انشا فصل تابستان + 12 انشای ادبی زیبا با موضوع تابستان
مجموعه انشا زیبا در مورد فصل تابستان
در این مجموعه ۲۴ انشای متنوع و بلند درباره فصل تابستان برای دانشآموزان آماده شده است. موضوعها شامل طبیعت، سفر، اوقات فراغت، خاطرات روستا، دریا، صرفهجویی، پایان تابستان و متنهای تخیلی هستند.
فهرست مطالب
انشا در مورد تابستان برای نوجوانان
تابستان چه دیر می آمد و چه با شتاب می گذشت و چقدر خاطره برای ما می ساخت، قبل از دبستان که برای من تابستان و زمستان و بهارش چندان تفاوتی نداشت و چهار فصل خداوند را تنها در اضافه و کم شدن حجم لباس هایم درک می کردم و بس!
به دبستان که رفتم تابستان پادشاه فصل هایم شد، همان که برای رسیدنش از اول مهر لحظه شماری می کردم و 365 روز سال را می شمردم، همان که سخت می آمد و قبل از آمدنش باید هفت خوان رستم را رد می شدم، هفت خوانی به تلخی امتحانات پایان سال!
توصیف طعم روز آخر مدرسه و آغاز تعطیلات تابستان غیرممکن است اگرچه همه ما مزه آن را زیر زبان خود احساس کرده ایم! سه ماه بدون درس و مشق، سه ماه تا دیروقت بیدار ماندن، صبح زود بیدار نشدن، سه ماه تفریح، بازی های کودکانه عصرگاهی، مسافرت و …
اما چه زود می گذشت این سه ماهی که یک سال منتظرش بودم، در یک چشم به هم زدن همه روزهایش خاطره می شد و می رسید آن روزهایی که از فکر کردن به آن هم تنم می لرزید! همان روزهای آخر تابستان …
همان روزهایی که شمارش هایم دوباره شروع می شد و بوی ماه مهر تمام اعصاب بویایی ام را دچار اشکال می کرد.
تنها دلخوشی آن روزها خریدن لباس های نو بود، دفتر نو و دیدن دوستانم در لباس فرم مدرسه، اولین روز مدرسه همیشه با ذوق و شوق بود، بیشتر در حد معارفه و خوش و بش هایی معمولی اما چه زود درس و مشق و ساعت 9 شب خوابیدن جای آن همه شادی تابستانی را می گرفت و من دوباره شمارشگر سالیانه ام را با عدد 365 تنظیم می کردم و روز از نو …
انشا عادی ادبی درباره تابستان مناسب پایه چهارم تا هفتم
انشا به زبان عادی و ادبی در مورد تابستان در این قسمت نوشته شده است و مناسب برای دانش آموزانی است که می خواهند یک انشا ادبی ساده در مورد فصل تابستان بنویسند توصیه می کنیم انشا ادبی و عادی در مورد تابستان را در این مطلب بخوانید:
تابستان یکی از چهار فصل خداوند است که به برکت و سرسبزی و گرمای زیادش در بین فصل های دیگر شناخته شده است و من تابستان را خیلی دوست دارم.
تابستان را دوست دارم به خاطر اینکه همه جای زمین را سبزه پوشانده، میوه های رنگارنگ روی درخت ها به ما چشمک می زنند، روزهای آن آنقدر طولانی است که می توانیم به همه کارهایمان برسیم و شب هایش معمولا دورهمی های شادی با دوستان خانوادگی مان داریم.
تابستان فصل تعطیلات است، فصل دوچرخه سواری، فصل مسافرت به شهرهای خنک تر ایران و من به خاطر همین عاشق این فصل زیبا هستم. اگرچه بعضی اوقات به خاطر گرمای بیش از حد، هوس زمستان و برف و باران می کنم و این گرما ما را در خانه زندانی می کند اما به خاطر خنکی کولر این گرما خیلی زود از یادمان می رود و به خوبی می دانم همین گرما است که باعث می شود دانه های درختان به میوه تبدیل بشوند و آماده چیدن شوند.
من و خانواده ام بسیاری از شب های تابستان بخصوص آخر هفته ها به پارک نزدیک خانه مان می رویم، دور هم می نشینیم، بازی می کنیم، شام می خوریم و از هوای خنک شب های تابستان لذت می بریم.
هر ماه تابستان را هم چند روز در خانه پدربزرگ می گذرانیم که باغ میوه سرسبز دارد. گشتن و بازی کردن در آن جا، کمک به برداشت محصول و انگور چینی و خوابیدن در پشت بام هنگام شب ها خیلی خیلی خوش می گذرد.
تابستان با این که خیلی خوب است اما همیشه بعد از مدتی که می گذرد دلم برای مدرسه، معلم و دوستانم تنگ می شود و دوست دارم زودتر تابستان تمام شود و دوباره به مدرسه بروم.
مادرم همیشه می گوید من در بهار زندگی ام هستم و وقتی به سن و سال او برسم وارد تابستان زندگی ام خواهم شد. به قول مادرم آدم ها در تابستان زندگی پخته می شوند و تجربه های زیادی به دست می آورند.
انشا در مورد خصوصیات فصل تابستان
ویژه پایه تحصیلی :کودکان و نوجوانان
موضوع انشا : در مورد تابستان و ویژگی هایش توضیح دهید
تابستان و فصل تعطیلات و تفریح
تابستان فصل دوم سال و همچنین فصل گرم سال است
که در ان مدارس و دانشگاه ها بسته میشوند
و دانش اموزان وقت خالی زیادی در تابستان دارند
تابستان و تعطیل بودن ان فرصت مناسبی برای کسانی است که میخواهند جز مدرسه کار های دیگری انجام بدهند
همچون کلاس هایی غیر از کلاس مدرسه
مانند کلاس های اموزش زبان و یا کلاس های ورزشی
و البته بسیاری از دانش اموزان زرنگ در ایام تابستان برای درس هایی که در انها ضعیف هستند به کلاس میروند
تا سال تحصیلی را بدون هیچ مشکلی شروع کنند
تابستان فصل تعطیلات است فصل خوشگذرانی
معمولا اکثر مردم در اواخر تابستان یعنی شهریور ماه به مسافرت میروند
تابستان زمان مناسبی است برای استراحت که در اختیار ما دانش اموزان قرار میگیرد
بعد از یک سال تحصیلی سخت و بعد از امتحانات
تابستان زمان مناسبی برای استراحت و پرداختن به کارهای دیگه است
تابستان با اینکه گرمترین فصل سال است ولی باز هم در بسیاری از مناطق ایران سرد است
ولی در جنوب کشور تابستان به شدت گرم است و همین است که میگویند ایران کشور چهار فصل است
انشا با متن ادبی در مورد تابستان
مناسب برای پایه تحصیلی :نوجوانان
موضوع انشا : تابستان را دوست دارم
مقدمه :
تابستان را به خاطر همه رنگ های درخشان و زیبایش در نور آفتاب ، بخاطر عطر گل ها و میوه های تابستانی و به خاطرات خاطراتی که از کودکی تا کنون برایم ساخته است دوست دارم . تابستان که میرسد :تابستان که میرسد دلم لک می زند برای تعطیلی های مدرسه .
برای آن لحظه های خداحافظی های حیاط مدرسه
و دوستی های یکساله ای که قول پیمانش ابدی بود
و تا نواخته شدن زنگ تابستان تا لحظه ی دویدن و رسیدن به خانه تمام شده بود.
تابستان که میشود دلم لک میزند برای خواب های تا لنگ ظهر
و عصر های پرسه زنان در کوچه ها .
برای آن دوچرخه های رنگ و رو رفته با ساچمه های رنگی رنگی که هرسال تابستان نو می شدند.
تابستان که میشود دلم لک میزند برای آن توپ های پلاستیکی راه راهی که آویزان شده بود روبروی بقالی سر کوچه ها.
تابستان که میشود چمدان و باربند و رفتن هایمان برای یک سفر شمالی و خاطره ی کباب بین راه و پنجره های ماشین مان
برای آن شب های شب نشینی در حیاط خاله ،عمو با طالبی های شکر زده ای که به شرط چاقو نبودند.
تابستان در میاید پس از سرمای زمستان ، سخت کوشی پاییز و شروع دوبراه بهار و ما را پر میکند از رنگ های پر نور ، پر از عطر میوه ، پر از خنده های سرشار و بعد با سلام و صلوات راهی میان میکند به سوی پاییز و دوباره تلاش برای ساختن زندگی بهتر .
نتیجه گیری :
به امید آنکه همیشه روزگار خوش بچرخد و روزهایمان چه بهاری باشد چه تابستانی ، چه پاییزی و چه زمستانی پر از احساس خوب زیستن و پر از امید به آینده بهتر باشد .

انشا متن توصیفی در مورد تابستان و خاطره سفر در فصل تابستان
مناسب برای پایه تحصیلی : نوجوانان
موضوع انشا : تابستان را دوست دارم
مقدمه :
انشای خود را با توصیف فصل تابستان آغاز کرده و خاطره شیرین خود از سفر در فصل تابستان را برای شما بازگو میکنم .تابستان که فصل دوم سال می باشد
در آن روزها بلند و شبها کوتاه و هوا گرم می شود.
