انشا درباره جانباز برای پایه های مختلف (با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری)

در سایت ادبی و هنری روزانه چندین انشا درباره جانباز را برای شما دوستان قرار دادهایم. جانباز کسی است که در راه کیان و شرف و دین به دفاع میپردازد و علیرغم کوششهایش در حفظ جان، به اراده الهی بخشی از پیکر خویش را از دست داده و به دوست میدهد. روز 15 بهمن میلاد حضرت عباس در ایران به نام روز جانباز نامگذاری شده است.
فهرست موضوعات این مطلب
انشا درباره پدر جانباز
بی دست میتوان پرید، بی چشم خوب تر میتوان دید
جانبازان آیت روشن این مدعایند
پدر جانبازم میخواهم برایت یک انشا بنویسم و حرف هایی که نمی توانم رودررو به تو بگویم را در قالب کلمات روی کاغذ بیاورم. پدر خوبم روزهای بسیار را شاهد سختی هایی که تحمل میکنی بوده ام، اما تو همیشه صبوری و فقط لبخند میزنی، اعتقادت این است که با خدا معامله کرده ای و نباید شکایتی داشته باشی. اما چطور می توانی انقدر آرام و صبور باشی و این همه درد را تاب بیاوری.
میخواهم از ته قلبم بگویم که میدانم چه کار بزرگی برای من و امثال من کرده ای، اگر شجاعت، فداکاری و از خودگذشتگی تو نبود من و همه ـن هایی که گاهی ارزش کار شما را فراموش می کنیم معلوم نبود چه سرنوشتی داشتیم.
خیلی وقت ها خودم را به جای تو میگذارم و فکر میکنم که اگر من به جای تو بودم میتوانستم وجودم را برای دیگری به خطر بیاندازم یا نه؟ اینجور موقع ها حرف های تو به یادم می آید که میگفتی تو برای روزهای جنگ دلیل و انگیزه بزرگی داشتی که باعث میشد هدفت فراتر از این حرف ها باشد. من به اعتقاد تو و رابطه نزدیکی که با خدا داری حسودی ام می شود.
روز تولد حضرت ابوالفضل الباس را روز جانباز نامگذاری کرده اند، حضرت عباس هم جانش را فدای برادرش و بهتر بگویم فدای اعتقادش کرد و چه انتخاب زیبایی برای روز جانباز.
مطلب مشابه: انشا درباره ظلم و ستم؛ ۱۰ انشا جدید درباره ظلم، ستم و مظلوم
انشا ادبی درباره جانباز

از دوست به یادگار دردی دارم کآن درد به صد هزار درمان ندهم
روز جانباز یادآور فداکاری و وفاداری به آرمان های بزرگ انقلاب است و جانبازان، مردان شایسته ای هستند که مقتدرانه پرچم کشور را استوار نگه داشته اند.
جانبازان بزرگترین قهرمانان کشور هستند، افرادی که از جوانی و زندگانی خود دست کشیدند تا جان خود را فدای دفاع از میهن کنند. امام خمینی (ره) جانبازان را شهدای زنده نامیدند و براستی که جانبازی کم از شهادت نیست. افراد جانباز پشتوانه یک ملت و کشور هستند و هر زخم و دردی که از دوران جنگ به یادگار دارند، نشانی از ایثار و از خودگذشتگی آنهاست.
بسیاری از افراد حاضر به چنین فداکاری برای کشور نیستند و ترجیح می دهند به دنبال اهداف شخصی خود باشند. اما جانبازی یعنی ایثار، و قدردانی از این سرمایه های بزرگ حداقل کاری است که می توان در روز جانباز انجام داد و جانبازان بهترین الگو برای جوانان در راه وطن دوستی، صبر، استقامت، ایثار و فداکاری هستند.
