انشا درباره نعمت های خدا؛ 4 انشا درباره شکرگزاری از پروردگار

در این بخش 4 انشا درباره نعمت های خدا و شکرگزاری از پروردگار جهان را به صورت ساده و توصیفی برای پایه های دبستان، پنجم و ششم گردآوری کرده ایم.

انشا درباره نعمت های خدا؛ 4 انشا درباره شکرگزاری از پروردگار

انشای کودکانه درباره نعمت های خدا

خدای مهربان نعمت های زیادی به ما داده است. من فکر می کنم بزرگ ترین نعمتی که خداوند به ما داده است سلامتی است چون اگر بدن ما بیمار باشد تازه می فهمیم که سلامتی چقدر با ارزش است.

با بدن سالم می توانیم کارهای خوب زیادی انجام دهیم، به پدر و مادر کمک کنیم، درس بخوانیم، بازی کنیم و خیلی کارهای دیگر.

نعمت های خدا خیلی خیلی زیاد و بی شمار است و هیچ کس نمی تواند همه آن ها را بشمارد. یکی دیگر از نعمت های خدا پدر و مادر و خانواده است، محبت و مهربانی که از خانواده به ما می رسد از طرف خداست، مثلا وقتی به دنیا می آییم خدا برای ما آغوش گرم مادر را آماده کرده است و می توانیم شیر بخوریم و با آن که خیلی ضعیف هستیم خیلی خوب از ما مراقبت می شود.

مادرم می گوید خدا برای همه وقت های زندگی ما نگهبان و محافظ هایی گذاشته است تا ما رشد کنیم و بزرگ شویم.

درس خواندن ما در مدرسه هم از نعمت های خداوند است تا با سواد شویم و بتوانیم در آینده به مردم خدمت کنیم.

خدا نعمت های زیادی مثل گوش، چشم، زبان، دست، پا و همینطور طبیعت، باران، برف، خورشید و بسیاری چیزهای دیگر به ما بخشیده و ما هم وظیفه داریم از او اطاعت کنیم، نماز بخوانیم و با نماز خواندن با او صحبت کنیم و به خاطر همه این نعمت ها از او تشکر کنیم.

یادمان باشد که هر روز از خدا تشکر کنیم چون خدای مهربان همه این چیزهای خوب را برای ما آماده کرده تا انسان های خوب و موفق شویم و برای خود و خانواده و جامعه آدم مفیدی باشیم.

این بود انشای من درباره نعمت های خداوند مهربان

مطلب مشابه: انشا درباره موسیقی؛ چند انشا درباره موزیک و آهنگ گوش کردن

انشا نعمت های خدا

خداوند مهربان نعمت های زیادی به ما داده است. اما بهترین و بزرگ ترین نعمت، سلامتی است. از سلامتی می توان به عنوان قلبِ تپنده ی زندگی نام برد. همه ی اعضا وقتی قدرت حرکت دارند که سالم باشند. خداوند پاها را با ما داه است تا به حرکت درآوردن شان، در مسیرهای هموار و ناهموار راه برویم. بدویم و خود را به مقصد برسانیم. پاها را می توان به لنگرِ بدن هم تشبیه کرد. زیرا تعادل ما را هم حفظ می کنند.
دست ها هم یکی دیگر از نعمت های بزرگ خداوند است. با دست است که می توان همه چیز را نگه داشت. اما قدرت دست ها تنها در این نیست که به عنوان ابزاری پیچیده در بدن انسان، کارایی ویژه ای دارد؛ بلکه از دست ها می توان برای ابراز احساسات هم استفاده کرد. نعمت های خداوند در وجود انسان قابل شمارش نیست. هر عضوی از بدن شاهکار خلفت است. این اعضا وقتی با هم پیوند می خورند، انسان را تشکیل می دهند. انسانی که عظمتِ دنیا برای استفاده ی او ساخته شده است. کوه ها و دریاها، دشت های سرسبز، درخت های پرشکوفه و غذاهای لذیذی که ازدامنِ طبیعت به دست می آید، نعمت های دیگری است که خداوند بزرگ در اختیار انسان ها قرار داده است.