میوه های مختلف می رسد درختان همه سرسبز و خرم بوده
و برای مسافرت به نقاط سردسیر کوهستانی مناسب می باشد
اوایل تابستان امسال به یکی از روستاهای اصفهان که خیلی هوای آن مطبوع و مناسب می باشد رفتیم در این دهکده که در دامنه کوه بزرگی واقع شده و قسمتی از آن داخل دره ای زیبا و خوش آب و هوا قرار گرفته پرندگان با صداهای مختلف و دلنواز چهچه می زدند در اوایل تیرماه عازم مسافرت به این دهکده شدیم. قسمتی از این مسافرت را با قطار شروع نموده و قسمت دیگر آنرا با اتومبیل و قسمت آخر را که راههای کوهستانی داشت با اسب راه آنرا طی نمودیم و نزدیک ظهر وارد این دهکده شدیم .
واقعا هوای آن خیلی سالم و خوب بود عموی ما که در آن دهکده ساکن بود با گرمی ما را پذیرفت و استقبال نمود هوای آن دهکده طوری بود که خستگی سکونت در شهر با دودهای فراوان را از تن ما بدر کرد و به اصطلاح بسیار سفر باید تاپخته شود خامی . گردش در دهکده،دیدن مناظر قشنگ، تماشای کوهها و دیدن درختان خرم و محصولات این آبادی و هوای پاک آن به تن ما جان تازه ای داد.
هر روز با برنامه معین ورزش می کردیم و در کنار رودخانه شنا و ماهیگیری می نمودیم ظهرها به مسجد روستا رفته و در نماز جماعت شرکت می نمودیم شبها نیز در جمع روستائیان که از کار خسته مراجعت کرده بودند شرکت می کردیم چون هوای دهکده صاف و روشن بود ماه و ستارگان در آسمان می درخشیدند و ما را آرامش جان و روان می دادند. این سفر تابستان که در حقیقت خیلی به ما خوش گذشت و احساس تندرستی و راحتی می کردیم در پانزدهم شهریور امسال مدت این مسافرت پایان یافت و ما با خوشحالی پس از خداحافظی از دهکده به تهران مراجعت نمودیم بسیار خوش گذشت که می گویند:
نتیجه گیری :
عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است وربه سختی گذرد نیمه نفس بسیار استبزرگان و دانشمندان همیشه توصیه و سفارش کرده اند که مسافرت نمائید زیرا ماندن در خانه و مسافرت نکردن مانند آن است که انسان در بند و زندان باشد و به قول شاعر:
قدر مردم سفر پدید آرد
خانه خویش مرد را بند است
چون به سنگ اندرون بود گوهر
کس نداند که قیمتش چند است

انشا متن طنز و خنده دار در مورد تابستان
مناسب برای پایه تحصیلی : کودکان و نوجوانان
موضوع انشا : خاطرات تابستانی به زبان طنز کودکانه
به نام خدا.
حالا که دیگر تابستان دارد تمام می شود و ما آمده ایم به مدرسه
و آقای معلم یک انشا به ما گفته است بنویسیم
در باره ی اینکه تابستان خود را چگونه گذراندید
من هم این انشا را نوشتم.
امسال تابستان را بسیار خوب شروع کردیم . به غیر آن تکماده ی که من را تا آخر تابستان اذیت می کرد بقیه ی چیزها خوب بود . با این حال من فکر می کنم که باعث افتخار پدر و مادرم هستم چون پدرم می گفت که چشم همه را کور کرده ای با این نمره های درخشانت .
ما امسال یکماه از تابستان خودمان را در ترافیک جاده های شمال گذارندیم. جای شما خالی خیلی خوش گذشت هرچند که به شمال نتوانستیم برسیم و عاقبت دور زدیم و برگشتیم اما مجموعا خوب بود چون تازه اینترنت ۳G را هم راه انداخته بودند و همه سرشان توی گوشی موبایلشان بودوکلی دانلود کردیم .
انشای کودکانه در مورد تابستان
حالاکه فکر می کنم یکماه از تابستان را هم پای تلوزیون بودیم و داشتیم بازی های جام جهانی و والیبال و کشتی را می دیدیم .من به پدرم گفته ام امسال زنگ ورزش به جای فوتبال می روم والیبال . کشتی هم که زنگ های تفریح ، با بچه ها می گیریم . هرچند که ما می دانیم فوتبالیستها پولهای زیادی می گیرند اما دیگر گول این چیزها را نمی خوریم . والیبالی ها هم خفن تر هستند و هم جهانی تر از فوتبالی ها.آن روزها دلم برای بچه های غزه می سوخت که نمی توانند راحت جام جهانی را ببینند.ما یک روزهم توی اینترنت بودیم دیدیم مردم شُر وشُر آب یخ می ریزند توی سرشان .نمی دانم ولی من هم امتحان کردم و مادرم من را سه روز از خانه بیرون کرد . هرچند چالش خاک هم بود و می خواستم آن را امتحان کنم ولی می دانستم که نه من تحمل خاک ریختن روی سرم را دارم و نه تحمل تنبیه مادرم را . آنجا هم دلمم برای بچه های غزه سوخت که چرا هی خاک و نخاله روی سرشان می ریزند.
نتیجه گیری : این بود انشا ی من .
انشا متن کودکانه کوتاه به زبان ساده در مورد تابستان
مناسب برای پایه تحصیلی : کودکان
موضوع انشا : تابستان را دوست دارم
مقدمه :
اکنون قلم را در دست میگیریم و در مورد زیبایی تابستان انشان می نویسم .من تابستان را خیلی دوست دارم .
چون مدرسه ها تعطیل میشود و ما دیگر به مدرسه نمی آییم .
با این که وقتی تابستان است دلم برای دوست هایم و معلم هایم و زنگ تفریح و وقتی هایی که با دوستانم بازی میکنم تنگ میشود ولی چون در تابستان خیلی خوش میگذرد و صبح زود نباید از خواب بیدار شویم و همش کارتون میبینم و بازی میکنیم من دوست دارم همیشه تابستان باشد .
وقتی با دوستانم بیرون از خانه بازی میکنم خیلی گرم است و من گرمم میشود ولی وقتی به خانه می آیم گاهی وقت ها شربت خاکشیر خنک یا هندانه یا آب خنک از یخچال میخورم و خیلی کیف دارد.
دوست های من هم در تابستان تعطیل هستند و یا به خانه ما می ایند یا من به خانه آنها میروم و یا از مادر هایمان اجازه میگیریم و در کوچه بازی میکنیم ، دختر ها خاله بازی و عروسک بازی و دنبال بازی میکنند و پسر ها دزد و پلیس و از همه بیشتر فوتبلا بازی میکنند .
نتیجه گیری :
من تابستان را با این که خیلی گرم است خیلی دوست دارم و دوست دارم زود به زود تابستان بشود .

انشا با موضوع فصل تابستان طنز
بهتر است کمی دانش آموزان و دوستان تان را سر کلاس درس بخندانید و با نوشتن یک انشا با موضوع فصل تابستان طنز باحال همه را به خندیدن وادار کنید. در این قسمت از مقاله سایت سماتک سعی کرده است بهترین انشا طنز با موضوع فصل تابستان را تهیه و تقدیم حضورتان کند.
از قدیم گفتهاند زمستان میرود و روسیاهیش به زغال میماند؛ اما فکر میکنم قدیمیها مقداری در محاسباتشان اشتباه کردهاند. چون زمستان آخری خیلی شیک و مجلسی چمدانش را بست و با مشایعت پرشور و دایره و تنبک حاجی فیروز و با سرسلامتی رفت؛ ولی تابستان اول روی چون ماه ما را مانند زغال سیاه کرد و بعد تشریفش را برد. آن هم با کلی حسرت و داغ که به دل ما گذاشت. فکر کنم اگر تابستان تا سه ماه دیگر همین طور ادامه پیدا میکرد، همگی دود میشدیم و به هوا میرفتیم.
قدیمیها که فقط این ضرب المثل را نگفتهاند. یک جمله حکمت آمیز دیگر هم گفتهاند که: بهشت زیر پای مادران است. اما یادشان رفته است بگویند جهنم هم زیر انگشت پدران است. این انگشتان معجزه آسای پدران است که با یک حرکت معجزه آسا بهشت کولری خانه را به جهنم تبدیل میکند!
دست همگیشان درد نکند. آنها نه تنها با کولر خانه مشکل دارند، بلکه در ماشین هم با اقتدار حکومت کولری خود را حفظ کردهاند. فرض کنید ماشینی که در پنج دقیقه زیر آفتاب تابستان به کوره آدم سوزی هیتلری تبدیل میشود، نیم ساعت زیر آفتاب داغ مانده باشد و وقتی سوارش میشوی، پدر مهربانت بگوید: به به عجب بادی میاد بیرون.» این کلید واژه، رمز کولر روشن نکردن است! یعنی بالا بروی، پایین بیایی، از کولر ماشین خبری نیست!
در این جور مواقع آخرین تکنولوژی که میتواند به داد آدم برسد، شیشه ماشین است که البته بعضی از خودروهای پیشرفته وطنی به نوع برقی آن هم مجهز شدهاند. (این دستاورد ملی را که از خروج ارز به میزان قابل توجهی پیشگیری کرده، به همه ایرانیان تبریک عرض میکنیم.) همین شیشه ماشین را اگر در این شرایط پایین بدهی، بخار پز میشوی، بالا بدهی، مغز پخت میشوی.
