اشعار مدح امیرالمومنین عید غدیر (اشعار زیبا درباره امام علی)
اشعار مدح امیرالمومنین عید غدیر را در روزانه قرار دادهایم. داستان غدیر از عظمت و ضرورت ولایت و ریشهای بدون این مسئله خبر میدهد. رسول صلی الله علیه و آله در آن هنگام و در زیر آن آفتاب سوزان. آن همه جمعیت را برای چه نگه میدارد و چه پیامی برایشان دارد.

شعرهای زیبای امیر المومنین در عید غدیر
در سینه دلیست ، بیقرار نجفت
مستیست که ماندست خمار نجفت
با ما که نساخت آب این خاک غریب
محتاج شدیم بر غبار نجفت
افتاده کنارجاده ای بدحالیم
ما را برسان زود کنار نجفت
تا لحظه ی مرگ میکشیم از ته دل
هم ناز خودت ، هم انتظار نجفت
با مصرع بعد آب افتاد دلم:
باران و شب و من و جوار نجفت…
حالا که قرار است بیایی دم مرگ
بگذار که جان شود نثار نجفت
شاعر: محمد کابلی
هزار ابوذر و سلمان دچار خود دارد
جهان عاطفه را بی قرار خود دارد
به حکم این که علی گفت «من یمت یرنی»
چقدر سینه سپر در دیار خود دارد
بشر نمی شود او را بخوانم اینگونه
شباهتی که به پروردگار خود دارد
به ذوالفقار ندارد نیاز در میدان
کسی که فاطمه را در کنار خود دارد
فقط نه میثم تمار سر به دارش بود
علیست آنکه جهانی به دار خود دارد
فقط به چاه،به گریه، شبانه می گوید
غمی که در دل این روزگار خود دارد
تمام درد علی زخم صورت زهراست
بماند این که چه در قلب زار خود دارد…
شاعر: علی علی بیگی
مطلب مشابه: متن کوتاه عید غدیر / جملات بسیار زیبا درباره عید غدیر

حیدر حیدر گفتم و پرواز کردم تا بهشت
عشقِ مولا می شود قطعاً که در معنا بهشت
در غدیرِ خُم خدا فرمود بی حُبِّ علی
قدرِ یک ارزن نیارزد هیچ جا حتّی بهشت
ما به عشقِ مرتضا دائم خُماری می کشیم
می کِشد این عشقِ مطلق آخرش ما را بهشت
مانده ام ایوان طلایی نجف را دیده ای؟
نیست این صحن و سرای معنوی الّا بهشت
دوری از شیرِ خدا والله قطعاً فاجعه است
گر که دور افتاده ای معطل نکن باز آ بهشت
دل سپردن بر امیر مؤمنان آرامش است
پس تولّای علی گشته مساوی با بهشت
بر علی گویانِ عالم مادری ضامن شده
می دهد بر حیدریون حضرت زهرا بهشت
طبقِ گفتارِ ائمه مجلسی که بی ریا..
ذکرِ مولا می شود حتماً بود آنجا بهشت
شاکرِ خلّاقِ داداریم شیعه آفرید…
شیعه هستیم و دل ما می شود حالا بهشت
غصّه ای دیگر ندارم با ولای مرتضا..
حیدر حیدر گفتم و پرواز کردم تا بهشت
شاعر: محسن راحت حق
با امیرالمؤمنین..دنیای دیگر ساختم
از وجودِ مرتضا بوده..پیمبر ساختم
نامِ او را مشتق از نامِ خودم کردم..علی
ذکرِ او را در مجالس زیب و زیور ساختم
با ظرافت خلق کردم،آن چنانکه در جهان
فرد و بی همتا شود،زانرو منّور ساختم
این منم خلّاقِ هستی بخشِ عشق و عاطفه
تشنگانِ عشق را ساقی کوثر ساختم
بهرِ یاریّ ِ گرامی خاتمِ پیغمبران…
با درایت خلقتی مانندِ حیدر ساختم
بهرِ اضمحلالِ دشمن از صغیر و از کبیر
جنگجوی بی بدیلی مثلِ صفدر ساختم
اقتدارم را محبّت کردم از قهّآری ام
در میانِ کلّ ِ عالم از همه سر ساختم
بعدِ پیغمبر برای مردمِ کلّ ِ جهان..
