متن خسته از زندگی و روزگار | متن خسته ام از زندگی با غصه های بیشمار
خستگی از زندگی، همیشه نشانهٔ ضعف نیست. گاهی نشانهٔ آن است که «زیادی» بودهای، «زیادی» حس کردهای، «زیادی» تحمل کردهای. در این بخش از سایت، مجموعهای از متن خسته از زندگی و روزگار و متن خسته ام از زندگی با غصه های بیشمار را گردآوری کردهایم. این عبارات، بازتابی از آن روزهای بینوری است که نه حوصلهٔ حرف زدن هست، نه انرژیِ ادامه دادن. برای آن لحظات که باید بگویی «بس است»، اما نمیدانی به چه کسی. برای خودت، برای دلتنگیهای بیپایان، برای این که بدانی تنها نیستی.

جملات غمگین دلگیری از روزگار
خستگی که همیشه به کوه کندن نیست
خستگی گاهی همین حالیست
که بعد از “هزار و یک بار”، یک حرف را به یکی زدن داری!
وقتی احساست را
قلبت را
نگاهت را
اصلا هست و نیستت را
نادیده میگیرد…
روزگار مثل یک استاد سختگیر است. نمره نمیدهد، فقط خط میزند. هر چه مینویسم، خط میزند. هر چه میسازم، خراب میکند. دیگر نمیدانم چه بنویسم، چه بسازم. خستهام از خط خوردنها. کاش یک بار، فقط یک بار، نوشتههایم را تایید میکرد.
خستهام از اینکه همیشه در حال جبران هستم. جبران اشتباهات، جبران رفتارها، جبران حرفها. هیچ وقت از صفر شروع نمیشود. همیشه از منفی. هر چه جلو میروم، منفیتر میشوم. خستهام از منفی بودن. کاش یک روز صفر بودم، لااقل نه مثبت، نه منفی، فقط صفر.
بعضی روزها آنقدر خسته میشوم که حتی فکر کردن هم برایم سخت است. فقط دراز میکشم، به دیوار خیره میشوم، و هیچی. نه موسیقی، نه فیلم، نه حرف زدن. فقط سکوت. سکوت سنگین. خستگی از جنس فلج شدن. نمیتوانم حرکت کنم، نمیتوانم فکر کنم، فقط میتوانم باشم.
خستهام از اینکه همیشه بهانه دیگران هستم. تو باعث شدی، تو مقصری، تو نگذاشتی. گویا من منشأ همه بدبختیها هستم. منم که هوا را آلوده میکنم، منم که آب را خشک میکنم، منم که همه چیز را خراب میکنم. خستهام از متهم بودن. کاش یک بار کسی بگوید «تقصیر منه».
روزگار یعنی همین: صبح بیدار شو، برو سر کار، برگرد، بخواب، تکرار. بدون هیجان، بدون ماجرا، بدون عشق. زندگی که معنای خودش را از دست داده، دیگر فقط یک روال است. خستهام از روال. کاش یک روز استثنا بود. کاش یک روز ماجرا داشت. کاش.
خستهام از اینکه همیشه منتظرم. منتظر خوب شدن اوضاع، منتظر رسیدن روزهای بهتر، منتظر تغییر. اما هیچ وقت نمیرسد. روزهای بهتر همیشه در راهند، اما هیچ وقت نمیرسند. خستهام از انتظار. کاش دست از انتظار میکشیدم، کاش میپذیرفتم که بهتر از این نمیشود.
بعضی روزها دلم میخواهد فریاد بزنم. بلند، آنقدر بلند که همه بشنوند. «خستهام، خستهام، خستهام». اما صدایم در گلوی حنجره خفه میشود. نه کسی میشنود، نه کسی میفهمد. خستهام از فریادهای بیصدا. کاش یک بار کسی صدای خاموش مرا میشنید.
خستهام از جنگیدن. با روزگار، با آدمها، با خودم. همیشه در حال جنگ. دیگر تیر و کمانم را تمام کرده. سپرم شکسته، زرهام پاره. دیگر نمیتوانم بجنگم. خستهام از جنگ. کاش یک روز آتشبس بود. کاش یک روز صلح بود. لااقل برای من.
روزگار مثل یک رودخانه است. من را با خود میبرد، هر جا میخواهد. نمیتوانم پارو بزنم، نمیتوانم خلافش شنا کنم. فقط میروم، هر جا میبرد. خستهام از بیارادگی. کاش یک سد بودم، کاش میتوانستم جلوی این جریان را بگیرم. کاش.