یک ضرب المثل دیگر در اینجا به کار میآید و آن این است که همین است که هست. باید بسوزی و بسازی. حالا این که در این سوختن چه چیزی را باید بسازی، کسی نمیداند. شاید منظور قدیمیها این بوده که باید در ذهنت یک کولر گازی بسازی و فکر کنی که دارد باد خنکش را به سر و صورت و بدنت میزند و آن وقت بنشینی و از آخرین لحظات عمرت لذت ببری که با چنین توهمی سپری میشود.
به هر حال تابستان ما که گذشت و رسید به نیمکره جنوبی زمین. امیدوارم در آنجا رسم کولر خاموش کردن پدران برافتاده باشد.
موضوع انشا توصیف تابستان
انشا توصیفی فصل تابستان را می توانید در این بخش بخوانید و از آن نت برداری کرده و در دفتر انشایتان یادداشت کنید. موضوع انشا توصیف تابستان و بهترین خوراکی ها برای فصل تابستان می باشد و بیشتر جنبه توصیفی درباره فصل تابستان دارد:
تابستان فصل دوم از چهار فصل سال در گاهشماری خورشیدی است و به موسم گرما گفته میشود. فصل تابستان به دلیل هوای گرم، اثرات زیادی بر بدن دارد. آسمونی در این مقاله ویژگی های فصل تابستان را برای شما عزیزان بیان می کند.
فصل تابستان برای نیمکره شمالی زمین، از اول تیرماه شروع شده و تا پایان شهریورماه (۳۱ شهریور) ادامه پیدا میکند؛ و شامل سه ماه تیر، مرداد و شهریور است. درحالیکه همین دوره زمانی برای نیمکره جنوبی زمستان است؛ و تابستان نیمکره جنوبی متقابلاً هنگامی است که در نیمکره شمالی زمستان است.
این فصل پس از بهار و پیش از پاییز قرار گرفته و فصل گرما و میوه است.
پس از اتمام تابستان، شروع رسمی سال تحصیلی میباشد.
مزاج تابستان،گرم و خشک در نظر گرفته میشود و خلط صفرا در این فصل افزایش پیدا میکند. از ویژگیهای فصل تابستان میتوان به تحلیل رفتن مواد رقیق و حبس شدن مواد غلیظ در بدن همه اخلاط بهویژه خلط صفرا، برانگیخته میشوند و به جوشش در میآیند و تولید صفرا نیز نسبت به دیگر فصول سال، افزایش مییابد. توت در رفع سرماخوردگی و تب، تقویت خون در کمخونی، جلوگیری از خاکستری شدن مو، ملین و مفید در بیماران دیابتی، آلبالو تقویت کننده قلب، دم گل آن مدر و دفع سنگ کلیه (سنگهای کوچکتر از 5 میلیمتر) است.
از ویژگیهای فصل تابستان گرم و سرخ شدن رنگ پوست است همچنین قوه هاضمه و دستگاه گوارش دچار سستی و ضعف میشوند. گرمی قلب، افزایش عطش, کاهش شدید رطوبات اصلی بدن، کاهش اشتها، عود بیماریهای قبلی فرد، بروز درد و کندی حواس، سنگینی سر، خوابآلودگی، افزایش خونروش از بینی و رحم, اسهال خونی، احتمال ابتلا به درد چشم، فساد خون و احتباس قاعدگی (عقب افتادن قاعدگی) از ویژگیهای فصل تابستان است.
انجیر تقویت سیستم عصبی، آرامش فکری، تقویت کلیه، بهبود هضم، ضداسهال، ضداسپاسم و ملین، گلابی دارای فیبر، ضدکولیک، مؤثر در کاهش وزن، دیابت و هضم، سمزدایی از کبد و کاهنده کلسترول، انگور کاهش ریسک بیماریهای قلبی، ضد تصلب شرایین، سرشار از ویتامین و محافظت از کبد است.
انشا ادبی در مورد فصل تابستان
در ادامه این بخش انشا ادبی در مورد فصل تابستان و زیبایی هایش را نوشته ایم که ممکن است نوشتن آن برای بسیاری از شما ساده و آسان باشد. توصیه می کنیم برای نوشتن یک موضوع انشای ادبی در مورد فصل تابستان حتما از ذهنیات و خاطرات خود کمک بگیرید و فقط رونویسی نکنید آخرین موضوع انشا درباره تابستان به زبان ادبی را هم در این بخش برای شما دانش آموز عزیز تهیه و تنظیم کرده ایم:
تابستان که میرسد دلم لک می زند برای تعطیلی های مدرسه . برای آن لحظه های خداحافظی های حیاط مدرسه و دوستی های یکساله ای که قول پیمانش ابدی بود و تا نواخته شدن زنگ تابستان تا لحظه ی دویدن و رسیدن به خانه تمام شده بود.
تابستان که میشود دلم لک میزند برای خواب های تا لنگ ظهر و عصر های پرسه زنان در کوچه ها . برای آن دوچرخه های رنگ و رو رفته با ساچمه های رنگی رنگی که هرسال تابستان نو می شدند.
تابستان که میشود دلم لک میزند برای آن توپ های پلاستیکی راه راهی که آویزان شده بود روبروی بقالی سر کوچه ها.
تابستان که میشود چمدان و باربند و رفتن هایمان برای یک سفر شمالی و خاطره ی کباب بین راه و پنجره های ماشین مان
برای آن شب های شب نشینی در حیاط خاله ،عمو با طالبی های شکر زده ای که به شرط چاقو نبودند
تابستان رسیده اما ما دیگر گم و گیج و یخ زده ایم میان زمستان های افکارمان.
تابستان از میان فصل هایمان حذف شد و ما سراسر پاییز و زمستانیم…
انشا با موضوع فصل گرم تابستان
انشا در مورد فصل تابستان را می توانید به شکل های مختلفی بنویسید که ما در این بخش یک موضوع انشا در مورد فصل تابستان ادبی برایتان آماده کرده ایم که اگر مایل باشید با هم می خوانیم:
تابستان و تعطیل بودن ان فرصت مناسبی برای کسانی است که میخواهند جز مدرسه کار های دیگری انجام بدهند
همچون کلاس هایی غیر از کلاس مدرسه
مانند کلاس های اموزش زبان و یا کلاس های ورزشی
و البته بسیاری از دانش اموزان زرنگ در ایام تابستان برای درس هایی که در انها ضعیف هستند به کلاس میروند
تا سال تحصیلی را بدون هیچ مشکلی شروع کنند
تابستان فصل تعطیلات است فصل خوشگذرانی
معمولا اکثر مردم در اواخر تابستان یعنی شهریور ماه به مسافرت میروند
تابستان زمان مناسبی است برای استراحت که در اختیار ما دانش اموزان قرار میگیرد
بعد از یک سال تحصیلی سخت و بعد از امتحانات
تابستان زمان مناسبی برای استراحت و پرداختن به کارهای دیگه است
تابستان با اینکه گرمترین فصل سال است ولی باز هم در بسیاری از مناطق ایران سرد است
ولی در جنوب کشور تابستان به شدت گرم است و همین است که میگویند ایران کشور چهار فصل است
***
انشای ادبی کوتاه درباره تابستان
اگر به دنبال یک انشای ادبی کوتاه در مورد فصل تابستان می گردید در این بخش سایت سماتک تصمیم گرفته است بهترین انشای ادبی کوتاه در مورد تابستان را برایتان فراهم آورد تا بتوانید بهتر درباره دومین فصل سال انشا بنویسید:
خداوند فصل ها را برای ما قرار داده است که هر کدام از آنها زیبایی های خاص خود را به همراه دارد. توصیف قدرت خداوند بزرگتر از آن می باشد که قابل وصف باشد و ما بتوانیم در یک متن آن را خلاصه نماییم. فصل تابستان با شروع و پایان خود نشانه های را به ما نمایان می کند که هر کدام از آنها نشانه های از عالم معنا را به نمایش می گذارد.
اگر می خواهید به این نشانه های بزرگ پی ببرید کافی است کمی تدبر را بکار بگیرید تا بتوانید به بزرگی و یگانگی خداوند برسید. وقتی زمان تاثیرات خود را در طبیعت می گذارد و کم کم بهار و نشانه های آن را برای ما پدیدار می شود طبیعت رنگ دیگری به خود می گیرد و سال نو با همه خوشحالی ها و نشاط هایش فرا می رسد…
انشا در مورد تابستان را چگونه گذراندید
انشای ادبی در مورد تابستان را چگونه گذراندید می توانید یکی از بهترین موضوعات برای انشا نویسی در مورد فصل تابستان باشد. انشا ادبی درباره فصل تابستانرا چگونه گذرانده اید در پایین آمده است:
تابستان چه دیر می آمد و چه با شتاب می گذشت و چقدر خاطره برای ما می ساخت، قبل از دبستان که برای من تابستان و زمستان و بهارش چندان تفاوتی نداشت و چهار فصل خداوند را تنها در اضافه و کم شدن حجم لباس هایم درک می کردم و بس!
به دبستان که رفتم تابستان پادشاه فصل هایم شد، همان که برای رسیدنش از اول مهر لحظه شماری می کردم و 365 روز سال را می شمردم، همان که سخت می آمد و قبل از آمدنش باید هفت خوان رستم را رد می شدم، هفت خوانی به تلخی امتحانات پایان سال!