از علی مرتضا سردار و رهبر ساختم
بهرِ پیوندِ رسالت با ولایت..یک زنی
پاکتر از گل..چنان زهرای اطهر ساختم
این زن و شوهر تکان دادند دنیا را به عشق
از وجودِ این دو تا گلهای احمر ساختم
من خدایم فخر می سازم به خلقت کردنم
با امیرالمؤمنین..دنیای دیگر ساختم
شاعر: محسن راحت حق
عکس نوشته اشعار امیر المومنین در عید غدیر
هُول و هَراس روز حساب از سرش گذشت
هر زاهدی که فِکرِ ثواب از سرش گذشت
هر کس چشید عشق تو را آبرو گرفت
هرکس چشید عشق تو آب از سرش گذشت
میثم فقط به جرم علی دوست بودنش
تا پای دار رفت و طناب از سرش گذشت
جان ها فدای” موضِعُ الاِصبَعین” در ضریح
بیچاره آنکه تیغ عتاب از سرش گذشت
هر کس مدد گرفت ز دریای لطف تو
با یک اراده موج عذاب از سرش گذشت
انگور بر ضریح تو را هر کسی که دید
فکر و خیال باده ی ناب از سرش گذشت
مولا کریم بود و چنان باده ریخت که
سرریز کرد جام و شراب از سرش گذشت
شاعر: علی اصغر یزدی
زبان قاصر ما مانده در بیان علی
چقدر فاصله داریم با جهان علی!
علی که بود؟ نفهمیده هیچ کس هرگز
نه در زمان معاصر، نه در زمان علی!
نکرد سجده به درگاهِ جز خدا همه عمر
رواست سجده ی عالم بر آستان علی
کدام رایِ به ناحق! کدام حرف خلاف!
کدام تیر خطا رفته از کمان علی؟!
به جستجوی کدام آیه ای؟ کدام دلیل
که آیه آیه خدا هست در بیان علی
دو پیکرند به یک جان، تفاوتی نکند
قسم به جان پیمبر، قسم به جان علی
غدیر درس بزرگی ست درس این که مباد
که سربلند نباشی در امتحان علی
شاعر: میترا سادات دهقانی
تا قافیۀ شعر امیر است و غدیر است
برخیز که هنگام مراعاتُ نظیر است
الیوم که أکملتُ لکم دینکم آمد
تا عرش فراخوان تماشای امیر است
افطار در خانۀ مولا بنشیند
هر خسته که مسکین و یتیم است و اسیر است
بر طبل بکوبید نقاره بنوازید
آواز بخوانید که بی مایه فطیر است
مَن ماتَ علی حُبّ علی ماتَ شهیدا
آنانکه نمردند بمیرند که دیر است!
این شیهۀ اسبان ظهور است می آید
هنگامۀ ما یَستوِی الاعمی وَ بصیر است
می چرخم و می رقصم و تقصیر خودم نیست
این شور و جنون را چه کنم عید غدیر است
شاعر: مهدی جهاندار
در حقیقت معنیِ دین جلوه ی ایمان علی ست(ع)
بعدِ توحید و نبوت بهترین برهان علی ست
آن همای آفرینش مایه ی فخرِ جهان
اولین تفسیرِ دین، از منظرِ قرآن علی ست
نورِ علم و معرفت از سینه اش جاری بوَد
هم سعادت، هم کرامت، عزٌتِ انسان علی ست
ریشه ی عدل و عدالت از علی شد استوار
صورتِ جاویدِ عدل و معنیِ میزان علی ست
آن که دارد یک جهان آیینه در لبخندِ خویش
آن که فرمانِ خدا را می برد از جان علی ست
بارها قرآن ز شانِ او سخن با خلق گفت
وارثِ نورِ محمّد (ص) گوهرِ یزدان علی ست
بیرقِ توحید را یکسر بر افرازد علی(ع)
شورِ ایمان، نورِ قرآن، چشمه ی رضوان علی ست
قوٌت و قلبِ پیمبر، مقتدای فاطمه
در کتابِ آفرینش آیه ی عرفان علی ست
چشمِ عالم خیره شد تا کعبه را آن گونه دید
در طلوعِ فجرِ صادق، کعبه را مهمان علی ست
علتِ خلقت همانا در علی معنا شود
اولین سنگِ بنای عالمِ امکان علی ست
دل به دریا زن مترس از موج های روبرو
چون در این دریای هول انگیز کشتی بان علی ست!
