بیوگرافی سعید راد؛ از شروع فعالیت تا ممنوع الکاری و زندگی شخصی او

نگاهی بر زندگی سعید راد

سعید راد از مشاهیر سینمای ایران بود که در طی حدود 50 سال فعالیت سینمایی، نقش‌های به یاد ماندنی را ایفا کرد. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد دارین نگاهی کامل بر زندگی سعید راد داشته باشیم. پس اگر شما نیز به زندگی این بازیگر ایرانی علاقه دارید، در ادامه همراه ما باشید.

فهرست موضوعات این مطلب

تولد و اوایل زندگی

سعید راد در سال 1323 در شهر جونقان به دنیا آمد. پدرش از اعضای سازمان‌های چپ‌گرایانه بود و در یک رزمایش نظامی هواپیما سقوط کرده و جان باخت. سعید راد در کودکی با جلال آل احمد و نیما یوشیج هم محله‌ای بود.

سعید راد در این محله بزرگ شده و به مدرسه رفت. در مدرسه تجربی خواند و سپس در رشته کشاورزی وارد دانشگاه شد. بعد از مدتی سعید راد به شدت جذب دنیای بولینگ شد و به صورت حرفه‌ای این رشته را ادامه داد.

آغاز فعالیت‌های سینمایی

سعید راد در خاطرات خود درباره دیدار علی زرین‌دست می‌گوید که از طرف او به سعید راد پیشنهاد بازیگری شده است که در جواب نه می‌گوید. همچنین به حضور برادر علیرضا زرین‌دست، محمد زرین‌دست (تونی) در آنجا اشاره می‌کند که هاشم خان (محمد زرین‌دست) را در آنجا به نمایش گذاشت.

سعید راد از سال 1347 به فعالیت در سینما پرداخت. او در سال 1350 با نقش سیاهی‌لشکری در فیلم فاتحین صحرا بازیگری را آغاز کرد.

بازی در فیلم تنگا

بازی در فیلم تنگا

چنین می‌شود گفت که معروفیت سینمایی سعید راد با فیلم تنگنا آغاز شد. این فیلم در نظرسنجی منتقدان و نویسندگان ماهنامه سینمایی فیلم به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران انتخاب شده است.

داستان این فیلم از یک سالن آغاز می‌شود. در یک سالن بیلیارد چند قمارباز حرفه‌ای به بازی مشغولند. علی خوشدست (سعید راد) و سه برادر: اکبر (عنایت‌الله بخشی)، حسن (حسن زارعی) و نبی (محمد اسکندری) و چند نفر دیگر سرگرم بازی هستند و بر بازی نظارت دارند. سه برادر در آخرین دور بازی به علی خوشدست می‌بازند. آن‌ها از پرداخت پول باخته خودداری می‌کنند. بین علی و دوستش رضا (نریمان شیری‌فرد) از یک‌سو و سه برادر نزاع درمی‌گیرد. علی ناخواسته مرتکب قتل حسن می‌شود و دوستش پا به‌فرار می‌گذارد. خود او نیز می‌گریزد و دو برادر مقتول در تعقیب او در کوچه پس‌کوچه‌ها، زباله‌دانی‌ها و خرابه‌های ویران شهر روان می‌شوند.

مطلب مشابه: زندگینامه عارف خواننده قدیمی؛ از شروع فعالیت تا معرفی آثار و آرزوی بازگشت به ایران

سفر سنگ

سفر سنگ

بازی در فیلم تنگا از سعید راد یک چهره سینمایی ساخت و ایشان در چندین اثر مهم به ایفای نقش پرداخت. یکی از این نقش‌ها که بسیار مهم و خاص بود، سفر سنگ نام دارد. سفرِ سنگ عنوان یک فیلم سینمایی به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی مسعود کیمیایی محصول سال 1356 است. فیلمنامهٔ سفر سنگ با نگاهی به قصه/نمایشنامه «سنگ و سرنا» از بهزاد فراهانی، نوشته شده است. اسفندیار منفردزاده مدیر تولید فیلم سفر سنگ بوده است.