توصیف طعم روز آخر مدرسه و آغاز تعطیلات تابستان غیرممکن است اگرچه همه ما مزه آن را زیر زبان خود احساس کرده ایم! سه ماه بدون درس و مشق، سه ماه تا دیروقت بیدار ماندن، صبح زود بیدار نشدن، سه ماه تفریح، بازی های کودکانه عصرگاهی، مسافرت و …
اما چه زود می گذشت این سه ماهی که یک سال منتظرش بودم، در یک چشم به هم زدن همه روزهایش خاطره می شد و می رسید آن روزهایی که از فکر کردن به آن هم تنم می لرزید! همان روزهای آخر تابستان …
همان روزهایی که شمارش هایم دوباره شروع می شد و بوی ماه مهر تمام اعصاب بویایی ام را دچار اشکال می کرد.
تنها دلخوشی آن روزها خریدن لباس های نو بود، دفتر نو و دیدن دوستانم در لباس فرم مدرسه، اولین روز مدرسه همیشه با ذوق و شوق بود، بیشتر در حد معارفه و خوش و بش هایی معمولی اما چه زود درس و مشق و ساعت 9 شب خوابیدن جای آن همه شادی تابستانی را می گرفت و من دوباره شمارشگر سالیانه ام را با عدد 365 تنظیم می کردم و روز از نو …
انشا ادبی در مورد تابستان با مقدمه و نتیجه
انشا ادبی در مورد فصل تابستان به همراه مقدمه و نتیجه در این بخش قرار داده شده است. اگر دانش آموز ابتدایی هستید و به دنبال یک موضوع انشا ادبی در مورد تابستان هستید با ما همراه باشید:
وزش بادهای نسبتا خنک و ملایم در کنار دریا و البته صدای لذت بخش پرندگان و باد همگی نشان از یک فصل زیبا را دارد. از کنار مزارع که رد شویم سرزمین های پراز گندم های زرد رنگ را می بینیم که مانند خورشید می درخشند و نظر هر بیننده ی را به خود جذب می کنند. این همه زیبایی و جذابیت در این طبیعت بی نظیر است.
در این فصل دیگر خبری از برف و باران های شدید و هوای سرد نیست… فصل آن است که لباس های خنک بپوشیم و گاه با قدم زدن در زیر نور خورشید عرق کردن را تجربه کنیم. در شب های پر ستاره تابستان زیر نور ماه در شب استراحت کنید بدون اینکه بخواهید به مشغله ها و دغدغه های روزانه تان فکر کنید. فکرتان را آزاد کنید و تمامی تلاش تان را بکار بگیرید تا تابستان خود را آنطور که می خواهید بگذرانید.
در فصل تابستان دیگر درختان بار سنگین خود را به زمین گذاشته اند و گویی شبیه به انسان ها در حال استراحت کردن و تفریح در این فصلند.
دستانتان را بلند کنید و از پروردگارتان به دلیل این همه زیبایی تشکر کنید و شکرگذار نعمت های بی نکران و بی انتهای معبود خود باشید. از بودن فصل تابستان لذت ببرید و به دنبال تفریح و نشاط باشید چرا که تا تابستانی دیگر باید زمان زیادی را پشت سر بگذارید.
انشا درباره فصل تابستان برای کودکان
تابستان فصل دوم سال است و بعد از فصل بهار می آید و ما این فصل را با گرما می شناسیم.
فصل تابستان سه ماه به نام های تیر، مرداد و شهریور دارد و برخلاف پاییز و زمستان ماه های فصل تابستان سی و یک روز دارند.
روز های فصل تابستان بلند تر از شب های آن هستند و خورشید مدت زمان بیش تری در آسمان حضور دارد و مستقیم به زمین می تابد به همین خاطر هوای این فصل بسیار گرم است و ما باید لباس های مناسب فصل تابستان بپوشیم لباس هایی که نازک تر هستند و رنگ های روشنی دارند زیرا لباس های تیره نور بیش تری را جذب می کنند و باعث گرمای بیش تر بدن می شوند.
گرمای هوای تابستان باعث می شود بسیاری از میوه های کال برسند و آماده ی خوردن شوند، میوه هایی متنوع و رنگارنگ که خوردن آن ها در روز های گرم تابستان که بدن زیاد عرق می کند و آب از دست می دهد بسیار لذت بخش و لازم است.
میوه های تابستانی اکثرا آب دار هستند تا غیر از تامین ویتامین های لازم، آب بدن را هم تامین کنند میوه هایی مثل هندوانه، طالبی، آلو، توت، زرد آلو، خربزه و …
به غیر از این میوه ها، تابستان میوه ی بسیار مفید و با ارزش دیگری دارد که در استان های جنوبی و گرم تر کشور مان برداشت می شود و در زیر آفتاب داغ تابستان رسیده و آماده ی چیده شدن می شود، نام این میوه ی مقوی خرما است که در استان هایی مثل کرمان، خوزستان، فارس، سیستان و بلوچستان و… کاشته شده در تابستان برداشت می شود و استفاده از آن فایده های زیادی برای بدن ما دارد.
تابستان فصل تعطیلی مدارس است و سه ماه فرصت داریم تا بیش تر استراحت کنیم، به کلاس های آموزشی مورد علاقه مان برویم و یا برنامه هایی که دوست داریم را از تلویزیون تماشا کنیم، هم چنین تابستان فرصت خوبی برای مسافرت و دیدن مکان های جدید و آشنایی با آن ها می باشد.
شنا نیز یکی از سرگرمی های مورد علاقه خیلی از ما در فصل گرم تابستان است و باعث خنک شدن بدن مان می شود.
در فصل تابستان درخت ها و گل ها و سبزه ها سرحال هستند و گرما و نور خورشید کامل به آن ها می رسد.
در این فصل اگر ما زیاد زیر نور مستقیم خورشید بمانیم به علت گرمای زیاد گرما زده می شویم و این بیماری فقط در فصل تابستان ممکن است به سراغ هر یک از ما بیاید، آفتاب سوختگی هم یکی از مشکلاتی است که امکان دارد در تابستان دچار آن شویم.
گرمای هوا در فصل تابستان باعث می شود ما از هر فرصتی استفاده کنیم و برای گردش به طبیعت برویم و روز را در سایه ی درختان و کنار رودخانه ها بگذرانیم.
در فصل تابستان به دلیل گرمای بیش از حد هوا، ما از وسایل خنک کننده مانند کولر های آبی و گازی استفاده می کنیم به همین دلیل مصرف برق در این فصل به اوج خود می رسد و بایستی هر کدام از ما تا حد امکان در مصرف برق صرفه جویی کنیم تا شاهد خاموشی در مناطق زندگی خود نباشیم مخصوصا در مرداد ماه که گرمای هوا بیش تر از هر زمان دیگری است.
در نیمه های شهریور ماه، کم کم از گرمای هوا کم می شود و تابستان رو به پایان می رود، خرید لوازم التحریر برای سال جدید شروع می شود و شور شوق بچه ها برای سال تحصیلی جدید حال هوای خوبی به روز های پایانی تابستان می دهد و در چشم به هم زدنی روز های بلند تابستان جای خود را به روز های کوتاه پاییزی و فصل زیبای پاییز می دهند.
انشا تابستان بخشی از عمر ماست که میتواند به خوبی با بطالت و بیهودگی بگذرد
مقدمه :
من در تابستان تمام تلاشم را کردم تا عمرم را هدر ندهم و پس از گذشت تابستان نزد خودم و خدای خودم سرم بالا باشد که تابستان و اوقات فراغتم را هدر نداده ام . این انشا در واقع برنامه من است در تابستانی گه گذشت .به نام خدا
تابستان امسال خیلی هواگرم بودکه هنوزم آثارش پیداست
من دراین فصل سال وامسال تونستم کتابهاورمانهایی رومطالعه کنم
وازاوقات فراغتم کمال استفاده روببرم .
همچنین باشرکت درکلاسهای شناوآمادگی جسمانی
تونستم دل خودم وسلامتی خودموتضمین کنم.
البته متوجه بیماری ای ازخودم شدم که اونم خالی ازلطف نبود
چون پی به این بیماری بردم ومجبورشدم تاهرچندوقت یکبارخودمودربوته آزمایشگاه قراردهم وچک کنم
خلاصه براتون بگم که درفصل تابستون من درجشنواره قرآنی برنده شدم
من دراین فصل تاجائیکه تونستم به یک مجموعه فرهنگی ونگهداری کودکان
وامورخیریه مانندی کمک کردم وپیش خدای خودم راضیم
امیدوارم که تونسته باشم گام کوچکی دراین راه برداشته باشم
و هرچندازنظرمالی درمضیغه هستم اماکمک مالی نمودم
البته ناگفته نمونه که فقط انحصارا”کمک مالی نیست
بلکه ماهرقدمی که برای حسینیه یاهرمرکزدیگه ای برمی داریم درجایگاه خودش نوشته میشه.
انشا درباره تابستان را چگونه گذراندید
همچنین من درفصل تابستان به دیدارکودکان معلول شهیدفیاض بخش مشهدرفتموچندجعبه میوه برای اونهاخریدم
وازآنجائیکه دردوران دبیرستان معلممون یادداده بودندکه بایدباآنهابه نرمی رفتارکنید
براشون میوه پوست کندم وبه دستشون دادم
چون بعضیهاشون اصلا”توان پوست کندن میوه رونداشتند و یاخیلی سنشون کوچک بود.