انشا درباره روز جانباز
هر سال در روز ولادت حضرت ابوالفضل (ع) روز جانباز را گرامی میدارند، چون حضرت ابولفضل (ع) از حق بر علیه باطل دفاع کرد و در این راه دو دست خود را از دست داد. از خودگذشتگی بارزترین ویژگی جانبازان بزرگوار است و چه بسیار افراد جانبازی که گمنام هستند و تنها زخم های دوران جنگ را به دوش می کشند.
گرچه مقام شهدا بسیار بلند مرتبه است اما جانبازان را می توان فرشته هایی با بال شکسته دانست که هم غم فراق دوستان شهید خود را به دوش کشیدند و هم هر روز ناچار به تحمل زخم هایی هستند که از دوران جنگ برای آنها به یادگار مانده است. آنها نیز می توانستند مانند خیلی از مردم نسبت به دشمن بی تفاوت باشند و حالا در رفاه و سلامتی زندگی کنند، اما جانباز سرشار از معرفت است و هر کدام از زخم هایی که بر بدن دارد نشان جوانمردی و غیوری اوست.
آنها زندگی دنیایی خود را برای رفاه یک ملت فدا کرده اند و هر جانباز گواه ایستادگی و صبوری و مردانگی است و نشان می دهد که می توان با بال شکسته هم پر از غرور و صلابت بود.
انشا ادبی و قشنگ درباره یک جانباز
روز جانباز بهانه ایست تا به نوشتن انشا درباره جانباز پردازیم. جانبازی یعنی یک عمر نبرد، ابتدا در میدان جنگ و در نهایت نبرد و مقاومت در برابر زخم ها و دردهایی که از جبهه و جنگ به یادگار مانده است. جانبازی یعنی شهامت و اراده و ایستادگی برای باورها و عقاید یک کشور.
جانبازان سرمایه های کشور هستند، که اگر نبودند و جوانمردی آنها نبود، اکنون دشمن بر ما چیره شده بود. یک عمر زندگی کردن با دردهای جا مانده از دوران جنگ، تنها کار مردان بزرگ است.
هر جانبازی افتخار کشور و نشانی از اراده یک ملت برای ایستادگی در برابر ظلم و استبداد است. به عقیده من همه جانبازان فارغ از مشکلات و رنج هایی که در زندگی امروزه با آن همراه هستند، از صمیم قلب خوشحال اند و وجدانی آسوده دارند، چون می توانستند نسبت به دشمن و خاک کشور بی تفاوت باشند اما قلبی بزرگ و اراده ای قوی داشتند و همه زندگی خود را فدای میهن کردند.
آنها می توانند با افتخار سر خود را بالا بگیرند و برای آیندگان از فداکاری های خود و همرزمانشان بگویند. چه خوب است که همه ما از جانبازان و ایثارگران بیاموزیم که ایستادگی در برابر آرمانها یعنی سربلندی.
غمگین مباش که یک جانباز هستی
خوشحال باش
میدانی چرا؟!…
چون بالهایت هنوز سر جایشان هستند
مطلب مشابه: انشا درباره قضاوت؛ ۱۱ انشا درباره قضاوت کردن برای پایه های مختلف
انشا درباره خاطره یک جانباز

جزیره مجنون که آزاد شد، من هم جزو اکیپهای جمع آوری غنائم و تجهيزات، به آنجا اعزام شدم. یکی از روزهای آخر ماموريت، در حالي كه یک کانتینر12 متری را بُکسل کرده بودم به پشت خودوري تویوتا و داشتم برمیگشتم به طرف مقر، وسطهای راه دیدم جلوی ماشین یک چیزهایی است درست مثل حباب روی سطح آب.
حدس زدم هواپیماهای دشمن آمدهاند و من متوجه نشدهام و حالا دارند با تیربار به طرفم شلیک میکنند.
زدم روی ترمز و پریدم پایین. تا پیاده شدم هواپیماها، اطرافم را بمباران کردند. سریع رفتم زیر تویوتا تا حداقل سنگری داشته باشم. بمب ها صدای چندانی نداشتند وقت منفجر شدن به یکباره نفسم تنگ شد. پیش خودم گفتم؛ حتماً از گاز باروت است.
