متن نوحه شب نهم ماه محرم و شب تاسوعا (نوحه حضرت ابوالفضل)

شب نهم ماه محرم، مختص به حضرت ابوالفضل عباس (ع) است و در ادامه مجموعه از متن نوحه، روضه و مداحی شب نهم ماه محرم و تاسوعا را گردآوری کرده ایم.
فهرست موضوعات این مطلب
مداحی و نوحه شب نهم ماه محرم و تاسوعای حسینی

متن نوحه شب نهم و تاسوعا محرم شهادت حضرت ابوالفضل عباس (ع)
قلم به دست شدم تا ز دست ها بنویسم
غریب وار پیامی به آَشنا بنویسم
نرفته یک غمم از دل غمی دگر رسد از ره
به خانه ی دل تنگ و برو بیا بنویسمغریبی من و دل را کسی چه داند و بهتر
که مویه های غریبانه با رضا بنویسم
پی رضای رضا بودم و به خویش بگفتم
روم به طوس، در آنجا ز کربلا بنویسمبه یاد کودکی و درس و مشق و مدرسه افتم
به تخته مشق ز بابا و طفل و آ بنویسم
چه کودکانه و خوش باورانه بود و فسانه
نه آبی آمد و نی باد پس چرا بنویسم؟به یاد قامت سقا و دست و همت سقا
رسا اگر چه نگویم ولی رسا بنویسم
گهی ز پشت حسین و گهی ز فرق ابوالفضل
یکی یکی بشنیدم دو تا دو تا بنویسمبه فرش خاک بیابان به عرش نیزه ی دونان
تنی جدا بسرایم سری جدا بنویسم
چه بر سر تنش آمد ز من مپرس که باید
ز توتیا شده در چشم بوریا بنویسمبنی اسد بگذارید روی قبر شهیدان
غزل نه، قطعه از آن قطعه قطعه ها بنویسم
ز نوک نیزه و کنج تنور و دیر و نصارا
تمام، سیر و سفر بود از کجا بنویسمچه می گذشت به بزم یزید با دل زینب
شراب را بگذارم کباب را بنویسم
لبی به طعنه و طغیان لبی لبالب قرآن
دگر مپرس، سزا نیست ناسزا بنویسم
متن نوحه سینه زنی واحد شب شهادت حضرت ابوالفضل (ع)
داری میری پریشون ای علمدار
دلم از غصه شد خون ای علمدار
یه بار دیگه به خیمه یه نگاه کن
یه لحظه سر برگردون ای علمدارتو که مشکو گرفتی از سکینه
یه داغی اومد و چنگ زد به سینه
نگاه میکردمو همش میگفتم
الهی داغتو حسین نبینهمی دونم که خداحافظی کردی
خدا پشت و پناهت که خیلی مردی
کاش مادر توام ام البنین بود
می دید چطور داری دورم میگردی
وای ای ابوالفضل) چهاربار)تا که تو علقمه غبار بلند شد
دم خیمه داد و هوار بلند شد
دویدم و دیدم که رو رکاب اسبش
نامرده نیزه دار بلند شدعمود نیزه رو روی سرت زد
یکی هم با لگد تو کمرت زد
شنیدم حرمله قبلش کمین کرد
یه تیری زد به مشک نه به جیگرت زدمی بینی روزگار چجوری بد شد
الان حرمله بود خندید و رد شد
یه تیری زد به مشک یه تیر به چشمت
نمی دونم چرا که هر چی زد شد
وای ای ابوالفضل) چهاربار)یه دونه یا علی بگو بلند شو
به کوریه چشم عدو بلند شو
بزار کمک کنم دستی نداری
بگم بزار روی زانوم بلند شونبینم پهلوون افتادی از پا
رو خاک ساحله بی رحم دریا
میبینی که شکسته کمر من
دارم میرم به خیمه تک و تنها
حالا میگن حسین یاری ندارهعلم افتاد علمداری نداره
حالا که نیست ابوالفضل حمله کردن
به دور خیمه گاه کاری نداره
حسین و قتلگاه کاری نداره
(وای ای ابوالفضل) چهاربار

متن نوحه سنگین شب نهم و تاسوعا محرم میثم مطیعی
تماشایی دارد از خیمه
طلوع ماه بنی هاشم
دلش روشن چهره اش خندان
سوی میدان می شود عازمبه پیشانی اش نور سجده نمایان
دو چشمان بصیرش دو خورشید تابان
یلی دست و بازوی او مرتضایی
تو گویی که حیدر می اید به میدان
شوری دارد دل ارام اودشمن می هراسد از نام او
میدان می لرزد زیر گام او
عباس سرو رشید کربلافرات است و تشنه کامی ها
فرات است و این دل خونین
فرات است و این بی قراری ها
فرات است و روضه ای سنگینچه سنگ جفایی چه تیر خطایی
بر ان ابروان کمانی نشسته
در ان سجده سر خ و محراب خونین
تو گویی علی بود و فرق شکستهتنها از میدان برگشته بابا
حرفی نگفت از عمو جان اما
برداشت عمود خیمه را از جا
متن مداحی واحد شب نهم محرم حاج مهدی رسولی
ای علم روی شونم
توهستی نشونم
بمون تا بمونم
نیافتی از روی دوشمتوپاسدار امامی
نشون قیامی
عمود خیامی
نیافتی از روی دوشمتو بادبان کشتی نجاتی
علامت سر پل صراطی
وَ اللهِ اِن قَطَعتُموا یَمینی
اِنی اُحامی ابداً عَن دینیتو بیرق پر نوری
چراغ عبوری
دلیل ظهوری
نیافتی از روی دوشمتو انتقام حسینی
سلام حسینی
به نام حسینی
نیافتی از روی دوشمباید که بالا تا ابد بمونی
پرچم جنگ آخرالزمونی
وَ اللهِ اِن قَطَعتُموا یَمینی
اِنی اُحامی ابداً عَن دینیبه اشک خیمه جوابی
امید ربابی
رسیدن ابی
نیافتی از روی دوشمرقیه چشم به راهه
لبا پر اهه
حرم بی پناهه
نیافتی از روی دوشمنگاش فقط به سوی توست سکینه
نبینه که علم روی زمینه
وَ اللهِ اِن قَطَعتُموا یَمینی
اِنی اُحامی ابداً عَن دینی

متن اشعار شب تاسوعا و شهادت حضرت ابوالفضل عباس (ع)
در این غوغای بی آبی، که خشکیده همه گل ها
به اَمر تو شدم، سقّا، منم عبد و تویی مولا
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
علمدارم چه غم دارم، که از دستم علم افتدمباد از دفتر عشقت، به نام من قلم افتد
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
خدای کعبه جز رویت، نداده قبله ای یادم
نماز آخرم بود، و به سر بر سجده افتادمشود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
ببین از بادۀ عشقت، به میدان مستی افتاده
مگر دامان تو گیرد، به راهت دستی افتاده
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانتامیر لشگرت بی دست، میان لشگری مانده
بیا بنگر ز پروانه، فقط خاکستری مانده
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
به تو شرط وفاداری اگر بر جا نیاوردمکمک کن تا که برخیزم، به دور مادرت گردم
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
ببین احسان یک بانو، سرم بگرفته بر زانو
به چشمِ پر ز خون دیدم، گرفته دست بر پهلوشود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
گل ام البنین عباس، به دریا تشنه لب پا زد
به دریا پا نهاد اما، لبش آتش به دریا زد
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
متن روضه (زمزمه) شب نهم محرم سید مهدی میرداماد
پاشو علمدار حرم هنوز علمداری
پاشو اوردم دستات و علم رو برداری
پاشو می خوام بدوننکه کاشف الکروبی
پاشو می خوام تو صحرا
علمت و بکوبی
یا ساقی العطاشاتو می دونی که بعد تو چی به سرم میاد
خودم که هیچ چی به سر اهل حرم میاد