آخرین جمله از خستهترین آدم دنیا: خستهام. خسته از اینکه هنوز زندهام. نه از روی میل به مرگ، از روی بیمیلی به زندگی. میان این دو، چاهی است به نام «خستگی». من توی این چاهم. نه میتوانم بالا بروم، نه میخواهم پایین بروم. فقط ماندهام. خسته، تنها، بیحرکت.
متن خسته شدن از زندگی +جملات خسته از روزگار و نا امید شدن

زندگی انگار
تمام صبرش را بخشیده است به من؟!
هرچه من صبوری میکنم او با بی صبری ِ تمام
هول میزند
برای ضربه بعد …!
کمی خستگی در کن، لعنتی …
خیالت راحت؟! ….
خستگی ِ من
به این زودیها دَر نمیشود …
پروانهی من در تاری افتاده است که
عنکبوتش “سیر” است.
نه میتواند پرواز کند.
نه میمیرد …!
در این بازار نامردی به دنبال چه میگردی؟
نمییابی نشان هرگز تو از عشق و جوانمردی
همیشه هم قافیه بوده اند، “سیب” و “فریب”!
همانند سیبی که آدم و حوا را فریب داد و حالا هم با هم میگوییم
“سیب”
و دوربینهای عکاسی را فریب میدهیم
تا پنهان کنیم اندوهمان را پشت این لبخند مصنوعی!
در رویاهایت جایی برایم باز کن…
جایی که عشق را بشود
مثل بازیهای کودکی باور کرد.
خسته شدم از بی جایی
این روزها چشمانم تارتر از همیشه میبینند
نبضم کند میزند
قلبم تیر میکشد
انگار دارم صدای خرد شدن احساسم را لابلای چرخ دندههای زندگی میشنوم…
عکس نوشته خسته از روزگار
خدایا…
ایوبت را به زمین برگردان
میخواهم کمی از صبر
برایش بگویم
دلم میگیرد وقتی میبینم که این روزها خیلیها زندگی نمیکنند، فقط ادامه میدهند!
چه میشود کرد؟!
دل است دیگر، گاهی خسته میشود …
گاهی بی حوصله میشود …
از روزگار، از این آدمهای رنگارنگ و نقابهایی که بر چهره زدهاند!
از توضیح دادن، از اثبات کردن
از کلماتی که رابطهها را به گند میکشد!
ایـن دنیا جاییست که
وقتی زانوهایت را از شدت تنهایی بغل گرفتهای.
به جای همدردی، برایت پول خرد میاندازند!
لعنت به این روزها!
این روزها که اسم دارند، شماره دارند، تعطیلی دارند.
هفته و ماه و سال دارند.
اما افسوس که روح ندارند …
ﮔﺎهی ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺻﺒﺢﻫﺎ …
ﺩﻟﺖ نمیﺧﻮﺍﺩ ﺑﻴﺪﺍﺭ بشی …
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻧﺸﻮﻧﻪی ﺗﻨﺒلی ﻧﻴﺴﺖ!
خستهﺍی ﺍﺯ ﺯﻧﺪگی …!
ﻧمیﺧﻮﺍی ﻗﺒﻮﻝ کنی ﮐﻪ ﻳﮏ ﺭﻭﺯِ ﺩﻳﮕﻪ
ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪﻩ …
گول آرامش ظاهرم را نخور
هیچکس نمیداند در دل ناآرامم چه میگذرد…
از این روزهای سرد و دلگیر خستهام.
از خودم میپرسم آیا میشود روزی دوباره هوای دلم رنگ آفتاب را ببیند؟!
آنقدر خستهام که تمام آرزوی امشبم، ندیدن فرداست!
این روزها لحظههای سکوت و تنهاییام هم پر از هیاهو و غوغاست!
لبریزم از حرفهایی که نمیتوانم بگویم
و چه کسی میداند که آرامشم تا چه اندازه تلخ است!
از این تکرار ساعتها
از این بیهوده بودنها
از این بی تاب ماندنها
از این تردیدها
نیرنگها
شکها
خیانتها
از این رنگین کمان سرد آدمها
و از این مرگ باورها و رویاها
پریشانم
بیو انگلیسی خسته و غمگین [ 40 متن و جمله بیوگرافی داغون کننده ]

دلم پرواز میخواهد!
متن های غمگین زندگی
صبح که بیدار میشوم، اول از همه به سرم میزنند: «باز هم زندهای، باید بلند شوی، باید بروی، باید باشی». چه باید؟ کی گفته باید؟ من دلم نمیخواهد. خستهام از این بایدها. کاش یک روز کسی به من بگوید «لازم نیست». لازم نیست، فقط باش.
