عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی به همراه اشعار کوتاه

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی به همراه اشعار کوتاه در روزانه برای شما همراهان گرامی قرار داده ایم. این عکس های بسیار زیبا از استاد کدکنی را می توانید در استوری و غیره قرار دهید. در ادامه با ما همراه شوید.

عکس اشعار شفیعی کدکنی

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

آخرین برگ سفرنامه‌ی باران
این است
که زمین چرکین است

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

بیرون ز تو نیست آنچه می خواسته ام
فهرست تمام آرزوهای منی

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

برگرد ای بهار
که در باغ های شهر
جای سرود شادی و بانگ
ترانه نیست
جز عقده های بسته ی یک رنج دیرپای
بر شاخه های خشک درختان
جوانه نیست

مطالب مشابه: زندگینامه شفیعی کدکنی شاعر ایرانی از تولد تا استادی دانشگاه و گزیده اشعار او

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

چه دعات گویم ای گل
تویی آن دعای خورشید که مستجاب گشتی
شده اتحاد معشوق به عاشق از تو، رمزی
نگهی به خویشتن کن که خود آفتاب گشتی

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده ی تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

هزار معنی دیگر
به غیر از آنچه تو دانی
درون عشق نهفته‌ ست
کجاست آنکه تواند یک از هزار شمارد؟‌

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا
تو ز خویشتن برون آ
سپه تتار بشکن

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

چون صاعقه
درکوره ی بی صبری ام امروز
از صبح که برخاسته ام
ابری ام امروز

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

به پایان رسیدیم اما نکردیم آغاز
فرو ریخت پرها نکردیم پرواز

مطالب مشابه: اشعار شفیعی کدکنی + مجموعه شعر عاشقانه و غزلیات این شاعر

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

این‌ جذبه‌ عاشقی‌ نگر تا چند است‌
نام تو شنیدم‌ و دلم‌ خرسند است‌
از نام تو شاد می‌شود دل‌، آری‌
نام تو و نامی‌ که‌ بدان‌ مانند است‌

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

هر دم‌ به‌ اشارات‌، شدم‌ هر سویی‌
شاید که‌ بیابم‌ از شفایی‌، بویی‌
دردا که‌ نیافتم‌ به قانون‌، جز شعر
بیماری روح خویش‌ را دارویی‌

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

از زلزله و ‎عشق، خبر‌ کس ندهد
آن لحظه خبر شوی، که ویران شده ای

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

من از خراسان و تو از تبریز و او از ساحل بوشهر
با شعر هامان شمع‌ هایی خرد‌
بر طاق این شب های وحشت بر می‌ افروزیم
یعنی که در این خانه هم
چشمان بیداری باقی‌ ست
یعنی در اینجا می تپد قلبی
و نبض شاخه ها زنده‌ ست

عکس نوشته اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

این‌ جذبه‌ عاشقی‌ نگر تا چند است‌
نام تو شنیدم‌ و دلم‌ خرسند است‌

مطالب مشابه: شعر باران + مجموعه اشعار زیبای عاشقانه و خواندنی در مورد بارش باران

16 2
امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.