متن مرگ رفیق + جمله های غمگین تسلیت فوت دوست صمیمی

متن مرگ رفیق

جملات و متن های غمگین تسلیت فوت رفیق را در این بخش روزانه قرار داده ایم. این جمله های کوتاه غمگین و حزن انگیز در مورد مرگ رفیق و دوست صمیمی هستند.

متن و جملات برای تسلیت فوت رفیق و دوست عزیز صمیمی

خدایا به من زیستنی عطا کن
که در لحظه ي مرگ بر بی ثمری لحظه اي که برای زیستن قبل هست
حسرت نخورم
و مردنی عطا کن
که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

***

بگو فایز که دشتی تیرو تارِن

بیو مفتون که دلها سوگوارِن

خداوندا بکن یاری، زبس غم پر شرارِن

که ای دل سی سوز شروه هم بی قرارِن

***

شبی از سوز دل گفتم قلم را ، بیا بنویس غم های دلم را ، گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این همه غم را

***

متن مرگ رفیق

متن برای فوت شدن رفیق

یکی با میلیاردها ثروت، افسرده و در آرزوی مرگ
دیگری با دستی خالی، خوشحال و عاشق زندگی
و این تفاوت در اندیشه هاست

***

ز هجران تو پرپر می زند دل ، ز دل تنگی به هر در می زند دل ، چو بلبل در فراق رویت ای گل ، به دیوار قفس سرمیزند دل

***

امشب این خانه عجب حال و هوایی دارد

گپ زدن با در و دیوار صفایی دارد

همه رفتند از این خانه بجز غم

باز این یار قدیمی چه وفایی دارد

***

زدم فریاد خدایا این چه رسمی است ، رفیقان را جدا کردن هنر نیست ، رفیقان قلب انسانند خدایا ، بدون قلب چگونه می توان زیست.

***

متن مرگ رفیق

متن ادبی برای مرگ رفیق

امروز روز آخر هست
فراموشت میکنم
دیروز هم روز آخر بود
هر روز من
به بهت زدگی می گذرد
من هر روز فراموشت میکنم
اما چه فایده که با هر طلوع خورشید
دوباره تمام من میشوی
مرگ هم تو را از خاطرات و ذهن من پاک نخواهد کرد

***

من امشب از فراق یار میگریم بسان عاشقان زار میگریم ، رفیق نیمه راه شد یار دیرینم ، دلم افسرده است بسیار میگریم.

***

حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد ، عاقبت با اشک غم کوه امیدم کاه شد ، گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی ، یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد.

***

شب است و آسمان را غم گرفته

سکوتم با نگاهش دم گرفته

شب است و کهکشانی در کنارم

ولی از دوریت من بیقرارم

***

متن مرگ رفیق

جملات کوتاه برای تسلیت فوت رفیق و دوست صمیمی

انگار ملائک تو را میان بوسه هایی که برای خدا فرستادم دزدیدند. عطر برگ های لیمو ، درخت توت ، کنار گارم زنگی و زیتون و میوه های کال درخت انبه باغ ها را چه زود به فراموشی سپردی؟!
چگونه توانستی آن همه خاطره را در یک لحظه تمام کنی.
همه را می بینم اما جزء تو که خاطره ای شدی ماندگار برای قلب هایی که منتظرت هستند.
گناه آسمانی که تورا به آغوش کشید و باخود برد را هرگز نخواهیم بخشید تو میان بودنت و یادت ، یادت را برایمان گذاشتی و بودنت را افسانه ساختی.

***

داغ ندیدی که بدانی
سوختن ، درد دارد
یاری نداشتی که بدانی
جدایی یعنی مرگ
اشکی نریختی که بدانی
نمکزار گونه ها پیرت می‌کند
نفرین به روزی که
عشق شد بازیچه ي
دستان دغل بازت

***

امروز اومده بود دیدنم

با یه نگاه مهربون

همون نگاهی که سالها آرزوشو داشتمو ازم دریغ میکرد

گریه کرد و گفت دلش  واسم تنگ شده

وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود

***

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودک گستاخ و بازیگوش

و او یک ریز و پی در پی دمگرم خویش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند سکوت مرگبارم را

***

متن مرگ رفیق

عکس نوشته مرگ رفیق

امروز را برای بیان احساس به عزیزت غنیمت شمار

شاید فردا احساسی باشد اما عزیزی نباشد

***

کاش سزای تنهایی مرگ بودآن وقت
کسی از ترس جانش کسی را تنها نمیگذاشت

***

به مرگ گرفتی مرا تا به تبی راضی شوم
کاش میفهمیدی به مرگ راضی بودم وقتی که تب میکردم از ندیدنت

***

شادی یعنی :
مرگ با عزت
نه
زندگیه با ذلت

***

کاش آن شب را نمی آمد سحر

کاش گم در راه پیک بد خبر

ای عجب کان شب سحر اما به ما

تیره روزی آمد و شام دگر

***

متن مرگ رفیق

شعر در مورد مرگ رفیق و دوست عزیزم

چشم از تو
اشک از من
دل از تو
درد از من
قلب از تو
تپش از من
خدا کند عشقه ما انقدر چندان باشدکه
نفس از تو…مرگ ازمن

***

یه لحظه دلم خواست صدایت بکنم

گردش به حریم با صفایت بکنم

آشوب دلم به من چنین فرمان داد

در سجده بیفتم و دعایت بکنم

***

ي خدای بی بدیل دشت ها
اي خدای نرگس و ترانه ها
بی تو در سکوت نفس خویش غرق میشوم
مملو از هراس مرگ میشوم
با تودر فراز ودر نشیب غصه ها
فارغ از همه ي، در بحبوحه هستی ام
با تو پیش می روم
بی تو هیچ میشوم

