کلیپ اشعار حامد عسکری (ویدیو های بسیار زیبا و احساسی برای استوری)

کلیپ اشعار حامد عسکری (ویدیو های بسیار زیبا و احساسی برای استوری)

کلیپ اشعار حامد عسکری را در روزانه برای شما دوستداران شعر آماده کرده ایم. حامد عسکری (زاده ۱۰ خرداد ۱۳۶۱ در شهر بم، استان کرمان) شاعر، ترانه‌سرا، نویسنده، روزنامه‌نگار و مجری ایرانی است. او از دوران نوجوانی شعر گفتن را آغاز کرد و اشعار عاشقانه، آیینی و اجتماعی‌اش، به‌ویژه غزل‌ها و ترانه‌های صمیمی با چاشنی طنز، او را به یکی از چهره‌های برجسته ادبیات معاصر ایران تبدیل کرده است. عسکری فارغ‌التحصیل لیسانس حقوق قضایی از دانشگاه آزاد تهران شمال است و پیش از آن مدتی در حوزه علمیه درس خوانده بود.

دانلود ویدیو

مطلب مشابه: غزلیات عراقی؛ مجموعه اشعار احساسی از شاعر و عارف سده هفتم

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

دانلود ویدیو

مطلب مشابه: اشعار واعظ قزوینی؛ گلچین شعر احساسی و عاشقانه شاعر قدیمی

شعرهای زیبای حامد عسکری

اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام

من رعد و برق و زلزله‌ام، ناگهانی‌ام

این بیت‌های تلخ نفس‌گیرِ شعله‌خیز

داغ شماست خیمه زده بر جوانی‌ام

رودم، اگر چه بی‌تو به دریا نمی‌رسم

کوهم، اگر چه مردنی و استخوانی‌ام

من کز شکوه روسری‌ات کم نمی‌کنم

من، این من غبار، چرا می‌تکانی‌ام؟

بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز

این سر که سرشکسته نامهربانی‌ام

کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست

از بعد رفتنت گل ابروکمانی‌ام

شاعر شنیدنی است ولی دست روزگار

نگذاشت این که بشنوی‌ام یا بخوانی‌ام

این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند

من دوست‌دار بستنی زعفرانی‌ام

گیرم تمام شهر پر از سرمه‌ریزها

خالی شده‌ست مصر دلم از عزیزها

داش آکل و سیاوش و رستم تمام شد

حالا شده‌ست نوبت ابرو تمیز‌ها

دیگر به کوه و تیشه و مجنون نیاز نیست

عشاق قانعند به میخ و پریزها

دستی دراز نیست به عنوان دوستی

جز دست‌های توطئه از زیر میزها

دل نیست آنچه جز به هوای تو می‌تپد

مجموعه‌ای‌ست از رگ و اینجور چیزها

خانم بخند! که نمک خنده‌های تو

برعکس لازم است برای مریض‌ها

چون عاشقم و عشق بسان گدازه داغ

پس دست می‌زنم به تمامی جیزها

گریه نمی‌کنم نه اینکه سنگم

گریه غرورم رو به هم می‌زنه

مرد برای هضم دلتنگی‌هاش

گریه نمی‌کنه، قدم می‌زنه

گریه نمی‌کنم، نه اینکه خوبم

نه اینکه دردی نیست، نه اینکه شادم

یک اتفاق نصفه نیمه‌ام که

یهو میون زندگی افتادم

یک ماجرای تلخ ناگزیرم

یک کهکشونم ولی بی ستاره

یک قهوه که هرچی شکر بریزی

بازم همون تلخی ناب رو داره

اگر یکی باشه من رو بفهمه

براش غرورم رو به هم می‌زنم

گریه که سهله، زیر چتر شونش

تا آخر دنیا قدم می‌زنم

گرمی لبخند از آواز بنان برداشته

چشم از فیروزه‌های اصفهان برداشته

حس معصوم نگاه غرق در اعجاز را

از دعاهای مفاتیح الجنان برداشته

بعدها هرکس بخواند نقلی از زیباییش

از غزل‌های من آتش به جان برداشته

عشق مدت‌هاست این روح سراسر درد را

برده بر بام جنون و نردبان برداشته

فکر کن گنجشک باشی و ببینی گردباد

جفت معصوم تو را از آشیان برداشته

بشکند دستش گلم هرکس تو را از من گرفت

کیسه باروت از ستارخان برداشته

مثل آن چایی که می‌چسبد به سرما بیشتر

با همه گرمیم با دل‌های تنها بیشتر

درد را با جان پذیراییم و با غم‌ها خوشیم

قالی کرمان که باشی می‌خوری پا بیشتر

بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار

زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر

هر شبِ عمرم به یادت اشک می‌ریزم ولی

بعدِ حافظ خوانیِ شب‌های یلدا بیشتر

رفته‌ای اما گذشتِ عمر تأثیری نداشت

من که دلتنگ توام امروز، فردا بیشتر

زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلخ‌تر

بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر

هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید

هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر

بر بخارِ پنجره یک شب نوشتی: عاشقم

خون انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشتر

نهاده است به غبغب ترنج قالی کرمان

نشانده بر عسل لب انارهای بدخشان

نشسته است به تختی به تختی از گل و کاشی

سی و سه بافه رها کرده در شکوه سپاهان

سپرده روسری‌اش را به بادهای مخالف

به بادهای رها در شب کویر خراسان

دو دست داغ و نحیفم میان زلف پریشش

لوار شرجی قشم است در شمال شمیران

بر آن شدم که ببوسم عروس شعر خودم را

ببوسمش به خیال گلابگیری کاشان

غزل رسید به آخر، هنوز اول وصفم

همین‌قدر بنویسم فرشته‌ای‌ست به قرآن

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.