بزرگ شدیم و تنها چیزی که با ما بزرگ شد کفش هایمان هستند … اگر قدر عمرمان را میدانستیم هرگز از کفش بند دار استفاده نمیکردیم.


انشا در مورد کفش با مقدمه و نتیجه

مقدمه: از قلب دوم انسان چیزی می دانید؟ پا قلب دوم انسان است چون نیاز به مراقبت دارد و نبود آنها کل زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.

بدنه انشا: ما هرروز مسافت زیادی را با پاهایمان راه می رویم و از کوچه ها و خیابان ها عبور می کنیم.

پا یکی از حیاتی ترین اعضای بدن انسان است و نیاز به توجه ویژه‌ای دارند.  کفش یک محافظ خوب برای قلب دوم ماست که پاها را از خطر هایی که در محیط وجود دارد حفظ می کند و نمی گذارد به پا آسیبی برسد.

کفش ها انواع مختلفی دارند و بسته به اینکه در چه مکان هایی می خواهیم از آن ها استفاده کنیم طبقه بندی می شوند.

کفش طبی مخصوص کسانی است که می خواهند در آینده به کمر درد و پادرد دچار نشوند.

کفش های پاشنه بلند مخصوص جشن ها است و با این که پا را در حالت بدی قرار می دهند اما گاهی اوقات مجبور به استفاده از آن میشویم.

کفش اسپرت برای پیاده روی های طولانی مناسب است.

جالب است بدانید در گذشته تنوع کفش انقدر زیاد نبود و فقط دو مدل کفش بود که مدل اول برای کسانی بود که وضع مالی خوبی نداشتند و مدل دوم برای افراد ثروتمند بود همین کفش ها مشخص می‌کرد که کدام فرد ثروتمند و کدام فرد فقیر است .

نتیجه : پوشیدن کفش مناسب میتواند از آسیب هایی که ممکن است در آینده به آن دچار شویم جلوگیری کند و باید همیشه حواسمان باشد که چه کفشی را برای خودمان انتخاب می کنیم.


انشا درمورد کفش با رعایت ساختمان بند

مقدمه: هر فردی در طول زندگی خود دوستان زیادی دارد. برخی از این دوستان خوب و برخی بد هستند، اما همه این دوستان همیشه با ما نیستند و بعد از مدتی جزئی از خاطرات ما می شوند.

بند اول تنه: یکی از این دوستان کفش است اما شاید تا به حال کسی به او به چشم یک دوست نگاه نکرده است.

همه ما از زمانی که راه رفتن را می آموزیم، دوستیمان را با کفش شروع می کنیم.

شاید خاطره ای که از اولین کفشی که به پا کردیم داریم بهترین خاطره عمرمان باشد.

کفش به ما شوق راه رفتن می دهد و برای گام برداشتن و ادامه راه پر پیچ و خم زندگی به ما کمک می کند.

بند دوم تنه: زمانی که بزرگتر می شویم و به مدرسه می رویم، کفش در مرحله بعدی زندگی یعنی مدرسه همراه ماست.

آنجاست که کفش ها ما را در بالا رفتن پله های موفقیت یاری می کند.

بند سوم تنه: کفش در دوره بعدی زندگی یعنی ازدواج هم با ما همراه است. کفش های پاشنه بلند عروس و کفش های داماد در شروع زندگی مشترک همراهشان است و  در  کنار آنها خاطره زیبای عروسی را می سازد.

بند چهارم تنه: کفش در طول مسیر زندگی هماره ماست . به مرور که پا به سن می گذاریم این بار خرید کفش برای فرزندان  و نوه ها لذت دیگری دارد.

و بعد از رفتن به خانه ابدی است که این دوست همیشگی از انسان جدا می شود.

نتیجه گیری: شاید حالا دید دیگری به کفش هایمان داشته باشیم، و آنها را به عنوان یک دوست همیشگی که در تمام مراحل زندگی گام به گام  همراه ما بوده اند در نظر بگیریم. پس کمی بااین دوست همیشگی مهربان تر باشیم.


انشا درباره کفش کلاس هفتم

داستان از روزی شروع شد که خودم را سوار ماشینی دیدم که در جاده در حال حرکت بود.

نمیدانستم به کجا می روم اما با شور و اشتیاقی زیاد به بیرون نگاه می کردم.

ماشین بعد از طی مسافت زیادی در یک کارخانه توقف کرد. چند نفر آمدند و من و دوستانم را از ماشین پیاده کردند.

هنوز هم نمیدانستم چه سرنوشتی در انتظار من است. بعد از اینکه وارد کارخانه شدیم بسته بندی های زیادی دیدم، کفش های مختلف با رنگ بندی ها و اندازه های مختلف.

صحنه جالبی بود از کفش های بچگانه، کفش دخترانه، پسرانه و….

من و دوستانم را روی صفحای قرار دادند، درست حدث زده بودم، چیزی که پیش روی ما قرار داشت دستگاه برش زنی بود.

ما را به اندازه های مختلف بش زدندو بعد از آن مرحل ساخت کفش چرمی شروع شد.

من دیگر یک چرم خالی نبودم و حال به یک جفت کفش زیبا تبدیل شده بودم. ما را بسته بندی کردند و دوباره سوار ماشین غول پیکری شدیم.

مدتی گذشت ما را درگوشه ای گذاشتند. صاحب مغازه من را از بسته بندی بیرون آورد و در ویترین مغازه گذاشت.

از پشت ویترین به خیابان و ادم هایی که در رفت و آمد بودند نگاه میکردم. به کفش هایشن که دوستان من بودند .

