بریده‌هایی از کتاب تو خود کوهی اثر برایانا ویست (برای تسلط بر وجود خود)

بریده‌هایی از کتاب تو خود کوهی را در روزانه قرار داده‌ایم. کتاب تو خود کوهی؛ از خودتخریبی تا تسلط بر خود نوشتهٔ برایانا ویست و ترجمهٔ امیر متقی است و انتشارات میلکان آن را منتشر کرده است. این کتاب را به دوستداران کتاب‌های موفقیت و خودیاری پیشنهاد می‌کنیم.

بریده‌هایی از کتاب تو خود کوهی

معرفی این کتاب

کتاب تو خود کوهی: از خودتخریبی تا تسلط بر خود نوشته‌ی برایانا ویست، با ترجمه‌ی امیر متقی و منتشرشده توسط نشر میلکان، اثری در حوزه‌ی توسعه فردی و روان‌شناسی است که به موضوع خودتخریبی انسان می‌پردازد.

این کتاب به بررسی دلایل و زمان وقوع رفتارهای خودتخربی می‌پردازد و راهکارهایی برای غلبه بر آن‌ها و دستیابی به تسلط بر خود ارائه می‌دهد. ویست در این اثر نشان می‌دهد که چگونه نیازهای متضاد درونی ما، مانند برخورد دو بخش از زمین که کوهی را می‌سازد، می‌توانند چالش‌هایی درونی ایجاد کنند و چگونه با آشتی دادن این نیازها می‌توان به تحول و موفقیت فردی دست یافت.

کتاب به خوانندگان کمک می‌کند تا موانع ذهنی و عاطفی خود را شناسایی کرده و با روش‌هایی عملی، آن‌ها را برطرف کنند. این اثر به دلیل رویکرد روان‌شناختی عمیق و در عین حال قابل فهم، برای افرادی که به دنبال خودسازی و غلبه بر موانع درونی هستند، مناسب است.

جملاتی از کتاب تو خود کوهی

زندگی جدیدتان دراِزای ازدست‌دادن زندگی قبلی‌تان آغاز خواهد شد. قرار است کنج عافیت و درک خود از مسیر را خرج این تغییر کنید. قرار است روابط و دوستانتان را خرج این تغییر کنید. قرار است محبوبیت و مقبولیت خود را خرج این تغییر کنید. مهم نیست. کسانی که برای شما مقدر شده‌اند در سمت دیگر منتظرتان هستند. قرار است کنج عافیتی تازه کنار چیزهایی که شما را پیش خواهند برد بسازید. به‌جای اینکه شما را دوست بدارند، عاشقتان خواهند شد؛ به‌جای آنکه شما را بپذیرند، شما را خواهند دید. تنها چیزهایی که قرار است از دست بدهید چیزهایی هستند که برای آدم قبلی ساخته شده بودند.

بار بعد که می‌خواهید داستانی جذاب برای دیگران بسازید، از خودتان بپرسید چرا هنوز به تأیید آن‌ها نیاز دارید؟ جواب این پرسش تقریباً همیشه این است که شما هنوز تأیید خودتان را هم ندارید.

هرچیزی که از دست می‌دهید تبدیل به چیزی می‌شود که حقیقتاً شکرگزارش خواهید بود. با گذشت زمان می‌بینید که آنچه از دست داده‌اید راه شما نبود، بلکه چیزی بود که جلوی راهتان را گرفته بود.

همهٔ آدم‌ها به شکلی ضربه خورده‌اند؛ اما آنچه مسیر زندگی ما را تعیین می‌کند، واکنش ما به آسیب و نحوهٔ رشد و تسلط ما بر خودمان است.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب چیرگی اثر رابرت گرین (درباره توسعه فردی و موفقیت)

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب انعطاف پذیری هیجانی اثر سوزان دیوید (برای بهبود روابط و رشد)

جملاتی از کتاب تو خود کوهی

پیشرفت واقعی یعنی برای نخستین بار به قلب خود بیش از چشم دیگری اهمیت دهید.

ما از خود قبلی‌مان گذر نمی‌کنیم؛ فقط روی آن‌ها رشد می‌کنیم.

عواطف گذرا هستند؛ اما رفتار ماندگار است.

کیفیت رابطهٔ شما کیفیت انتظاراتتان از زندگی را تعیین می‌کند. تحقیقات زیادی این حرف من را تأیید می‌کنند: ما شبیه به افرادی می‌شویم که با آن‌ها وقت می‌گذرانیم و شادی ما با کیفیت روابط ما رابطهٔ مستقیم دارد، نه با کمیت آن‌ها؛

اگر کوهی مقابلتان باشد به این معنا نیست که شما اساساً شکسته شده‌اید. همه‌چیز در طبیعت ناقص است و به‌خاطر همین نقص است که پیشرفت ممکن است. اگر همه‌چیز در یکنواختی وجود داشت، جاذبهٔ ستارگان، سیارات و هرآنچه می‌شناسیم وجود نمی‌داشت. بدون شکستگی، خطا و شکاف، هیچ‌چیزی پیشرفت نمی‌کرد و به وجود نمی‌آمد (۲). اینکه ناقص هستید دلیل بر شکستتان نیست، بلکه نشانهٔ این است که انسانید و مهم‌تر از همه، نشانهٔ این است که هنوز استعدادی درونتان هست.

