انشا در مورد حضرت محمد (ص) + چند انشا کوتاه و بلند ادبی درباره پیامبر اسلام برای مقاطع مختلف تحصیلی

انشا درباره پیامبر اسلام حضرت محمد (ص)

در این مطلب روزانه چند انشا در مورد حضرت محمد(ص) پیامبر اسلام را آماده کرده ایم. در ادامه مجموعه انشا کوتاه و بلند در توصیف پیامبر اسلام را برای پایه های مختلف تحصیلی آماده کرده ایم.

انشا با موضوع حضرت محمد «ص»

نام تـو هر جا سبز شود، زمین و زمینیان، بهتر نفس می کشند و طبیعت، حقیقت خودرا نشان میدهد. هر بار کـه نامت را می برم، لب‌هایم دوبار به هم آغوشی درمی آیند. هر بار کـه نامت را میبرم، متبرک می شوم و کنگره‌ها رابه قد کشیدن وا می‌دارم. اما کدام نام اسـت کـه سهمِ بیشتری از مسمی برده اسـت؟ هنوز در جست وجوی آن اسم سعیدم کـه بی کرانی از تـو در حروفش جاری اسـت.

می خواهم صدایت کنم و نام تـو دفتر بـه دفتر، آواره ام کرده اسـت. نه! هرگز نمی توانم سرشارتر ازآن نام بیابم کـه آکنده از ستایش زمین و زمان اسـت؛ محمد صلی الله علیه و آله ! راهی کـه بـه بشر نشان داد، بن بست ندارد. بنام تـو، رساله دلگشای رسل ختم می شود. سراسر زمین چشم می شود و بـه مسیر سبزی کـه گردن آویز آسمان اسـت، خیره می ماند.


انشا و حدیث های حضرت محمد

فقط آمنه بیدار بودو دردی راکه در انتظارش بود احساس میکرد… درد رفته رفته شدیدتر شد… ناگهان چند بانوی ناشناس و نورانی را در اطاق خویش دید که بوی خوشی از آنان به مشام میرسید. متحیر بود کـه ایشان کیانند و چگونه از در بسته داخل شده‌اند؟ طولی نکشـید که نوزاد عزیزش بدنیا آمد و بدین ترتیب دیدگان آمنه پس از ماه‌ها انتظار در سحرگاه هفدهم ربیع الاول بـه دیدار فرزندش روشن شد.

همه ی از این ولادت خوشحال بودند، ولی دراین هنگام که – محمد، صلی الله علیه وآله – شبستان تاریک و خاموش آمنه را روشن میکرد جای همسر جوانش – عبدالله – خالی بود چون او در بازگشت از سفر شام در مدینه درگذشته ودر همانجا بـه خاک سپرده شده و آمنه را برای همیشه تنها گذاشته بود.


انشا در مورد حضرت محمد (ص)

انشا درباره پیامبر اسلام حضرت محمد «ص»

عموم سـیره نویسان اتفاق دارند کـه تولد پیامبر گرامی اسلام «ص» در عام الفیل وسال 570 میلادی وماه ربیع الاول بوده اسـت. ولی در روز تولد او اختلاف دارند.مشهور میان محدثان شیعه این اسـت کـه آن حضرت در هفده ربیع الاول روز جمعه پس ازطلوع فجر چشم بـه جهان گشود و مشهور میان اهل سنت این اسـت کـه ولادت آن حضرت در روز دوشنبه 12 ربیع الاول اتفاق افتاده اسـت.

حضرت‌محمد مصطفی«ص» در روز 27 رجبِ سالِ 40 عام الفیل، هم زمان با سال 13 پیش از هجرتِ پیامبر اسلام، در غار حرا، توسط جبرئیل و از سوی خدا بـه پیامبری نایل امد و مامور شد کـه چند خداپرستی و بت‌ پرستی را از زمین بردارد وخدا پرستی را رواج دهد وپیام وحی رابه مردم برساندپیامبر اسلام حضرت‌محمد «ص» برترین پیامبران و رسولان و خاتـم آنهاست و پس از او پیامبری نخواهد آمد.

نام مبارکش چهار بار درقرآنِ مجید در سورههای – آل عمران، محمد، فتح، احزاب – آمده اسـت و نام دیگر آن حضرت«احمد» اسـت کـه یک‌بار در قرآن در سورۀ صف آیه 6 ذکر شده اسـت. ولی القاب آن حضرت تحت عناوین – نبی، رسول، بشیر، نذیر، خاتم النبیین، الفاتح، نبی الرحمه، نبی التوبه، نبی الملحمه، رسول الله، الماحی، العاقب، المقفی، المصطفی، النبی الامی، طه، یس و…- ده‌ ها بار در قرآن ذکر شده اسـت.

فرزندان پیامبر «ص» همه ی درعصر خودش از دنیا رفتند جز حضرت‌فاطمه زهرا «س» کـه یگانه یادگار پیامبراعظم «ص» اسـت.پس از بازگشت از حجه الوداع و انتخاب جانشینی حضرت‌علی «ع» درغدیر خم، چند ماهی نگذشته بود کـه پیامبر اسلام «ص» دربستر بیماری قرار گرفتند اما گه گاهی بـه مسجد رفته وبا مردم نماز می‌خواندند وبرخی موضوعات را تذکر می‌دادند.