خواهرمون به غیر ازمن و تو یار نداره
الان داره تو خیمه
گوشواره در میاره
متن مداحی زمینه شب تاسوعا حاج محمدرضا بذری
زدم سر بر صحرا میگردم رو خاکا
تنت میشه پیدا ای به قربونت
چشام تو چشماته علم تو دستاته
هنوزم همراته ای به قربونتای به قربونت هنوزم تو یل لشکرمی ای جانم
پناه همه اهل حرمی ای جانم
ای به قربونت تقلا میکنی پاشی زجا ای جانم
چرا بستی چشاتو از حیا ای جانمعلم برپاست هنوز بالاست
پاشو داداش حسین تنهاست
(گره خورده به کارم علمدار ندارم)2
سرت رو زانومه تو باشی معلومه
سکینه آرومه ای به قربونتنخور غصه اصلا تورو خوب میشناسم
داداشم اون با من ای به قربونت
ای به قربونت اگه فکر رباب و اصغری اون با من
نشد مشکو به خیمه ببری اون با من
ای به قربونت اگه دیدی علم خورده زمین اون با مننخور غصه یل ام البنین اون با من
قدم خم شد چی سهمم شد
تنت داداش چه درهم شد
(گره خورده به کارم علمدار ندارم) دوبار
میسوزی تو آفتاب شدی خیلی بی تابکنار نهر آب ای به قربونت
اگر لشکر دارن تماشا میکنن
داداش اون بامن ای به قربونت
ای به قربونت نباش دل نگرون دخترم اون با من
تو راضی شد تنت رو ببرم اون با تو
ای به قربونت با اینکه بردنت دردسره اون با منپاشو که آبروم در خطره اون با تو
فدا چشم پر از اشکت دلم پارست مثل مشکت
(گره خورده به کارم علمدار ندارم) دوبار

متن نوحه بوشهری شب تاسوعا محرم
به سوی خیمه عترت بیامد اسبی آشفته
دگرگون گشته احوالش زسرهای بخون خفته
نگاهش قصه ها از دشت پر رنج و بلا دارد
هزاران راز پنهان از شهید کربلا داردگهی با شیهه می آید گهی نالان و افسرده
بدیده چون سوارش را به خاک افتاد پژمرده
به درب خیمه هردم خواهری از یار می گوید
دو چشمش گشته گریان و عزیزش را همی جویدبگفت با ذوالجناح زینب چرا مغموم و بیماری
چرا بنموده ای با شیهه هایت ناله و زاری
چرابرگشتهای بیکس به منگو پس سوارت کو
نمی بینم کسی با تو سوار بی قرارت کوسرو یالت شده خونین چرا محزون و بی یاری
سرت افکنده و غمگین و می بینم دل افکاریز میدان بلا برگو برای من چه آوردی؟
خبر از جسم بی جان حسینم هدیه آوردی؟
برایم گو زعباس درخشان و فروزنده
که در شب های تارم بود همچون ماه تابنده
زداغ عون و عبدالله مثال کوره می سوزم
نواخوانی شده از بهر آنها کار هر روزمتمام فکر من اینست که سر آید شب تارم
سیهگشته شب و روزم از این خاموشی بیزارم
مرا با خود به میدان بر که شاید یار خود بینم
ز باغ زاده زهرا نشینم خوشه ای چینممرا با خود ببر نزدش که گویم درد دل هایم
که شاید لحظه ای بیند که من تنهای تنهایم
بگیرم در بغل دست علمدار حسینم را
در اینصحرا بریزم من به کامشاشک عینم رابه زینب ذوالجناح گفتا که خود زین غم پریشانم
چگونه از غمی گویم که آتش کرده برجانم
چگونه با تو برگویم جواب این سوالت را
جواب این سوالی که کند آشفته خوابت راابوالفضلت دو دستش را چنین از تن جدا دارد
که قاسم لخته خونی به سر جای حنا داردعلی اکبرت عطشان در این دشت بلا جان داد
تنش صد پاره وجان را به دست پاک یزدان داد
بگفتا شاه عطشان این سخن با زینبم برگو
کزین باغ خزان دیده تو ماندی ای گل خوشبو
بگو بعد ابوالفضلم علمدارم تویی زینب
پس از این روشنی بخش شب تارم تویی زینبمبادا دشمن بی دین به شادی غصه ات بیند
مبادا واگزاری جای خود آسوده بنشیند
از این رنج و غم و محنت هدف آداب و آئین است
اگر سر می دهم بهر بقای مکتب و دین استبگفت اینک (سعیدی) نوحه ام را با غم آوردم
از این ره هدیه اینک از برایت ماتم آوروم
مطلب مشابه: متن روضه شب نهم محرم تاسوعا؛ متن روضه حضرت عباس (ع)
متن نوحه افغانی شب نهم و تاسوعا محرم
من گلِ گلزارِ علّیِ مرتضایم
حافِظِ پرچم خونین کربلایم
منم یا ایها الناس باب الحوائج عباس
برادر حسین جان بیا سوی علقمه
آمده از جنان مادرمان فاطمهمن عاشق تو هستم جدا شده دو دستم
کجایی به بینی مادرم ام البنین
عباست افتاده از صدر زین بر زمین
راه و بر من بستند فرق مرا شکستند
برادر حسین جان چی آمده بر سرماشک و خون ریزد ز دیده گانم
ای باغبان برایت گل با گلاب آوردند
با قطره قطره اشکم دریای آب آوردم
جانم فدای زینب ، من خاک پای زینب
متن مداحی شب نهم محرم نریمانی
بلند شو عملدار، علم رو بلند کن
بازم پرچم این حرم رو بلند کن
واسه بچههایی که چشمانتظارن
میخوان مثل من سر رو شونهت بذارنواسم تکیهگاهی ، به تو تکیه کردم
تا از خیمه رفتی ، چقدر گریه کردم
نبینم که داری به هقهق میفتی
به من تا به امروز برادر نگفتییه دل سیر بهم بگو برادر
میخوام صدات بپیچه توی لشکر
شاید فقط زینب کنه گلایه
بگه چرا بهش نگفتی خواهرای نور عین، داداش کوچیکهی حسین
شهید مقطوع الیَدین“ای باوفا، سقای دشت کربلا”
صداتو بلند کن بفهمن که هستی
هنوز زندهای و چشاتو نبستی
واسه اون نگاهی که مونده به راهت
امیدواره الان دم خیمهگاهتسکینه سراغ عموشو میگیره
یه شیشماهه دارم که داره میمیره
جواب ربابو چی میدی اباالفضل
مگه گریههاشو ندیدی اباالفضلرباب الان ایستاده زیر آفتاب
از پشت ابر چرا نمیره آفتاب
پاشو بریم دیگه دارم میترسم
جون رقیهمو بگیره آفتاببرادرم، تو رو به جون دخترم
پاشو بیا بریم حرم“ای باوفا، سقای دشت کربلا”
بلند شو علمدار، به این آه جانسوز
به کوری چشم اونایی که امروز-
-توی فکر خلخال ، به فکر کنیزن
میخوان آبروی حسینو بریزنمیخوان زینبم رو بدن زجر و آزار
توی شام و کوفه ، توی کوچه بازار
تو جمع یه عده زنای یهودی
تو بزم شرابی که میرم به زودیزینب الان دلشوره داره عباس
حق داره که طاقت نیاره عباس
گفتم بهش میبرنت اسارت
بهم میگفت مگه میذاره عباسبرادرم، پاشو پناه خواهرم
تو رو به خیمه میبرم“ای باوفا، سقای دشت کربلا”
مطلب مشابه: متن در مورد حضرت عباس + جملات مذهبی در مورد حضرت ابوالفضل (ع) و عکس نوشته

متن نوحه نهمین شب ماه محرم
تا پیکرت در خون نشست ای علمدارم
از داغ تو پشتم شکست ای علمدارمبعد از تو برادر من گشتم بی یاور
در خیمه آل فاطمه منتظر هستندطفلان لب تشنه همه منتظر هستند
میکنم جستجو برادر دستت کومن در کنار جسم تو دیده گریانم
با نالههایی آتشین روضه میخوانمای همه هستِ من رفتی از دست من
ای ساقی لب تشنگان با لب عطشانگرمِ خسوفی زیر خون، ای مهِ تابان!
