بریدههایی از کتاب چقدر برای عشق آماده ای؟ اثر آلن دوباتن
بریدههایی از کتاب چقدر برای عشق آماده ای؟ را در سایت روزانه آماد کردهایم. کتاب چقدر برای عشق آماده ای؟ نوشتهٔ آلن دوباتن با ترجمهٔ علیرضا شفیعی نسب در انتشارات کتابسرای نیک منتشر شده است. این کتاب بخشی از مجموعه مدرسه زندگی است که به موضوع عشق و روابط عاطفی میپردازد و مفاهیم روانشناختی مرتبط با آمادگی برای ورود به رابطه عاطفی را بررسی میکند.

این کتاب درباره چه چیزی است؟
این کتاب از مجموعه مدرسه زندگی، موضوع آمادگی برای عشق و زندگی مشترک را از منظر روانشناختی مورد بررسی قرار میدهد. کتاب به تحلیل مفهوم خودشناسی و نقش آن در روابط عاطفی میپردازد. در بخشهای مختلف کتاب، موضوعاتی مانند شناخت الگوهای رفتاری، درک انتظارات از رابطه، مهارتهای ارتباطی و همدلی مورد بحث قرار میگیرد. نویسنده با استفاده از مثالهای عملی و موقعیتهای روزمره، مفاهیم نظری را به زبانی قابل فهم توضیح میدهد. کتاب همچنین به موضوع هوش عاطفی و نقش آن در شکلگیری روابط سالم میپردازد. در هر فصل، تمرینها و پرسشهایی برای خودشناسی بیشتر گنجانده شده است. بخشهایی از کتاب به چالشهای رایج در روابط عاطفی و راهکارهای مواجهه با آنها اختصاص دارد. نویسنده با ترکیب دیدگاههای روانشناختی و فرهنگی، تصویری جامع از آمادگی برای ورود به رابطه عاطفی ارائه میدهد.
جملاتی از کتاب چقدر برای عشق آماده ای؟
عالم عشق تناقض جالبی دارد: بهترین شرایط برای انتخاب شریک زندگی زمانی است که بتوانیم بدون چنین فردی هم سر کنیم. آنچه باعث میشود در مواجهه با گزینههای پیشِ رو ناعاقلانه عمل کنیم این حس است که تحمل نداریم چند هفته کسی نباشد تا دلداریمان دهد و آراممان کند. هرچه این حس ناتوانی در سر کردن بدون عشق رمانتیک شدیدتر باشد، خطر دلشکستگیمان در تعقیب چنین عشقی هم بیشتر است.
همه، به مهربانی نیاز داریم: فردی که آسیب مخربی ندیده و انرژی کافی دارد تا رنج نزدیکانش را تیمار کند؛ کسی که آنقدر از او مراقبت کردهاند که به نوبهٔ خود توانایی مراقبت از دیگران را دارد. دوم، به کسی نیاز داریم که ما را محرم بداند و تسلیم وسوسهٔ جبههگیری یا بروز ندادن احساسات نشود؛ کسی که به حدی بزرگ شده که بتواند ابعاد وابستهتر و نرمترِ خود را بروز دهد. سوم، به کسی نیاز داریم که مشتاقانه در پی درک عقلانیِ سازوکار روابط باشد، کسی که با او بتوانیم، از طریق گفتوگوی مستمر و کنجکاوی و گشودگی ذهنی، بر موانع و تنشهای ناگزیر عشق غلبه کنیم.
زمانی پیشرفت میکنیم که یاد بگیریم و اطمینان بیابیم که ممکن است در تهیهٔ شام (یا بخشهایی از زندگیمان) خرابکاری کنیم، اما همچنان ارزشمند و دوستداشتنی بمانیم.
بهترین شرایط برای انتخاب شریک زندگی زمانی است که بتوانیم بدون چنین فردی هم سر کنیم.
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب افکار مالیخولیایی در ما نوشته آلن دوباتن
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب اضطراب موقعیت نوشته آلن دوباتن (درباره موفقیت و پیشرفت)

هرچه خودمان را دوستنداشتنیتر بدانیم، بیشتر ممکن است آن آدم بدسلیقهای را که کسی مثل ما را پسندیده به دیدهٔ تحقیر بنگریم. چه دلیلی دارد یک آدم درستوحسابی نظرش دربارهٔ ما بهتر از آن نظری باشد که خودمان (ته دل) داریم؟
در عین حال، بیشتر جذب افرادی میشویم که ناخودآگاه میدانیم سرد و دستنیافتنی هستند و علاقهای به پیوند واقعی ندارند. چنین شخصیتهایی برای ما مسحورکنندهاند
نوع خاصی از بیماری وجود دارد که وقتی مدام به غریبهها چشم امید ببندیم و در پی کمال باشیم دامنمان را میگیرد.