***

جوان نازنین در خاک رفتی

از این دنیای غم، غمناک رفتی

زدی آتش به جان دوستداران

چو گل پاک آمدی و پاک رفتی

***

متن مرگ رفیق

اگر می دانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت

به زندگی را دارد، آنگاه قدر روزهایی راکه با غم سپری میکنید، می دانستید

***

بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم

من به داغ تو جوان رفته زه دنیا چه کنم

بهر هر درد دوائیست به جز داغ جوان

من به دردی که بر او نیست مداوا چه کنم

***

تنها غم زندگیم بدون تو زندگی کردن بود
حالا دیگر غمی ندارم ، آماده ام برای مرگ

***

اگر بدانید مردم هزاران بار اکثر
به یک سردرد معمولی خود اهمیت میدهند
تا به خبر مرگ من و شما … دیگر نگران نخواهید شد
که درمورد‌ي شما چه فکری می کنند

***

متن مرگ رفیق

شعر برای رفیق از دست رفته

گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود

گفتا چه توان کرد که تقدیر همین بود

گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود

گفتا که نگو مصلحت دوست در این بود

***

نگاه تو
انعکاس صامت گرفتگی صدای یک فریاد هست
به من نگاه کن؛
بگذار من در سکوت نگاه تو
تراژدی مرگ همۀ فریادها را تجربه کنم

***

میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ
این بود زندگی

***

متن مرگ رفیق

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم
مرگ آن هست که از دلیل تو محو شوم

***

ادما از هم که دور میشن
درود سردم به زور میگن
ادما از مرگ و خون میگن
با صد تا حسرت به گور میرن

***

دلم مرگ میخواهد
بی صدا
بی هیاهو
بی شلوغی
بی گریه ها وضجه هاي مادرم
ارام محو شوم ازصفحه ي زندگی
جوری که انگار از اول نبوده ام

***

آدم ها تا حد مرگ از خود خسته ات می کنند
ترکت نمی‌کنند
اما مجبورت می کنند ترکشان کنی
آنگاه تو میشوی بنده ي سر تا پا خطاکار

***

متن مرگ رفیق

جمله کوتاه برای مرگ و فوت رفیقم و دوستان صمیمی

دلم چیزی نمیخواهد جز یک اتاق تاریک
یک موسیقی بی کلام
یک نخ سیگار و خوابی به آرامی یک مرگ

***

زندگی پژمردن یک برگ نیست
بوسه اي در کوچه هاي مرگ نیست
زندگی یعنی ترحم داشتن
با شقایق ها تفاهم داشتن
لحظه هاي زندگیتان خوشحال و پرامید

***

روزگار بی مروت لحظه اي شادم نکرد
در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد

در غریبی ناله کردم هیچ کس یادم نکرد
آرزوی مرگ کردم مرگ هم شادم نکرد

***

آیا تلاش من یکسر بر سر آن بود
تا ناقوس مرگ خود را پر صداتر به نوا آورم

***

این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش
همین بس که :
نفس کشیدنم در این مرگ به مرور، مانند خودکشی هست ،با تیغ کند

***

به یاد همۀ اونایی که از پیش ما رفتند چه اونایی که مرگ اونارو برده

چه اونایی که باد اونارو برده ولی ما هنوز به خدا سفارششون می کنیم

***

گمان میکردم راه مرگ از زندگی جداست اما نه
هردو دستشان توی یک کاسه هست
همین زندگی بود که مرا کشت

***

همین که
به مرگ می رساني مرا
یعنی
زندگی ام
دست توست

***

پزشکی قانونی دلیل مرگ نامبرده را
بسته شدن روزنه هاي امیدذکرکرد

***

مرگ که خبر نمی‌کند
یک روز میبینی که نیامدم
یعنی که نیستم

***

متنفرم از تمام صبح هایي که شب هاش با آرزوی مرگ به سر شد

***

از طلوع عشق تا غروب سرنوشت و از غوغای زندگی تا سکوت مرگ دوست و رفیقت دارم

***

نقدر غمگینم
که دلم میخواهد
روی دامان زمین بارم اشک دریا دریا
سوگواران
به شما باچه زبانی ایا تسلیت باید گفت؟

***

زندگی تنها یک رویاست در راه ما به سوی مرگ

***

زندگی یک مرگ به مرور ست
روز آغاز مرگ تدریجیم تسلیت

***

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
این چراغیست کز این منزل به آن منزل برند

***

مرگ از تو مهربان تر هست
که روزانه
به او نزدیک تر میشوم
اما تو

***

مرگ از عشق پرسید چه چیز تو را انقدر خوشگل جلوه می دهد و مرا انقدر تلخ؟
عشق جواب داد : دروغی که در من هست و حقیقتی که در توست

***

عاشق شدن مرگ مغزیست
بعد از آن به ناچار
قلبت اهدا میشود

***

در کویر سرد عشق این سخن از من بگیر،مرگ تو مرگ من هست پس تمنا میکنم هرگز نمیر

***

خواب دیدم زندگی با عصای مرگ قدم میزد
خواب دیدم چارلی چاپلین میگریست
و می گفت سعی کردم بفهمند اما خندیدند

***

از من زنی هنوز
توی تصاویر قدیمی
با تو خوشبخت هست
به مرگ بگو
می‌تواند اگر
دستت را
از دور گردن او هم باز کند

***

لاف می زدم که
فراموشت خواهم کرد
کجایی که ببینی این روزها
توبه ي من از گرگ ها هم مرگ تر هست

***

وقتی می نویسم نفسمی
یعنی زندگی بدون تو
طعم مرگ می‌دهد

ممکن است شما دوست داشته باشید