ای ماه بیقرین یل امّ البنینبا دیدن تو چارهام کم شده عباس
من کوهم اما قامتم خم شده عباستو رفتی من ماندم بین دشمن ماندم
داغ تو برد از یاد من داغ اکبر راحس میکنم در نزد تو بوی مادر را
چون که کوفی هستند فرقت را شکستند
شعر برای روضه شهادت ابوالفضل به نام همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل
همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است
چرا که حضرت مشکل گشا ابالفضل است
دو دست داده به راه خدا و پس چه عجب
اگر چه معنی دست خدا اباالفضل است
به جمله یا کاشف الکروب قسم
که استجابت صدها دعا ابالفضل است
کسی که شد همه چیزش فدا ابالفضل استاز ابتدا به من آموخت مادرم تنها
دوای درد گرفتارها اباالفضل است
چه ترس داره از آتش چه ترس از دوزخ
اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است
بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان
ببین که بر لب آقای ما ابالفضل است
خود امام زمان گفته میاید
به مجلسی که در آن ذکر یا اباالفضل است
متن نوحه سینه زنی شور به نام دنیای من رویای من
نیای من آقای من
اللهم الجعل محیای محیای من
من برای تو گریه میکنم تو برای من
آقای من
سامون بده
لیلای من یک خبری از مجنون بده
من که مردم کرب و بلاتو نشون بده
سامون بدهمیگم عاشقم
اما خودم بهتر میدونم که نالایقم
کدوم عاشقی !!!! من که همیشه برای تو آینیه دقم
کجا عاشقم !؟
دوا بده
درد بده
هر چی دارم ازم بگیر به من یه کربلا بده
یا حسین غریب مادریا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من
یه گوشه چشم تو بسه واسه حل مشکل من
یه روزی میاد آقاجون که منم سگ تو باشم
چشامو موقع مرگم زیر پات گذاشته باشم
تموم مردم دنیا ما رو می خونند دیوونه
آره ما دیوونه هستیم بیخیال این زمونه
چشای قشنگ عباس خوابو از چشام گرفت
مطلب مشابه: اشعار حضرت ابوالفضل عباس (ع) + شعر و مداحی در وصف حضرت عباس

متن نوحه شب شهادت حضرت عباس
مکن از خار هراس باغ ما دارد یاس
یک بیابان دشمن منم و یک عباس
آسمانم من و عباس علی ماه من است
چه غم از روبهیان شیر به همراه من استمرحبا عباسم
بنگر ای ماهِ تمام، کف زنان لشگر شام
که شده کار حسین، بعد عباس – تمامتو نه امیّد منی بلکه امید همهای
هم گل امّ بنین، هم پسر فاطمهای
مرحبا عباسمساقی سرمستم، بَعد تو بشکستم
افتخارم به تو بود، می روی از دستمچشم بر راه بود دخترک غم زدهام
چه بگویم اگر او گفت چرا خم شدهام
مرحبا عباسم
روضه شهادت علمدار کربلا
برادری به زمین بود و بال و پَر میزد
برادری به سرش بود و هِی به سر میزد
برادری به زمین از لبش جگر می ریخت
برادری به سرش داد از جگر میزد
چقدر چین و چروک است رویِ این صورت
کنار هلهله ها دست بر کمر میزد
دو دست در بغل و یادِ مادرش می کرد
دوباره حرف در و چوبِ شعله ور می زد
رشید بودنِ او کار دست زینب داد
گره به معجرِ طفلانِ بی خبر میزد
کشید تیر به زانو و چشمهایش ریخت
سه شعبه زخم خودش را عمیق تر میزد
کمی ز ساقه یِ هر تیر از دو سو پیداست
کسی که بغض علی داشت تا به پَر میزد
برای خاطر هشتاد و چهار خانم بود
اگر حسین نشسته به روی سر میزد
حسین جانشب عاشورا مثل فرداشبی نگهبان خیام حسینی ابوالفضله
خدا میدونه تا صدای قدم های عباس میومد
این بچه ها آروم و راحت میخوابیدن
یه وقت دید یه سیاهی جلو میاد دست گذاشت
رو قبضه ی شمشیرش گفت
هر کی هستی خودتو معرفی کن مگه نمیدونی نگهبان خیام امشب ابوالفضله
جلو نیا خونتو میریزم دید صدای گریه میاد داداش من زینبم
اومد جلو خودشو به پای خانم انداخت خواهر
این موقع شب اینجا چکار میکنی گفت عباس اومدم
یه چیز یادآوری کنم بفرما خواهر چی میخوای بگی؟
صدا زد عباس یادته شب 21 ماه رمضان آره خواهریادمه
بابام گفت عباس من نیستم کربلا یادته: آره خواهریادمه
یادته بابام دست منوگذاشت رو دست تو صدا زد
هذا ودیعه علیک یادته؟ آره خواهریادمه گفت یادتهگفت حسین که تنها شد نکنه تنها رهاش کنی یادته؟
آره خواهریادمه چی میخوای بگی خواهر ؟
گفت امروز شنیدم مهمون داشتی از اهل قبیله ی مادرت اومدن
راسته ،چی شده خواهر شنیدم برات امان نامه آوردن
گفتن تو برادرات در امانی عباس چه میخوای بکنی؟
تا این جمله رو شنید دیدن رفت پشت خیمه
یل بی مثال میدان شجاعت مثل قاسم زانو
هاشو بغل کرده هی میگفت آبروی منو
بردن خدا نگذره ازشون دوباره دیدن زینب اومد
دست گذاشت روشونه ی عباس پاشو مرد گریه نمیکنه
عباس درسته امون نامه آوردن ولی کسی باور نکرد
یقیین داشتیم تو میمونی عباس …
وقتی ابوالفضل اومد گفت برادر میخوام برم آب بیارمرفقا عباسی که مشک آب و میگیره به جای شمشیر
یعنی امید داره برگرده عباس با هیچکی وداع نکرد
اما فقط با یه نفر وداع کرد وقتی مشکو به دوش گرفت
بره آب بیاره ابی عبدالله میدونه عباس برنمیگرده
راوی میگه میدیدم حسین گاهی دستشو روشونه ی
عباس میذاره و نگاش میکنه دیدیم عباس که راه افتاد
حسینم چند قدم پشتش راه افتاد داره گریه میکنه
یه وقت اینجا بود دیگه عباس طاقت نیاورد برگشت
یه نگاه کرد به ابی عبدالله آقا چرا اینجوری نگام میکنی
مگه بناست برنگردم؟حسین هیچی نگفت دیدن عباس
و بغل گرفت سر به دوش هم اینقد گریه کردن
مقتل میگه تا مرز بیهوشی گریه کردن عباس دیگه میخواد
