معنی ضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده + داستان و حکایت

معنی ضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده در روزانه به صورت مفصل آماده شده است. ضرب‌المثل‌ها به ادبیات شفاهی و نوشتاری غنا می‌بخشند و می‌توانند به عنوان ابزارهای سرگرمی و تفریح نیز مورد استفاده قرار گیرند.

معنی ضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده + داستان و حکایت

مثل اینکه آقا از آسمان افتاده

این مثل در مورد افراد گردن کلفت و زورگو و متکبر که می‌خواهند همه چیز را به زور تصرف کنند و یا در هر کاری خیلی به قدرت خود می‌بالند و تکبر می‌کنند استفاده می‌شود‌.

داستان این ضرب المثل

داستان این مثل مربوط به دوران قاجاریه است و آن را به دو اتفاق مشابه نسبت می‌دهند.

یکی اینکه سید محمد باقر شفتی، در عصر فتحعلی شاه و محمد شاه قاجار در اصفهان سکونت داشت.

وی در مرافعات، بسیار دقیق بود و طول می‌داد به قسمی ‌که بعضی از مرافعاتش بیش از یک سال هم طول می‌کشید تا حقیقت مطلب به دستش آید.

 میرزا محمد تنکابنی می‌گوید:

«… زنی خدمت آن جناب رسید و عرض کرد کدخدای فلان قریه ملک صغار مرا غضب کرده. کدخدا را حاضر کردند. او منکر برآمده و چهارده حکم از چهارده قاضی اصفهان گرفته و در همه مجالس آن زن را جواب گفته.

سید (حجةالاسلام شفتی را سید می‌نامند و مسجد سید در اصفهان از بناهای اوست) آن احکام را ملاحضه کرد و آن نوشتجات را پیش روی خود بالای هم گذاشته، پس به آن زن گفت که: “کدخدا مرد درستی است و سخن بقاعده می‌گوید!” آن زن شروع به الحاح و آه و ناله نمود. سید به مرافعات دیگر اشتغال فرمود و در میان مرافعات پرسید که: “ای کدخدا، مگر تو این ملک را خریده ای؟” گفت: “نه، مگر در مالکیت خریدن لازم است؟” سید گفت: “نه، ضروری نیست.” باز مشغول سایر مرافعات شد. در آن اثنا از کدخدا پرسید که: “این ملک از باب صلح یا وصیت به شما رسیده؟” گفت: “نه، مگر در مالکیت اینگونه انتقال شرط است؟” سید فرمود: “نه”. پس در اثنای مرافعات یک یک از نواقل شرعیه را نام برد و آن شخص همه را نفی کرده اقرار بر عدم آنها نمود. سید گفت: “پس به چه سبب این ملک به تو انتقال یافته؟” گفت که: “سببی نمی‌خواهد. از آسمان سوراخی پدید آمده و به گردن من افتاده”. سید فرمود: “چرا از آسمان برای من ملک نمی‌آید؟! برو ملک صغار این زن را رد کن که تو غاصبی”. پس سید آن چهارده حکم را درید و به خواهش آن زن حکمی ‌به کدخدای قریه خود نوشت که: آن ملک را گرفته تسلیم آن زن نموده باش…»

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل در دکان هیچ عطاری پیدا نمی‌شود + شعر

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل آب از آب تکان نمی‌خورد { با داستان و انشا }

حکایتی از ناصر الدین شاه

اما واقعه دیگری که در زمان ناصرالدین شاه قاجار اتفاق افتاده به شرح زیر است:

محمد ابراهیم خان معمار باشی ملقب به وزیر نظام که مردی بسیار هشیار و زیرک بود از طرف کامران میرزا نایب السلطنه (وزیر جنگ ناصرالدین شاه) مدتی حکومت تهران را بر عهده داشت. در طول مدت حکومتش شهر تهران در نهایت نظم و آرامش بود. با مجازات‌های سختی که برای خاطیان و متخلفان وضع کرده بود، هیچ کس یارای دم زدن نداشت و تهرانیها از آرامش و آسایش کامل برخوردار بودند.

روزی یکی از اهالی تهران به وزیر نظام شکایت کرد که چون عازم زیارت مشهد بودم، خانه‌ام را برای حفاظت و نگاهداری به فلان روضه خوان دادم. اکنون که با خانواده‌ام از مشهد مراجعت کردم مرا به خانه راه نمی‌دهد. حرفش این است که متصرفم و تصرف قاطعترین دلیل مالکیت است. هر کس ادعایی دارد برود اثبات کند! وزیر نظام بر صحت ادعای شاکی یقین حاصل کرد و روضه خوان غاصب را احضار نمود تا اسناد و مدارک تملک را ارائه نماید. غاصب شانه بالا انداخت و گفت: “دلیل و مدرک لازم ندارد، خانه مال من است زیرا متصرفم.” حاکم گفت: “در تصرف تو بحثی نیست، فقط می‌خواهم بدانم که چگونه آن را تصرف کردی؟” غاصب مورد بحث که خیال می‌کرد وزیر نظام از صدای کلفت و اظهارات مقفی و مسجع و دلیل تصرفش حساب می‌برد با کمال بی پروایی جواب داد: “از آسمان افتادم توی خانه و متصرفم. از متصرف مدرک نمی‌خواهند”.

وزیر نظام دیگر تأمل را جایز ندید و فرمان داد آن روحانی نما را همان جا به چوب بستند و آن قدر شلاق زدند تا از هوش رفت. آنگاه به ذیحق بودن مدعی حکم داد و به غاصب پس از به هوش آمدن چنین گفت: “هیچ میدانی که چرا به این شدت مجازات شدی؟ خواستم به هوش باشی و بعد از این هر وقت خواستی که از آسمان بیفتی، به خانه خودت بیفتی نه خانه مردم! چرا باید این گونه افکار، آن هم نزد امثال شما باشد؟”

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل سگ صاحبش را نمی شناسد + حکایتی زیبا

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل علف باید به دهن بزی شیرین بیاد (داستان + انشا)

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.