از برخی واقعیات تغییرناپذیر سرشت انسان بیخبریم. همهٔ ما در ذات خود مقادیر مختلفی از حماقت و بدجنسی و بدقلقی و ناپختگی داریم. نمای بیرونی هرچقدر هم دلربا باشد، همیشه در زندگیِ واقعی با یک انسانِ دیگر حجم ناگزیری از خشم و دلخوری و سوءتفاهم پیش میآید.
رواندرمانی به شیوههای خلاقانهای دربارهٔ پدیدهٔ موسوم به فرافکنی به ما هشدار داده است: عادت تعمیم انتظاراتی که در دوران کودکی شکل گرفتهاند به موقعیتهای مختلف دوران بزرگسالی. اگر به فرافکنیهای خودمان آگاه شویم حس رهایی به ما دست میدهد، چون بسیاری از این فرافکنیها منصفانه نیستند؛ برگرفته از تجربههای محدود کودک در محیط محدود خانواده هستند، پس بعید است با واقعیت همخوانی داشته باشند.
خرسندی سه لازمهٔ بسیار مهم دارد. اول از همه، به مهربانی نیاز داریم: فردی که آسیب مخربی ندیده و انرژی کافی دارد تا رنج نزدیکانش را تیمار کند؛ کسی که آنقدر از او مراقبت کردهاند که به نوبهٔ خود توانایی مراقبت از دیگران را دارد. دوم، به کسی نیاز داریم که ما را محرم بداند و تسلیم وسوسهٔ جبههگیری یا بروز ندادن احساسات نشود؛ کسی که به حدی بزرگ شده که بتواند ابعاد وابستهتر و نرمترِ خود را بروز دهد. سوم، به کسی نیاز داریم که مشتاقانه در پی درک عقلانیِ سازوکار روابط باشد، کسی که با او بتوانیم، از طریق گفتوگوی مستمر و کنجکاوی و گشودگی ذهنی، بر موانع و تنشهای ناگزیر عشق غلبه کنیم.
ما مسئول گذشتهٔ خود نیستیم، اما وظیفه داریم زمان حال را دیگر از دریچهٔ بهشدت تحریفشدهٔ (و تحریفکنندهٔ) آن نبینیم.
راه درست راضی کردن مردم این نیست که همیشه با دلشان راه بیاییم، بلکه باید خطر کنیم و در حضورشان رفتاری واقعی داشته باشیم که گاهی خشم و بهانهگیری را هم شامل میشود. این رفتارها را اگر از شریک زندگیمان هم دیدیم باید خیالمان راحت باشد و حتی بابتش خوشحال باشیم.
عشق مهارت است، احساس نیست؛
فناوری چنین موانعی را از میان برداشته و دنیا را به یک اتاق نشیمن صمیمی تبدیل کرده است
گزینههای دلانگیزی هستند، اما فقط تا وقتی که چیزی دربارهشان نمیدانی
زمانی آمادهٔ عشق میشویم که بخشی از تصورمان مبنی بر وجود گزینههای نامحدود را کنار بگذاریم و دریابیم که هرچند شاید درظاهر گزینهها زیاد باشند، در واقعیت دستمان آنقدرها هم باز نیست
دوستدار مهربان ما چهبسا اصلاً احمق نباشد؛ شاید چیزی را دربارهٔ ما حدس زده که هنوز خودمان نتوانستهایم دربارهٔ خود بپذیریم: اینکه ارزش مهربانی و احترام را داریم.
«شاید این خودِ عشق نباشد که ما را به هم پیوند میدهد، بلکه ترس از تنهایی است که ما را به سوی یکدیگر میکشاند.»
«عشق، تمرینِ تحملِ نقصهای دیگری است، در حالی که همچنان او را شگفتانگیز میبینیم.»
«ما عاشق نمیشویم چون کسی کامل است، بلکه چون او را به شکلی خاص میبینیم که برایمان معنادار است.»
«نمیخواهیم تا آخر عمر تنها بمانیم. باید معشوق خود را پیدا کنیم و با او خوشبخت شویم؛ اما مشکل اینجاست که هنوز خود و معیارهایمان را بهدرستی نمیشناسیم و در زندگی سردرگمیم.»
«کتاب چقدر برای عشق آمادهای؟ به ما کمک میکند تا پیش از وارد شدن به رابطه، خود و نیازهای درونیمان را بشناسیم.»
«وقتی کسی را دوست داریم، تکلیف خلقوخو و سلامتمان را تا حد خیلی زیادی به او میسپاریم. طرف میتواند با نیمنگاهی به اینوروآنور تعادل فکری ما را به هم بریزد.»
«باید بکوشیم صادقانه بیانشان کنیم، باید بدانیم تمام انسانها هرچقدر هم مترقی باشند چنین ویژگیهایی دارند.»