مطلب مشابه: عکس حضرت عباس برای پروفایل و استوری + متن و جملات زیبا در مورد تاسوعا و حضرت ابوالفضل

متن پیش زمینه شب نهم دهه اول محرم
اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان
اللهم العن الجبت و طاغوت
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ
وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفَ الْمَلاَّئِکةِ
السلام علی المهدی وعلی آبائه
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً، بِرَحْمَتِکَ یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.می شود هر روز اشکم در عزایت بیشتر
سوختم از روضه ات، از های هایت بیشتر
می روم دنبـالت امّا از حـرم های شما
می رود تـا کربـلایـت، ردِّ پایت بیشتر
(یابن الحسن)از عبادت هم مهمتر این اطاعت کردن است
می دهم سر را ولی، دل را برایت بیشتر
دستگاهِ لاف بسیار است امّـا مَـرد کـو
غیـرتم من را نگه دارد، به پایـت بیشتر
تا که می اُفتی به یادِ مشک و دست و علقمه
باز می گیرد دلت، امّا صدایت بیشتر
(یابن الحسن)تا که می آید رَجزهای عمویت بر لبم
می شود سهمِ من از، دستِ دعایت بیشتر
تو هم از ایل و تبارت خوش قد و بالاتری
رفته آری بر عمویت، شانه هایت بیشتر
شام هایِ قبل، شاید، حتماً امشب می رسی
می رسد از هر شبی، عِطرِ عبایت بیشتر
(یابن الحسن)آنکه از جمعِ امامان دو برادر دارد
دلبری از همهیِ ما دو برابر دارد
طرفی اُمِبنین و طرفی فاطمه است
کیست در بینِ عشیره که دو مادر دارد
لشکری زهره ندارد که نگاهش بکند
خاصه وقتی که کنارش علی اکبر دارد
چقدر بر رویِ پیشانیِ او می اید
دستمالی که به سر حضرت حیدر داردایستاده به سرِ کعبه بخواند خطبه
تا بدانند که این طایفه منبر دارد
هر امامی که تو را دید دو دستت بوسید
آخه بوسه بر بازویِ تو لذّتِ دیگر دارد
حق بده اینهمه اسفند برایت می سوخت
قد و بالایِ تو در سایه دو دختر دارد
متن نوحه سینه زنی واحد سنگین شب تاسوعا
ای ذکر رایج والا مدارج
هرکی مریض داره بگه باب الحوائج
یا باب الحوائج
رو قله ی دل علمت ابوالفضل
منو ببر به حرمت ابوالفضل
کلید حل مشکلات ابوالفضل
همون دو دست قلمت ابوالفضل(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل) (۲)ای سفره ی بزم پر برکت و فضل
ای ساقی لب تشنگان جانم ابوالفضل
ای جانم ابوالفضل
صاحب روز تاسوعا ابوالفضل
ذکر لب علم کشا ابوالفضل
آب میاره ساقی برات ابوالفضل
اگه بگی واعطشا ابوالفضل(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل) (۲)مولانا عباس کارم با عباس
ناله ی اهل حرم جیب الماء عباس
لسکینه یا عباس
میگم عموم پهلوونه ابوالفضل
به خیمه آب می رسونه ابوالفضل
مشک و بگیر و زود بیا ابوالفضل
رباب دیگه نمی تونه ابوالفضل(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل) (۲)
متن شعر نوحه سینه زنی شور در شب شهادت قمر بنی هاشم
یا ابوالفضل انا مملوک انت صاحب
یا ابوالفضل تو نبرد همیشه غالب
یا ابوالفضل تویی کابوس عجائب
(یا ابوالفضل) (۲)یا ابوالفضل مرد جنگ و عشق و عرفان
یا ابوالفضل شیر سرخ عربستان
یا ابوالفضل خیلی میخوامت به قرآن
(یا ابوالفضل) (۲)نائب امامی همیشه باهامی
تو معرفت زبون زد بین خاص و عامی
نافذه البصیره نافذه الکلامی
بخدا مثل حسین مورد احترامی
(یا ابوالفضل) (۲)یا ابوالفضل ای طلوع روشنی ها
یا ابوالفضل ای دم سینه زنی ها
یا ابوالفضل ای امید ارمنی ها
(یا ابوالفضل) (۲)یا ابوالفضل ساقی لب تشنگانی
یا ابوالفضل تک سوار کربلایی
یا ابوالفضل قسم آذری هایی
(یا ابوالفضل) (۲)علت جنونم ماه آسمونم
تا ابد میمونه اسم تو نوک زبونم
ای طبیب جونم یار مهربونم
من شفا میخوام یه معجزه بده نشونم
(یا ابوالفضل) (۲)

متن نوحه سینه زنی شور در شب شهادت باب الحوائج
سرتو اشقیا می برن
چقدر بی حیا می برن
بمیرم از قفا میبرن
پیش چشم زهرا می برن
شکسته شد سبوی ارباب
وقتی نشسته روی ارباب
تو پنجه هاشه موی ارباب
خنجره و گلوی ارباب(دریای خون گودال
حسین کشونه گودال
افتاده روی زانو
مادر میون گودال) (۲)(حسین حسین واویلا) (۲)
تیغ و نیزه ها بوش میکردن
با لگد زیر و روش میکردن
حرف می زد ولی نامردا
نیزه توی گلوش می کردن
رفته دیگه توون ارباب
همدم خاک و خونه ارباب
میاد به زیر نعل اسبا
صدای استخوون اربابغروب عمر زینب
غروب کربلا بود
جلوی چشای خیسش
سری به نیزه ها بود
دریای خون گودال
حسین کشونه گودال
افتاده روی زانو
مادر میون گودالسالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
دم غروب کربلا سر تو شد به نیزه ها
سری که قاتل ات برید جلو چشم من از قفا
اسبا دویدن اسبا دویدن
کم کم تنت رو تا همه صحرا کشیدنسالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
تنگه غروبه تنگه غروبه
یک خواهری بالای تل سینه می کوبه
(نوحو علی المحروم من ماء الفرات) (۳)
حسین…
تا پیکرت در خون نشست ای علمدارم
از داغ تو پشتم شکست ای علمدارمبعد از تو برادر من گشتم بی یاور
در خیمه آل فاطمه منتظر هستندطفلان لب تشنه همه منتظر هستند
میکنم جستجو برادر دستت کومن در کنار جسم تو دیده گریانم
با نالههایی آتشین روضه میخوانمای همه هستِ من رفتی از دست من
ای ساقی لب تشنگان با لب عطشانگرمِ خسوفی زیر خون، ای مهِ تابان!