داستان این فیلم درباره ارباب یک روستا است، سال‌هاست که مالک تنها آسیاب آبادی است و مردم را استثمار می‌کند. او درضمن از ساخته‌شدن آسیابی که بتواند منافع مردم را تأمین کند جلوگیری می‌کند. مدت‌هاست که مردم روستا سنگ عظیمی را برای آسیاب تراشیده و آماده کرده‌اند، اما برای حملش ایادیِ ارباب همیشه مانع شده‌اند. بالاخره یک کولی به روستا می‌آید. ورود کولی به روستا احساسات فروخفتهٔ مردم را بیدار می‌کند؛ ولی اکثریت جرأت همراهی با او را ندارند و بی‌تفاوت با سخنانش روبه‌رو می‌شوند. کولی بااینکه طرفیتی در ماجرا ندارد، بالاخره موفق می‌شود چند تن، از جمله یک آهنگر را تهییج کند تا برای آوردن سنگ بروند.

وقوع انقلاب و اولین فیلم بعد از انقلاب

با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57، سعید راد مانند بسیاری از فیلمسازان به مدت 3 سال از سینما دور بود. اما در سال 1360 او با فیلم مرز به سینما بازگشت. «مرز» نخستین فیلم داستانی و بلند سینمایی بود که دربارهٔ جنگ عراق با ایران ساخته شد و روی پرده آمد. فیلم، با مایه‌های عاطفی، پا را از حد شعارهای معمول دربارهٔ جنگ، فراتر نمی‌گذارد. یک ایراد اساسی فیلم، جدا از انبوه ضعف‌های فرعی اش، توجه فراوان به فردگرایی و قهرمان پردازی، و بی‌توجهی به نیروی مردم است.

داستان این فیلم درباره اهالی یک روستای مرزی است که در برابر هجوم ارتش دشمن مقاومت کرده و با کمک یک استوار اخراجی ارتش به نام مختار آموزش نظامی می‌بینند. آن‌ها سرانجام با رهبری مختار بر ارتش دشمن پیروز می‌شوند.

فیلم شاهکار عقاب‌ها

عقاب‌ها

فیلم عقاب‌ها بی‌شک یکی از بهترین فیلم‌های جنگی تاریخ سینمای ایران است که سعید راد را به اوج شهرت رساند. عقاب‌ها فیلمی ایرانی در ژانر جنگی به کارگردانی ساموئل خاچیکیان است که در سال 1363 تولید شد. در این فیلم سعید راد، جمشید هاشم‌پور، زری برومند، شهاب عسگری و رضا رویگری ایفای نقش می‌کنند.

این فیلم از نخستین و جدی‌ترین فیلم‌ها در حوزه جنگ ایران و عراق است که تابستان سال 1363 فیلم‌برداری و تولید شد و در سال 1364 اکران شد. عقاب‌ها در مجموع بین سال‌های 1364 تا 1385 در سینماهای ایران اکران شد و با 21 سال اکران، رکورد طولانی‌ترین اکران سینمای ایران را دارد و در این مدت توانست به فروشی معادل 156٬602٬456 تومان و 10٬180٬567 مخاطب برسد و پرمخاطب‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران در طی سال‌های اکران خود در سالن‌های سینماست.

داستان این فیلم بر پایه رویداد واقعی نجات خلبان نیروی هوایی ایران به نام یدالله شریفی‌راد به وسیله کردهای عراقی و انتقال او به ایران ساخته شده است.

در جنگ ایران و عراق یک هواپیمای نیروی هوایی ارتش ایران، پس از انجام مأموریتی درخاک عراق، مورد حمله عراقی‌ها قرار می‌گیرد و در کردستان عراق سقوط می‌کند. نیروهای نظامی عراقی در پی دستگیری و اسارت او هستند که یک تکاور ارتش که برای مأموریتی در خاک عراق با لباس مبدل کردی حضور دارد اقدام به نجات خلبان می‌کند.

