حکایت یکی از ملوکِ بیانصاف پارسایی از گلستان سعدی (تفسیر و نثر)
حکایت یکی از ملوکِ بیانصاف پارسایی از گلستان سعدی در روزانه برای شما علاقه مندان به شعر آماده شده است. پیامهای سعدی فراتر از مرزهای فرهنگی ایران رفته و در کشورهای مختلف مورد توجه قرار گرفتهاند. آثار او به زبانهای مختلف ترجمه شده و تأثیر زیادی بر ادبیات جهان داشته است.

این حکایت زیبا از سعدی
یکی از ملوکِ بیانصاف پارسایی را پرسید؛ از عبادتها کدام فاضلتر است؟ گفت: تو را خوابِ نیمروز تا در آن، یکنفس خلق را نیازاری.
ظالمی را خفته دیدم نیمروز
گفتم این فتنه است، خوابش برده، بِه
وآنکه خوابش بهتر از بیداری است
آنچنان بد زندگانی، مُرده به
مطلب مشابه: حکایت بود شاهی در جُهودان ظلمساز از مثنوی معنوی مولانا + تفسیر
مطلب مشابه: دانلود حکایت های صوتی معنوی / داستان های آموزنده و زیبا
تفسیر و نثر این شعر
این حکایت از سعدی در قالب نثر ساده یعنی:
یک پادشاه ظالم و بیدادگری از یک پارسا (انسان زاهد و عابد) پرسید: «بین همه عبادتها، کدام یکی برتر است؟»
پارسا جواب داد: «برای تو بهترین عبادت این است که نیمروز (ظهر) بخوابی و یک نفس، به مردم آزار نرسانی.»
سعدی بعد شاهد مثالی میآورد که:
من یک آدم ستمکار را دیدم که نیمروز خوابیده بود. گفتم این شخص خودش مایه فتنه و دردسر است، خوب است که خوابش برده (تا در بیداری به کسی ظلم نکند).
و کسی که خوابش بهتر از بیداریاش است، آنقدر بد زندگی میکند که بهتر است مرده باشد.
پیام اصلی حکایت:
برای یک حاکم ظالم، بهترین کار این است که بیکار و خواب باشد تا دست از آزار مردم بردارد، چون بیداری و فعالیت او فقط بدبختی دیگران را بیشتر میکند.
مطلب مشابه: حکایت درویشی مُسْتَجابالدَّعوة در بغداد پدید آمد از گلستان سعدی
مطلب مشابه: حکایت بود بقّالی و وی را طوطیی از مثنوی معنوی مولانا + نثر ساده و پیام حکایت