نتیجه گیری :
هر لحظه که بیهوده از عمر بگذرد هرگز باز نخواهد گشت پس بکوشید در هر لحظه طوری زندگی کنید که وقتی گذشت آن احساس شرمندگی و ملامت نکنید .
۸ انشای تازه این مجموعه طولانی و مستقل هستند و هرکدام دقیقاً با چیدمان پایه تحصیلی، موضوع، مقدمه، بدنه و نتیجهگیری نوشته شدهاند.
انشا درباره یک شب تابستانی در روستا با مقدمه، بدنه و نتیجهگیری
مناسب برای پایه تحصیلی: پنجم تا نهم
موضوع انشا: توصیف یک شب تابستانی در روستا
مقدمه:
تابستان برای هرکس یادآور تصویری متفاوت است؛ برای یکی صدای موج دریا، برای دیگری بوی میوههای رسیده و برای من یادآور شب آرامی است که در خانه پدربزرگم در روستا گذراندم. آن شب به ظاهر ساده بود، اما آنقدر رنگ، صدا و احساس در خود داشت که هنوز با یادآوری آن، بوی خاک نمخورده و صدای جیرجیرکها را حس میکنم.بدنه:
عصر آن روز، آفتاب با تمام توان میتابید و دیوارهای کاهگلی خانه گرمای خود را پس میدادند. مادربزرگ حیاط را آبپاشی کرد و بوی خاک خیس در هوا پیچید. سایه درخت توت روی تخت چوبی افتاده بود و شاخههایش با نسیم آرام حرکت میکردند. من و خواهرم بالشها را روی تخت چیدیم و پدربزرگ سماور را روشن کرد. انگار همه چیز برای برگزاری جشنی کوچک و خانوادگی آماده میشد.با نزدیک شدن غروب، رنگ آسمان تغییر کرد. آبی روشن جای خود را به نارنجی و صورتی داد و خورشید آرام پشت کوه پنهان شد. گلههای روستا از چرا برمیگشتند و صدای زنگولهها در کوچه میپیچید. زنان روستا جلوی در خانهها آب میپاشیدند و کودکان با توپ و دوچرخه در کوچه بازی میکردند. کسی عجله نداشت و زمان در روستا آرامتر از شهر میگذشت.
شام را در حیاط خوردیم. مادربزرگ نان محلی، پنیر، سبزی و غذایی ساده اما خوشعطر روی سفره گذاشت. پدربزرگ از تابستانهای کودکیاش گفت؛ از روزهایی که همراه پدرش به مزرعه میرفت، از برداشت گندم و از شبهایی که مردم دور هم جمع میشدند و قصه میگفتند. من به تلفن همراهی که کنارم بود نگاه کردم و فهمیدم آنها بدون این همه وسیله، زمان بیشتری برای شنیدن صدای یکدیگر داشتهاند.
پس از شام به پشتبام رفتیم. آسمان چنان صاف بود که تعداد ستارهها مرا شگفتزده کرد. در شهر به دلیل چراغهای فراوان، فقط چند ستاره کمرنگ دیده میشود، اما آنجا آسمان مانند پارچهای سیاه و پر از دانههای نقره بود. پدربزرگ ستاره قطبی را نشانم داد و گفت مسافران قدیم از آسمان برای پیدا کردن مسیر کمک میگرفتند.
نسیم خنکی میوزید و صدای جیرجیرکها از باغ میآمد. گاهی سگی در دوردست پارس میکرد و دوباره سکوت همه جا را فرا میگرفت. روی تشک دراز کشیدم و مدت زیادی به آسمان نگاه کردم. در آن لحظه مشکلات کوچک روزمره بسیار کماهمیت به نظر میرسیدند. احساس کردم طبیعت به انسان یادآوری میکند که جهان بزرگتر از نگرانیهای کوتاه اوست.
صبح با صدای خروس و نور خورشید بیدار شدم. شاید آن شب نه بازی رایانهای داشت، نه سینما و نه وسیله سرگرمی خاصی؛ اما حضور خانواده، قصههای پدربزرگ، آسمان پرستاره و هوای پاک آن را به یکی از شیرینترین خاطرات من تبدیل کرده بود.
نتیجهگیری:
آن شب تابستانی به من آموخت برای ساختن خاطرهای ماندگار همیشه به سفر پرهزینه و وسایل فراوان نیاز نداریم. گاهی یک حیاط ساده، آسمانی روشن و چند ساعت گفتوگو با خانواده میتواند از صدها سرگرمی ارزشمندتر باشد. از آن پس تصمیم گرفتم هر زمان به روستا میروم، تلفن همراه را برای مدتی کنار بگذارم و با دقت بیشتری زیباییهای اطرافم را ببینم.
انشا تخیلی اگر فصل تابستان وجود نداشت
مناسب برای پایه تحصیلی: پنجم تا نهم
موضوع انشا: اگر فصل تابستان وجود نداشت چه اتفاقی میافتاد؟
مقدمه:
ما آنقدر به آمدن و رفتن فصلها عادت کردهایم که کمتر درباره اهمیت هرکدام فکر میکنیم. تصور اینکه پس از بهار، پاییز از راه برسد و فصلی به نام تابستان در تقویم نباشد، عجیب است. نبودن تابستان فقط به معنی حذف گرما نیست؛ بلکه بسیاری از میوهها، فعالیتها، خاطرات و حتی نظم طبیعت را تغییر میدهد.بدنه:
اگر تابستان نبود، زمین پس از بارانها و شکوفههای بهاری فرصت کافی برای پرورش بسیاری از محصولات پیدا نمیکرد. گندمها شاید طلایی نمیشدند، انگورها شیرینی کامل خود را به دست نمیآوردند و هندوانه، هلو، زردآلو و خربزه به شکل امروزی روی سفرههای ما قرار نمیگرفتند. کشاورزان نیز فصل مهمی برای برداشت محصول و تأمین نیاز مردم از دست میدادند.نبود تابستان زندگی دانشآموزان را نیز تغییر میداد. مدرسهها شاید تنها چند روز کوتاه تعطیل میشدند و فرصتی برای استراحت پس از امتحانها، سفر خانوادگی، شرکت در کلاسهای ورزشی یا یادگیری مهارتهای تازه وجود نداشت. کودکان کمتر فرصت میکردند با پدربزرگ و مادربزرگ خود وقت بگذرانند یا روزهای بلند را به بازی در حیاط و پارک اختصاص دهند.
در جهانی بدون تابستان، دریا و استخر کمتر به مکان تفریح تبدیل میشدند. لباسهای خنک و رنگارنگ، بستنی در ظهر گرم، هندوانه شبهای طولانی و خوابیدن در حیاط یا پشتبام شاید مفهومی نداشتند. بسیاری از خاطراتی که خانوادهها سالها درباره آن حرف میزنند، هرگز شکل نمیگرفتند.
البته ممکن بود بعضی افراد از نبود گرمای شدید خوشحال باشند. دیگر خبری از تشنگی زیاد، آفتابسوختگی، گرمازدگی و مصرف فراوان کولر نبود. اما حذف یک فصل، تعادل طبیعت را به هم میزد. بسیاری از گیاهان و جانوران برنامه زندگی خود را با طول روز، دما و تغییر فصلها تنظیم میکنند و نبود تابستان میتوانست زنجیره زندگی آنها را دگرگون کند.
اگر تابستان نبود، پاییز نیز معنای امروزی خود را از دست میداد. ما زیبایی برگهای زرد و خنک شدن آرام هوا را زمانی درک میکنیم که پیش از آن گرمای تابستان را تجربه کرده باشیم. همانطور که روشنایی در کنار تاریکی معنا پیدا میکند، خنکی پاییز نیز پس از گرمای تابستان دلنشینتر است.
این تصور خیالی به من نشان میدهد که هر فصل وظیفهای دارد. زمستان زمین را برای استراحت آماده میکند، بهار آن را بیدار میسازد، تابستان میوهها را میرساند و پاییز زمان تغییر و آماده شدن دوباره است. حذف هر بخش، مانند برداشتن یک فصل از کتابی است که داستانش دیگر کامل نخواهد بود.
از نگاه اجتماعی نیز نبود تابستان برنامه شهرها و خانوادهها را تغییر میداد. بسیاری از شغلهای فصلی، گردشگری مناطق ساحلی و کوهستانی، جشنوارههای تابستانی و اردوهای دانشآموزی شکل نمیگرفتند. مردم فرصت کمتری برای دیدن شهرهای دیگر داشتند و بسیاری از کسبوکارهایی که در تعطیلات رونق میگیرند، مشتریان خود را از دست میدادند. این موضوع نشان میدهد یک فصل فقط وضعیت هوا نیست و با اقتصاد، فرهنگ و روابط خانوادگی پیوند دارد.
نتیجهگیری:
تابستان با همه گرما و سختیهایش، بخشی ضروری از زندگی و طبیعت است. تعطیلات، محصولات کشاورزی، سفرها و بسیاری از خاطرات ما به این فصل وابستهاند. بنابراین به جای آرزو کردن برای نبودن تابستان، بهتر است راه درست زندگی در روزهای گرم، صرفهجویی در منابع و استفاده مفید از فرصت تعطیلات را یاد بگیریم.