این دو ابتدا با کمک مبارزان کرد عراقی به روستای کرد نشینی پناه می‌برند. که سرانجام نیروهای عراقی در پی آنها به روستا می‌رسند. این دو در مرحله دوم سعی به فرار به مرز ایران می‌کنند که نیروهای عراقی این‌بار با همه امکانات در دسترسشان به دنبال آنها می‌باشند.

سرانجام این دو خود را به نیروهای ایرانی در خط می‌رسانند و هلیکوپتر عراقی که به دنبال آن‌هاست با آتش نیروهای ایرانی سرنگون می‌شوند.

مطلب مشابه: نگاهی بر زندگی ناصر ملک مطیعی؛ از شروع بازیگری تا دوری از سینما و درگذشت او

ممنوع‌الکاری و مهاجرت

پس از انقلاب 1357 سعید راد برخلاف بسیاری از ستاره‌های سینمای پیش از انقلاب توانست به کار خود ادامه دهد و تا سال 1363 در هفت فیلم سینمایی بازی کرد. بازی او در عقاب‌ها راد را به اوج رساند.

او دلیل ممنوع الکاری خود پس از سال 1363 را عدم تمایل رشد چهره‌های سینمایی پس از انقلاب توسط محسن مخملباف و محمد خاتمی (وزیر ارشاد وقت) ذکر نمود.

او در میانه دههٔ 1360 پس از ممنوع‌التصویر شدن، ایران را ترک کرد و مدتی در لاهور، پاکستان، هند، کانادا، و ایالات متحدهٔ آمریکا زندگی کرد. راد در گفت‌وگویی با ماهنامه فیلم گفته بود که برای کسب درآمد مجبور بود به کارهایی مانند رانندگی و تحویل غذا تن دهد.

بازگشت به ایران و بازی در فیلم دوئل

بازگشت به ایران و بازی در فیلم دوئل

سعید راد در سال 1378 به وطن بازگشت و پس از چند سال انتظار برای گرفتن دوباره مجوز برای بازی در فیلم، در فیلم دوئل به کارگردانی احمدرضا درویش ایفای نقش کرد.

دوئل یکی از گران‌ترین فیلم‌های مستقل در تاریخ سینمای ایران است. این فیلم موفق به دریافت 8 سیمرغ بلورین از بیست و دومین دوره جشنواره فیلم فجر شد. داستان فیلم حول یک گاوصندوق می‌چرخد. در بحبوحه جنگ عده‌ای تلاش می‌کنند از خروج یک گاو صندوق از کشور جلوگیری کنند.

نقش اول فیلم، زینال، در این بین به حسن نیت آن‌ها شک کرده و سعی می‌کند گاو صندوق را از چنگ آن‌ها در بیاورد. گاو صندوق در اروند غرق می‌شود و زینال اسیر می‌شود. داستان فیلم 20 سال بعد و پس از آزادی زینال ادامه می‌یابد و در حین درگیری برای تصاحب گاوصندوق حقایقی کهنه را آشکار می‌شود.

صحبت‌های سعید راد درباره فیلم دوئل

آقای درویش من را خیلی دوست داشت و انصافا در فیلم دوئل پای من ایستاد. در آن زمان که از من دعوت کرد تا در این فیلم حضور داشته باشم فیلم «متولد ماه مهر» او هم اکران بود که به من گفت «متولد ماه مهر» در سینما آفریقا درحال اکران است، دوست دارم شما این فیلم را ببینید و با کار من آشنا شوید. من بعد از دیدن فیلم به دفتر او رفتم و درباره فیلم باهم صحبت کردیم درویش در فیلم «دوئل» برای من فرش قرمز پهن کرد. در دوئل یک نقش منفی خولی منش چندوجهی که آن را بسیار دوست داشتم توسط آقای درویش به من داده شد.