تا اینکه روزی یه دختر کوچولوی زیبا به مغازه آمدند. دختر به پدرش اصرار می کرد که من را برایش بخرد.

آری من حالا کفش های دختر کوچولوی زیبایی بودم که همیشه از من مراقب میکرد .


انشا زیبا درباره کفش

مقدمه : همه انسان ها از ابتدا تا انتهای زندگی خود ، دوست هایی دارند . بعضی از این دوست ها شر و بعضی دیگر خوب هستند اما پس از مدتی همه انها با ذهنمان خداحافظی می‌کنند و به خاطرات می پیوندند .

بدنه : یکی از این دوست ها کفش است اما هیچکس به او توجه نمیکند و کسی او را به عنوان یک دوست نمی شناسد . زمانی که ما راه رفتن را بلد نبودیم این کفش ها بودند که به ما شوق راه رفتن می دهند و برای گام برداشتن و ادامه راه , ما را یاری می کنند تا به سوی آینده گام برداریم از راه باز نمانیم .

وقتی انسان بزرگتر می شود به گام بعدی یعنی مدرسه می رود . چه زیباست شوق داشتن کفش نو ، معلم نو و دوستان نو . کفش رفیقی بی نظیر است و ما را تا فتح کردن قله ها و پله های موفقیت یاری  می کند و پا به پای ما می آید .

گام بعد از درس خواندن ازدواج و تشکیل خانواده است . باز هم کفش به ما کمک می کند که به خوبی کار کنیم و پول در آوریم تا ازدواج کنیم . چه لذت بخش است چشیدن طعم اولین دستمزدی که برایش تلاش کرده ای! باز هم این رفیق با معرفت ما را به سوی گام بعدی هدایت می کند .

دیگر این مسیر به انهایش رسیده . کفش ما را تا انتهای این مسیر همراهی کرده است . چه قشنگ است خریدن کفش برای فرزندان و نوه هایت و چه قشنگ تر است شادی و لبخند آنها از داشتن کفشی نو و زیبا . دیگر به گام آخر رسیده ایم . دیگر وقت جدایی کفش از انسان است . انسان به خانه ی ابدی خود می رود و کفش از او جدا می شود .

نتیجه گیری : بهتر است گاهی وقت ها به کفش هایمان هم اهمیت بدهیم . این رفیق خود را قربانی ما می کند تا به انتهای مسیر برسیم اما این بی انصافی است که پس از گذر از مسیر آنها را از یاد ببریم و به سراغ کفش های جدید برویم. رفاقت را از کفش ها بیاموزیم .


انشا ادبی زیبای کفش

مقدمه: از نیاکان ما تا امروز همیشه کفش وسیله ایی برای راحتی پا و محافظت از پا در برابر اجسام خارجی بوده و تاکنون نیز از نقش پر رنگی در زندگی ما بهرمند است.

تنه انشا: همان طور که گفته شد کفش نقش حفاظتی پا را در برابر اجسام خارجی برعهده دارد. در زمان قدیم کفش ها ترکیب متفاوتی از آنچه که امروزه ما استفاده می کنیم داشته اند، کفش ها به صورت گیوه در رنگ های زیبا و سنتی بافته و دوخته با دست می شدند. اما امروزه تنوع در جنس و مدل و طرح در کفش بسیار زیاد است و مردم متناسب با امکان مورد نظر خود کفش مخصوص همان موقعیت را می پوشند. مانند پوتین در برف و باران، کفش های پاشنه بلند مخصوص خانم ها برای مجالس و عروسی ها. کتونی ها مخصوص ورزش و کفش های اسپرت مخصوص مکان های معمولی و پر رفت و آمد. همه ی این گزینه ها برای راحتی و رفاه مردم ساخته شده تا مردم از آنچه که پا می کنند لذّت و راحتی لازم را به دنبال داشته باشند. مردم نیز باید این قانون را رعایت کنند و متناسب با امکان مورد نظر کفش بپوشند. مثلا نمی توان برای مجالس عروسی کتونی پوشید.

از همه ی این ها گذر کنیم باید به این نکته توجه کنیم که نمی توان روزی را بدون کفش تصور کرد زیرا به قول معروف پا قلب دوم انسان به حساب می آید. بنابراین باید از قلب دوممان محافظت لازم را داشته باشیم.

نتیجه گیری: کفش نقش مهمی دارد و در رنگ ها و طرح های مختلف در بازار موجود است. هرکس با سلیقه و سایز پای خود می تواند کفش را تهیه و استفاده کند.

منبع: درسکده

مطالب مشابه را ببینید!

انشا درباره امام رضا (موضوع انشا امام رضا برای دبستان و دبیرستان با مقدمه بدنه و نتیجه گیری) انشا خلیج فارس با چند انشا زیبا کوتاه و بلند برای تمام مقاطع انشا با موضوع نیکوکاری + موضوع انشا نیکی و کمک کردن به دیگران انشا در مورد آسمان شب + چند انشا ادبی زیبای کوتاه در مورد شب مهتابی انشا در مورد یک روز در کلاس درس + 3 انشا کوتاه ادبی برای دبیرستان و دبستان انشا طنز و خنده دار + مجموعه انشا و داستان های طنز و بامزه انشا در مورد ثروت و پولدار شدن + 5 انشا کوتاه و زیبا در مورد افراد ثروتمند انشا نوروز کوتاه و بلند برای پایه های مختلف تحصیلی (8 انشا نوروز) انشا مذهبی (با موضوعات مذهبی نماز، روزه، ماه محرم و خداوند) برای پایه های مختلف تحصیلی انشا با موضوع روزه + چند انشا زیبا در مورد روزه گرفتن برای دبستان و دبیرستان