شب که میشود، تنها چیزی که میخواهم خواب است. نه برای استراحت، برای فراموشی. در خواب، دردی نیست، مسئولیتی نیست، خستگیای نیست. کاش همیشه خواب بودم. کاش همیشه فراموش میکردم که هستم. کاش نمیبودم. خستهام از بودن.
خستهام از مردمی که میگویند «خوش باش»، اما نمیپرسند چه چیزی تو را ناراحت میکند. خستهام از نسخههایی که بدون تشخیص میدهند. خستهام از حرفهای تکراری بیمحتوا. خستهام از بودن در میان کسانی که مرا نمیبینند. من اینجام، لطفاً ببینیدم.
روزگار شبیه یک دونده ماراتن است. دویدم، دویدم، دویدم. ببینم به کجا رسیدم؟ به همان جایی که شروع کردم. هیچ پیشرفتی. هیچ تغییری. هیچ نتیجهای. فقط خستگی. این ماراتن بیپایان را دیگر نمیخواهم بدوم. میخواهم بنشینم روی نیمکت، حتی اگر کسی به من مدال ندهد.
خستهام از اینکه همه چیز موقتی است. شادی موقتی، غم موقتی، آدمها موقتی، حتی من موقتی. پس چرا اینقدر جدی گرفتهام؟ چرا برای چیزهای موقتی اینقدر خودم را به زحمت میاندازم؟ خستهام از جدی گرفتن چیزهای بیارزش. کاش میتوانستم رها کنم.
بعضی روزها دلم میخواهد بروم به جایی که هیچ کس مرا نشناسد. هیچ مسئولیتی نداشته باشم، هیچ تعهدی، هیچ انتظاری. فقط باشم، مثل یک سنگ، مثل یک درخت، مثل یک ابر. اما نمیتوانم. اسیر آدمها هستم، اسیر بایدها. خستهام از اسارت.
خستهام از اینکه همیشه دیگران را راضی نگه دارم. از اینکه همیشه خودم را فدا کنم برای خوشحالی آنها. از اینکه هیچ وقت نه نمیگویم. از اینکه هیچ وقت به فکر خودم نیستم. خستهام از خوب بودن. کاش میشد یک روز بد باشم، بدون عذاب وجدان.
روزگار آنقدر ناملایم است که دیگر حتی ناملایماتش هم برایم تکراری شده. نه، تعجب نمیکنم. دیگر هیچ چیز من را تعجب نمیکند. بدیها، خیانتها، دروغها، همه قابل پیشبینی شده. خستهام از یکنواختی بدیها. کاش یک بدی تازه میآمد، لااقل تعجب میکردم.
خستهام از اینکه همه چیز به پول ختم میشود. شادی پول میخواهد، سلامتی پول میخواهد، آرامش پول میخواهد. آدم بدون پول، هیچ است. من هیچم. خستهام از این هیچ بودن. کاش پول ارزشش را نداشت. کاش آدمها بر اساس چیز دیگری سنجیده میشدند.
بیوگرافی دپ خفن (100 متن بیو غمگین احساسی خسته)

گاهی فکر میکنم شاید من اشتباه زندگی میکنم. شاید باید جور دیگری بود. اما نمیدانم چطور. کتاب خواندم، فیلم دیدم، نصیحت شنیدم. اما هیچ کمکی نکرد. هر چه میکنم، باز هم اشتباه است. خستهام از گم بودن. کاش یک نقشه داشتیم برای زندگی.
خستهام از اینکه همیشه در حال دویدن هستم، اما هیچ جا نمیرسم. مثل همستر توی چرخها. هر چه بیشتر میدوم، بیشتر درجا میزنم. دستاوردی نیست، پیشرفتی نیست، فقط خستگی بیشتر. کاش میشد متوقف شد. کاش میشد گفت «بس است». من میگویم: بس است.
شبها که میشود، به سقف اتاق نگاه میکنم و فکر میکنم: «باز هم یک روز گذشت. چه فرقی کرد؟» هیچی. انگار دیروز هم همین سقف را نگاه میکردم. زندگی تکرار محض است. خستهام از تکرار. کاش یک روز غیرقابل پیشبینی بود. کاش سقف یک دفعه فرو میریخت.
خستهام از آدمهایی که میآیند، میروند، میآیند، میروند. از دل بستن، از امید داشتن، از نقشه کشیدن برای بودن. هیچ کس نمیماند. همه موقتیاند. پس چرا دل ببندم؟ چرا امید داشته باشم؟ خستهام از دل بستن به چیزهایی که نمیمانند.
شعر خستگی و خسته شدن از زندگی با متن های غمگین و پر احساس