ما با این تصور بزرگ می‌شویم که موفقیت به کسانی تقدیم می‌شود که بیش از همه لیاقت، استعداد و امتیاز دارند. اما وقتی به جایگاهی می‌رسیم، متوجه می‌شویم که موفقیت را کسانی می‌سازند که نقطهٔ تلاقی بین علایق، شوق‌ها، مهارت‌ها و نیاز بازار پیدا کرده‌اند. کمی بیشتر سمج باشید؛ تنها راه شکست تسلیم‌شدن است.

افراد قدرتمند از قوت‌ها و ضعف‌هایشان آگاه هستند.

وقتی خودتان را همان‌طور که هستید نشان می‌دهید، زندگی خودتان را اساسی تغییری می‌دهید. عشق اصیل‌تری دریافت خواهید کرد. بهترین و سودمندترین عملکردتان را نشان خواهید داد. شروع به خندیدن می‌کنید؛ یک بار دیگر از زندگی لذت خواهید برد.

قدرت روانی فقط این نیست که چیزی اشتباه نشود. قدرت روانی باور این نکته است که اگر چیزی اشتباه شود، ما توان مهارش را خواهیم داشت.

وقتی بهبود پیدا کنید، در جایی که قبلاً در هم شکسته بودید قوی‌تر می‌شود. در جایی که قبلاً مغرور بودید، معقول می‌شوید. در جایی که قبلاً غافل بودید، مسئولیت‌پذیرتر می‌شوید. حساس‌تر، تواناتر و آگاه‌تر می‌شوید. باملاحظه‌تر، همدل‌تر، محتاط‌تر و دقیق‌تر می‌شوید. اما دیگر نیاز ندارید تا بیش از پیش بترسید. ترس قرار نیست تا از شما محافظت کند؛ اقدام‌کردن از شما محافظت می‌کند. نگرانی قرار نیست از شما محافظت کند؛ آماده‌سازی از شما محافظت می‌کند. بیش از حد فکرکردن قرار نیست از شما محافظت کند؛ درک‌کردن از شما محافظت می‌کند.

اگر احساس گم‌گشتگی می‌کنید، یا نمی‌دانید مرحلهٔ بعدی زندگی‌تان کجاست یا حتی بدتر، می‌ترسید که هرچه ساخته‌اید نابود شود، نه به تشویق نیاز ندارید و نه به تفکر مثبت. وقتی مشکلات مالی دارید، به اصول مالی نیاز دارید. وقتی مشکلاتی مربوط به رابطه دارید، به اصول رابطه نیاز دارید. وقتی مشکلات کاری دارید، به اصول کاری نیاز دارید. وقتی مشکلاتی مربوط به زندگی دارید، به اصول زندگی نیاز دارید. پول بیشتر، مشکلات مالی شما را حل نمی‌کند. روابط گوناگون مشکلات مربوط به رابطهٔ شما را حل نمی‌کند. شغل جدید مشکلات کاری شما را حل نمی‌کند. زندگی آینده مشکلات مربوط به زندگی شما را حل نمی‌کنید.

واقعیت این است که چیزی که برای شما مناسب باشد به سراغتان می‌آید، کنارتان می‌ماند و برای مدت زیادی از شما دور نمی‌ماند. واقعیت این است که وقتی چیزی مناسب شما باشد، برایتان روشنی می‌آورد و وقتی که چیزی برایتان مناسب نباشد، باعث سردرگمی شما می‌شود. وقتی که سعی کنید چیزی را مناسب کنید که برایتان نامناسب است، گیر خواهید افتاد. وقتی سعی کنید آن را وارد بخشی از زندگی‌تان کنید که به آن تعلق ندارد، از هم خواهید پاشید؛ شما تضادی درونی را در خود ایجاد می‌کنید که نمی‌توانید حلش کنید. هرچه بیشتر تشدید شود، بیشتر آن را با اشتیاق اشتباه خواهید گرفت.

خانه جایی است که می‌سازید، نه جایی که پیدایش می‌کنید.

امکان دارد چیزی را که امروز دارید، فردا از دست بدهید و هرچه محکم‌تر به آن بچسبید، به این معنا نیست که امن‌تر خواهد بود. این کارتان بدین معناست که روز ازدست‌رفتنش، مانند ازدست‌رفتن هرکسی یا چیزی، متوجه خواهید شد هرگز از آن لذت نبرده‌اید.

این انتظار که رویدادی امیدوارکننده تمام اضطراب‌ها را نابود کند و شادی بی‌سابقه‌ای به ارمغان بیاورد تصوری مخرب است؛ زیرا رخدادها به‌ندرت چنین می‌کنند. به همین خاطر است که ازدواج، تولد یا شغل جدید می‌توانند به‌شدت اضطراب‌آور باشند

نگران خوب‌انجام‌دادنش نباشید؛ فقط انجامش دهید.

