متن در مورد سربازی + جملات سنگین خاص درباره سرباز شدن

در این بخش روزانه متن سنگین درباره سربازی رفتن و جملات ویژه احساسی در مورد سرباز شدن پسرها را ارائه کرده ایم.

متن سنگین سربازی

تـو خارج 18 سالت که شد

خیلی کارا برات قانونی میشه،خوشحال میشی

ولی تـو ایران 18 سالت که شد

میگی خاک به سرم باید برم سربازی!

یارو میره سربازی

بر که میگرده

باباش میگه

بیا برات زن گرفتیم اینم بچه هات

قدیما میرفتی سربازی برمیگشتی

با کارت پایان خدمتت استخدام میشدی

گواهینامه میگرفتی، خونه و ماشین بنام میزدی

ویزا و پاسپورت میگرفتی و میرفتی سفر

الان بری سربازی اون کار پاره وقتت رو هم از دست میدی

امروز رفتم کلانتری به یارو میگم شما سربازی؟

میگه نه بی بی خشتم

مردم اعصاب ندارن به خدا

***

متن در مورد سربازی

به دوست داشتنت مشغولم

همانند سربازی که سالهاست

در مقری متروکه بی خبر از اتمام جنگ نگهبانی می دهد …

***

جملات در مورد سربازی رفتن

امروز خورشید پر نورتر از از روزهای دیگه به نظر میرسه،

شاید اونم مثل من ذوق کرده که قراره خدمت سربازیم تموم بشه

و من یک زندگی فوق العاده رو شروع کنم.

***

متن در مورد سربازی

سرباز بود

لب مرز در پادگان تک تیرانداز بود

صدای هقهقش برایش ساز و گیتار بود

***

دوران قبل از سربازی

سلاحت ،دلت می شود

اما در دوران سربازی

سلاحت، غرورت می شود

***

سربازم و بالای برجکم

شاعر شده ام از سر دلتنگی

همدم تفنگ و پوتین شده ام

***

متن در مورد سربازی

متن در مورد رفتن به سربازی

فقط لحظه ای دلم گرفت

که عکس پروفایل داداشم

این بود:

سلام‌ سربازی

روزهای اجباری

***

پسرش که سربازی رفت

دل مادرش هم با او رفت

به گمانم دل مادرش

در کوله پشتی پسرش جا مانده بود

***

موهایش را تراشیدند

به او سرباز می گفتند

لباس خاکی پوشیده بود

اسمش را مدافع وطن گذاشته بودند

***

سرباز که می شوی

انگار مرد و تکیه گاه می شوی

استوار مثل کوه

پرصلابت مثل صخره

***

متن ویژه در مورد سرباز شدن

سربازی فقط دوسال است

اما برای یک عاشق

به اندازه بیست سال است

***

داداشم سرباز شدی

با لباس خاکی چقدر ناز شدی

خوش تیپ و چقدر خاص شدی

***

امروز خورشید پر نورتر از از روزهای دیگه به نظر میرسه،

شاید اونم مثل من ذوق کرده که قراره خدمت سربازیم تموم بشه

***

متن در مورد سربازی

داداشم سرباز شدی
با لباس خاکی چقدر ناز شدی
خوش تیپ و چقدر خاص شدی

***

ازدواج تنها جبهه ایست

که می توان شب ها با دشمن در یک سنگر خوابید

گاه سربازی شجاعی

گاه شاهی نا امید!

روز و شب چیزی به جز تکرار یک شطرنج نیست!

***

سرباز شدم بلکه بمانی…
موهامو تراشیدی و رفتی…
از این همه من هیچ ندانم
با چه رویی!! مرا بگذاشتی و رفتی!!

***

متن در مورد سربازی

جملات و اشعار در مورد سربازی

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی

بشنود یک نفر از دختر مورد علاقه اش دل برده

خسته ام کاش کسی حال مرا میفهمید

خسته ام خسته

مـن یادمه یکی دوبار با دختر همسایه

سلام و احوال پرسی کرده بودم

دختره رفت سربازی ابروهاش

در اومد تازه فهمیدم پسر بود

پسرش که سربازی رفت

دل مادرش هم با او رفت

به گمانم دل مادرش

در کوله پشتی پسرش جا مانده بود

پسر عمم رفته سربازی افتاده راهنمایی رانندگی‌

روز دوم گفتن بازداشت شده، گفتیم چرا؟

گفتن به تشخیص خودش خیابون لاله زار رو دو طرفه کرده!

