بریده‌هایی از کتاب توهمات جمعی اثر تاد رز (درباره های برنامه های زندگی)

بریده‌هایی از کتاب توهمات جمعی را در روزانه قرار داده‌ایم. کتاب توهمات جمعی (Collective Illusions) که سه بخش و ۹ فصل دارد، دربردارندهٔ اطلاعاتی است که می‌توانید از آن در زندگی شخصیتان استفاده کنید. این کتاب دربارهٔ اینکه چطور تصمیمات زندگی شخصی ما می‌تواند برگرفته از تصمیمات غلط جامعهٔ ما باشد، است.

بریده‌هایی از کتاب توهمات جمعی اثر تاد رز (درباره های برنامه های زندگی)

معرفی کامل کتاب توهمات جمعی اثر تاد رز

کتاب توهمات جمعی: چرا ما به اشتباهات گروهی باور داریم و چگونه می‌توانیم حقیقت را ببینیم (به انگلیسی: Collective Illusions: Conformity, Complicity, and the Science of Why We Make Bad Decisions) نوشته‌ی تاد رز (Todd Rose) و با همکاری هنری پاتن (Henry Patton) اثری است که به بررسی پدیده‌ی باورهای نادرست گروهی و تأثیر آن‌ها بر تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی می‌پردازد. این کتاب در سال 2022 منتشر شده و به تحلیل علمی و روان‌شناختی چگونگی شکل‌گیری توهمات جمعی و راه‌های مقابله با آن‌ها می‌پردازد.

خلاصه و موضوع اصلی

تاد رز در این کتاب مفهوم توهمات جمعی را معرفی می‌کند؛ پدیده‌ای که در آن افراد به اشتباه تصور می‌کنند باورها، ارزش‌ها یا رفتارهای خاصی در میان اکثریت جامعه رایج است، در حالی که این تصور اغلب نادرست است. این توهمات از طریق فشارهای اجتماعی، رسانه‌ها، و مکانیزم‌های تقلید و همرنگی با جماعت تقویت می‌شوند. رز استدلال می‌کند که این باورهای نادرست می‌توانند به تصمیم‌گیری‌های زیان‌بار در سطح فردی و اجتماعی منجر شوند، از انتخاب‌های سیاسی گرفته تا رفتارهای روزمره.

او با استفاده از تحقیقات علمی در حوزه روان‌شناسی اجتماعی، علوم اعصاب، و داده‌های تجربی نشان می‌دهد که چگونه افراد به دلیل ترس از طرد شدن یا تمایل به پذیرش اجتماعی، به باورهای گروهی تن می‌دهند، حتی اگر این باورها با واقعیت همخوانی نداشته باشند. رز همچنین راهکارهایی برای تشخیص این توهمات و رهایی از آن‌ها ارائه می‌دهد.

ساختار کتاب

کتاب به بخش‌های مختلفی تقسیم شده که هر کدام جنبه‌ای از توهمات جمعی را بررسی می‌کنند:

ریشه‌های توهمات جمعی: توضیح می‌دهد که چگونه مغز انسان برای پذیرش اجتماعی برنامه‌ریزی شده و چرا ما به راحتی تحت تأثیر گروه قرار می‌گیریم.

نمونه‌های واقعی: رز مثال‌هایی از تاریخ و دنیای معاصر (مانند رسانه‌های اجتماعی، سیاست، و فرهنگ عمومی) ارائه می‌دهد تا نشان دهد چگونه توهمات جمعی شکل می‌گیرند و گسترش می‌یابند.

پیامدها: این بخش به تأثیرات منفی توهمات جمعی بر تصمیم‌گیری‌ها، از جمله قطبی‌سازی اجتماعی و سوگیری‌های شناختی، می‌پردازد.

راه‌حل‌ها: رز ابزارها و استراتژی‌هایی برای شناسایی و مقاومت در برابر توهمات جمعی پیشنهاد می‌کند، از جمله تقویت تفکر انتقادی و اعتماد به شهود شخصی.