شاعر: هستی محرابی
چشمه ی فیاضِ خدایی علی (ع)
آینه ی قبله نمایی علی (ع)
معنیِ قرآن همه در قلبِ توست
معنیِ قرآنِ خدایی علی
پادشه هان در قدمت خاکِ ره
صاحبِ کرسیِّ ولایی علی
مظهرِ لطف و کرمِ کردگار
آخرِ هر لطف و صفایی علی
خضرِ نبی از لبِ تو آب خورد
منشاءِ هر آبِ بقایی علی
خاکِ رهت سجده گهِ عاشقان
بر افقِ عرش همایی علی
نامِ تو در معرفتِ بندگی ست
بر همه الگوی وفایی علی
قبله ی ما قبله ی تکریمِ توست
عافیتِ هر دو سرایی علی
زنده شوَم بارِ دِگر گر به من
گوشه ی چشمی بنمایی علی
ای که تویی جلوه ی پروردگار
وارثِ انوارِ خدایی علی
بر منِ درمانده عنایت نما
شافیِ آن روزِ جزایی علی!

اشعار زیبای عید غدیر
چهدر هيبت چهدر غيرت چهدر عشق اولين هستی
ميان بهترين اولاد آدم بهترين هستی
جهان عمريست درمانده است در ترديدُ شك، اما
تو خود علم اليقين، عین اليقين، حق اليقين هستی
من از فتح در خيبر به دستان تو فهميدم
كهتو دست توانمند خدا در آستين هستی
سر در چاه را باور كنم يا ذوالفقارت را؟
كه گاهی آنچنان هستی و گاهی اينچنين هستی
بگو از استخواندر گلو، از خار در چشمت
كه پر از خطبه های ناتمام آتشين هستی
بگو چشم نبیروشن؛ بگو چشمحسودان كور
برای فاطمه تنها تو در عالم قرين هستی
هلا ایعشق! ایمعشوق!ایعاشق! هلا ایجان!
تو رويايی ترين مضمون شاعر در زمين هستی
ازآن روزی كه چشممباز شد در گوش من خواندند:
كه «تو» تا لحظهی آخر «اميرالمؤمنين» هستی
از زمانی که عاشقت شده ایم
از غمِ عشقِ این و آن رَستیم
پس گرفتیم دل ز خاروخَسان
دلِ خود را فقط به تو بستیم
از ازل در مسیرتان بودیم
بی قرار و اسیرتان بودیم
ما در این راهِ عشق و شور و جنون
لحظه ای هم ز پای ننشستیم
به خرابانِ کوی انگورت
به نجف بازهایتان سوگند
از هر آنچه به غیرِ تو بوده
ما گُسستیم و بر تو پیوستیم
ما نگوییم اگر که از فضلت
ما نمیریم اگر که از عشقت
بی گمان غیرِ از این دو حالت نیست
یا که نا بخردیم یا پَستیم
کمی از باده ی جنونِ خودت
از سرِ معرفت به ما بِچِشان
تا به هر عاقلی بفهمانیم
که سراسر خراب و بد مستیم
وقتِ نامت چرا نگوید هو؟
هر دلی که اسیرِ این عشق است
دستِ ما نیست ای خدای جنون
ما همه بندگانتان هستیم
باده بردار یارِ شب گَردم
باده بردار و پشتِ دَر بگذار
باده بردار و مست گیری کن
ما فقیرانِ تو تهی دستیم
مطلب مشابه: عید سعید غدیر خم (دلیل نامگذاری و معنای غدیر و پیامک های تبریک این روز)
مطلب مشابه: پیامک عید غدیر خم؛ متن جدید، جملات، اس ام اس و عکس نوشته تبریک عید غدیر

ما عاشق و دلداده ات از روز غدیریم
عمریست که اندر خم یک کوچه اسیریم
از روز ازل تا به ابد ، شکر خداوند….