سعید راد با بیان اینکه یکی از بهترین نقش‌هایش «دوئل» است، خاطرنشان کرد: یادم می آید در اولین نمایش جشنواره در سینما سپیده، زمانیکه اسم من در اول فیلم آمد مردم از خوشحالی دست می زدند و من از خوشحالی اشک می‌ریختم. بعد از سال‌ها دوباره با مردم فیلم می دیدم.

وی با بیان اینکه بازی های هدیه تهرانی را دوست دارد، بیان داشت: هدیه تهرانی در جایی با او مصاحبه شده بود و پرسیده بودند که چرا در فیلم دوئل نقش بسیار کم بود را پذیرفته است؟ او در پاسخ گفته بود، حضورم در این فیلم برای خوشامدگویی به سعید راد است. چنین رفتاری فقط از یک بازیگر حرفه ای برمی آید؛ هر وقت از من درباره بهترین بازیگر زن سوال می‌کنند من نام او را می‌گویم.

مطلب مشابه: زندگینامه بهروز وثوقی؛ درباره زندگی بازیگر قدیمی و لیست فیلم های این بازیگر

زندگی شخصی و ازدواج

زندگی شخصی و ازدواج

شاید برای شما جالب باشد تا بدانید که سعید راد به خواننده معروف ایرانی یعنی نوش آفرین ازدواج کرده بود. بعد از معروفیت نوش آفرین در مقام یک بازیگر به او پیشنهادات بسیاری برای بازی شد.

در یکی از این فیلم‌ها او با سعید راد آشنا شد. این آشنایی درنهایت به ازدواج انجامیده و نوش آفرین فرزند سعید راد از ازدواج قبلی‌اش را بزرگ کرد. در این زمان نوش آفرین 22 سال سن داشت. ین دو به مدت 17 سال زندگی کردند و در این زمان با وقوع انقلاب اسلامی کار برای هنرمندان زن سخت تر شد. از طرفی سعید راد به گفته نوش آفرین به فردی بسیار سخت گیر و حسود تبدیل شده بود. در نهایت در سال 1363 نوش آفرین از راد جدا شده، از ایران خارج شده و به سمت هندوستان رفت.

بازی در نقش فرمانده نیروی زمینی ارتش

بازی در نقش فرمانده نیروی زمینی ارتش

بعد از بازگشت به ایران، سعید راد نتوانست قدرت قبل خود را به دست آورد. اما بازی در فیلم چ باری دیگر قدرت بازیگری او را به همگان ثابت کرد. چ در سی و دومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر نامزد نه جایزه شامل سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی شد که توانست شش جایزه شامل بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای حمیدیان و چند جایزه در زمینهٔ فنی را کسب کند.

داستان این فیلم در اواخر مرداد سال 1358 اتفاق می‌افتد، مصطفی چمران از طرف دولت موقت مأموریت پیدا می‌کند به پاوه برود و درگیری داخلی به‌وجودآمده در آنجا را خاتمه دهد. سه رأس درگیری موردنظر را مردم پاوه، پیشمرگه‌های حزب دموکرات و رزمندگان پاسدار تشکیل می‌دهند. چمران با تکیه بر نگاه عرفانی و بینش صلح‌جویانه‌اش، هم باید در برابر جسارت و میل به عدالت‌طلبی اصغر وصالی به عنوان فرمانده پاسداران مستقر در پاوه مقاومت کند و هم عنایتی به عنوان رئیس کردهای شورشی را قانع کند که دست از درگیری بردارد.

وصالی که جوانی پرشور است و روحیه‌ای انقلابی دارد صلح‌طلبی و میل چمران به جلوگیری از برخوردها و ملایمت او را به انفعال تعبیر می‌کند و مدام با او کشمکش دارد. تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش هم در این میان نماینده نگرش دیگری به جنگ است و سعی می‌کند اوضاع را طبق تشخیص خود مدیریت کند.