ویژگی‌های برجسته

رویکرد علمی و قابل فهم: رز با زبانی ساده و در عین حال مبتنی بر تحقیقات علمی، مفاهیم پیچیده را برای مخاطب عام توضیح می‌دهد.

مثال‌های ملموس: از تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر افکار عمومی تا تصمیمات سیاسی بحث‌برانگیز، کتاب پر از نمونه‌هایی است که خواننده را به تأمل وا می‌دارد.

تمرکز بر عمل‌گرایی: برخلاف برخی آثار نظری، این کتاب راهکارهای عملی برای بهبود تصمیم‌گیری و اجتناب از تله‌های اجتماعی ارائه می‌دهد.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب سرسختی؛ قدرت اشتیاق و پشتکار اثر آنجلا داکورث

جملاتی عمیق از کتاب توهمات جمعی

ما بیشتر در تخیل رنج می‌بریم تا در واقعیت.

پیروی کورکورانه بر انواع تصمیم‌گیری‌ها تأثیر می‌گذارد، از نحوهٔ رأی‌دادن و مکان سرمایه‌گذاری گرفته تا لباس‌هایی که می‌پوشیم، جایی که غذا می‌خوریم و مدرسه‌ای که انتخاب می‌کنیم. این رفتار همچنین نقصی اساسی را در تمایل ما به کپی‌برداری از دیگران نشان می‌دهد. ممکن است پیش خودمان فکر کنیم معقولانه و به نفع خودمان عمل می‌کنیم، درحالی‌که در واقع در دام کپی‌برداری افتاده‌ایم.

ما انسان‌ها آن‌قدر اجتماعی هستیم که فقط آگاهی‌مان از حضور دیگران می‌تواند رفتارمان را تغییر دهد. این تمایل به هم‌سوشدن با افراد دیگر که چیزی که دانشمندان علوم اجتماعی آن را «سوگیری انطباق» می‌نامند اختیاری نیست؛ این بخشی از زیست‌شناسی ماست.

جملاتی عمیق از کتاب توهمات جمعی

معتقدم علت اصلی بی‌اعتمادی ما والدسالاری است. این کلمه از صورت لاتین واژهٔ «پدر» گرفته شده است. معنای آن «اقدامات یا اعمالی است که آزادی و استقلال شخصی فرد (یا طبقه‌ای از افراد) را با هدفی مفید یا محافظتی نقض می‌کند.» به زبان ساده، والدسالاری یعنی با دیگران به‌گونه‌ای رفتار شود که گویی آن‌ها کودکانی هستند که به‌خاطر صلاح خودشان باید تحت‌کنترل باشند. امروزه، وقتی از چیزی با عنوان «رفتار والدسالاری» یاد می‌کنیم، منظورمان این است که این امر نه‌تنها مقتدرانه و اجباری است، بلکه تحقیرآمیز هم هست.

سنکا بیش از همه از انطباق کورکورانه متنفر بود. به گفتهٔ او، با پیوستن ناخودآگاهانه به گروه‌ها، استقلال خود را تسلیم می‌کنیم و به خود و اطرافیانمان آسیب می‌رسانیم.

کشش قبیله‌های ما ممکن است بسیار قوی باشد. آن‌قدر قوی که آنچه من «تلهٔ هویت» می‌نامم می‌تواند ما را وادار کند دربارهٔ ارزش‌های شخصی‌مان دروغ بگوییم. حتی باعث شود براساس باورهایی رفتار کنیم که شخصاً از آن‌ها حمایت نمی‌کنیم و در نهایت به دیگرانی که در خفا مانند ما هستند آسیب برسانیم. این تلهٔ هویت نه‌تنها مانند آنچه در جونزتاون دیدیم توهمات جمعی را شکل می‌دهد و پایدار می‌کند، بلکه می‌تواند خود گروه را نیز نابود کند.

ترس ما از طردشدن غریزه‌ای برای بقاست که ریشهٔ آن به اجداد مشترک ما می‌رسد. انسان‌های اولیه زمانی که از گروه‌های اجتماعی کنار گذاشته می‌شدند، دسترسی کمتری به غذا و منابع داشتند و شانس کمتری هم برای یافتن جفت داشتند. در نتیجه برخی جان می‌باختند.