شما دیگر کسی که بودید نیستید؛ حتی اگر تمام آن تکه‌ها هنوز بخشی از شما باشند.

«در میانهٔ زمستان، درون خودم، تابستان پنهانی را یافتم.»

شکست اغلب فقط نقطهٔ عطفی پیش‌از موفقیت است، مثل زمانی که ستاره پیش‌از تبدیل‌شدنش به ابرنواختر، منفجر می‌شود.

ما دو یا سه اتفاق خجالت‌آور اخیرمان را به یاد می‌آوریم و تصور می‌کنیم که دیگران هم دائماً به آن فکر می‌کنند. می‌توانید دو یا سه اتفاق خجالت‌آور اخیر دیگران را به یاد بیاورید؟ البته که نمی‌توانید. چون توجهی به آن ندارید.

خودتخریبی چیست؟ خودتخریبی وقتی اتفاق می‌افتد که دو خواستهٔ متناقض داشته باشید که یکی خودآگاه باشد و دیگری ناخودآگاه. شما می‌دانید که چگونه زندگی‌تان را پیش ببرید؛ اما بااین‌حال هنوز متوقف مانده‌اید.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب وابی سابی اثر بث کمپتن (رسیدن به آرامش به سبک ژاپنی)

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب قوانین روزانه اثر رابرت گرین (راهنمای کاربردی زندگی روزمره)

جملاتی از کتاب تو خود کوهی

بسیاری می‌گویند که پیش‌از دوست‌داشتن دیگران باید خود را دوست بداریم؛ اما در واقع، اگر یاد بگیرید که دیگران را دوست بدارید خودتان را هم دوست خواهید داشت.

وقتی با دیگران مهربان‌تر باشید، با خود هم مهربان‌تر خواهید شد. وقتی کسی را می‌بینید که چیزی دارد که شما می‌خواهید، به او تبریک بگویید، حتی اگر در ابتدا برایتان سخت باشد. این کار به خودتان باز خواهد گشت و شما را برای پذیرش آن چیزی که خواهانش هستید آماده خواهد کرد.

شما اینجایید چون محرکی زخمتان را به شما نشان داده است و حالا زخمتان راه را و راهتان سرنوشت شما را نشان خواهد داد.

پیشروی به معنای انتقام‌گیری نیست شاید پیشرفتتان چیزی نباشد که به چشم همه بیاید. با پیشرفت ممکن است تغییری در سطح دیده نشود. ما معنای بهبودی، پیشرفت و حرکت روبه‌جلو را در دنیای انتقام‌ها و تلافی‌ها، که سعی می‌کند به ما بگوید که تغییر نهایی‌تان باید در سطح اینستاگرام نمایان شود، گم کرده‌ایم.

وقتی ترسِ ازدست‌دادن چیزی را داشته باشیم، برای دفاع از خود، آن را از خود دور می‌کنیم.

اغلب اوقات، چیزهایی که به‌خاطرش به دیگران حسادت می‌کنم بخشی از عمیق‌ترین آرزوهای ما هستند

مهم نیست که چه می‌شود، من هرگز اجازه نخواهم داد زندگی‌ام دوباره به این نقطه برسد.

زندگی شتابان و ناپایدار است. امکان دارد چیزی را که امروز دارید، فردا از دست بدهید و هرچه محکم‌تر به آن بچسبید، به این معنا نیست که امن‌تر خواهد بود. این کارتان بدین معناست که روز ازدست‌رفتنش، مانند ازدست‌رفتن هرکسی یا چیزی، متوجه خواهید شد هرگز از آن لذت نبرده‌اید.

چرا باید برایتان حیرت‌انگیز باشد که به گذشته فکر می‌کنید؟ به شما فرصت نداده‌اند که بر تاریکی‌تان نور بتابانید و آن را درست کنید. اصلاً چیز زیادی به شما نداده‌اند. اگر می‌بینید که ذهنتان در گذشته گیر کرده است، معنایش این نیست که می‌خواهد به آنجا بازگردد؛ بلکه بدین معناست که شما بیش از چیزی که فکرش را می‌کنید تحت‌تأثیر قرار گرفته‌اید و پس‌لرزه‌های آن دوران هنوز هم در شما هست. آن‌ها هرازگاهی به‌صورت افکار ظاهر می‌شوند؛ اما زیر سطح پژواک عمیقی وجود دارد که می‌تواند شما را دقیقاً به آنجایی که بودید بازگرداند، گویی هرگز آنجا را ترک نکرده‌اید.

آنچه مناسب شما نباشد با شما نخواهد ماند. اگرچه ممکن است بخواهید وانمود کنید که نمی‌دانید قضیه از چه قرار است؛ اما می‌دانید. می‌توانید احساسش کنید. به همین دلیل است که باید بسیار محکم چنگ بزنید و به سختی تسلیم شوید. چیزهایی که برایتان مناسب‌اند می‌توانند جدای از شما باشند. لازم نیست متقاعدشان کنید که مناسب هستند. لازم نیست مدارکتان را جوری ردیف کنید که انگار درحال دفاع از خودتان هستید.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب مینیمالیست شاد اثر مارک رکلاو (درباره شاد بودن در زندگی)

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.