غزل شماره ۱۸ از غزلیات صائب تبریزی (من ملایم کردم از آه آسمانِ سخت را)

غزل شماره ۱۸ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. غزلیات صائب پر از احساسات عمیق انسانی، عشق، تنهایی و تفکر فلسفی هستند. او به خوبی توانسته است تجربیات شخصی و اجتماعی خود را در شعرش منعکس کند.

غزل شماره ۱۸ از غزلیات صائب تبریزی (من ملایم کردم از آه آسمانِ سخت را)

غزل شماره ۱۸

من ملایم کردم از آه آسمانِ سخت را

نرم از آتش می‌توان کردن کمانِ سخت را

سختیِ ایام را مردن تلافی می‌کند

عذرخواهی هست چون مغز استخوانِ سخت را

گر نمی‌گردید پیدا، مصرفی چون بیستون

ما چه می‌کردیم چون فرهاد، جانِ سخت را

سختیی کان نیست ذاتی، زود زایل می‌شود

می توان کردن به آبی نرم، نانِ سخت را

نرمتر از مغز گردانید در کامِ هما

زورِ بازویِ قناعت، استخوانِ سخت را

نیست حرفِ نرم را تأثیر در آهن‌دلان

ناوک از فولاد می‌باید نشانِ سخت را

قسمتِ منصور از دارِ فنا خمیازه بود

من کشیدم گوش تا گوش این کمانِ سخت را

نالهٔ گرمی اگر صائب به فریادم رسد

می کنم نرم آن دلِ نامهربان سخت را

شعر مشابه: غزل شماره ۱۷ از غزلیات صائب تبریزی (بوی پیراهن دلیلِ راه شد یعقوب را)

شعر مشابه: غزل شماره ۱۶ از غزلیات صائب تبریزی (غوطه در دریا دهد آتش‌عنانی آب را)

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معروف ایرانی، صائب تبریزی، به بررسی مفهوم سختی‌ها و چگونگی نرم کردن آن‌ها می‌پردازد. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. من ملایم کردم از آه آسمانِ سخت را 

   شاعر می‌گوید که با ناله و آه، سختی‌های آسمان را نرم کرده است. یعنی احساسات و دردهایش می‌تواند بر سختی‌ها تأثیر بگذارد.

2. نرم از آتش می‌توان کردن کمانِ سخت را 

   او اشاره می‌کند که از آتش (نماد عشق یا احساسات شدید) می‌توان سختی‌ها را نرم کرد. این به معنای این است که با عشق و احساسات می‌توان بر مشکلات غلبه کرد.

3. سختیِ ایام را مردن تلافی می‌کند 

   شاعر بیان می‌کند که سختی‌های زندگی در نهایت به مرگ ختم می‌شود و این مرگ می‌تواند به نوعی جبران‌کننده سختی‌ها باشد.

4. عذرخواهی هست چون مغز استخوانِ سخت را 

   او می‌گوید که عذرخواهی مانند مغز استخوان است؛ یعنی عذرخواهی می‌تواند عمق و اهمیت داشته باشد و به نرم کردن قلب‌ها کمک کند.

5. گر نمی‌گردید پیدا، مصرفی چون بیستون 

   اگر مشکلات و سختی‌ها مشخص نبودند، زندگی مانند داستان فرهاد (که برای عشقش کوه بیستون را می‌کند) چه معنایی داشت؟

6. ما چه می‌کردیم چون فرهاد، جانِ سخت را 

   در اینجا شاعر به فداکاری فرهاد اشاره می‌کند و می‌پرسد اگر سختی‌ها نبود، ما چه کارهایی انجام می‌دادیم؟

7. سختیی کان نیست ذاتی، زود زایل می‌شود 

   او بیان می‌کند که سختی‌هایی که ذاتی نیستند، به زودی از بین می‌روند.

8. می توان کردن به آبی نرم، نانِ سخت را 

   با استفاده از آب (نماد زندگی و لطافت)، می‌توان نان سخت (مشکلات) را نرم کرد.

9. نرمتر از مغز گردانید در کامِ هما 

   شاعر می‌گوید که با قناعت (رضایت) می‌توان سختی‌ها را نرم‌تر کرد.

10. زورِ بازویِ قناعت، استخوانِ سخت را 

    او تأکید می‌کند که قدرت قناعت می‌تواند بر مشکلات غلبه کند.

11. نیست حرفِ نرم را تأثیر در آهن‌دلان 

    او اشاره دارد که صحبت‌های نرم و لطیف تأثیری بر دل‌های سخت ندارد.

12. ناوک از فولاد می‌باید نشانِ سخت را 

    برای مقابله با مشکلات، باید از ابزارهای قوی و مقاوم استفاده کرد.

13. قسمتِ منصور از دارِ فنا خمیازه بود 

    منصور حلاج (شخصیتی تاریخی) در نهایت به فنا رسید و این به نوعی بیانگر سختی‌های زندگی است.

14. من کشیدم گوش تا گوش این کمانِ سخت را 

    شاعر می‌گوید که او تلاش کرده تا این مشکلات را با دقت بشنود و درک کند.

15. نالهٔ گرمی اگر صائب به فریادم رسد 

    اگر صدای ناله‌ای گرم به او برسد، او نیز دل سرد را نرم خواهد کرد.

در مجموع، این شعر به ما یادآوری می‌کند که با احساسات، عشق و قناعت، می‌توان بر مشکلات و سختی‌های زندگی غلبه کرد و آن‌ها را نرم‌تر کرد.

همچنین بخوانید: غزل شماره ۱۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ نم به دل نگذاشت خونم خنجرِ قصاب را

همچنین بخوانید: غزل شماره ۱۴ از غزلیات صائب تبریزی (می‌توان در زلفِ او دیدن دلِ بی‌تاب را)

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.