متأسفانه پیامدهای توهمات جمعی به سیاست محدود نمی‌شود. آن‌ها تقریباً به قلب هرچیزی که در زندگی اجتماعی ما اهمیت دارد، ضربه می‌زنند.

امروزه تنها چیزی که نیاز دارید حساب کاربری در شبکه‌های اجتماعی است. بسترهای رسانه‌های اجتماعی به هرکسی که تیشه به دست دارد، اجازه می‌دهد بازی قدرت دیجیتالی راه بیندازد، کنترل مستقیمی بر اکثریت مورد نظر اعمال کند و همهٔ مخالفان را با خشونت سانسورنشده به سکوت سوق دهد.

جهان با دیدگاه مردم تغییر می‌کند. اگر بتوانید دیدگاه مردم را به واقعیت حتی یک میلی‌متر تغییر دهید، آن‌گاه می‌توانید دنیا را تغییر دهید. جیمز بالدوین

طی مطالعه‌ای، وقتی شرکت‌کنندگان ازسوی پزشکی سیاه‌پوست تحسین می‌شدند، او را در جایگاه پزشک قبول داشتند. اما وقتی همان دکتر از آنان انتقاد کرد، شرکت‌کنندگان به‌شدت بر این موضوع تأکید کردند که او سیاه‌پوست است، صلاحیت ندارد و تبحر حرفه‌ای او را رد کردند.

همان‌طور که ژیرار اشاره کرد، «هر آرزوی مشترکی دو برابر می‌شود.»

برای هر بچه‌ای «مهم‌ترین چیز این است که احساس کند می‌تواند به والدینش اعتماد کند و چه آن‌ها با او موافق باشند و چه مخالف، همیشه برای کمک و حمایت در دسترس باشند.»

رسانه‌های اجتماعی امروزی هم قلدری را دموکراتیک کرده‌اند. با لمس سادهٔ یک گزینه، قلدرهای آنلاین می‌توانند از رسانه‌های اجتماعی برای ایجاد لغزش‌های عظیمی از قضاوت و نفرت استفاده کنند.

اکثریت قریب‌به‌اتفاق ما می‌خواهیم زندگی‌هایی بامعنا و با هدف را دنبال کنیم. بااین‌حال، ما هم‌زمان معتقدیم اکثریت ارزش‌های مشابهی با ما ندارند. در نتیجه، مدام عقاید خود را پنهان می‌کنیم و سعی داریم با آنچه به‌اشتباه فکر می‌کنیم دیگران از ما انتظار دارند، خود را مطابقت دهیم.

گونه‌های اجتماعی، از مگس سرکه تا انسان خردمند، زمانی که منزوی می‌شوند، در وضعیت بدی قرار می‌گیرند. انسان خردمند، گونه‌ای سرکوب‌ناپذیر و معناساز، در شرایط عادی تحت‌تأثیر انزوای اجتماعی درک‌شده قرار می‌گیرد و این تأثیرپذیری کاملاً چشمگیر است.

«اینکه کسی یاد بگیرد دهان خود را بسته نگه دارد، اینکه یاد بگیرد چه دیدگاه‌هایی برای بیان مناسب‌اند و به‌خصوص چه دیدگاه‌هایی مناسب نیستند، تاحدی تابعی از افزایش اجتماعی‌شدن» است، فرآیندی که با عنوان «یادگیری دموکراتیک» نیز شناخته می‌شود.» این الگو نشان می‌دهد آموزش و منابع بیشتر ممکن است در واقع احتمال خودسانسوری را افزایش دهند.

ما حقیقت را تقریباً در همهٔ جنبه‌های زندگی‌مان پنهان می‌کنیم.

تحقیقات نشان می‌دهند انزوای اجتماعی درک‌شده (یعنی تنهایی) عامل خطرناکی در تضعیف عملکرد شناختی کلی، تسریع زوال شناختی، تضعیف عملکرد اجرایی، افزایش منفی‌گرایی و افسردگی، افزایش حساسیت به تهدیدات اجتماعی و سوگیری تأیید اجتماعی است که به‌شکل متناقضی هم محافظت‌کننده است و هم خودویرانگر. همچنین انسان‌گرایی و سرایت این‌ها را نیز افزایش می‌دهد؛ آنچه انسجام اجتماعی را تهدید می‌کند.

