انشای عینی با موضوعات مختلف؛ ۱۰ انشای کمیاب و جدید

چندین انشای عینی با موضوعات مختلف را در روزانه قرار دادهایم. نوشتن انشا نیازمند تفکر عمیق و تحلیل موضوعات مختلف است. این فرآیند به فرد کمک میکند تا تواناییهای تفکر انتقادی خود را پرورش دهد و بتواند به صورت منطقی و مستدل به مسائل نگاه کند.
فهرست موضوعات این مطلب
انشا عینی در مورد باران
پرسش های عینی درباره باران
باران چیست؟
باران چگونه به وجود میآید؟
نقش باران در چرخه طبیعت و زندگی چیست؟
چرا در کویر باران نمی بارد؟
علت کاهش باران و خشکسالی در سال های اخیر چیست؟
انشا عینی در مورد باران با روش پرسش سازی
به قطرات ریز آب که از ابرها فرو میریزند، باران میگویند. بارش باران بخش عمده ای از چرخهٔ آب در طبیعت محسوب شده و آب شیرین سیاره زمین را فراهم میکند. با بالا رفتن بخارهای آب کم کم ابر تشکیل میشود و با بالا رفتن ارتفاع ابرها کم کم به نقاطی میرسند که بسیار سرد است، در نتیجه بخار آب و قطرات ریز آب در داخل ابر سرد شده و فشرده میشوند و سرانجام به شکل باران فرو میآیند. در واقع وقتی آب بسیار فراوانی متراکم میشود، حجم و وزن قطرات آب موجود در ابرها به حدی افزایش مییابد که هوا قادر به نگهداشتن آنها نیست. آن وقت طی فرآیندی به نام «بارش»، به شکل باران، برف و تگرگ دوباره به زمین بازمیگردند.
مقداری از باران به دریاها و اقیانوسها می ریزد و مقداری دیگر به خشکی سرازیر میشود. قسمتی از قطرات باران توسط گیاهان جذب شده و سرسبزی و حیات طبیعت را سبب میشوند. قسمتی دیگر از باران نیز در خاک نفوذ میکند. از آنجا که قسمتی از پوسته زمین نفوذ ناپذیر است آبها در ین قسمتها مهار شده و ذخیره میگردند و بعداً ازطریق چشمه ها ، قنات ها و چاه ها مورد استفاده قرار میگیرند. آبی که انسان امروزه از دل چاه عمیق بیرون میکشد و با نوشیدن آن زنده میماند، حاصل قطرات بارانی است که احتمالا سالها قبل در اعماق زمین برای امروز ذخیره شده است، بی آنکه فاسد شود.
همچنین باران، هوا را پاکیزه میکند، گرد و غبار و ذرات معلق در هوا را در خود حل کرده و به زمین میآورد. اگر باران نمیبارید، پس از مدتی آلودگی هوا به حدی میرسید که تنفس برای انسان غیر ممکن میشد.
شاید بپرسید چرا در بعضی مناطق بیشتر باران میبارد و در مناطقی مثل کویر باران نمیبارد؟ دلیل آن این است که اگر ابرها به توده های گرم هوا برخورد کنند (مثلا در محیط های گرم کویری)، از حالت تراکم خارج شده و قطرات آب موجود در آنها به سمت زمین حرکت میکنند اما این قطرات در مسیر بارششان، قبل از برخورد به زمین بخار می شوند وبه این شکل بارانی تشکیل نمیشود. اما اگر ابر به یک توده هوای مرطوب و خنک برخورد کند، بزرگتر و بزرگتر میشود و با بزرگتر شدن ابر، قطرات ریز آب به هم میپیوندند و قطرات درشت تری را تشکیل میدهند. در این حالت، قطرات بزرگتر وزن بیشتری پیدا می کنند و به شکل باران فرو میریزند.
از بین بردن جنگلها می تواند باعث کاهش بارندگی در جهان شود. قطع بی رویه درختان و نابودی جنگلها، رطوبت را کاهش داده و فرآیند تشکیل ابرها و باران را دچار اختلال میکند. هرچه انسان بیشتر منابع آبی و جنگلها و مراتع را تخریب کند، گرمای زمین را افزایش و میزان بارش باران را کاهش داده است. از طرفی اسراف در مصرف آب عملا باعث کاهش نزولات خواهد شد.