ای ماه بیقرین یل امّ البنینبا دیدن تو چارهام کم شده عباس
من کوهم اما قامتم خم شده عباستو رفتی من ماندم بین دشمن ماندم
داغ تو برد از یاد من داغ اکبر راحس میکنم در نزد تو بوی مادر را
چون که کوفی هستند فرقت را شکستند
ز جا خیز و بین اى امید و پناهم
که دست تو افتاده بر سر راهمفداى لب خشک و عطشان تو
چه خاکى شد از ماتمت به سر منشکسته شد از داغ تو کمر من
ببین گشتهام من پریشان توبه آه دل زینب کبرى شنو التماس غریبى را
بیا از وفا بهر خدا سوى حرم ماه مدینهبیا ماه من همراه من مانده به ره چشم سکینه
ببین سوز آه دل پر دردمکه از دیدنت یاد فاطمه کردم
که گل زخم و خون نقش پیرهنتنه چشمى نه دستى نه مشکى نه آبى
تو خود گو به خیمه برم چه جوابىز تیر و سنان پاره پاره تنت
سرت از زمین برنمىدارى ندارم بجز تو دگر یارىبیا از وفا بهر خدا سوى حرم ماه مدینه
بیا ماه من همراه من مانده به ره چشم سکینه
مکن از خار هراس باغ ما دارد یاس
یک بیابان دشمن منم و یک عباسآسمانم من و عباس علی ماه من است
چه غم از روبهیان شیر به همراه من استمرحبا عباسم
بنگر ای ماهِ تمام، کف زنان لشگر شام
که شده کار حسین، بعد عباس – تمامتو نه امیّد منی بلکه امید همهای
هم گل امّ بنین، هم پسر فاطمهایمرحبا عباسم
ساقی سرمستم، بَعد تو بشکستم
افتخارم به تو بود، می روی از دستمچشم بر راه بود دخترک غم زدهام
چه بگویم اگر او گفت چرا خم شدهاممرحبا عباسم
ای یوسف اُم البَنین در این دل صحرا / ای با ادب سقا
دریا دلی و تشنه جان دادی لب دریا / ای با ادب سقاتو معنی ایثاری و روح ادب هستی / سردار بی دستی
وقت شهادت مفتخر از دیدن زهرا / ای با ادب سقادیدی مه رخسار طفلانم ز بی آبی / گردیده مهتابی
آتش به جانت اوفتاد از تاوَلِ لب ها / ای با ادب سقاگرچه قلم دستت شد و فَرقَت دو تا کردند / بی حد جفا کردند
پُشت تو تنها شد دو تا در محضر یکتا / ای با ادب سقاهم پاسبان خیمه ها و هم علمداری / از بس فداکاری
پروانه جانبازی ات زهرا کند امضا / ای با ادب سقا
گردیـده از پیکر جدا شاخۀ یاسم
افتاده بر روی زمین دست عباسمعباس من! عباس من! چشم خود وا کن
بـار دگــر حمـایت از آل طاهــا کـنسقای آل فاطمه! از چه بیتابی؟
کنـار نهـر علقمــه تشنـۀ آبیبا جام خالی کودکان دیده در راهاند
تنها تو را تنها تو را از تو میخواهندمن بین دشمن ماندهام بیکس و تنها
تو غـرق خـون افتادهای بین دشمنهاوقتی که دست از پیکرت بر زمین افتاد
ذریـۀ زهــرا شدنـد جملـه دشمـنشادسقـای بیدست و سـرم! آه و واویلا
برخیز و رو کن در حرم آه و واویلا
در باغ یاسین از ازل من گل یاسم
پـروردهی امّالبنیـن یعنـی عباسممن جان نثار مکتبم من اباالفضلم
یعنی حسینی مذهبم من اباالفضلمچون ماه نو سر میزنم خیمه به خیمه
پروانهام، پر میزنم خیمه به خیمهمـن بر سر پیمان خود باقــیام باقی
در بـزم عـاشوراییان ساقیام ساقیهر کس که از شوق لقا تشنهتر گردد
گر در دل دریا رود تشنه برگرددآب و امید من چه شد رفته از دستم
شرمنده از لب تشنگان در حرم هستمآید حسین آنجا که من منتظـر هستـم
چون برگ قرآن میزند بوسه بر دستمای مرگ اگر بر عمر من خاتمه دادی
جایی بـه من در دامنِ فاطمه دادیمحمد جواد غفور زاده (شفق)
باز منو احساس / پیچیده توی هیئت عطر ناب یاس
دوباره پا گرفته روضه عباس / دل و احساسآه و شور و دم / گره خورده دلم با نخهای پرچم
واسه تو تا همیشه طپش قلبم / میگیره دمپیمونه به پیمونه میزنم غم رو بی خیالم
با تو میگذره لحظههای هر روز و ماه و سالمحضرت سقا / تو دستای تو زلف موجای دریا
به عشق تو میبارن همهی ابرا / تویی سقاحضرت عباس / رقیه با صدای پات میره تو خواب
بنفسی انتَ میگه زیر لب ارباب / تویی مهتابمردم اینو میگن یل حسین خیلی خیلی آقاست
بین شیعه و غیر شیعهها پرچم تو بالاستشد به پا طوفان / یا انگاری که دریا میکنه طغیان
کیه اینکه میلرزه زیر پاش میدان / شده طوفانیا علی یاهو / گره انداخته بازم میون ابرو
نمیتونه بشه باز کسی رو در رو / مدد یا هوصد و سی و سه مرتبه صداش کن بگو اباالفضل
بچه سیدا یک صدا بگن جان عمو ابالفضل
من که از اهل حَرَم، آب رودارترم
تیر کین آمد و گفت، آب رویت ببرمنه همین چشم زِرِه قامت من تر کرده
اشک مشک آمده و گریه به من سر کردهیا اَخا کن نظری، در خیامم مَبَری
پرچم از دست جدا، جام از مست جداپشت تو با سر من هر دو بشکست جدا
مادرت آمده نتوان به برش برخیزمخون چشمم عوض گل به رهش میریزم
کُن به علقم گذری، در خیامم مَبَریمستم و می زدهام، پیش پیر آمدهام
پیر من هست حُسین، علقمه میکدهامآنکه از روز ازل باده به من داده تویی
می تو و میکده تو جام تو و باده توییتو ز من با خبری، در خیامم مَبَری
تا مشکتو تو آب زدی موجای دریا شد آروم
تا رو به ساحل اومدی بغضی نشت توی گلومهمون دم بود غربت دنیا شد نصیبم
رو لب گل کرد نالههای امّن یجیبمبلند شو بنگر که شمشیرا رو کشیدند
آخه میدونند بدون تو من غریبماباالفضل
دشمن با داغ اکبرم آتیش زده بر جگرم
حالا شکسته با غمت مثل سر تو کمرمروی قلبم دیگه این زخم غم میمونه
کمرم دیگه مثل مادر خم میمونهمیدونی چه فکری میسوزونه دلم رو
تو این فکرم خواهرم بی محرم میمونهپاشو ببین توی حرم عزاخونه به پا شده
تا آرزوی کوفیان با کشتنت روا شدهبدون تو توی هر خیمه پا میذارن
رد پاهاشونو تو آتیش جا میذارندیگه زینب دستاشو روی سر میگیره
پیش چشماش داغمو رو دلها میذارن
متن روضهی پایانی شب نهم محرم شب تاسوعا
تو فقط دست به زانو مزن و گریه مکن
گیرم ای شاه کسی نیست… خودم نوکر تو
من خودم یک تنه از کرببلا می برمت
چه کسی گفته که پاشیده شده لشگر تو
ذره ای فکر کنی پیر شدم، مدیونی
در سرم هست همان شوق علی اکبر تو*حسین…
به گودال افتاده چه بی حال افتاده
سر عشق زینب به جنجال افتاده
چند نفر به یک نفر لشکریان خیره سر
سعی ام این است ببینم بدنت را، اما
چه کنم! شمر نشسته جلوی خواهر تو
متن نوحه سینه زنی واحد سنگین شب تاسوعا شهادت علمدار کربلا
دا چه توفیقی بهم داده
از سرم هم خیلی زیاده
یه هفته قبل اربعین با رفقا میزنیم به جاده
میبینی التماس چشم این بچه ها رو
که اگه پر میکنن آقا بزم عزا رو
خدا رحمت کنه پدر و مادرا رو