انشا توصیفی درباره یک روز تابستانی در کنار دریا
مناسب برای پایه تحصیلی: پنجم تا نهم
موضوع انشا: توصیف یک روز تابستانی در ساحل و کنار دریا
مقدمه:
دریا در هر فصلی زیباست، اما در تابستان چهرهای زندهتر و پرجنبوجوشتر دارد. آفتاب درخشان، صدای موج، بوی نمک و نسیمی که از روی آب میگذرد، فضای ساحل را به مکانی متفاوت تبدیل میکند. یکی از روزهای تابستان گذشته، از صبح تا غروب کنار دریا بودم و آن روز را هیچگاه فراموش نخواهم کرد.بدنه:
صبح زود به ساحل رسیدیم. هوا هنوز گرم نشده بود و شنها زیر پا خنک بودند. موجها آرام میآمدند، روی ساحل پهن میشدند و سپس به دریا برمیگشتند. هر موج بخشی از رد پاهای ما را پاک میکرد؛ انگار دریا میخواست صفحه ساحل را دوباره برای نوشتن خاطرهای تازه آماده کند.مرغهای دریایی بالای سرمان پرواز میکردند و گاهی نزدیک آب فرود میآمدند. در دوردست چند قایق ماهیگیری دیده میشد که بهآرامی روی سطح آبی دریا حرکت میکردند. خورشید هر لحظه بالاتر میآمد و نورش روی آب میشکست. سطح دریا مانند هزاران تکه آینه میدرخشید و نگاه کردن مستقیم به آن دشوار بود.
من و خواهرم شروع به ساختن قلعه شنی کردیم. برای قلعه دیوار، برج و خندقی کوچک ساختیم و با صدفها آن را تزئین کردیم. هر بار موجی جلوتر میآمد، نگران میشدیم که قلعه را خراب کند. سرانجام یکی از موجها به دیوار رسید و بخشی از آن را با خود برد. ابتدا ناراحت شدیم، اما دوباره ساختن را آغاز کردیم.
ظهر هوا بسیار گرم شد و بیشتر مردم زیر سایهبانها رفتند. صدای فروشندههایی که خوراکی و نوشیدنی میفروختند با صدای موجها درهم آمیخته بود. ما آب خنک نوشیدیم و میوه خوردیم. پدرم یادآوری کرد که در ساعتهای گرم نباید مدت زیادی زیر نور مستقیم خورشید بمانیم و هنگام شنا نیز باید از محدوده امن دور نشویم.
عصر که هوا ملایمتر شد، در امتداد ساحل قدم زدیم. متأسفانه در بعضی قسمتها بطری و کیسه پلاستیکی دیده میشد. من و خانوادهام چند زباله را جمع کردیم و در سطل انداختیم. آن منظره به من یاد داد که دوست داشتن دریا فقط تماشا کردن و لذت بردن نیست؛ باید از پاکیزگی آن نیز مراقبت کنیم.
هنگام غروب، آسمان به رنگهای نارنجی، صورتی و بنفش درآمد. خورشید مانند دایرهای سرخ به افق نزدیک شد و کمکم در پشت دریا پنهان گردید. مردم آرامتر شده بودند و بیشترشان با سکوت غروب را تماشا میکردند. صدای منظم موجها خستگی روز را از ذهنم دور میکرد.
پیش از ترک ساحل، چند لحظه ایستادم و به خطی نگاه کردم که آسمان و دریا را به هم میرساند. هرچه چشم میدوختم، پایان آب دیده نمیشد. این منظره به من یادآوری کرد که طبیعت همیشه چیزی فراتر از دانستههای ما دارد. انسان در برابر وسعت دریا کوچک است و همین احساس کوچکی میتواند غرور او را کمتر کند و احترامش را نسبت به جهان زنده بیشتر سازد.
نتیجهگیری:
آن روز تابستانی در کنار دریا برای من فقط یک تفریح نبود؛ دریا به من درس صبر، دوباره ساختن و احترام به طبیعت داد. قلعه شنی ما خراب شد اما دوباره آن را ساختیم و ساحل زیبا بود اما برای زیبا ماندن به رفتار مسئولانه ما نیاز داشت. از آن روز فهمیدم هر لذتی با مسئولیتی همراه است.
انشا درباره اوقات فراغت و برنامهریزی در تعطیلات تابستان
مناسب برای پایه تحصیلی: ششم تا دهم
موضوع انشا: چگونه تعطیلات تابستان را مفید و شاد بگذرانیم؟
مقدمه:
تعطیلات تابستان برای دانشآموزان زمانی طولانی و ارزشمند است. پس از یک سال درس، امتحان و بیدار شدنهای صبحگاهی، استراحت ضروری به نظر میرسد؛ اما اگر تمام سه ماه فقط با خواب، تلفن همراه و تماشای برنامههای مختلف بگذرد، در پایان احساس میکنیم فرصتی بزرگ را از دست دادهایم. بهترین تابستان، تابستانی است که میان استراحت، تفریح و یادگیری تعادل برقرار کند.بدنه:
در روزهای نخست تعطیلات بهتر است کمی استراحت کنیم تا خستگی امتحانها از ذهنمان دور شود. هیچ برنامهای نباید آنقدر سنگین باشد که تابستان را به نسخه دیگری از مدرسه تبدیل کند. خواب کافی، دیدار با اقوام، بازی، سفر و انجام کارهای مورد علاقه بخشی طبیعی از تعطیلات هستند و به جسم و ذهن فرصت بازیابی میدهند.پس از چند روز میتوان برنامهای ساده و انعطافپذیر نوشت. لازم نیست تمام ساعتهای روز مشخص باشند. کافی است برای ورزش، مطالعه، یادگیری یک مهارت و کمک در خانه زمانی کوتاه در نظر بگیریم. وقتی هدفها کوچک و واقعی باشند، احتمال انجام دادن آنها بیشتر است. برای مثال روزی بیست دقیقه کتاب خواندن از تصمیم بزرگ و انجامنشده «مطالعه زیاد» بهتر است.
تابستان فرصت خوبی برای شناخت علاقههای واقعی ماست. ممکن است دانشآموزی در کلاس نقاشی، موسیقی، شنا، زبان، برنامهنویسی، نجاری یا آشپزی استعداد خود را کشف کند. مدرسه همه مهارتهای زندگی را آموزش نمیدهد و تعطیلات میتواند فضایی باشد تا بدون نگرانی از نمره، چیزهای تازهای را تجربه کنیم.
ورزش نیز باید بخشی از برنامه باشد. ساعتها نشستن و نگاه کردن به صفحه نمایش باعث خستگی، بیحوصلگی و به هم خوردن خواب میشود. پیادهروی عصرگاهی، دوچرخهسواری، شنا یا بازی گروهی علاوه بر سلامتی، روحیه را بهتر میکند. لازم نیست حتماً عضو باشگاه گرانقیمت باشیم؛ فعالیت منظم و ایمن مهمتر از نوع ورزش است.
کمک به خانواده و دیگران نیز اوقات فراغت را باارزش میکند. مرتب کردن اتاق، یاد گرفتن خرید، کمک به پدربزرگ و مادربزرگ یا شرکت در فعالیتهای محیطزیستی به ما مسئولیتپذیری میآموزد. تفریح و شادی زمانی عمیقتر میشود که احساس کنیم حضور ما برای فرد دیگری نیز مفید بوده است.
در برنامه تابستان باید زمانی آزاد نیز وجود داشته باشد. گاهی بیکاری کوتاه باعث میشود ذهن خلاق شود و خودمان فعالیتی پیدا کنیم. پر کردن همه ساعتها با کلاس و تکلیف، فشار سال تحصیلی را به تعطیلات منتقل میکند. هنر برنامهریزی این است که بدانیم چه زمانی تلاش کنیم و چه زمانی بدون احساس گناه استراحت کنیم.
برای اجرای برنامه بهتر است در پایان هر هفته چند دقیقه عملکرد خود را بررسی کنیم. اگر برنامه بیش از حد سنگین بوده، آن را سادهتر کنیم و اگر بیشتر وقت به تلفن همراه گذشته، برای هفته بعد محدودیتی منطقی بگذاریم. برنامهریزی موفق به معنی اجرای بینقص همه تصمیمها نیست؛ مهم این است که پس از عقب افتادن، دوباره به مسیر برگردیم و از اشتباه خود برای تنظیم برنامهای واقعیتر استفاده کنیم.
نتیجهگیری:
تابستان مفید به معنی سه ماه درس خواندن و کار کردن مداوم نیست. این فصل فرصتی برای استراحت، شناخت استعدادها، ساختن عادتهای خوب و نزدیکتر شدن به خانواده است. اگر با برنامهای ساده میان تفریح و یادگیری تعادل ایجاد کنیم، در پایان تعطیلات هم خاطرات شیرین داریم و هم با آمادگی بیشتری وارد سال تحصیلی جدید میشویم.