مخصوصاً حدیثِ ثقلین را بار دیگر برای مردم یادآوری می نمودند و تمسـک بـه قرآن و عترت را بعنوان یگانه راه رستگاری بیان می‌فرمودند. بـه هر حال، مردم مدینه دراضطراب و نگرانی شدیدی بـه سر می‌بردند و سرانجام روح مقدس و بزرگ پیامبر گرامی اسلام«ص» ظهر روز دوشنبه 28 ماه صفر بـه ملکوت اعلی پیوست.


انشا در مورد زندگی حضرت محمد صل الله علیه و آله به زبان کودکان

حضرت محمّد(ص)، فرزند عبداللّه بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمناف، در مکه به دنیا آمد. پدرش عبد الله پیش از ولادتش درگذشته بود. او شش سال بیشتر نداشت که مادرش آمنه را نیز از دست داد. تا هشت سالگى زیر سرپرستى جدّش عبدالمطّلب بود و پس از مرگ جدّش در خانه عمویش ابوطالب سُکنا گزید. رفتار و کردار او در خانه ابوطالب، نظر همگان را به سوى خود جلب کرد و دیرى نگذشت که مهرش در دلها جاى گرفت.

او برخلافِ کودکانِ همسالش که موهایى ژولیده و چشمانى آلوده داشتند، مانند بزرگسالان موهایش را مرتّب میکرد و سر و صورتِ خود را تمیز نگه میداشت. او به چیزهاى خوراکى هرگز حریص نبود، کودکان همسالش، چنان که رسم اطفال است، با دستپاچگى و شتابزدگى غذا مى خوردند و گاهى لقمه از دست یکدیگر مى ربودند، ولى او به غذاى اندک اکتفا و از حرص ورزى در غذا خوددارى میکرد.در همه احوال، متانت بیش از حدِّ سنّ و سالِ خویش از خود نشان مى داد.بعضى روزها همین که از خواب برمیخواست، به سر چاه زمزم مىرفت و از آب آن جرعه اى چند مى نوشید و چون به وقت چاشت به صرف غذا دعوتش مى نمودند، مى گفت: احساس گرسنگى نمیکنم.

او نه در کودکى و نه در بزرگسالى، هیچ گاه از گرسنگى و تشنگى سخن به زبان نمىآورد.

عموى مهربانش ابوطالب او را همیشه در کنار بستر خود مى خوابانید او گوید: من هرگز کلمه اى دروغ از او نشنیدم و کار ناشایسته و خنده بیجا از او ندیدم. او به بازیچههاى کودکان رغبت نمیکرد و گوشه گیرى و تنهایى را دوست میداشت و در همه حال متواضع بود. آن حضرت در سیزده سالگى، ابوطالب را در سفر شام، همراهى کرد. در همین سفر بود که شخصیّت، عظمت، بزرگوارى و امانتدارى خود را نشان داد.

بیست و پنج سال داشت که با خدیجه دختر خویلد ازدواج کرد.

محمّد(صلى الله علیه وآله) در میان مردم مکّه به امانتدارى و صداقت مشهور گشت تا آنجا که همه، او را محمّد امین مىخواندند. در همین سنّ و سال بود که با نصب حجرالاسود و جلوگیرى از فتنه و آشوب قبایلى، کاردانى و تدبیر خویش را ثابت کرد و با شرکت در انجمن جوانمردان مکّه (= حلف الفضول) انسان دوستى خود را به اثبات رساند. پاکى و درستکارى و پرهیز از شرک و بتپرستى و بى اعتنایى به مظاهر دنیوى و اندیشیدن در نظام آفرینش، او را کاملاً از دیگران متمایز ساخته بود.

آن حضرت در چهل سالگى به پیامبرى برانگیخته شد و دعوتش تا سه سال مخفیانه بود. پس از این مدّت، به حکم آیه “وَ أَنـْذِرْ عَشیرَتَکَ الاَْقـْرَبینَ”; یعنى: “خویشاوندان نزدیک خود را هشدار ده!”، رسالت خویش را آشکار ساخت و از بستگان خود آغاز کرد و سپس دعوت به توحید و پرهیز از شرک و بتپرستى را به گوشِ مردم رساند. از همین جا بود که سران قریش، مخالفت با او را آغاز کردند و به آزار آن حضرت پرداختند. پیامبر در مدّت سیزده سال در مکّه، با همه آزارها و شکنجه هاى سرمایه داران مشرک مکّه و همدستان آنان، مقاومت کرد و از مواضع الهى خویش هرگز عقب نشینى ننمود.

پس از سیزده سال تبلیغ در مکّه، ناچار به هجرت شد.

پس از هجرت به مدینه زمینه نسبتاً مناسبى براى تبلیغ اسلام فراهم شد، هر چند که در طىّ این ده سال نیز کفّار، مشرکان، منافقان و قبایل یهود، مزاحمت هاى بسیارى براى او ایجاد کردند. در سال دهم هجرت، پس از انجام مراسم حجّ و ترک مکّه و ابلاغ امامت على بن ابیطالب(علیه السلام) در غدیر خم و اتمام رسالت بزرگ خویش، در بیست و هشت صفر سال یازدهم هجرى، رحلت فرمود.

این مطالب را هم ببینید