غزل شماره ۲۵ از غزلیات مولانا؛ من دی نگفتم مر تو را کای بینظیر خوش لقا
غزل شماره ۲۵ از غزلیات مولانا را در روزانه بخوانید. غزلیات مولانا نه تنها از نظر ادبی ارزشمند هستند، بلکه به عنوان یک منبع غنی از اندیشههای عرفانی و انسانی نیز شناخته میشوند. این اشعار همچنان الهامبخش نسلهای مختلف بوده و تأثیر عمیقی بر فرهنگ و ادبیات ایران و جهان دارند. همچنین غزل شماره ۲۶ از دیوان شمس مولانا را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۲۵
من دی نگفتم مر تو را کای بینظیر خوش لقا
ای قد مه از رشک تو چون آسمان گشته دوتا
امروز صد چندان شدی حاجب بدی سلطان شدی
هم یوسف کنعان شدی هم فر نور مصطفی
امشب ستایمت ای پری فردا ز گفتن بگذری
فردا زمین و آسمان در شرح تو باشد فنا
امشب غنیمت دارمت باشم غلام و چاکرت
فردا ملک بیهش شود هم عرش بشکافد قبا
ناگه برآید صرصری نی بام ماند نه دری
زین پشگان پر کی زند چونک ندارد پیل پا
باز از میان صرصرش درتابد آن حسن و فرش
هر ذرهای خندان شود در فر آن شمس الضحی
تعلیم گیرد ذرهها زان آفتاب خوش لقا
صد ذرگی دلربا کانها نبودش ز ابتدا
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۴ از دیوان شمس مولانا؛ چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را؟
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۳ از دیوان شمس مولانا؛ چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ فارسی، مولانا است و به زیبایی و جذابیت معشوق و تاثیر او بر جهان اشاره دارد. حالا بیایید این شعر را به زبان سادهتر توضیح دهیم:
بیت اول:
شاعر به معشوق خود میگوید که تو چقدر زیبا هستی و هیچکس به پای زیبایی تو نمیرسد. قد و قامت تو آنقدر زیباست که آسمان از حسادت به تو دو نیم شده است.
بیت دوم:
امروز تو به مقام بالایی رسیدهای و به عنوان یک سلطان شناخته میشوی. تو هم مانند یوسف زیبا و محبوب هستی و هم نور پیامبر (مصطفی) را در خود داری.
بیت سوم:
امشب من تو را ستایش میکنم، اما فردا دیگر نمیتوانم از زیبایی تو صحبت کنم، چون زمین و آسمان در برابر زیبایی تو ناپدید خواهند شد.
بیت چهارم:
امشب را غنیمت بشمار، من به عنوان خدمتگزار و بندهات در کنارت هستم. فردا ممکن است همه چیز دچار تغییر شود و حتی عرش آسمان هم تحت تاثیر قرار گیرد.
بیت پنجم:
ناگهان طوفانی (صرصری) میآید که نه بامی باقی میگذارد و نه دری. این طوفان چنان قدرتی دارد که هیچ چیز نمیتواند در برابر آن مقاومت کند.
بیت ششم:
از میان این طوفان، زیبایی و فرّ معشوق میتابد و هر ذرهای از جهان در زیر نور او شاداب و خندان میشود.
بیت هفتم:
این نور زیبا به ذرات جهان درس محبت و زیبایی میدهد و هر ذرهای از آن زیبا میشود، چیزی که پیش از این وجود نداشت.
در کل، شعر به زیبایی معشوق و تاثیر عمیق او بر جهان اشاره دارد و شاعر با زبانی شاعرانه احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۲ از دیوان شمس مولانا؛ چندان بنالم نالهها چندان برآرم رنگها
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۱ از دیوان شمس مولانا؛ جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
فال و سرگرمی امروز
فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.