انشا درباره سفر خانوادگی تابستانی به منطقه کوهستانی
مناسب برای پایه تحصیلی: پنجم تا نهم
موضوع انشا: خاطره یک سفر خانوادگی در تابستان
مقدمه:
سفر فقط جابهجایی از شهری به شهر دیگر نیست؛ گاهی فرصتی است تا انسان از شلوغی زندگی فاصله بگیرد، طبیعت را بهتر بشناسد و اعضای خانواده زمان بیشتری کنار هم باشند. تابستان گذشته همراه خانواده به منطقهای کوهستانی رفتیم و آن سفر کوتاه، یکی از ماندگارترین خاطرات من شد.بدنه:
صبح بسیار زود حرکت کردیم تا پیش از گرم شدن هوا از شهر خارج شویم. خیابانها خلوت بودند و آسمان هنوز رنگ کامل صبح را نگرفته بود. در ماشین هرکس کاری میکرد؛ پدر رانندگی میکرد، مادرم وسایل را بررسی میکرد و من از پنجره به ساختمانهایی نگاه میکردم که آرامآرام جای خود را به مزرعه و تپه میدادند.هرچه جلوتر میرفتیم، هوا خنکتر و جاده پیچدارتر میشد. کوهها در دو طرف جاده قرار داشتند و رودخانهای باریک در بعضی قسمتها کنار ما حرکت میکرد. چند بار توقف کردیم تا منظره را تماشا کنیم. صدای آب و هوای پاک باعث شده بود خستگی راه را احساس نکنیم.
هنگام ظهر به اقامتگاه کوچکی در نزدیکی روستا رسیدیم. صاحب خانه با مهربانی از ما استقبال کرد و درباره مسیرهای گردش توضیح داد. پس از کمی استراحت، برای دیدن چشمه راه افتادیم. مسیر از میان درختان و سنگها عبور میکرد و گاهی شیب تندی داشت. در طول راه پدرم میگفت رسیدن به مکانهای زیبا معمولاً کمی تلاش میخواهد.
آب چشمه آنقدر سرد بود که نمیتوانستم دستم را مدت زیادی در آن نگه دارم. اطراف چشمه پر از گیاهان سبز و گلهای کوچک بود. ما روی سنگی نشستیم و خوراکی خوردیم. هیچ صدای ماشینی شنیده نمیشد و فقط آب، باد و پرندگان بودند. آنجا فهمیدم سکوت طبیعت خالی از صدا نیست؛ پر از صداهایی است که در شهر فرصت شنیدنشان را نداریم.
شب هوا بسیار خنک شد و مجبور شدیم لباس گرم بپوشیم. در حیاط اقامتگاه آتش کوچکی روشن کردیم و کنار هم نشستیم. پدر و مادرم از سفرهای دوران کودکی خود گفتند و من متوجه شدم خاطرات خانوادگی، نسلها را به هم پیوند میدهند. تلفن همراه کمتر استفاده شد و گفتوگوی ما بیشتر از شبهای معمولی خانه بود.
روز بعد پیش از بازگشت، همه زبالههای خود را جمع کردیم. صاحب اقامتگاه گفت بعضی مسافران پس از رفتن، طبیعت را پر از پلاستیک و ظرف یکبارمصرف میکنند. این حرف ناراحتم کرد. کسی که برای لذت بردن از طبیعت سفر میکند، نباید با رفتار خود زیبایی آن را از مسافران بعدی بگیرد.
در مسیر بازگشت تصمیم گرفتیم عکسها را فقط در تلفن نگه نداریم و برای سفر یک دفتر خاطرات خانوادگی بسازیم. هرکس قرار شد یک صفحه درباره بهترین لحظه سفر بنویسد. این کار باعث شد بفهمم ثبت خاطره فقط عکس گرفتن نیست؛ نوشتن احساسها، گفتوگوها و جزئیات کوچک کمک میکند سالها بعد نیز حالوهوای آن روزها را دوباره به یاد آوریم.
نتیجهگیری:
سفر کوهستانی تابستان گذشته به من نشان داد ارزش سفر فقط به مسافت و هزینه آن نیست. دیدن منظرههای تازه، شنیدن قصههای خانواده، تلاش برای رسیدن به چشمه و مراقبت از پاکیزگی محیط، هرکدام درسی برای من داشتند. من از آن سفر با عکسهای زیبا برگشتم، اما مهمتر از عکسها، احساس آرامش و خاطره زمانی بود که واقعاً کنار خانواده حضور داشتم.
انشا تخیلی تابستان از زبان خورشید
مناسب برای پایه تحصیلی: چهارم تا هشتم
موضوع انشا: تابستان از زبان خورشید روایت میشود
مقدمه:
من خورشیدم؛ همان چراغ بزرگ آسمان که هر روز از پشت افق بالا میآیم و زمین را روشن میکنم. در تابستان مدت بیشتری در آسمان میمانم و پرتوهایم گرمتر احساس میشوند. مردم گاهی از گرمایم شکایت میکنند، اما کمتر کسی میداند که من در این فصل چه کارهای مهمی برای زمین انجام میدهم.بدنه:
صبح تابستان زودتر از خواب بیدار میشوم. پرتوهایم را روی پنجره خانهها میفرستم و آرام پردهها را روشن میکنم. گنجشکها با نور من آواز خود را آغاز میکنند و کشاورزان پیش از گرم شدن هوا به مزرعه میروند. کودکان تعطیل هستند و بعضی از آنها با دیدن نور صبح دوباره پتو را روی سرشان میکشند!من به برگهای درختان نور میدهم تا غذای خود را بسازند. میوههایی که در بهار کوچک و نارس بودند، در تابستان رشد میکنند. هلوها رنگ میگیرند، انگورها شیرین میشوند و گندمزارها به رنگ طلایی درمیآیند. اگر نور من نبود، بسیاری از خوراکیهای تابستانی به سفره انسانها نمیرسیدند.
البته میدانم که گاهی بیش از اندازه گرم به نظر میرسم. در ظهر تابستان، خیابانها داغ میشوند و مردم به سایه پناه میبرند. من از کسی نمیخواهم ساعتها زیر پرتو مستقیمم بماند. بهتر است انسانها آب کافی بنوشند، لباس مناسب بپوشند، از کلاه استفاده کنند و کارهای بیرون را به ساعتهای خنکتر موکول کنند.
از دیدن پنلهای خورشیدی خوشحال میشوم. انسانها با کمک آنها نور مرا به برق تبدیل میکنند، بدون اینکه دود زیادی وارد هوا شود. کاش شهرها بیشتر از انرژی پاک استفاده کنند. من هر روز رایگان میتابم و میتوانم بخشی از نیاز مردم به انرژی را تأمین کنم.
گاهی از بالا میبینم که مردم آب را بیهوده مصرف میکنند یا درختان را قطع میکنند. درختان دوستان خوب من هستند؛ نور مرا دریافت میکنند، هوا را پاکتر میسازند و سایه ایجاد میکنند. وقتی درختی از بین میرود، زمین زیر آن داغتر میشود و پرندهای خانه خود را از دست میدهد.
غروب که میشود، آرام به پشت کوه یا دریا میروم. آسمان را نارنجی و سرخ میکنم تا پیش از رفتن، آخرین تصویر زیبا را به مردم هدیه بدهم. سپس نوبت ماه و ستارهها میرسد و من در سمت دیگری از زمین طلوع میکنم. کار من هیچگاه متوقف نمیشود.
من از بالای آسمان تفاوت شهرهای پردرخت و محلههای بدون فضای سبز را بهخوبی میبینم. جایی که درخت و باغچه بیشتر است، زمین دیرتر داغ میشود و مردم سایهای برای استراحت دارند. کاش هر خانواده و هر مدیر شهری بداند کاشت یک نهال کوچک، هدیهای برای تابستانهای سالهای آینده است؛ هدیهای که شاید امروز کماهمیت به نظر برسد اما روزی به سایهبانی بزرگ تبدیل میشود.
نتیجهگیری:
من خورشید تابستانم؛ هم میتوانم زمین را گرم کنم و هم میوهها را برسانم و انرژی ببخشم. گرمای من زمانی آزاردهنده میشود که انسانها روش درست زندگی در روزهای گرم را رعایت نکنند یا طبیعت را از درخت و آب محروم سازند. اگر از نور من هوشمندانه استفاده کنید، من نه دشمن تابستان، بلکه یکی از بزرگترین نعمتهای زندگی خواهم بود.
انشا درباره آخرین روز تابستان و بوی ماه مهر
مناسب برای پایه تحصیلی: پنجم تا نهم
موضوع انشا: احساس من در آخرین روز تابستان و آغاز مدرسه
مقدمه:
آخرین روز تابستان حالوهوایی متفاوت دارد. هنوز هوا گرم است و صدای بازی کودکان در کوچه شنیده میشود، اما تقویم میگوید تعطیلات به پایان رسیده است. در این روز، دلتنگی برای لحظههای آزاد تابستان با شوق دیدن دوستان و آغاز سال تحصیلی جدید درهم میآمیزد.بدنه:
صبح آخرین روز شهریور، اتاقم را مرتب کردم. دفترها و کتابهای سال قبل را از قفسه بیرون آوردم و وسایلی را که دیگر نیاز نداشتم کنار گذاشتم. کیف مدرسه را روی میز گذاشتم و دفترهای تازه را یکییکی داخل آن چیدم. بوی کاغذ نو، تراشیدن مداد و جلد کردن کتابها حسی را در من زنده کرد که فقط در روزهای پایانی تابستان تجربه میشود.هنگام مرتب کردن وسایل، خاطرات سه ماه گذشته در ذهنم مرور شدند؛ سفر کوتاه خانوادگی، عصرهای بازی با دوستان، روزهایی که دیر از خواب بیدار شدم، کتابهایی که خواندم و ساعتهایی که بیهدف گذشتند. احساس کردم تابستان مانند فیلمی بوده که خیلی سریع پخش شده است. هنوز کارهایی در فهرستم مانده بود، اما زمان منتظر من نمانده بود.