بمباران که تمام شد آمدم بیرون. هنوز نفسم تنگ بود. بی توجه نشستم پشت فرمان و به مقر رفتم.
میخواستم کانتینر را جا به جا بکنم که هواپیماها دوباره آمدند. به قدری سریع که حتی فرصت نکردم از ماشین پیاده شوم. بمباران کردند. یک بمب درست افتاد روی صندلی گریدری که نزدیکم بود.
دوباره احساس نفس تنگی کردم، این بار شدیدتر از بار اول. تا آن زمان عراق آن صورت از بمب شیمیایی استفاده نکرده بود و به همین خاطر هیچکدام از این سلاح اطلاع كاملي نداشتیم.
هر چه زمان بیشتر میگذشت حالم بدتر میشد. شب حالم به قدری خراب بود که بچهها منتقلم کردند به بیمارستان.
و اينگونه بود كه سرفه و خلط هاي شيميايي رفيق راه زندگي ما شد.
متن انشای فرزند یک جانباز
به نام خدا
اسم من امیر محمد است. شاید خیلی از بچه ها نوشتند مادرشان را بیشتر دوست دارند که معلوم است ، اما من… اما من … پدرم را بیشتر دوست دارم چون مثلا” وقتی به خس خس می افتد ما بچه ها باید سریع اتاق را ترک کنیم تا بقول پدرم روحیه مان خراب نشود.
من پدرم را بیشتر دوست دارم که در 15 سالگی مانند یک سرباز وطن پرست رفت و جنگید و بعثی های نامرد شیمیایی زدند. هنگام پانسمان زخم های پدرم حق نداریم داخل اطاق شویم حتی برای تمیز کردن دندان مصنوعی اش چون که دندان های سالمش را داروهای اعصاب وروان خرد کرده. ما نباید آنجا باشیم و ببینیم، چون پدرم متنفر است و ما کاری نمی کنیم تا او را بیشتر عذاب بدهیم . پدرم را آنقدر دوست دارم که زمانی که می دانم پولی ندارد و خرج خانه هم ندارد راضی نمی شوم تقاضای خرید چیزی بکنم.
پدرم مرد است مانند تمام دلیران ، بالای سر تختش عکس امام ، آقا و هم سنگری هایش را گذاشته و موقعی که دلتنگ می شود مثل غروب های جمعه، به آرامی اشک از چشمانش جاری می شود و ما بازهم او را تنها می گذاریم. می دانید چر؟! چون پدرم می گوید من ولی نعمتی داشتم و برای او جنگیدم و به داده ها و نداده ها قانعم ، اما چرا باید روحیه فرزندم را خراب کنم و من دوست دارم تمام این مصائب شیرین را خودم بدوش بکشم. درآخر من مادرم را دیوانه وار دوست دارم ،اما اعتراف می کنم پدرم را بیشتر دوست دارم هرچند تمام مصائب را با مادرم شریک شدند و مانند دو فرشته از هم غافل نمی شوند و یاد مظلومیت اهل بیت می افتم که فریادها را در گلوی خود خفه می کردند تا دشمن شاد نشود. آیا این پدر سزاوار پرستش نیست؟! مادرها که بهشت زیر پای آنان است ولی پدرم جای دیگری دارد.
در انتها من هم از قول پدرم می گویم این وضع حکمتی داشته و خدا یی که درد را به ما داده تا آن را تحمل کنیم ، خواسته ایمانمان را محک بزند. به همه قول می دهم پدرم رو سفید است و منتخب یاران امام زمان خواهد بود.
مطلب مشابه: انشا درباره جنگ با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری (۱۲ انشا پایه های مختلف)
انشا درباره روز جانباز
بدنه: جانبازان مردان آزاده ای هستند که در راه دفاع از وطن در میدان جنگ حاضر شدند و با شجاعت و مردانه جنگیدند. آن ها تا پای جان مبارزه کردند، زخمی شدند، دست یا پای خود را از دست دادند و برخی دیگر چشم یا گوش خود را فدا کردند اما اجازه ندادند دشمن سرزمین آن ها را به اشغال خود در آورد.