در صورتی که آب باران به طور طبیعی از پاکیزه ترین آبهاست، امروزه آلودگی هوا بر اثر فعالیت های بی رویه کارخانه ها و … باعث ایجاد باران اسیدی میشود که خود معضل دیگری است. انسان باید برای بقای طبیعت و آیندگان، دست از سودجویی و رفتارهای آسیب زننده به طبیعت بردارد تا بتوانیم در سال های آینده شاهد بارش بیشتر و تجدید حیات طبیعت باشیم.
مطلب مشابه: انشا در مورد آلودگی هوا + 16 انشای زیبای در مورد آلودگی هوا و هوای آلوده
مطلب مشابه: انشا با موضوع از کوزه همان برون تراود که در اوست (۸ انشا جدید)
انشا درباره ذهنی و عینی

مقدمه:
خورشید، منبع نور و گرمای زمین، نه تنها در دنیای عینی به عنوان یک ستاره ی عظیم و درخشان شناخته میشود، بلکه در دنیای ذهنی نیز جایگاهی ویژه دارد و از دیرباز الهامبخش انسان در اساطیر، هنر و ادبیات بوده است.
بدنه:
خورشید در دنیای عینی:
مشخصات علمی: خورشید، ستارهای با جرمی 333 هزار برابر جرم زمین است که از هیدروژن و هلیم تشکیل شده است. دمای سطح خورشید حدود 5500 درجه سانتیگراد و هسته آن حدود 15 میلیون درجه سانتیگراد است.
نقش در منظومه شمسی: خورشید، مرکز منظومه شمسی است و با جاذبه ی خود، سیارات و سایر اجرام را در مدار خود نگه میدارد. نور و گرمای خورشید، برای حیات در کره زمین ضروری است.
منبع انرژی: خورشید، منبع عظیمی از انرژی است که از طریق فرآیند همجوشی هستهای تولید میشود. انسانها از انرژی خورشیدی برای تولید برق، گرمایش و سایر مصارف استفاده میکنند.
خورشید در دنیای ذهنی:
نماد: خورشید، از دیرباز به عنوان نمادی از قدرت، گرما، نور، و امید شناخته شده است. در اساطیر و فرهنگهای مختلف، خورشید به عنوان خدایگان یا موجودی مقدس مورد پرستش قرار میگرفته است.
الهامبخش: خورشید، الهامبخش بسیاری از آثار هنری، ادبی و فلسفی بوده است. شاعران، نقاشان و نویسندگان از خورشید به عنوان نمادی از زیبایی، عظمت و راز هستی استفاده کردهاند.
احساسات: خورشید، حس گرما، صمیمیت، خوشبختی و آرامش را در انسان تداعی میکند. طلوع و غروب خورشید، از زیباترین پدیدههای طبیعی هستند که انسان از مشاهده آنها لذت میبرد.
تقاطع ذهنی و عینی:
خورشید، در نقطه ی تقاطع دنیای ذهنی و عینی قرار دارد. از یک سو، خورشید یک پدیده ی عینی و قابل مطالعه با علم است. از سوی دیگر، خورشید در ذهن انسان، معانی و مفاهیم عمیق و فراتر از واقعیت فیزیکی دارد.
نتیجه گیری:
خورشید، نه تنها یک منبع نور و گرما، بلکه منبع الهام و خلاقیت نیز است. درک عمیق از خورشید، نیازمند شناخت هم.
انشای عینی درباره درخت

مقدمه:
درخت، موجودی زنده و باشکوه است که در نگاه هر کس، تصویری متفاوت میآفریند. درختی که در مقابل دیدگان ماست، هم در دنیای عینی وجود دارد و هم در دنیای ذهنی ما.
بدنه:
نگاهی به درخت در دنیای عینی:
در دنیای عینی، درخت، موجودی زنده با ساختاری پیچیده است. تنه، شاخهها، برگها، ریشهها و میوهها، اجزای مختلف درخت را تشکیل میدهند. هر کدام از این اجزا، وظایف و کارکردهای خاص خود را دارند. درخت، در چرخه آب و هوا، تولید اکسیژن و حفظ تعادل زیست محیطی نقش مهمی ایفا میکند.
نگاهی به درخت در دنیای ذهنی:
در دنیای ذهنی، درخت، نمادی از زندگی، سرسبزی، صلح و آرامش است. درخت، در ادبیات، شعر، نقاشی و سایر هنرها، به عنوان عنصری الهامبخش و زیبا مورد استفاده قرار میگیرد. هر کس، با دیدن درخت، احساسات و خاطرات
ذهنی و عینی، دو دریچه برای دیدن و فهم درخت هستند. با نگاهی عینی، میتوانیم ساختار و کارکردهای درخت را بشناسیم و با نگاهی ذهنی، میتوانیم از زیبایی و رمز و راز درخت لذت ببریم.
