متن درباره مهربانی 🤍 / ۳۵ جمله و شعر زیبا درباره افراد مهربان
در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه برای شما علاقهمندان به ادب و جملات زیبا؛ چندین شعر و متن درباره مهربانی را قرار دادهایم که با توصیف ادبیاتی تلاش میکنند مهربانی را ترویج کنند. با ما همراه شوید.

متن های قشنگ درباره مهربانی کردن
پیرمرد هر روز صبح کبوترهای پارک را با نان خشک شدهای که جمع میکرد، غذا میداد. بچهها مسخرهاش میکردند، اما او فقط لبخند میزد. میگفت: «این پرندهها دوستان من هستند.» مهربانی گاهی یعنی نوازش موجودی که هیچ سودی برایت ندارد.
دختربچه در مدرسه مداد رنگیهایش را با همکلاسی بیپول تقسیم کرد. وقتی معلم پرسید چرا این کار را کردی، گفت: «نکند او نقاشی نکشد؟ نقاشی بدون رنگ که غمگین است.» مهربانی گاهی سادهترین تقسیم کردن شادیهاست بدون منت گذاشتن.
فروشنده دورهگرد در روز برفی، یک جفت جوراب اضافه به پیرزن فروشنده سبزی داد و گفت: «برای روز مبادا داشتم، مال شما شد.» پیرزن گریست؛ نه از سرما، از گرمی دل فروشنده. مهربانی یعنی هدیه دادن همان چیزی که خودت به آن نیاز داری.
راننده اتوبوس پیرمردی را دید که عجله دارد اما پول ندارد. در را باز کرد و گفت: «بیا پسرجان، خدا روزی میدهد.» مابقی مسافران خندیدند، اما او اهمیتی نداد. مهربانی گاهی یک کرایه ساده است که ارزشش از پول بیشتر است.
نوجوانی در پیادهرو، گربه زخمی پیدا کرد. بدون فکر به لباس سفیدش، آن را بغل کرد و تا کلینیک دامپزشکی دوید. گفت: «عطر خونش از عطر لباس من خوشبوتر است.» مهربانی گاهی اولویت دادن به درد دیگران بر ظاهر خودمان است.
زن همسایه هر شب غذای اضافی میپخت و دم در خانه همسایه مسن میگذاشت. او هیچ وقت نمیگفت از کیست، اما همسایه میدانست. یک روز همسایه فهمید خودش هم غذای کمی دارد. مهربانی واقعی، بینام و نشان ماندن را بلد است.
کارگر ساختمانی، موز خود را به کارگر دیگری داد که گرسنه بود. اولی گفت: «من صبحانه خوردهام.» اما شکمش غر میزد. مهربانی گاهی دروغ مصلحتآمیزی است که برای آرامش دیگری میگوییم و به دل خودمان میماند.
دستم را گرفتی
نه برای هدایت
فقط برای اینکه بدانم
تنها نیستم
یک لقمه نان
به گنجشک پریدم
گفت: ممنون
من گفتم: نه، متشکرم تو
مهربانی یعنی
صدایت نزنم
وقتی میدانی قلبت
پر از خداست
متن و جملات مهربانی + عکس نوشته مهربان بودن و محبت کردن
سخن بزرگان در مورد مهربانی + عکس نوشته و جملات زیبا در مورد محبت کردن

باران که میبارد
زمین تشنه است
اما من چترم را
به سوی آسمان باز میکنم
مهربانی یعنی
کتک زدن آینه
برای تو
که خودت را دوست داشته باشی
پل بودم
تا تو رد شوی
هیچ کس پل را
برای خودش نساخته است
لبخند زدم
به آدمی که
لبخند نداشت
حالا هر دو لبخند میزنیم
مهربانی یعنی
آهسته بگذری
از روی خواب من
تا کابوس نبینم
عکس نوشته مهربانی کردن
گلدان خالیام را
کنار گلدان تو گذاشتم
تا از نگاهت
پر از گل شوم
مهربانی یعنی
به ماهی یاد بدهم
در آب بماند
من خود بروم به خشکی
دستکشهایم را
به آدم برفی دادم
حالا او ماندگار شد
من رفتم سرما
سنگ را برداشتم
از سر راهت
خودم به سنگ خوردم
اما تو رفتی
متن در مورد آدمهای خوش قلب؛ جملات درباره انسان های پاک و مهربان
شعر نو درباره مهربانی؛ گزیده قشنگ ترین اشعار احساسی محبت و مهربانی
مهربانی یعنی
گرم کردن دستانم
با نفسی که
مال خودم نبود
شمارشگر عشق
میگوید: دوستت دارم
مهربانی یعنی:
حرف آخر را تو بزن
پنجره بودم
برای اتاقی بیهوا
خودم شیشهام
در باد شکست
مهربانی یعنی
رها کردن ماهی
در اقیانوس
و یاد گرفتن شنا در حوض
کفشهایم را
به پای تشنهای دادم
او رفت به مقصد
من ماندم و خار
مهربانی یعنی
شمع را روشن کنی
برای دشمنت
تا راه خانه را پیدا کند
سبد خریدم
را خالی کردم
برای دست خالی تو
حالا هم سبدیم و هم خالی
مهربانی یعنی
ابر باشی
و بباری
حتی اگر کویر تشنهات نخواهد
کتابدار هر شب نیم ساعت اضافه میماند تا پسری که سواد نداشت، قصه بخواند. بعد از یک سال، پسر اولین نامه خود را برایش نوشت. مهربانی یعنی زمانی بگذاری تا کسی از تاریکی بیسوادی به روشنایی برسد.