ما ریزه خور و نوکر دربست امیریم
گر حُبّ علی کم شود از نامه ی اعمال
اندر صف محشر همه بی چیز و فقیریم
بر قرص قمر نام شما حک شده مولا
هر چاردهم منتظر ماه منیریم
مولای مرا گر پدر خاک شناسند
پس ما همگی ذرّه ای از گَردِ مسیریم
یک گوشه ی چشمی ، نظری ساقیِ کوثر
ما جمله مریدان شما همچو کویریم
تبلیغ غدیر است به هر شیعه چو واجب
تا خون به رگ ماست به این امر خطیریم
دوش به کوی جنون دلبر زیبا
آمد و از جمله برد عقل به یغماحالت دیوانگی گشت مشدّد
نسبت فرزانگی گشت مبرّاجملهي دُردی کشان جامه دریدند
داد چو بر باد یار طُرّه ی یلداگیسوی مِشکین فشاند مُشک خُتن را
طُرّهي خوش بو رهاند عنبر ساراولوله افتاد بر عالم ایجاد
جوش چو در کوزه کرد باده ی حَمراباده به پیمانه کرد ساقی مستان
چرخ زند با شتاب ساغر و صهبامویه کنان مویه زد مطرب بی دل
نعره زنان شور خواند شاهد شیدادر صف دُردی کشان پیر خرابات
لرزه در انداخت بر جملهي اشیاگفت کنون کز جهان جمله رهیدید
فاش کنم سرّی از لیله الاسرارفت نبی با بُراق سوی سماوات
تا که ببیند رخ خالق یکتارفت به ملکی که جز او و خداوند
ذره ای از غیر را ره نَبُد آن جاخواست چو بیند ز حق جلوهی اَتمَم
دید علی را عیان خسرو بطحاجلوهي ربّ جلی داور دنیا
آینهي ذات حق صورت و معنامعتکف هل اتی معنی یس
مَصدر نون وَالقلم مقصد طاهاحکمت لَولاک بر ارض و سماوات
علّت ایجاد از مقطع و مبداقول سَلونی از او صادر و ساتع
امر هو الهو بر او دائم و پویادید علی را به طور موسی عمران
چون اَرِنی گفت در وادی سیناجلوهي قهّار شد فاش وهویدا
چون که علی پا نهاد در صف هَیجاسر به زمین ریخت از گردش تیغش
قُلزُم خون ساخت از کشتهي اعداباد خزانی وزید بر صف دشمن
خواند چو احمد ز حق ناد علی راکفر وَ یا حق بود مذهب (مقداد)
اوست خدای جهان واحد یکتابندهي حق و خدا بر دو جهان است
ذکر هو الهو از او گشت هویداشاعر: مقداد اصفهانی
غدیر، خاطری از گل شکفتهتر دارد
غدیر، یک چمن آلاله زیر پر داردغدیر، از سفر حجّة البلاغ هنوز
هزار خاطرۀ ناب در نظر داردغدیر، چشم به راه حضور مهمانیست
که جان عاشق و چشم خدانگر داردچه میهمان عزیزی، که در مدینۀ وحی
غم هدایت و آزادی بشر داردغدیر گفت: خدایا چگونه اقیانوس
به سوی «برکۀ خم» نیّت سفر دارد؟…غدیر، جلوۀ سینا به خود گرفته، مگر
از اتفاق شگفتآوری خبر دارد؟غدیر دید، که یکصد هزار دل لرزید
دل است و صحبت دلبر در او اثر داردغدیر و صبر و سکوت نبی مسَلّم بود
که پردهدار حرم، بیم پردهدر دارددر این مکاشفه، ناگاه دست غیب آمد
که از حقیقت اسلام پرده برداردامین وحی خدا گفت: یا رسول الله
بگو که شمس جمال تو یک قمر داردکنون که چلّهنشینان همسفر جمعاند