نتیجه گیری:
درخت، درختی که در مقابل دیدگان ماست، هم در دنیای عینی وجود دارد و هم در دنیای ذهنی ما. برای شناخت کامل درخت، باید از هر دو دریچه ی ذهنی و عینی به آن نگاه کنیم.
امیدواریم که این انشا مورد پسند شما قرار گرفته باشد.
مطلب مشابه: انشا بهترین دوست من چگونه فردی است؟ (۸ انشا کوتاه و بلند)
مطلب مشابه: انشا با موضوع نامه ای به خدا؛ ۹ انشا مذهبی و ادبی جدید
انشای عینی درباره مرگ
مقدمه: مرگ و زندگی در نگاه اول به نظر دو مفهوم متضاد به نظر میرسند. در این انشا قصد داریم به تفاوتهای این دو بپردازیم.
بدنه اصلی: مرگ و زندگی به دنبال یکدیگر میآیند و ممکن است در یک لحظه زندگی جای خود را به دیگری بدهد و اگر طبیعی باشند، اراده انسان در وقوع آنها تأثیرگذار نیست.
زندگی و مرگ دو جزء جداییناپذیر از هر موجود زنده هستند. موجودات وقتی که نفس میکشند و جان در بدنشان دارند، باید زندگی کنند. وقتی هم که عوامل حیاتی مثل هوا و غذا به آنها نرسید یا بر اثر عمر زیاد و پیر شدن جان از بدنشان خارج شد، مرگ به سراغشان میآید.
وقتی زندگی آغاز میشود و یک نفر پا به این دنیا میگذارد باعث خوشحالی اطرافیانش میشود. آمدن مرگ غم و ناراحتی به دنبال دارد و اطرافیان را غصهدار و ماتمزده میکند. اما پس از مدتی هر دو فراموش میشوند، پس هیچکدام ماندگار نیستند اما زندگی ارزش توجه بیشتری را دارد.
زندگی فرصتهای زودگذر ارزشمند در اختیار انسان قرار میدهد تا آن را بسازد و به کیفیت زندگی کمک کند و اگر فرصتهای زندگی را هدر بدهد، در لحظه مرگ پشیمان خواهد بود.
بعضیها دوست دارند که مرگ هرگز به سراغ آنها نیاید اما باید بپذیرند که از آغاز هستی این چنین بوده است و انسانها قادر به تغییر این مسئله نیستند؛ هرچند محققان و دانشمندان درباره حذف مرگ تحقیق و آزمایش میکنند، هنوز به نتیجهای نرسیدهاند. پس تنها میتوان از زندگی لذت بُرد.
نتیجه گیری: کنار هم قرار گرفتن واژه های مرگ و زندگی یادآور این است که زندگی همیشه پایدار نیست و مرگ و نیستی روزی به سراغ انسان میآید، پس باید با غنیمت شمردن زندگی و بُردن استفاده بینهایت از لحظات زندگی برای انجام دادن کارهای خوب، کاری کند که در لحظه مرگ آرامش داشته باشد.
انشای عینی درباره کتاب
من عاشق کتاب ها هستم و همین علتی بود که مغازه ی بزرگی اجاره کنم و کتاب فروشی باز کنم.
هر روز صبح، خود را تا کتاب فروشی ام می رسانم و درب مغازه را باز می کنم. این جا دنیای من است دنیایی پر از داستان ها و قصه های شگفت انگیز.
همیشه دلم می خواست این دنیای عجیب را با دیگران به اشتراک بگذارم، دلم می خواست آن ها نیز مانند من فرصت تجربه ی این دنیا را داشته باشند.
هر کدام از این کتاب ها مانند یک تکه ی با ارزش از زندگی من هستند، و برایم عجیب است چگونه در برخی خانه ها کتاب ها گوشه ای می مانند تا گرد و غبار زمان آن ها را فرا بگیرد…
خواندن کتاب لطفی است در حق خودمان، نباید اجازه دهیم کتاب ها فراموش شوند باید آن ها را بخوانیم، باید گرد و غبار کتاب خاک گرفته را تمیز کنیم، صفحاتش را بگشاییم و همسفر قصه های آن شویم.