استاد دانشگاه، پایاننامه دانشجوی بیپول را رایگان راهنمایی کرد و حتی کتابهایش را به او هدیه داد. گفت: «روزی شاگرد من بودی، امروز فرزند من هستی.» مهربانی گاهی شاگرد را آنقدر بزرگ میکند که جای فرزند بنشیند.
متن در مورد مهربانی + جملات و عکس نوشته های زیبا با موضوع مهربانی و محبت
اشعار مهربانی کردن؛ مجموعه شعر مهربانی و محبت کوتاه و بلند
عابر بانک اشتباهی پول اضافه داد، اما پسر جوان متوجه شد و برگرداند. نگهبان تعجب کرد، او گفت: «دلم نیامد شب با دزدی بخوابم.» مهربانی گاهی خودش را به جای دیگری گذاشتن است و ترسیدن از گناه دیگری.
مادری در شلوغی مترو، جای خود را به دختر خسته دانشجو داد و ایستاد. دانشجو خجالت کشید، اما مادر گفت: «دخترم هم مثل تو دانشگاه میرود، دلم برایش تنگ شده.» مهربانی گاهی جای خالی فرزندمان را پر میکند.

نانوا پیرمردی را دید که همیشه پنج دقیقه آخر وقت میآید. هر روز یک نان اضافه مخصوص او میگذاشت. گفت: «نمیخواهم بداند. بگذار خیالش راحت باشد.» مهربانی گاهی پنهانکاری از روی عشق است، نه خجالت.
متن مهربان بودن
پسربچه بادکنکش را به کودک گریان داد که بادکنکش ترکیده بود. مادر کودک میخواست پول بدهد اما پسرک گفت: «هدیه است، پول که نمیشود لبخند خرید.» مهربانی گاهی بادکنکی است که با ترکیدن یکی، برای دیگری پرواز میکند.
پرستاری در اورژانس، آرامش خود را فدا کرد تا بیمار هراسان را بخنداند. ساعت ۲ بامداد بود و خستگی از تنش میبارید، اما با انرژی میگفت: «انشاالله زود خوب میشوید.» مهربانی یعنی خستگی خود را پشت در بمانی و وارد اتاق بیمار نشوی.
معلم مدرسه روستایی، برای شاگردش که کفش پاره داشت، کفش نو خرید. وقتی شاگرد تشکر کرد، گفت: «قرض بود، بعداً پس میدهی.» اما هیچ وقت پس گرفتش. مهربانی گاهی دروغ شیرین قرض دادن است که بازپرداختش فقط یک لبخند است.
پیرزن هر هفته برای گنجشکهای کوچه، خرده نان میریخت. همسایهها میگفتند خانه را کثیف میکنند، اما او میگفت: «پرنده که جارو ندارد، ما باید جارو کنیم.» مهربانی گاهی پذیرش کثیفی به نام زندگی است.
نوجوانی در پارک، بستنی خود را به کودک گمشده داد تا گریهاش را آرام کند. تا آمدن مادرش، کنارش نشست و قصه گفت. بستنی آب شد، اما دل کودک گرم ماند. مهربانی گاهی آب شدن یک چیز شیرین برای چشیدن شیرینی آرامش دیگری است.
راننده تاکسی اینترنتی، کرایه را از خانم مستأصل نگرفت و گفت: «روز مبادا برای خودتان نگه دارید.» آن شب با بنزین کم به خانه رسید بعد از یک کیلومتر پیاده روی. مهربانی گاهی پیاده رفتن خودمان برای سوار کردن دیگری است.
فروشنده دوره گرد کیف و کفش، صندلش را به پسری پابرهنه داد و با پای برهنه راه افتاد. خریدارها تعجب کردند، گفت: «پای من پینه بسته، پای او نه.» مهربانی گاهی قدرتی است که خود را در ضعف دیگری جا میزند.
زن خانهدار غذای افطار خود را به روزهداری داد که راه مانده بود و غذا نداشت. خودش با خرما افطار کرد و گفت: «خدا خودش جبران میکند.» مهربانی گاهی بخشیدن سفره است و خوردن با حداقل، برای حداکثر رضایت.