منمو یه دل دیونه که از حرمت دوره
اگه منو نبری حرم تا حرم از کرمت دوره(یا سید الشهدا ای حسین جانم) (۴)
لباس مشکی مو میپوشم
من زندگیمو میفروشم
فقط برام تو مسیری که
چای موکب و بنوشم
چمدونم رو بر میدارم و دیگه میرمخداحافظ پدر مادر بی تاب و پیرم
الهی دستت بلند شه ضریح و میگیرم
منمو دلمو علم و حرم کربلا میخواد
میدونی چقد دوستت دارم کربلا میخوام(یا سید الشهدا ای حسین جانم) (۴)
یه نوکر از دهات داره
اهل و عیالشو میاره
گندم و شالی شو فروخته
تا خرجی راهو دراره
یه دله ساده داره که اونم واست آوردهتا یه ذره تربت دوره قبره تو رو خورده
آرزو کرد بگن تو کربلا آخرش مرد
میگه به رفیقاش شب اول قبرم بمونن
روضه خونا همه بیان و براش روضه بخونن
(یا سید الشهدا ای حسین جانم) (۴)
متن روضه تاسوعا از حاج محمدرضا بذری
بره میدون حسین پیشانی حسین و بوسید
با هزاران امید زد به دل میدون سمت شریعه ی فرات
آب بیاره همه امید داشتن چون میدونن
عباس یه حرفی بزنه نشد نداره سرش بره قولش نمیره
یقین داشتن الان از تشنگی علی اصغرو در میارن
یه آبی به لب هممون میرسه عباس رفت
تو شریعه ی فرات مشکشو پر آب کرد چند نقله
میگن آورد بالا بعضی ها میگن به آب تذکر داد
مگه تو مهریه ی مادر حسین نیستی؟
چرا بچه های حسین باید تشنه باشن؟بعضی ها میگن آورد بالا تا اسب آب بخوره
ولی امکان نداره آب به لب عباس برسه
و بچه ها تشنه باشن راه افتاد توکل به خدا
خدایا یه کاری کن من این آب و برسونم صدای گریه ی علی اصغر
به خس خس و نفس زدن رسیده بود بچه های حسین تشنن
خدایا کمکم کن راه افتاد چهار هزار تیر انداز
دور عباس و گرفتن تو بگو صد نفر دور یکی بگیرن
به یه هدف تیر بزنن چی میشه اول دست راست عباس
و زدن مشک به دست چپ گرفت دست چپشم زدنرفقا همه ی امید در وجود ابوالفضل بود یه جا ناامید شد
دید تیراندازا که دارن تیر میزنن سمت عباس آقا حواسش
به مشک بود خم شد مراقب باشه یعنی مراقب مشک باشه
اما تعداد زیاده مگه میشه یه تیر خود به مشک دیگه
امید عباس ناامید شد من تا اینجا بگم همه مقدمه بود
بیراهه نگفتم اصل روضه ی من همینه دستا رفت
مشک پاره شد تیر به چشم خورد
اونقدر به بدن تیر خورد یه جمله مقتل دارهایستاد عباس دیگه نمیخواست برگرده
دیدن دورو برشو نگاه میکرد با چشماش میگفت
دیگه بیاین کارو تموم کنین
من دیگه اینجوری برنمیگردم مشک و زدید
دیگه رفتنم فایده نداره یه وقت دیدن
یکی پا به رکاب عباس گذاشت اومد بالاچشم تو چشم عباس گذاشت صدا زد
عباس که میگن تویی؟
از صبح تا الان همه رو معطل کردی
گفت یه وقتی اومدی که من دیگه دست ندارم
گفت تو که نداری من که دارم
چنان با عمود آهنی زد به فرق ابوالفضل
اینجا بود آقا با صورت افتاد به زمین تیرها دوباره فرورفت…سقای دشت کربلا دلواپسم کردی
یک خیمه گاه چشم انتظارن بر نمیگردی
حالا که آبی نیست پس احساسو برگردون
پاشو علمدارم خودت عباس و برگردون
غصه نخور عیبی نداره میگیم مشک و آب و برده
شاید حرم بارون گرفته شاید علی هم آب خورده
غصه نخور عیبی نداره زده رقیه قید آب وخودم جوابشونو میدم نخور تو غصه ی ربابو
بدتر از اینکه روضه ی مشک تورو میبینم
دارم جلو چشم همه اسک تورو میبینم
بین تو خیمه نباید فاصله باشه
فرصت نده میدون تو دست حرمله باشه
فهمیدم از چشمای زخمیت که حرمله آزار داره
انگار حالا حالا با تیر سه شعبه اش کار داره
مردونگی کن پاشو میدونم که بی دستی
بی دست هم باشی میگم پشت حسین هستی
*آقا بهش گفت بیا بریم گفت نه گفت
اخه به همه بچه هات قول دادمبعد جلو این همه لشکر رودوشت بزاری
مردم میخندن من نمیخوام جلو این همه مردم بهت بخندن حسین…
مردونگی کن پاشو اینا خیلی نامردن
دورو بر خیمه دارن از صبح میگردن
هر دائم الخمری که دیدم با گریه گفتم وای عباس
تو بهتر از هرکی میدونی زینب به چادر هست حساس
پاشو نذار هر بی حیایی به اشک ناموسم بخنده
پاشو بذار کسی بیادو دست رقیه رو ببنده
*همچی که اومد بالا سر عباس
رو به دامن بگیره دید عباس داره پاشو جمع میکنه
عباس چرا پاهاتو جمع میکنی گفت آقاکی دیدی من جلوت پام دراز باشه جلوت دراز بکشم ،
سر عباس و زانو گرفت دید هی عباس
سرشو کج میکنه میاره رو خاک آقا دوباره
سرشو میذاره رو زانو سه بار عباس سرشو
گذاشت رو خاک داداش با من غریبگی
نکن من حسینم راحت باش بزار سرت رو پام باشه
این آخری گفت داداش چطور سرم رو پات باشه
ساعتی بعد تو گودال قتلگاه کسی نیست سرتو رو زانو بگیره حسین…یه دونه دیگه کار تمام شد بچه های هیئت
از سمت حرم عباس به سمت حسین رفتیم
برای وداع دیدم بچه ها هی بر میگردن
وداع میکنن گفتم بچه ها شما راحت بر میگردین
نگاه میکنین اما خود حسین عقب و نگاه نمیکرد
چرا چون یه عده منتظر بودن حسین بلند شه
بیان بدن و پاره پاره کنن صدای شمشیر میومداما دیدن آقا با گوشه ی آستین هی داره اشکاشو پاک میکنه
هشام بن اسبق میگه تو دروازه ی کوفه منتظر
بودم یه وقت دیدم یکی داره میاد به گردن اسبم
یه چیزی بسته اومد جلوتر دیدم سر بریده است
گفتم حرمله این چیه بستی صدازد هشام سر بریدست
گفت میدونم سر کیه ؟گفت سر ابوالفضله
گفت مگه به نیزه نزدین صدا زد
این سر هر جور میزدیم بند نمیشد آخه سر بهم ریخته بود…
حسین….
متن نوحه سینه زنی شور مخصوص شب تاسوعا
چقد از دل تورو صدا کردم صورتم رو به کربلا کردم
یه سلام دادم از ته قلبم خودمو جزو زائرات کردم
(یه سلام و یه زیارت برو ای دل به سلامت)2
(آقام آقام حسین ثارالله آقام آقام ابا عبدالله)2
در خونت کرم یه چیز دیگست سایتون رو سرم یه چیز دیگست
تو شبای هفته همه میگن شب جمعه حرم یه چیز دیگست(کم ما و کرم تو من فدای حرم تو)2
(آقام آقام حسین ثارالله آقام آقام ابا عبدالله)2
زیر بارون دلم رو دریا کن لای پرونده ی منو وا کن
منی که بت ندیده دل بستم تو هم آقا ندیده امضا کن
(آقام آقام حسین ثارالله آقام آقام ابا عبدالله
مطلب مشابه: متن نوحه حضرت عباس سوزناک و غمگین (30 متن مداحی شب تاسوعا)
متن مداحی برای تاسوعا از جواد مقدم
سرگشته و بیمارم من میل حرم دارم
سرگشته و بیمارم من میل حرم دارم
دلداده ی سلطان و سقای علمدارم
داغم رو میون دل نهفتم
حتی یه دفعه بهت نگفتم