ما همیشه نه‌تنها در معرض خطر درک نادرست دیگران هستیم، بلکه با تصور نادرست از آنچه آن‌ها فکر می‌کنند یا انتظار دارند تطابق پیدا می‌کنیم. در ابتدایی‌ترین سطح، این تعصب به نظر اکثریت ما را طعمهٔ راحتی برای توهمات جمعی می‌کند.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب تلخ و شیرین اثر سوزان کین (درباره شیرینی و تلخی زندگی)

جملاتی عمیق از کتاب توهمات جمعی

خیلی ساده، هرچه بیشتر چیزی را ببینیم، مغز ما سریع‌تر تمایل دارد آن را حقیقت پردازش کند و بپذیرد

در واقع، ناحیه‌ای اختصاصی از مغز ما یعنی جسم مخطط، اطلاعات اجتماعی مانند تصمیمات دیگران را رمزگذاری می‌کند و ممکن است سرنخی از رفتار گله‌ای انسان داشته باشد.

در هرکس مقداری اشتیاق به کرامت بشریت، اخلاق، درستی، آزادی بیان و احساس وجود و برتری بر جهان هستی وجود دارد. بااین‌حال، هر فردی کم‌وبیش قادر است با زندگی در سایهٔ دروغ کنار بیاید. هر فردی به نحوی تسلیم بی‌اهمیت جلوه‌دادن انسانیت ذاتی خود و سودگرایی می‌شود. در هرکسی تمایلی برای هم‌سویی با جمعیت ناشناس و همراهی با زندگی دروغین وجود دارد.

انسان‌ها درزمینهٔ سرایت عاطفی بی‌شباهت به زنبورها نیستند. وقتی مهاجمی وارد لانه می‌شود، زنبورها مواد شیمیایی هورمونی به نام فرومون پخش می‌کنند که به زنبورهای دیگر می‌گوید حمله کنند. هرچه فرومون‌های بیشتری وارد فضای آن‌ها شود، زنبورهای دیگر نیز بیشتر تحت‌تأثیر اجتماعی حمله قرار می‌گیرند. ما هم مانند زنبورها فرومون‌هایی منتشر می‌کنیم که به ما کمک می‌کنند بی‌صدا ارتباط برقرار کنیم، حتی بدون این‌که متوجه باشیم.

زمانی که آملی ون ژائو، مهاجر آسیایی جوان، در شرف انتشار اولین رمان خود به نام وارث خونی (Blood Heir) بود. در نظرات آنلاین، گروه کوچکی از خوانندگان عصبانی، به‌علاوهٔ بسیاری دیگر که کتاب را نخوانده بودند، ژائو را به نژادپرستی و سرقت ادبی متهم کردند. وقتی حامیانش برای دفاع از او وارد میدان شدند، هرج‌ومرج آتشینی به پا شد. ژائوی ۲۶ ساله، که وحشت‌زده و مبهوت بود، عذرخواهی کرد و انتشار کتاب را لغو کرد. اما پس از ماه‌ها بررسی دردناک هر صفحه از داستان و جزئیات شخصیت، متوجه شد با منتقدانش مخالف است. کتاب او سرانجام با برخی بازبینی‌ها در نوامبر ۲۰۱۹ منتشر شد.

من و شما موظفیم دربارهٔ هنجارهای خودمان، به‌ویژه آن‌هایی که احساس می‌کنیم روابط متقابلمان را تیره می‌کنند، گفت‌وگوهای باز و صادقانه داشته باشیم. برای شروع این مکالمات نه هرگز زود است و نه هرگز دیر، فقط باید شجاعت انجام آن را پیدا کنیم.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب روانشناسی ملال (درباره مواجه با رنج و سختی)

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب خجالت‌ نکش دختر اثر ریچل هالیس (خودباری و توسعه فردی)

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.