آخرین بازی مقابل دوربین

آخرین بازی مقابل دوربین

بازی در سریال گیل دخت آخرین حضور سعید راد در مقام بازیگر بود. گیل‌دخت مجموعه تلویزیونی ایرانی در ژانرِ درامِ تاریخی به کارگردانی مجید اسماعیلی، تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی و نویسندگی مجید آسودگان است که در سکوت خبری از ابتدای سال 1398 تا آبان 1400 در گیلان و تهران تصویربرداری شد.

این سریال در 60 قسمت تولید شده‌است. گیل‌دخت از 19 آبان 1401 در شبکه یک و شبکه آی‌فیلم پخش می‌شد و تا 12 خرداد سال 1402 روی آنتن بود. این مجموعه در مرکز فیلم و سریال معاونت بُرون‌مرزی سازمان صدا و سیما تولید شده‌است.

مطلب مشابه: نگاهی بر زندگی مسعود کیمیایی کارگردان؛ از شروع فعالیت تا همکاری با بهروز وثوقی

حمایت از بهروز خان وثوقی

حمایت از بهروز خان وثوقی

سعید راد در افتتاحیه سی و دومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در سال 1392 در دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی روی صحنه رفت و از بازیگران پیش از قبل از انقلاب شامل محمدعلی فردین و بهروز وثوقی یاد کرد. این اظهارات او با خشم رسانه‌ها و مقام‌های مخالف دولت وقت روبه‌رو شد. در نهایت حجت‌الله ایوبی، رئیس وقت سازمان سینمایی وزارت ارشاد، در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد تقدیر از بازیگران پیش از انقلاب، موضع رسمی وزارت ارشاد نیست.

وضعیت سینما خوب نیست

الان سینما به جایی رسیده که طرف می‌آید یک دوربین ارزان چند میلیونی می‌خرد و خانواده‌اش را دور هم جمع می‌کند و تصمیم می‌گیرد دورهمی فیلم بسازد. فیلم ارزان هم حدی دارد. با این وضع هیچ‌وقت آن فیلمسازی که سینمای ایران به آن احتیاج دارد پدید نمی‌آید. تازه کارگردانان بزرگ هم افسرده و منزوی می‌شوند.

ما چه بخواهیم چه نخواهیم سینمای ما دولتی است. الان هم، چون بودجه ندارند می‌خواهند سینما را به سمتی ببرند که فیلم‌ها هم با هزینه کم ساخته شوند و هم به عنوان کارنامه تولید سینمای ایران معرفی شوند. به عقیده من این زنگ خطر است. چون آن فیلمساز معتبر برای ساختن فیلمش بودجه می‌خواهد و اگر نداشته باشد منزوی می‌شود. نتیجه‌اش هم این می‌شود که یک کارگردان می‌آید با همان بودجه نصفه و نیمه، دوتا خانواده را در یک آپارتمان دور هم جمع می‌کند و یک فیلم دو ساعته می‌سازد. بعد نهار هم از بیرون نمی‌آورند و خودشان دورهمی درست می‌کنند تا خرجش کمتر شود. اصلا تعریف سینما این چیز‌ها نیست.

صحبت سعید راد درباره ستارگان سینمای ایران

خسرو شکیبایی یک بازیگر حرفه‌ای بود. خودم ایشان را وقتی که هنوز معروف نشده بود برای بازی در فیلم «دادشاه» معرفی کردم. حتی گفتم خسروخان شما یک روز سوپراستار این سینما می‌شوی.

اتفاقا بعد‌ها در نیویورک مصاحبه‌ای از ایشان خواندم که در آن گفته بود سعید راد فلان سال این حرف را درباره من گفته بود. آقای شکیبایی نمونه بارز یک استثنا در سینما است که هر ۱۵ سال یکبار خلق می‌شود. الان همه خودشان هستند، اما شکیبایی و پرستویی نمی‌شوند. چون پرستویی هم جزو آن استثنا‌ها است.