که خسته شدم از این جدایی
چند وقتی میشه حرم نرفتم
چند وقتی میشه حرم نرفتم
روی لبم تا دم مرگ این نواستکرب و بلا کرب و بلا وطنم کربلا
کرب و بلا کرب و بلا وطنم کربلا
شاه کرم کی میبریم تا حرم
شاه کرم کی میبرم تا حرم
ای پادشه خوبان از تو حرم از من جان
رو سوی شما کردم
ردم نکن آقا جان
گفتم به همه هوامو داری
میمیرم اگه محل نذاری
دوست دارم بیام حرم بگیرمآقا با تو عکس یادگاری
حال و هوایی داره ایوون طلا
کرب و بلا کرب و بلا وطنم کربلا
شاه کرم کی میبریم تا حرم
شاه کرم کی میبرم تا حرم
مجنون تو خواهم شد
هوشیار نخواهم شد
از خواب خوش مستی
بیدار نخواهم شدواسم شده مثل خواب و رویا
که یک شب جمعه صحن سقا
با ذکر حسین غریب مادر
صحن تو بیام عزیز زهرا
نوکر تو کی میشه حاجت روا
کرب و بلا
کرب و بلا کرب و بلا وطنم کربلا
شاه کرم کی میبریم تا حرم
متن مداحی سینه زنی واحد بلند شو علمدار
بلند شو علمدار
علم رو بلند کن
بازم پرچم این
حرم رو بلند کن
واسه بچه هایی که چشم انتظارن
میخوان مثل من سر به شونت بذارن
واسم تکیه گاهی
به تو تکیه کردم
تو از خیمه رفتی
چه قدر گریه کردم
نبینم که داری
به هق هق میوفتی
به من تا به امروزبرادر نگفتی
یه دل سیر بهم بگو برادر
میخوام صدات بپیچه توی لشگر
شاید فقط زینب کنه گلایه
بگه چرا بهش نگفتی خواهر
ای نور عین داداش کوچیکه حسین
شهید مقطوع الیدین
ای با وفا
سقای دشت کربلا
صداتو بلند کن
بفهمن که هستیهنوز زنده ای و چشاتو نبستی
واسه اون نگاهی که مونده به راهت
امیدواره الان دم خیمه گاهت
سکینه سراغ عموشو میگیره
یه شیش ماهه دارم
که داره میمیره
جواب رباب و
چی میدی اباالفضل
مگه گریاهاشو
ندیدی ابالفضلرباب الان ایستاده زیر آفتاب
پس پشت ابر چرا نمیره آفتاب
پاشو بریم دیگه دارم میترسم
جون رقیمو بگیره آفتاب
برادرم تو رو به جون دخترم
پاشو بیا بریم حرم
ای باوفا
سقای دشت کربلا
بلند شو علمدار
به این آه جانسوزبه کری چشم اونایی که امروز
توی فکر خلال
تو فکر کنیزن
میخوان آبروی حسین رو بریزن
میخوان زینبم رو
بدن زجر و آزار
توی شام و کوفه توی کوچه بازار
تو جمع یه عده زنای یهودی
تو بزن شرابی که میرن به زودیزینب الان دلشوره داره عباس
حق داره که طاقت نیاره عباس
گفتم بهش میبرنت اسارت
بهم میگفت مگه میذاره عباس
برادرم پاشو پناه خواهرم
تورو به خیمه میبرم
ای باوفا سقای دشت کربلا
متن سینه زنی شور تا که پرچم اباالفضل بالاست
تا که پرچم اباالفضل بالاست
کی میتونه بگه ما تنهاییم
نذار دنیا تو رو بازیت بده چون
هممون یه روز بهشت زهراییم
وقتی فرصت اندکه تو دنیا
چرا دنبال هوس میگردی
پس با اون چیزی که میمونه فقط
شباییه که غلامی کردیم
سرم آقا زیر لحدمناخود آگاهسوی حرمه
کی میگه دست من خالیه
وقتی آقام شه کرمه
بیا امشب گداتو بخر
همونی که خاطر خواهته
یه عمر آقا از غلامای دخترته
تو تر کن اگه خشکه چشم
تو روضه ات غرق آرمشمآخر سر من دیوونت میشم
یا مولی ابی عبدالله حسین
رفیق این آب حیاتی که میگن
همش از سوره کوثر جوشید
جاودانگی برا اونیه که
تو غمش پیرهن مشکی پوشید
مثل نبض دلمون سینه زدن
خوبه یک دست و منظم باشهیه چیزی یادم اومد آقا
چای شیرین تور اه حرم
الهی که به حق رباب
یه شبی عازمم به حرم
دو تا گنبد با دو تا ضریح
یه جوری داره دل میبره
اینو یادم داده پدرم
آقا در هم همه رو میخره
امضا کن که کبوتر بشمبی تابه غم دلبر بشم
مجنون علی اکبر بشم
یا مولی ابی عبدالله حسین
بچه هیئتی دلش حساسه
بچه هیئتی یه با اخلاصه
بچه هیئتی برات کربلاش
توی دست حضرت عباسه
سینه زن باشی و جارو بکشی
مهم اینه که یه نوکر باشیبیا از حاشیه بیرون که یه عمر
تو باید قنبر حیدر باشی
داده رخصت به من پدرت
که یه عمری یه سینه زنم
اینه فخرم تو هر دو جهان
بی قرار تو با حسنم
تو هوادار این دل منخوبه که سرنوشته منه
دل من نصفش برای حسین
نصف دیگش برا حسنه
تو شاهی تو کرامت داری
به ساحل تو عنایت داری
الطاف بی نهایت داری
شعرخوانی علیست مرغ حق برای شب تاسوعا
علیست مرغ حق و کعبه آشیانه اوست
خدا هر آنچه ببخشد علی بهانه اوست
هر جا روم به عشق علی گفتگو کنم
هر جا روم ز عشق علی جستجو کنم
شهدم دهی لب نزنم جز به نام وی
زهرم دهید به یاد رخش در گلو کنم
روزی پیمبر به حجره زهرا رسید و گفت
اول خوش است از گل روی تو بو کنمپرسید حال دختر و بوسیدش آنچنان
یعنی تو را ز باغ وجود آرزو کنم
زهرا شکسته خاطرو افسرده حال گفت
خواهم که شکوه دل رو به رو کنم
ای جان من ز چه این بار ابن عم
نامی نبرده ای کز نفست بوی او کنم
علتیست در این امر زمن مرنج
کاری که من اراده نمایم نکو کنم
چون از سفر آمدم وضویی نداشتمحاشا که ذکر نام علی بی وضو کنم
اگر حلال زاده ای تو شیر پاک خورده ای
بگو تو با صوت جلی لعنت به دشمن علی
شمع و گل و پروانه علی می گویند
مرغان چمن سنجلی میگویند
اعضای وجود ما چو مرغان هوا
الله و محمد و علی می گویند
متن نوحه حضرت عباس (ع)
باز منو احساس / پیچیده توی هیئت عطر ناب یاس
دوباره پا گرفته روضه عباس / دل و احساسآه و شور و دم / گره خورده دلم با نخهای پرچم
واسه تو تا همیشه طپش قلبم / میگیره دمپیمونه به پیمونه میزنم غم رو بی خیالم
با تو میگذره لحظههای هر روز و ماه و سالمحضرت سقا / تو دستای تو زلف موجای دریا
به عشق تو میبارن همهی ابرا / تویی سقاحضرت عباس / رقیه با صدای پات میره تو خواب
بنفسی انتَ میگه زیر لب ارباب / تویی مهتابمردم اینو میگن یل حسین خیلی خیلی آقاست
بین شیعه و غیر شیعهها پرچم تو بالاستشد به پا طوفان / یا انگاری که دریا میکنه طغیان
کیه اینکه میلرزه زیر پاش میدان / شده طوفانیا علی یاهو / گره انداخته بازم میون ابرو
نمیتونه بشه باز کسی رو در رو / مدد یا هوصد و سی و سه مرتبه صداش کن بگو اباالفضل
بچه سیدا یک صدا بگن جان عمو ابالفضل
متن مداحی شب نهم ماه محرم
گردیـده از پیکر جدا شاخۀ یاسم
افتاده بر روی زمین دست عباسمعباس من! عباس من! چشم خود وا کن
بـار دگــر حمـایت از آل طاهــا کـنسقای آل فاطمه! از چه بیتابی؟
کنـار نهـر علقمــه تشنـۀ آبیبا جام خالی کودکان دیده در راهاند
تنها تو را تنها تو را از تو میخواهندمن بین دشمن ماندهام بیکس و تنها