زمانی که شروع به خواندن اولین سطر از یک کتاب می کنی قدم در جهانی می گذاری که هیچ جای دیگر نمی توانی آن را تجربه کنی… آدم های داستان ها، دوستان تو می شوند و خودت را کنار آن ها تصور می کنی، با اندوهشان، غم وجودت را فرا می گیرد و با شادیشان، شور و شعف را در خود حس می کنی.
می توان ساعت ها در میان این کتاب ها ماند بدون خستگی، می توان ساعت ها در دنیای کتاب ها غرق شد بدون آن که حتی یک لحظه متوجه هیاهوی اطراف شوی.
کتاب برای من چیزیست که روحم را تعالی می بخشد و تفکری عمیق تر به من هدیه می کند، و علتی می شود تا دنیا و مردمانش را جور دیگری بنگرم.
کتاب بهترین دوست و همدمی ست که داشته ام و دارم، دوستی که با من از هزاران جای مختلف سخن می گوید و آن چه که جای دیگری نیاموختم را به من می آموزد.
مطلب مشابه: انشا با موضوع پدرم چگونه مردی است؟ ۱۰ انشا کامل و جدید
مطلب مشابه: انشا با موضوع اگر می توانستم پرواز کنم (۱۰ انشا کامل و جدید)
انشا عینی درباره دریا

پرسشهای عینی درباره دریا
دریا چیست؟
چرا آب دریاها شور است؟
اگر آب دریا شیرین بود چه می شد؟
زندگی در دریا چگونه است؟
فواید وجود دریاها در زندگی انسان چیست؟
انشا عینی درباره دریا با روش پرسش سازی
به آبهای شور با حجم بسیار که محوطهی پهناوری را فرا میگیرند و به اقیانوس راه دارند دریا گفته میشود. دریاها از دریاچه بزرگتر و از اقیانوس ها کمی کوچکترند. تقریباً سه ربع از سطح کره زمین با دریاها پوشانده شده است، تا آنجا که از فضا، سیاره ما شبیه تیله ای آبی به نظر میرسد.
آب دریاها شور است و این شوری برای زنده ماندن و فاسد نشدن موجودات دریایی حیاتی است. اگر آب دریا شیرین بود، خطر گندیدن آب بیشتر میشد؛ در آن صورت، در آب دریاها موجودی زنده باقی نمیماند. بدین ترتیب بخش عظیمی از منبع غذایی و حتی دارویی انسانها نیز، از میان میرفت. از طرف دیگر با فاسد شدن آب دریاها و اقیانوسها، حیات انسانها و سایر حیواناتی که در خشکی زندگی میکنند هم مورد تهدید قرار میگرفت.
محیط دریا به عنوان یک زیستگاه، دارای تنوع بسیار فراوانی از زندگی است. از کوچکترین گیاهان ذرهبینی تا تنومندترین گیاهان در دریاها میرویند. تاکنون راهی برای پی بردن به شماره موجودات دریایی و حتی تخمین میزان آنها که سر به میلیاردها میزند، پیدا نشده است. دانشمندان اثبات کردهاند که حتی در عمیقترین نقاط دریا نیز که هیچ نوری نیست، جانورانی یافت میشوند. در اعماق دریا جانورانی وجود دارند که از خودشان نور ساطع میکنند. اندام چنین جانورانی، چنان مقاوم و محکم است که میتواند فشار زیاد آب را در اعماق دریا تحمل کنند. عظیمترین جانوران روی زمین را نیز در دریاها میتوان پیدا کرد.
وجود دریاها تاثیر و فواید بسیاری در زندگی بشر دارد. دریا یکی از مهمترین منابع تغذیه انسان را تشکیل میدهد و همه ساله میلیونها تن گوشت تازه از دریا صید میشود. محیط دریا بهترین شرایط رشد و پرورش را برای موجودات دریایی دارد. امروزه به لحاظ پزشکی ثابت شده است که مواد غذایی دریایی و گوشت ماهیها، سالمترین و غنیترین منبع غذایی است که سرشار از ویتامینهای مفید برای بدن انسان است.
از گذشته تا کنون، دریاها و اقیانوسها، از مهمترین راههای ارتباطی میان قارهها و کشورها بوده اند. امروزه دریا مسیری ضروری برای تجارت، مسافرت، استخراج مواد معدنی و تولید برق محسوب میشود و نقش آن در زندگی انسان ها بسیار پررنگ است.