در این میان نیز نمی توان نعمت های بزرگی را که در اعماق دریاها و اقیانوس ها وجود دارند نادیده گرفت. بی شک همه ی موجودات ریز و درشتی که در اعماق ِآب ها وجود دارند، نعمت های بزرگی است که خداواند آن ها را برای انسان آفریده است.
در کنار این نعمت های بزرگ، بزرگ ترین نعمت های جهان را هم فقط به انسان داده است. آن هم عقل و تفکر است. انسان با قدرت عقل و اندیشه قادر به تغییرات محیط خودمی باشد. این قدرت درهیچ موجود زنده ای وجود ندارد.

بنابراین نتیجه می گیریم همه ی آن چیزهایی که خداوند خلق کرده است، نعمتِ بزرگی است که ما قادر به شمارش آن نمی باشیم. برای فکر کردن به نعمت هایی که خداوند آفریده است باید افکار روشن را در خودمان تقویت کنیم، و برای نعمت هایی که هم اکنون داریم باید شکرگزارش باشیم.

مطلب مشابه: انشا کشور من؛ گزیده 4 انشا درباره وطن، میهن و کشور من ایران

انشا در مورد شکرگزاری از نعمت های خداوند

خداوند بزرگ، نعمت های فراوانی به انسان بخشیده است که هر انسانی باید به خاطر داشتن تک تک آن ها از خدای متعال سپاس گزار باشد.

نعمت هایی مانند سلامتی، پدر و مادر، فرزند خوب، نعمت دیدن و شنیدن، قدم زدن در طبیعت و هزاران نعمت دیگر که ممکن است توسط ما نادیده گرفته شوند اما زمانی که آن ها را از دست می دهیم تازه پی می بریم که چقدر ارزشمند هستند.

متاسفانه برخی اوقات آن قدر روی مشکلات زندگی تمرکز می کنیم که فراموش می کنیم چه نعمت های داریم، در این زمان است که نیاز به یک تلنگر داریم تا دوباره به ما یاد آوری کند چه چیز های مهمی در زندگی نصیب ما شده است و باید شکر گزار آن ها باشیم.

نعمت های فراوانی که خداوند در طبیعت قرار داده است تا ما از آن ها برای زندگی بهتر استفاده کنیم، بی نهایت و غیر قابل شمارش است و منصفانه نیست که انسان آن ها را نادیده بگیرد و شکر گزار نباشد.

اما کدام نعمت بهترین است؟ شاید در نظر هر کسی یکی از این نعمت ها، بهترین نعمت باشد، اما برای من تمامی داشته هایی که خداوند به من بخشیده، بهترین است.

نعمت داشتن پدر و مادرم و دیدن چهره ی آن ها بهترین نعمتی است که می توانستم داشته باشیم، و همین طور نعمت سلامتی، نعمت دیدن، شنیدن، توانایی درک دیگران و همه ی نعمت های بزرگ و کوچکی که در زندگی دارم.

خداوند متعال به انسان قدرت تفکر و تعقل بخشیده تا با جست و جو و درک نعمت هایش به شکوه، عظمت، بزرگی و بخشندگی اش پی ببرند و همواره در دل و در زبان، شکر گزار تمام نعمت هایی باشد که پروردگار به او ارزانی داشته است.

ما باید همواره از هدیه هایی که خداوند مهربان در زندگی به ما داده از وی تشکر کنیم و قدر دان چیزهایی که داریم باشیم.

فضل خدای را که تواند شمار کرد
یا کیست آنکه شکر یکی در هزار کرد
بنده همان به که ز تقصیر خویش
عذر به درگاه خدای آورد
ورنه سزاوار خداوندیش
کس نتواند که به جای آورد

مطلب مشابه: انشا درباره شهر من؛ 5 انشا درباره محل زندگی و شهر من برای پایه های مختلف

انشا درباره نعمت های الهی برای نوجوانان

خداوندا کدام نعممت را شکر بگویم که حد و پایانی برایش نیست و با بی نهایت ها نیز نمی توان توصیفش کرد.