تو غـرق خـون افتادهای بین دشمنهاوقتی که دست از پیکرت بر زمین افتاد
ذریـۀ زهــرا شدنـد جملـه دشمـنشادسقـای بیدست و سـرم! آه و واویلا
برخیز و رو کن در حرم آه و واویلا
متن نوحه شب تاسوعا زنجیر زنی
مرغ دل ما زند، پر به هوایت حسین
قبله عالم شده، کرب و بلایت حسین
منم گدایت حسین، منم گدایت حسین
کن نظری از کرم، به این گدایت حسین
حسین حسین جان حسین (۲)چرا فتادی چنین، به خاک صحرا حسین
غرق به خون بی کفن، ز جور اعدا حسین
سوخته از تشنگی، تمام جانت حسین
تشنه چنین ندیده، در لب دریا حسین
حسین حسین جان حسین (۲)ای پسر فاطمه، چرا تو بی یاوری
تو حجت کردگار، وصی پیغمبری
تو شاه بی نوایی، خدای را مظهری
در ره حق داده ای، هستی خود را حسین
حسین حسین جان حسین (۲)گریه به مظلومی ات، پیمبران کرده اند
ناله ز داغ غمت، پیر و جوان کرده اند
اشک ز داغت روان، ز دیدگان کرده اند
جن و ملک از غمت، در همه دنیا حسین
حسین حسین جان حسین (۲)
متن نوحه زنجیر زنی حضرت عباس سه ضرب
دو برادر دو برادر دو شجاع بی نظیر
این علمدار سپاه او امیر
این حسین او ابالفضل جوان
این امام او امیر کائناناین یکی از نسل پیغمبر بود
اون یکی نور دل حیدر بود
این یکی از سوی یمین او یسار
کرده جنگ با گروه نابکاردو برادر دو برادر دو ابرمرد دلیر
در میان روبهان مانند شیر
لشکر از هر سو به هم پیچیده شد
جنگجویان را به هر بگریز شدهرکه می آمد به جنگ این دو مرد
بانگ تکبیر ابالفضل رشید
روح در جان حسینش می دمید
گفت این فرزند پیغمبر منمگفت آن از زاده حیدر منم
گفت آن بابم علی مرتضاست
گفت این مادر مرا خیرالنساست
گفت این عباس نام آور منمگفت آن از زاده حیدر منم
مظلوم حسین جان، سقا ابالفضل
متن اشعار شب نهم محرم
تا میشود ز. چشمهی توحید جو گرفت
از دست هر کسی که نباید سبو گرفت
تو آبی و به آب تو را احتیاج نیست
پس این فرات بود که با تو وضو گرفتکوچک نشد مقام تو، نه! تازه کربلا
با آبروی ریخته ات آبرو گرفت
شرم زیاد تو همه را سمت تو کشید
این آفتاب بود که با ماه خو گرفتدیگر برای اهل بهشت آرزو شدی
وقتی عمود ازسر تو آرزو گرفت
خیلی گران تمام شد این آب خواستن
یک مشک از قبیله ما یک عمو گرفتاز آن به بعد بود صداها ضعیف شد
ازآن به بعد بود که راه گلو گرفت
زینب شده شکسته غرورش، شنیده ای؟
دست کسی به کنج النگوی او گرفتدر کوفه بیشتر به قدت احتیاج داشت
با آستین پاره نمیشد که رو گرفت
متن نوحه شب نهم محرم محمد علی مجاهدی
دیدهام در کربلای دست تو
عالمی را مبتلای دست تو
کربلا اینقدر شیدایی نداشت
بیتو و بیماجرای دست تومیکُشد این حسرتم آخر که کاش
بود دست من به جای دست تو…
چشم من با گریه میبندد دخیل
بر ضریح با صفای دست توهر که با دست تو دارد عالمی
من که میمیرم برای دست تو
تا همیشه دست تو مشکلگشاست
ای خدا مشکلگشای دست تواوفتاد از پا امام عاشقان
تا که خالی دید جای دست تو
خم شد و برداشت و با احترام
بوسه زد بر پارههای دست توسایه هم، همسایۀ نامحرمیست
گر چه میافتد به پای دست تو
ای به سودای تو اسماعیلها
سر نهاده در منای دست توکعبه در سوگ تو میپوشد سیاه
تا نشیند در عزای دست تو
آب پاکی روی دست آب ریخت
ای به قربان صفای دست تو
متن مداحی شب نهم و تاسوعا محرم یل کربلا ماشاالله
اب به لب های تو رو زده
موج به پای تو زانو زده
ماه خیمه به ماه فلک
ماه روی تو پهلو زدهبه ابروی تو ماشاء الله
به گیسوی تو ماشاء الله
پناه حرم جان زینب
به بازوی تو ماشاء الله
یل کربلا ماشاء اللههر کجا صحبت از شیر شده
دشمن تو زمین گیر شده
بر مصافت کسی که میاد
یعنی از زندگی سیر شدهبه صاحب علم ماشاء الله
به تیغ دو دم ماشاء الله
رقیه میگه با لبخندش
عموی حرم ماشاء الله
یل کربلا ماشاء الله
متن روضه شب نهم محرم حضرت ابوالفضل عباس (ع)
عباس یعنی نور مصباح هدایت
عباس یعنی کشته ی راه ولایت
عباس یعنی شیر مرد از خورد سالی
عباس یعنی زاده ی مولی الموالیعباس یعنی ماه شب های مدینه
عباس یعنی آرزوهای سکینه
عباس یعنی دست دست حی داور
عباس یعنی خون ثارالله اکبرعباس یعنی مظهر کل حقایق
عباس یعنی باب حاجات خلایق
عباس یعنی لاله ای در چشم صحرا
عباس یعنی شعله ای در قلب دریاعباس یعنی لنگر فلک ولایت
عباس یعنی جلوه ای تا بی نهایت
عباس یعنی عاشقی بی دست و بی سر
عباس یعنی کشته ی صد پاره پیکرعباس یعنی باب باب الله اعظم
عباس یعنی غیرت الله مجسم
ارث ادب از مادرش ام البنین داشت
ارث شجاعت از امیرالمومنین داشتعبد خدا ابن اخ و عم ولی بود
روی علی پشت حسین ابن علی بود
تنهای تنها قدرت صد لشکرش بود
آخر دعای فاطمه پشت سرش بوددر قلب دریا تشنه تاب و تبش بود
آب بقا لب تشنه ی داغ لبش بود
عباس در دنیا و عقبا با حسین است
فریاد هر زخمش هزاران یا حسین استبا آن جلال و عزت و آقایی او
مشهور شد در کربلا سقایی او
با آنکه خود بر شهریاران شهریار است
سرباز سقا و امیر و پاسدار استلب تشنه پا بیرون نهاد از آب عباس
دریا صدا میزد مرا دریا عباس
وقتی جوان مردی و او را کرد احساس
دریا صدا زد آفرین عباس عباسالحق در مردانگی مرد آفرینی
الحق که فرزند امیر المومنینی
در پاسخ این غیرت و ایثار و صبرت
تا صبح محشر آب گردد دور قبرتمدح تو ای باب المراد کل عالم
باشد فزون تر از هزاران نخل میثم
مطلب مشابه: داستان های حضرت ابوالفضل (۱۰ داستان درباره شجاعت و دلاوری حضرت)
متن نوحه ابوفاضل
ابوفاضل، ابوفاضل، ابالفضل
بخون چاووش
بخون من در خروشم
میرم هیئت، لباس مشکی میپوشم
بخون چاووش
میخوام دیوونه باشم
اسیر هیئتُ، بیخونه باشم
ابوفاضل، ابوفاضل، ابالفضل
بخون چاووش
بخون ماه غم اومد
محرم شد، دوباره ماتم اومد
برید طبل و کتل، بیرق بیارید
روی دیوار عکس عباس بذارید
بخون چاووش
که ماه نور عینه
بخون ماه ابالفضلِ حسینه
بخون چاووش
که عالم کربلا شد
سر ارباب به منبر، نیزهها شد
بخون چاووش
ابالفضل دست نداره
یکی معجر برا زینب بیاره
بخون چاووش
که فصل قحط آبه
غریبی، بیکسی، سهم ربابه
بخون چاووش
که مهدی دلغمینه
میاد تو مجلس روضه میشینه
چرا بابا میگردی رو زمینو
میبوسی هی یه چیز نازنینو
چیزی که تو میبوسی، ناز و زیباست
باباجون وای، گمونم دست سقاست
ابوفاضل، ابوفاضل، ابالفضل