همین جمشید هاشم‌پور و فریبرز عرب‌نیا و محمدرضا فروتن و چند نفر دیگر جزو استثنا‌ها هستند. این‌ها آنقدر جنم داشتند که به این جایگاه رسیده‌اند. ولی بیشتر بازیگران ما جنس بازی مختص به خودشان را ندارند.

اتفاقا یکی از دلایلی که امروز همه می‌خواهند بازیگر بشوند همین است که می‌بینند بازیگری آسان و تهی شده. فلان بازیگر را می‌بینند با خودشان می‌گویند چرا من بازیگر نشوم! من که از او خوشتیپ‌تر هستم و بهترم راه می‌روم، تازه دماغمم که بهتر عمل کردم پس چرا بازیگر نشوم. این‌ها است که می‌گویم قاعده بازی در سینمای ما به هم خورده است.

چرا بزرگان سینمای ایران مهاجرت می‌کنند!

امیر نادری نابغه است. یکی از بزرگترین فیلمسازهای دنیا است، اما رفته. چرا آقای بیضایی رفت؟ چرا آقای تقوایی فیلم نمی‌سازد؟

باید چک بکشند برای آقای تقوایی و بگویند ده سال بعد فیلمت را بیاور. من وقتی از خارج برگشتم اولین فیلمم در قشم با ناصر تقوایی بود.

نادری دومی نخواهد داشت، او هنرمندی خودساخته است. امیر استاد من است و هر چه در سینما بلدم از او یاد گرفته‌ام. مثل این می‌ماند که اسکورسیزی بخواهد در ایران فیلم بسازد نمی‌تواند. ما هم آن طرف نمی‌توانیم موفق باشیم.

نادری یک ویس برای آقای جیرانی فرستاده بود، وقتی شنیدم بغضم گرفت. همان آدم با همان جوشش و منش سابق بود. برای اینکه خالص و راست است. نادری تنها کسی است که هیچوقت ندیدم دروغ بگوید. آن طرف دنیا هم مصیبت کم نکشیده. آقای تقوایی و آقای بیضایی را هم نداریم. الان فیلمسازهای ما خیلی خوب شدند. بازیگرها هم همینطور، اما غیبت بعضی‌ها تلخ است.

پایان زندگی و مرگ

پایان زندگی و مرگ

راد در شهریور 1402 به دنبال زمین‌خوردگی در خانه دچار مصدومیت شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت. به گفتهٔ دخترش، پروتز استفاده‌شده طی جراحی در کمر او به‌خوبی قرار نگرفت و باعث عمل جراحی مجدد شد.

او پس از آن علی‌رغم انجام فیزیوتراپی دیگر توانایی راه رفتن نداشت و به عفونت ریه و مثانه نیز مبتلا شد و با رضایت خودش دوباره مورد عمل جراحی ناموفق قرار گرفت. سعید راد در 1 مرداد 1403 در 79 سالگی درگذشت و مراسم خاکسپاری او در 3 مرداد در حیاط خانه سینما برگزار شد.

او وصیت کرده بود که پیکرش در کنار فردین در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن شود. پژمان بازغی به حضور انگشت‌شمار چهره‌ها و بازیگران صاحب نام در مراسم خاکسپاری سعید راد اعتراض کرد.

کلام آخر

کاش میشد بیشتر درباره سعید راد می‌نوشت… او بازیگر بزرگ سینمای ایران است که هر هنر دوستی باید فیلم های او را تماشا کند. ما نیز امیدواریم که در سهم خود توانسته باشیم شما را  با این اسطوره بیشتر آشنا کنیم. در پایان امیدواریم از خواندن این مقاله نهایت لذت را برده باشید.

مطلب مشابه: زندگینامه فرامرز قریبیان؛ از شروع فعالیت تا بازی در فیلم گوزن ها و زندگی شخصی

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.