تویی که در تمامی لحظات عمرم بهترین مراقب و محافظ من بوده ای و منی که همیشه در غفلت به سر بردم، در زمین خودت که مالکش هستی آن چنان که مالکش هستم با غرور فراوان راه رفتم، خوب خوردم و نوشیدم و پوشیدم و لذت بردم اما حواسم به تویی که همه جا همراهم بوده نبوده است.

پدر و مادرم را دیدم که مهربانانه و با تمام وجود برایم زحمت کشیدند تا رشد کنم و بزرگ شوم و هیچ گونه سختی نبینم، و من بی خبر از همه جا گمان می کردم آن ها تنها وظیفه شان را انجام می دهند و بس! فکر می کردم محبت آن ها باید برای من باشد ، کار و تلاش آن ها باید برای من باشد و …

آسمان بارید، زمین زیبا شد و من از طبیعتش لذت بردم و استفاده کردم، خورشید تابید و گرم شدم، ماه آمد، شب شد و من استراحت کردم، پرندگان بالای سرم پرواز کردند، نسیم خنک به صورتم وزید و نوازشم کرد، گل های خوشبو را بوییدم و در باغ ها دویدم، از غذاهای رنگارنگی که سر سفره برایم آماده بود لذت بردم، دوست داشتن و دوست داشته شدن را درک کردم اما همه جا و هر لحظه فقط خودم را دیدم و همه چیز را حق خود دانستم …

خداوندا کدام نعمتت را شکر بگویم در حالی که تمامی عمرم را با ناشکری و ناسپاسی گذرانده ام، این ها همه مهربانی هایت بود که از هفت آسمان بر من می بارید، از لحظه آمدنم به این دنیا تا این ساعت از عمرم، بارید و بارید و آن قدر زیاد بارید که عادت کردم به نعمت هایت!

اما سرانجام روزی که بیمار شدم نعمت سلامتی ات را شناختم، آن زمان که پدر و مادر کنار بالینم نبودند نعمتت والدین را قدر دانستم و … می ترسم از روزهایی که نعمت هایت را به خاطر درک نکردن و بی توجهی خودم از من بگیری تا من یکی یکی آن ها را بشناسم.

خدای مهربانم! امروز تو را شکر می گویم به خاطر همه نعمت هایت چه آن هایی که می شناسم و چه آن هایی که نمی شناسم و مرا ببخش به خاطر این که بنده خوبی برایت نبودم، اما تو همیشه با نعمت های فراوانت سرشارم کردی چون تو کریمی، تو رحیمی و تو مهربان ترین مهربانانی …

مطلب مشابه: انشا درباره شگفتی های آفرینش؛ چند انشای زیبا درباره زیبایی های جهان

مطالب مشابه را ببینید!

نگاهی بر زندگی اسفندیار اسطوره شاهنامه (داستان از تولد تا نبرد با رستم و مرگ) نگاهی بر زندگی آرش کمان­گیر در شاهنامه شخصیت و داستان او قصه شیرین کودکانه + مجموعه 10 داستان در مورد دوستی و دیگر موضوعات نگاهی بر زندگی سهراب پهلوان شاهنامه (از تولد تا مرگ به دست پدر) قصه قرآنی برای کودکان پیش دبستانی (5 داستان مذهبی آموزنده) همه‌ چیز درباره رستم دستان پهلوان بزرگ ایرانی در شاهنامه فردوسی از تولد تا مرگ داستان کوتاه عاشقانه خارجی؛ 4 داستان قشنگ رمانتیک زیبا داستان نوروز در شاهنامه فردوسی؛ داستان کیخسرو و آغاز پادشاهی و طهمورث و جمشید چند داستان از شاهنامه به زبان ساده؛ داستان اول زال تا داستان چهار رستم و تهمینه داستان کوتاه آبجی خانوم از صادق هدایت + داستانی قشنگ و خواندنی از نویسنده معروف