عصر برای آخرین بازی تابستانی به کوچه رفتم. دوستانم نیز درباره مدرسه حرف میزدند. یکی نگران درسهای سختتر بود و دیگری برای دیدن همکلاسیهایش هیجان داشت. ما قول دادیم در طول سال تحصیلی نیز زمانی برای بازی پیدا کنیم، اما میدانستیم آزادی روزهای تابستان دوباره تا سال بعد تکرار نخواهد شد.
مادرم از من خواست زودتر شام بخورم و ساعت خوابم را تنظیم کنم. در تعطیلات عادت کرده بودم تا دیروقت بیدار بمانم، اما آن شب باید زودتر میخوابیدم. با وجود خستگی، ذهنم آرام نمیشد. به کلاس جدید، معلمها، نیمکت و دوستانم فکر میکردم. کمی نگرانی داشتم، اما شوق آغاز نیز در دلم بود.
پدرم گفت پایان تابستان را نباید فقط تمام شدن تعطیلات دانست؛ هر آغاز تازه فرصتی است تا اشتباههای گذشته را کمتر کنیم. میتوانیم منظمتر باشیم، سؤالهای خود را بدون خجالت بپرسیم، با همکلاسیها مهربانتر رفتار کنیم و هدفی واقعی برای سال جدید داشته باشیم. حرف او باعث شد مدرسه را تنها مجموعهای از تکلیف و امتحان نبینم.
پیش از خواب پرده را کنار زدم. نسیم خنکی میوزید و کوچه آرام شده بود. احساس کردم تابستان بیصدا وسایلش را جمع کرده و جای خود را به پاییز میدهد. هر فصل چیزی را با خود میبرد و چیزی تازه میآورد؛ تابستان آزادی و خاطره آورد و پاییز قرار بود تلاش و تجربهای تازه به همراه داشته باشد.
آن شب برای سال تحصیلی تازه چند هدف کوچک نوشتم؛ مرتب نگه داشتن دفترها، پرسیدن سؤال وقتی مطلبی را نمیفهمم، مطالعه روزانه و مهربانتر بودن با همکلاسیها. نوشتن این هدفها اضطرابم را کمتر کرد، زیرا احساس کردم فقط منتظر اتفاقهای مدرسه نیستم و میتوانم در ساختن سالی بهتر نقش داشته باشم. هدفهای کوچک از آرزوهای مبهم عملیتر بودند.
نتیجهگیری:
آخرین روز تابستان برای من هم روز خداحافظی است و هم روز سلام؛ خداحافظی با تعطیلات و سلام به سال تحصیلی تازه. خاطرات تابستان باقی میمانند، اما زندگی در آنها متوقف نمیشود. با برنامه، امید و شوق دیدن دوستان میتوان وارد مدرسه شد و فصل جدیدی از زندگی را آغاز کرد.
انشا درباره صرفهجویی در آب و برق در فصل تابستان
مناسب برای پایه تحصیلی: ششم تا دهم
موضوع انشا: مسئولیت ما در مصرف آب و برق در روزهای گرم تابستان
مقدمه:
تابستان فصل تفریح و تعطیلات است، اما همزمان مصرف آب و برق در آن افزایش زیادی پیدا میکند. کولرها ساعتهای طولانی روشن میمانند، نیاز بدن و گیاهان به آب بیشتر میشود و بسیاری از خانوادهها شستوشوی بیشتری انجام میدهند. اگر هرکس فقط به راحتی خود فکر کند، منابع محدود برای همه کافی نخواهد بود.بدنه:
برق فقط چراغ خانه را روشن نمیکند. یخچال، کولر، پمپ آب، تجهیزات بیمارستان، فروشگاهها و بسیاری از وسایل ضروری به آن وابستهاند. در روزهای بسیار گرم، روشن بودن همزمان وسایل پرمصرف فشار زیادی به شبکه وارد میکند. خاموشی برای بعضیها فقط قطع تلویزیون نیست؛ ممکن است سلامت بیمار یا کار یک مرکز ضروری را به خطر بیندازد.صرفهجویی در برق به معنی تحمل گرمای آزاردهنده نیست. میتوان دمای کولر را متعادل تنظیم کرد، در و پنجرهها را هنگام روشن بودن آن بست، فیلتر دستگاه را تمیز نگه داشت و در اتاق خالی کولر را خاموش کرد. استفاده از پرده در ساعتهای آفتابی و پوشیدن لباس خنک نیز باعث میشود نیاز کمتری به سرمای شدید داشته باشیم.
آب در تابستان ارزش بیشتری پیدا میکند. بعضی افراد برای شستن حیاط یا خودرو، شلنگ را مدت زیادی باز میگذارند. در حالی که با یک سطل آب یا روشهای کممصرفتر میتوان همان کار را انجام داد. بستن شیر هنگام مسواک زدن، کوتاه کردن زمان حمام و تعمیر شیرهای چکهکننده، کارهایی ساده اما مؤثر هستند.
باغچهها بهتر است صبح زود یا پس از غروب آبیاری شوند، زیرا در گرمای ظهر بخش زیادی از آب تبخیر میشود. آب باقیمانده از شستن میوه و سبزی، اگر مواد شوینده نداشته باشد، میتواند برای بعضی گلدانها استفاده شود. انتخاب گیاهان سازگار با آبوهوای منطقه نیز مصرف آب را کمتر میکند.
مسئولیت تنها بر عهده خانوادهها نیست. ادارهها، کارخانهها و مدیران شهری نیز باید شبکههای فرسوده را اصلاح کنند و از تجهیزات کممصرف استفاده نمایند. اما این موضوع نباید بهانهای باشد که نقش خود را نادیده بگیریم. رفتار میلیونها نفر از عادتهای کوچک روزانه ساخته میشود.
دانشآموزان میتوانند در این زمینه تأثیرگذار باشند. میتوانند بدون سرزنش، مصرف درست را به اعضای خانواده یادآوری کنند، پوستر آموزشی بسازند یا مقدار مصرف ماهانه را مقایسه کنند. وقتی نتیجه یک رفتار خوب دیده شود، صرفهجویی از نصیحتی تکراری به عادتی آگاهانه تبدیل میشود.
مدرسهها نیز میتوانند این موضوع را از حالت نصیحت خارج کنند. دانشآموزان میتوانند مصرف خانه را برای یک ماه ثبت کنند، راههای کاهش هدررفت را بررسی نمایند و نتیجه را در کلاس ارائه دهند. وقتی کودک اثر رفتار خود را در قبض، مقدار آب مصرفی یا خاموشی کمتر وسایل اضافی ببیند، مسئولیتپذیری برای او واقعیتر میشود و احتمال دارد این عادت را در بزرگسالی نیز حفظ کند.
نتیجهگیری:
آب و برق منابعی بیپایان نیستند و راحتی امروز ما نباید باعث دشواری زندگی دیگران یا کمبود در آینده شود. مصرف مسئولانه به معنای محرومیت نیست؛ یعنی از نعمتها به اندازه استفاده کنیم و هدررفت را کاهش دهیم. تابستان فرصت مناسبی است تا احترام به منابع طبیعی را از خانه و رفتارهای کوچک خود آغاز کنیم.
مطالب مرتبط: انشا با موضوع آزاد، انشا درباره طبیعت، انشا در مورد مدرسه و انشا با موضوع دریا.
راهنمای نوشتن انشای کامل درباره تابستان
- مقدمه: موضوع را در دو یا سه جمله معرفی کنید و مخاطب را برای خواندن ادامه متن آماده سازید.
- بدنه: خاطره، توصیف، دلیل و مثالهای خود را در چند پاراگراف منظم بنویسید.
- ترتیب: در انشای خاطرهای، اتفاقها را براساس زمان و از آغاز تا پایان روایت کنید.
- توصیف: از رنگ، صدا، بو، مزه و احساس گرما یا خنکی کمک بگیرید.
- شخصیسازی: نام شهر، روستا، اعضای خانواده یا تجربه واقعی خود را به متن اضافه کنید.
- نتیجهگیری: برداشت، احساس یا درسی را که از موضوع گرفتهاید در پایان بنویسید.
- بازخوانی: پس از پایان، غلطهای املایی و نشانهگذاری را بررسی کنید.
سوالات متداول درباره انشا فصل تابستان
انشاهای تازه چه ساختاری دارند؟
هر انشای تازه دارای پایه تحصیلی پیشنهادی، موضوع، مقدمه، چندین پاراگراف بدنه و نتیجهگیری مستقل است.
کدام انشای تازه برای پایه ابتدایی مناسبتر است؟
انشای شب تابستانی در روستا، تابستان از زبان خورشید و یک روز کنار دریا با سادهسازی چند واژه برای پایههای چهارم تا ششم مناسب هستند.
کدام موضوعها برای دوره متوسطه مناسبترند؟
اوقات فراغت، صرفهجویی در آب و برق، سفر کوهستانی و آخرین روز تابستان موضوعهای مناسبتری برای دوره متوسطه هستند.
چگونه این نمونهها را شخصیسازی کنیم؟
جزئیات واقعی مانند نام محل سفر، احساس شخصی، فعالیت مورد علاقه و خاطره خانوادگی خود را جایگزین نمونههای عمومی کنید.
آیا بهتر است انشا را عیناً رونویسی کنیم؟
بهتر است از متنها ایده بگیرید و جملهها را با زبان و تجربه خود بازنویسی کنید تا نوشته طبیعی و شخصی باشد.