کتابفروشی پیر، نسخه نایاب یک کتاب را به دانشجوی بیپول هدیه داد. گفت: «از دست من که میپوسد، بخوانش که زنده بماند.» کتاب دانایی نزدش، اما مهربانی را از این پیر آموخت. مهربانی گاهی بخشیدن حافظه جمعی به نسل بعد است.
سرباز مرخصی خود را به همسری داد که تازه صاحب دوقلو شده بود. گفت: «بچههایتان هفته اول را ببینید، من بعداً خانواده را میبینم.» مهربانی گاهی پیش کشیدن شادی دیگران بر خوشی خود است.
دختر دبیرستانی دفتر مشقش را با دوستی که دفتر نداشت نصف کرد. در برگههای کاهی، دلخوشی بزرگی جا گرفت. با هم مشق نوشتند و لبخند زدند. مهربانی گاهی نصف کردن یک ورق کاغذ برای دوتایی نوشتن خاطره است.
مسافر قطار، جای خود را به زن باردار داد و ایستاد. چهار ساعت ایستاد، اما هیچ وقت شکایت نکرد. بعداً فهمیدند خودش کمر درد دارد. مهربانی گاهی ایستادن با کمر درد برای اینکه دلی درد نکشد.
باغبان گلهای مشتری را با دقت بست و بدون چشمداشت یک شاخه اضافه هم گذاشت. مشتری پرسید برای چه، گفت: «برای بوی خوشی که به خانه شما میبرد.» مهربانی گاهی هدیه اضافه است، بیدلیل جز عشق به عشق.
نظافتچی مدرسه، مدادهای نیمه تمام را جمع میکرد و بین بچههای بیبضاعت تقسیم مینمود. هیچ وقت نمیگفت از کجاست، اما همه میدانستند. مهربانی گاهی زباله دیگران را طلا کردن و به امید هدیه دادن است.
کفاش کهنسال کفش پاره سربازی را مجانی دوخت و گفت: «تو از مرز نگهبانی بده، پایت سرد نشود.» سرباز بیپول را شناخت از روی خستگی صورتش. مهربانی گاهی ته تغاری کفاشی است که میهنش را دوست دارد.
مادر شهدایی هر ماه برای سربازان بیسرپرست کیک میپزد و میبرد پادگان. میگوید: «پسرم مثل شما بود، یادش گرامی.» مهربانی گاهی تبدیل کردن در شخصی به عشقی همگانی و بیمرز است.
فروشنده میوه، به پیرزن مستأصل که پول کمی داشت، سیب اضافه داد و گفت: «مازاد است، خراب میشد.» پیرزن فهمید، اما گریه نکرد. قربان صدقهاش رفت. مهربانی گاهی دروغ شفافی که دلداری صادقانه است.

جوانی در ایستگاه اتوبوس، چترش را به کسی که خیس باران بود داد و خودش دوید. رسید خیس اما خوشحال. گفت: «یک نفر نجات یافت از بیمار شدن امروز.» مهربانی گاهی خیس شدن خودمان برای یک نفر است، تا یک بیمارستان شلوغ نشود.
بگذار محبت و مهربانی خدا نوری باشد
که تو را در تاریکی هدایت کند
در دنیای من جنسی که بشکند خریداری ندارد
اگر بندش بزنی باز هم تعمیری حساب می شود
خوب نمی خرندش
خــــدایااا تو چقدر مهربانی
که قلب های شکسته را از نوشان گرانتر می خری
ﺍﯾﻤـــﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﮐــﻪ ﻗﺸﻨـﮕـﺘــﺮﯾﻦ ﻋﺸــﻖ
ﻧﮕــﺎﻩ ﻣﻬــﺮﺑـــﺎﻥ ﺧــﺪﺍﻭﻧـــﺪ ﺑـﻪ ﺑﻨـﺪﮔـﺎﻧـﺶ ﺍﺳــﺖ
ﺯﻧـــﺪﮔــﯽ ﺭﺍ ﺑـــﻪ ﺍﻭ ﺑﺴــــﭙﺎﺭ
ﻭ ﻣﻄـﻤﺌـــﻦ ﺑـــﺎﺵ
ﮐﻪ ﺗــﺎ ﻭﻗﺘـــﯽ ﮐــﻪ ﭘﺸﺘــﺖ ﺑــﻪ ﺧـــﺪﺍ ﮔــﺮﻡ ﺍﺳــﺖ
ﺗﻤـــﺎﻡ ﻫــﺮﺍﺱ ﻫـــﺎﯼ ﺩﻧﯿـــﺎ ﺧـﻨـــﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺍﺳــﺖ
متن خاص در مورد قلب پاک و مهربان با جملات دلنشین مهربانی