مطلب مشابه: خلاصه کتاب در باب اعتماد به نفس آلن دوباتن؛ جملات درباره خودیاری از کتاب
مطلب مشابه: خلاصه کتاب آرامش از آلن دو باتن (درباره رسیدن آسان به حس آرامش)

«عشق اغلب ما را به اشتباه میاندازد، نه به این دلیل که فریبنده است، بلکه به این دلیل که ما بیش از حد به دنبال کمال در دیگری هستیم. ما عاشق میشویم، نه چون شخصی بینقص است، بلکه چون در او چیزی میبینیم که به نظرمان منحصربهفرد و ضروری است. این انتخاب، هرچند به نظر عقلانی میآید، در واقع عمیقاً احساسی است و ریشه در تاریخچه شخصی ما، ترسها، امیدها و زخمهایمان دارد. ما عاشق نمیشویم تا کامل شویم، بلکه برای اینکه بخشی از خودمان را که گم کردهایم، دوباره پیدا کنیم.»
«یکی از بزرگترین چالشهای عشق، پذیرش این واقعیت است که معشوق ما، مانند خودمان، موجودی ناقص و شکننده است. ما در ابتدای رابطه، تحت تأثیر جادوی عشق، تمایل داریم دیگری را ایدهآل ببینیم، اما بهتدریج نقصها آشکار میشوند. عشق واقعی در این لحظه آزمایش میشود: آیا میتوانیم این نقصها را بپذیریم و همچنان عاشق بمانیم؟ این پذیرش، نه تنها به معنای تسلیم شدن است، بلکه به معنای رشد و درک عمیقتر از انسانیت مشترک ماست.»
«ما نمیخواهیم تا آخر عمر تنها بمانیم. آرزوی همه ما این است که معشوق خود را پیدا کنیم، با او زندگی مشترکی بسازیم و در کنارش خوشبخت شویم. اما مشکل اینجاست که بسیاری از ما هنوز خودمان را بهدرستی نمیشناسیم. نمیدانیم چه نیازهایی داریم، چه چیزهایی برایمان در یک رابطه مهم است و چگونه میتوانیم با دیگری ارتباطی سالم و پایدار برقرار کنیم. این کتاب به ما کمک میکند تا با پرسشهایی عمیق و تمرینهایی کاربردی، خودمان را بهتر بشناسیم و برای عشق آماده شویم.»
«برای اینکه بتوانیم در بازی عشق موفق باشیم، باید ابتدا خودمان را بشناسیم. این شناخت شامل آگاهی از نیازهای عاطفی، ترسهای پنهان، نقاط قوت و ضعف، و حتی الگوهای تکراری است که در روابط گذشتهمان داشتهایم. بدون این خودشناسی، ما مدام در دام روابط ناسالم یا انتخابهای اشتباه میافتیم. کتاب “چقدر برای عشق آمادهای؟” با ارائه پرسشنامهها و تأملاتی عمیق، به ما کمک میکند تا این مسیر خودشناسی را طی کنیم و با اعتمادبهنفس بیشتری به استقبال عشق برویم.»
«وقتی عاشق میشویم، انگار بخشی از کنترل خود را به دیگری میسپاریم. یک نگاه، یک کلمه، یا حتی یک سکوت از سوی معشوق میتواند ما را به اوج شادی یا عمق ناامیدی ببرد. این شکنندگی، هم زیبایی عشق است و هم خطر آن. ما در عشق، نه تنها به دنبال ارتباط با دیگری هستیم، بلکه در حال کشف خودمان نیز هستیم. هر رابطهای مانند آینهای است که ما را به خودمان نشان میدهد، با تمام زیباییها و زشتیهایمان.»
«چرا عاشق یک نفر میشویم و نه دیگری؟ این سؤالی است که پاسخش نه در ستارگان، بلکه در عمق روان ما نهفته است. ما به سمت کسانی کشیده میشویم که بهنوعی ما را کامل میکنند، نه به معنای پر کردن خلأهایمان، بلکه به معنای بازتاب دادن بخشهایی از خودمان که شاید خودمان هم از آنها بیخبر بودیم. عشق، یک انتخاب تصادفی نیست؛ بلکه نتیجهای است از تاریخچه عاطفی، نیازهای ناخودآگاه و تصوراتی که از خوشبختی داریم. این فرآیند، هرچند رازآلود، عمیقاً انسانی است.»
«عشق، ما را در معرض آسیبپذیری عجیبی قرار میدهد. وقتی عاشق میشویم، انگار بخشی از قلب و ذهنمان را به دیگری میسپاریم و او با کوچکترین رفتارش میتواند ما را به آسمانها ببرد یا به زمین بزند. این شکنندگی، ترسناک اما زیباست، چون ما را وادار میکند با خودمان روبهرو شویم. در عشق، ما نه تنها دیگری را کشف میکنیم، بلکه لایههای پنهان وجود خودمان را نیز میبینیم، از ترسهایمان گرفته تا آرزوهای عمیقمان برای ارتباط و پذیرش.»
مطلب مشابه: خلاصه کتاب گاهی که از نه شنیدن می ترسیم آلن دو باتن با گزیده جملات خودشناسی