مطلب مشابه: انشا با موضوع تفاوت معلم خوب و معلم بد چیست؟ (۸ انشا جدید)
مطلب مشابه: انشا با موضوع اگر مخترع بودم، چه چیزی اختراع میکردم؟
انشای عینی درباره جنگل
صبح و پرتو آفتاب مانند طلای روی امواج ملایم رودخانه می درخشید . امروز بیشتر از همیشه دلم گرفته بود . درکنار رودخانه یک درخت هفتاد ساله بود من نشستم و سرم را بر تنه درخت تکیه دادم .
سکوت گرمی مرا فرا گرفت چشمانم رابستم باد مانند نوازش مادر روی گونه هایم حس کردم صدای جاری بودن اب رود خانه مانند این است که با مداد آبی امیخته شده است.
قطره ها مانند چند دوست با یک دیگر شوخی می کردند. با قایق کناره رودخانه رفتم درون اب . قایق رودخانه را شکافته بود به درون آب نگاه کردم خودم را می بینم مروارید های رنگارنگ دستم را درون اب کردم . همانند پارچه های نرم بود , به کوه ان سوی رودخانه خیره شدم , که با رنگ های قهوه ای رنگ شده .
نفس عمیقی کشیدم , هوا را معطر حس میکردم , از بوی خار گل گرفته تا بوی آب و…. . من فهمیدم که این ها همه از خلقت خداوند است.
انشای خورشید عینی
به نام خدا…
خورشید یکی از میلیاردها ستاره ی موجود در جهان است. این ستاره در مرکز منظومه ی شمسی قرار دارد. نه سیاره ی منظومه ی شمسی تقریباً بر روی یک صفحه به دور خورشید می چرخند. خورشید به دلیل نزدیکیش به ما درخشانتر وبزرگتر از سایر ستارگان به نظر می رسد. فاصله ی آن تا زمین 150 میلیون کیلومتر است. قطر خورشید حدود 1.390.000 کیلومتر است که در مقایسه با قطر زمین (12756 کیلومتر) بسیار زیاد است. با اینکه خورشید از گاز تشکیل شده است، وزن آن بیش از 300 هزار برابر وزن زمین است. حجم خورشید حدود 3/1 میلیون برابر حجم زمین است. هشت دقیقه و 20 ثانیه طول می کشد تا پرتوهای خورشید به زمین برسند . خورشید نیز مانند سایر اجرام آسمانی همواره در حال حرکت است. این ستاره به همراه سایر اجرام منظومه ی شمسی هر 225 میلیون سال یک بار به دور کهکشان راه شیری می چرخد. علاوه بر این خورشید به دور محور خود نیز در حال گردش است. دمای مرکز آن حدود 15 میلیون درجه ی سانتی گراد است.
سطح خورشید از سه لایه ی گاز تشکیل شده است. داخلی ترین لایه «شید سپهر» نام دارد. دمای این لایه حدود شش هزار درجه ی سانتی گراد است. لکه های خورشیدی در سطح شید سپهر ظاهر می شوند. لایه ی بالاتر، «رنگین سپهر» نامیده می شود. ضخامت این لایه 14 هزار کیلومتر است. رنگین سپهر از هیدورژن، هلیم و سایر گازها به وجود آمده است. دمای این لایه حدود پنج هزار درجه ی سانتی گراد است. به خارجی ترین لایه ی خورشید که اطراف رنگین سپهر را احاطه کرده است، «تاج» می گویند.
خورشید منبع نور و حرارت در منظومه ی شمسی است. بدون وجود آن امکان ادامه ی حیات بر روی کره ی زمین غیرممکن است.