ما مردم ایران که در امنیت کامل به سر می بریم، به مدرسه می رویم و تحصیل می کنیم، در خانه های خود زندگی می کنیم بدون آن که ترس از خراب شدن خانه ها روی سر خود داشته باشیم یا بترسیم که عزیزمان از خانه بیرون برود و دیگر هرگز به خانه برنگردد همه این آرامش را مدیون رشادت و فداکاری شهیدان و جانبازان هستیم.
آن ها در اوج جوانی و زمانی که می توانستند پشت میز درس در مدارس و دانشگاه ها بنشینند، درس و کار خود را رها کرده و به مناطق جنگی شتافتند در حالی که می دانستند ممکن است دیگر هرگز به خانه خود برنگردند اما تصمیم آن ها جدی بود و قرار بود در مقابل دشمن و رجزخوانی هایش بایستند و حتی یک وجب از خاک ایران را به آن ها ندهند.
نتیجه: ما هر چقد تلاس کنیم نمی توانیم قدر زحمات جانبازان را بدانید و باید به آنها احترام بگذاریم.
انشا درمورد توصیف جانبازان

انشا شماره دو : انشا درمورد توصیف جانبازان
مقدمه: بسم الله الرحمن الرحیم
بی دست میتوان پرید، بی چشم خوب تر میتوان دید
جانبازان آیت روشن این مدعایند
بدنه انشا ء :
جانباز یادگار دوران جنگ است وجود آن ها مایه برکت دنیای ماست، جانبازان به ما یادآوری می کنند که در روزگاری نه چندان دور چه جوان هایی جان خود را کف دستشان گرفتند تا دست هیچ نامردی به ذره ای از خاکمان نیفتد. نوشتن انشا درباره جانبازان توسط کودکان باعث می شود آن ها بیشتر با مفهوم جانباز آشنا شوند. ما در میان اقوام خود یک جانباز داریم که در دوران دفاع مقدس به درجه جانبازی نائل شده است. پدرم می گوید او طی سال های جنگ بارها به جبهه رفته و در خط مقدم با دشمنان اسلام و انقلاب جنگیده است.
او با این که در آن زمان در اوایل جوانی اش بود اما بسیار شجاع و فداکار بود و هرگز اهمیتی نمی داد که ممکن است در یکی از دفعاتی که به جبهه می رود به شهادت برسد. او بارها مجروح و در بیمارستان بستری می شد اما هر بار بعد از درمان دوباره به جنگ بر می گشت تا به مبارزه ادامه دهد.
او که آرزوی شهادت داشت سرانجام در یکی از عملیات بسیار مهمی که حضور داشت از ناحیه نخاع آسیب دید و از آن به بعد برای همیشه روی ویلچر نشست زیرا نمی توانست پاهایش را حرکت دهد.
این جانباز عزیز مردی بسیار شوخ طبع و مهربان است و همیشه با ما بچه ها رفتار خوبی دارد. من هر بار که به منزل آن ها می رویم از او می خواهم تا درباره خاطرات جبهه برایم تعریف کند. او ترکش های زیادی در بدنش دارد و هنوز هم گاهی به خاطر عوارض جراحاتی که در جبهه برداشته گاهی در بیمارستان بستری می شود.
نتیجه: من هر سال در روز جانباز به دیدن او می روم و یک هدیه و گل برایش می برم تا بداند که من و هم سن و سالان من اگرچه در سال های جنگ نبوده ایم اما همیشه قدردان رشادت های جانبازان عزیزی که باعث شدند امروز در امنیت زندگی کنیم هستیم.
مطلب مشابه: انشا در مورد ایران وطنم + تحقیق مقاله در مورد کشور ایران برای دانش آموزان
مطلب مشابه: انشا در مورد امام حسین، کربلا و ماه محرم برای پایه های مختلف تحصیلی