بگو که جامعه، حاجت به راهبر داردبگو به حکم صریح خدا علی مولاست
به هرکسی که ولای پیامبر داردعبادت دو جهان، ناز ضرب شصت علیست
بگو کدام جوانمرد، این هنر داردحدیث منزلتش را بخوان در این صحرا
تلاوت از لب تو لذّت دگر داردبگو به عارف و عامی مراقبت بکنند
از این نهال، که هم سایه، هم ثمر داردغدیر و آیۀ «یا اَیُّها الرَّسول» و علی
چه ارتباط عمیقی به یکدگر دارددلش رضا نشود جز به دوستی علی
مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد…شاعر: استاد محمد جواد غفورزاده
کویر مثل گلستان شده ، هوا خوب است
و قدرت نبوی در حجاز مغلوب است
پیام وحی رسید و نبی به مردم گفت:
علی برای امامت چقدر مطلوب استعلی به اذن خدا بعد من امیر شماست
علی چراغ هدایت در این مسیر شماستعلی امیر دوعالم ، علی وصی خداست
علی ولی زمین و علی ولی سَماست
علی همیشه حق است ، حق است با حیدر
و شأن آیهی “اَکمَلتُ” در علی پیداستهمین که گفت علی هست بعدِ من مولا
یکعده از خودِ کفار پس زدند او راعلی که هست؟ همان که چه حرف ها خورده
علی که هست؟ همان که دل مرا برده
علی که هست؟ همان که مسیح با نامش
جلوی چشم همه زنده کرده صد مردهغدیر آمد و عالَم گرفت بوی علی
خوشا بحال دلم ، گشته رامِ کوی علیخراب کوی توام میکنی مرا آباد
بمیرد آنکه به غیر از امام خود دل داد
تمام ارثیه ای که به من رسید این است
غلام کوی تو هستم! مکن مرا آزادبه لطف و رحمت حق ، شد دل گدا روشن
که شمع دل شده با عشق مرتضی روشنمقام تو دهنِ دشمنِ تو را بسته
علی علی به زبان نبی ست پیوسته
همین که میرود حیدر به جنگ با اعداء
ز سرعتش ملکالموت میشود خستهبه یک اشاره و خشمش هزار سر افتاد
زمان جنگ ، ملک هم به دردسر افتادکسی که شهرهی عام است جنگ و پیکارش
کسی دوش نبی میشود سزاوارش
شبانه کوفه ، شبانه مدینه را میگشت
رسیدگی به فقیران فقط شده کارشیقین که نان علی ، نانِ مُسکر است آری
ز سائلان علی ، دور باد بیماریز درد و غم شوم آزاد تا علی گویم
حوائج دلِ بیمار با علی گویم
به کوریِ همهی دشمنان آل الله
درون مسجد و میخانه یا علی گویمپیاله پر شده ، ساقی چقدر مست علی ست
که مستیِ همه کون و مکان به دست علی ستعلی ندارد هرآنکس دلش سرای غم است
هزار بار بگو یاعلی ، هنوز کم است
کسی که رفته نجف ، درک میکند این را
صفای جنت الاعلی صفای این حرم استنجف نرفته چه فهمی ز عاشقی دارد؟
بگو که از سرِ این عشق دست بردارد…بهشت قلب گدا کوی مرتضی باشد
خوشا به حال دلی که پر از صفا باشد
برای نوکر این خانواده هم کافیست
که زیر سایهی گستردهی شما باشدسیاه شد سحر من ، سیاه شد روزم
من از فراق حرم مدتیست میسوزمشاعر : محمدحسین چاوشی