انشای عینی درباره زندگی
مرحله ی اول: طرح پرسش های گوناگون
1: چرا زندگی پر از فراز و نشیب است؟
2: در چه کشور هایی زندگی بهتر است؟
3: چرا برخی میگویند باید در زندگی بسازی و بسوزی؟
4: زندگی چیست؟
5: آیا زندگی برای همه ی انسان ها یکی است؟
6: آیا میتوان شیرینی زندگی را حس کرد؟
مرحله ی دوم: شناسایی و جدا کردن پرسش های عینی
1: زندگی چیست؟
2: چرا زندگی پر از فراز و نشیب است؟
3: آیا زندگی برای همه ی انسان ها یکسان است؟
4: در چه کشورهایی زندگی بهتر است؟
مرحله ی سوم: گزینش و سازماندهی پرسش ها
1: زندگی چیست؟
2: چرا زندگی پر از فراز و نشیب است؟
3: ایا زندگی همه ی انسان ها یکسان است؟
4: در چه کشورهایی زندگی بهتر است؟
متن نوشته:
زندگی در واقع تنها به معنای زنده ماندن نیست که فکر میکنند، نفس کشیدن خود تنها یک زندگی است یا بخور و نمیر زندگی کردن میتواند جزئی از یک نوع زندگی کردن باشد اما در واقع زندگی کردن یعنی فراهم بودن کلیه ی نعمات دنیا که ساخته ی دست بشریت میباشد میباید جهت رفاه و زنده ماندن در دسرس قرار گیرد چه در زمینه ی اقتصادی و چه در زمینه ی اجتماعی میتواند رل اساسی در پیشبرد هرچه بهتر زندگی کردن انسان ایفا نماید و بشریت را به سر منزل خوشبختی و ارزوهای دیرینه اش سوق دهد. لازم به ذکر است موقعی که انسان ها برای دستیابی به اهداف زندگی اعم از خورد، خوراک، پوشاک و سایر لوازم زندگی که بتواند به دست اورد و یا برای رسیدن به ان میباید شیره ی جانش را بمکند و سختی روزگار را با جان بخرد و از بینهایت ارزو بگذرد تا شاید بتواند به زندگی پر از فراز و نشیب را که هر روزه رفیق او در زندگی شده و یقه اش را گرفته یه زندگی بخور و نمیر را برای خود و خانواده اش فراهم نماید. باید بدانیم در جوامعی که بنیان زندگی کردن بر اساس مالکیت خصوصی استثمار به دست انسان بنا نهاده شده و اجازه داده میشود عده ای انگشت شمار به ثروت های افسانه ای و هنگفت برسند و از دس رنج و زحمات 99 درصد مردم جامعه سود ببرند و به ارزوهای خیالی خود برسند و از هر نظر برای خود و فرزندانشان خوشبختی را فراهم سازند ولی از طرف دیگر بخش اعظم جامعه عبارتند از مردمان فقیر و تهی دست و کارگران و زحمتکشان که با زور بازوان خود که در بردگی مزدی گرفتار امده اند که میتواند 99 درصد جامعه در دنیا را تشکیل دهند و در زیر خط فقر چیزی به نام زندگی، تازه زندگی هم نیست شب و روز را سپری نمایند. کشورهای افریقایی و کشورهای خاورمیانه و در کل کشور های در حال توسعه شامل زندگی پر مشقت تری هستند که باعث شده بخش عظیمی از مردمان این کشورها از نعمت درس خواندن محروم گردن و یا کودکان خیابانی و یا زنان به کارهای رو سپی گری روی اورند به عنوان نمونه کشور هند قابل ذکر انشاء مورد نظر است.
انشای عینی درباره ستاره

روی ایوان ایستاده بودم و ب اسمان پر ستاره نگاه میکردم،صدای مرموزی مرا به خود جلب کرد ،نردبامی که گوشه ی حیاط بود تکان میخوردنزدیک تر شدم ولی چیزی نبود،ناگهان به سرم زد تا از پله های آن نردبام بالا روم .
پله ها را یکی یکی میگذراندم و گویی نردبام بلند تر میشد .همانگونه ک بی وقفه پله ها را سپری میکردم میتوانستم حضور گرمای ستارگان را در کنار خود حس کنم
روی یکی از پله ها متوقف شدم و دستم را دراز کردم تا ستاره ای را ب دست بگیرم .
چند ستاره ای کندم و در جیب بلوزم گذاشتم ،با احتیاط پله ها را باز گشتم،ناگهان پایم به یمی از پله ها گیر کرد و با صدایی محیب ب زمین خوردم.
در همین حین ک از ترس جیغ میکشیدم مادرم مرا از خواب بیدار کرد
از حول و ترسی ک در جان داشتم دست خود را ب سمت جیبم اما ستاره ای در کار نبود
نفسم را ب بیرون دادم و خدارو شکر کردم ک همه ی اتفاقات خواب بود.
مطلب مشابه: انشا در مورد ذهن بلند پرواز؛ ۸ انشا با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری
مطلب مشابه: انشا درباره دوست داشتن؛ ۹ انشا عشق و دوست داشتن پایه های مختلف