***

هر سربازی
در جیب هایش
در موهایش
و لای دکمه های یونیفورمش
زنی را به پادگان و خدمت می برد
آمار اعزامی ها
همیشه غلط بوده است
این دو سال
دو نفر را از پا درآورده
سرباز و زنی که
در میان قلبش بود…

***

متن در مورد سربازی

فقط لحظه ای دلم گرفت

که عکس پروفایل داداشم

این بود:

سلام‌ سربازی

روزهای اجباری

کچل باشی

بری بالای شهر میگن مد روزه

بری مرکز شهر میگن سربازی

بری پایین شهر میگن زندانی بودی

این همه ی ی تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر

***

متن در مورد سرباز شدن

از آن روزی که سربازی به پا شد

ستم بر مـا نشد بر دختران شد

بسوزد ان که سربازی به پا کرد

تمام دختران را چشم به راه کرد

***

همچین میگن

اگه پسرا برن سربازی مرد میشن ؛ آدم میشن

انگار قبلش حیون درنده بودن

ابتدایی که بودیم مو هامونو تا ته میزدیم

راهنمایی و دبیرستان هم همین جور

سربازی هم رفتیم باز تا ته مو هامون رو زدیم

و تا اومدیم موهامون رو درست کنیم

از دست زن کچل شدیم..

***

بسوزد آنکه سربازی بنا کرد

تـو را از مـن مرا از تـو جدا کرد

گروهبانان مرا بیچاره کردند

لباس شخصی ام را پاره کردند

به خط کردند تراشیدند سرم را

لباس آش خوری کردند تنم را

***

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی

بشنود یک نفر از دختر مورد علاقه اش دل برده

خسته ام کاش کسی حال مرا میفهمید

***

به سلامتی پسری که سرباز شد

تابه خاطر نداشتن پایان خدمت

سربار نشود…

***

متن در مورد سربازی

شعر سنگین درباره سربازی

سر پستم رسیدم خوابم آمد

محبت های مادر یادم آمد

نوشتم نامه ای با برگ چایی

کلاغ پر میروم مادر کجایی

نوشتم نامه ای با برگ انگور

جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

***

متن در مورد سربازی

سلامتیه فیل

نه به خاطر خرطوم درازش

به خاطر این که کف پاش صافه

از سربازی معافه

فقط یه ایرانی میتونه دوسال بره سربازی

30 سال تعریف کنه

خداحافظ سربازی

این پسرایی که میگن با سربازی رفتن دو سال عمرمونو تلف میکنیم

انگار تا قبل سربازی در کتابخانه کنگره کشور آمریکا مشغول پژوهش درباره انتگرال بوده

والا

***

ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺗﻮ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ

ﺭﻧﮓ ﻣﻮ ﺧﺮﻣﺎﯾﯽ.

ﯾﺎﺭﻭ ﺩﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﻮﻫﺎﺕ ﻣﺸﮑﯿﻪ.

ﮔﻔﺘﻢ ﺁﺭﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺮﻣﺎ ﻣﺸﮑﯿﺎ. ^__^

ﺩﻭ ﻣﺎﻩ ﺍﺿﺎفه خدمت خوردم ﻫﻤﻮﻥ ﺍﻭل

به تـو وابسته ام

مانند سربازی به سربندش

تـو معروفی به دل بردن ؛ مونالیزا به لبحندش!

چـه حالی داشتم با رفتنت

سربسته می گویم

شبیه حال مردی ؛ لحظه ی اعدام فرزندش…

به حیف نون ميگن چرا ميري سربازي؟

ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش

بند پوتینش راکه بست

بغض خواهرش شکست

پسرک رفت و در را پشت سرش بست

به سلامت سرباز عزیزم

به صف کردند تراشیدند سرم را

لباس ارتشی کردند تنم را

الهی خیر نبینی سر گروهبان

که امشب کردی تـو مرا نگهبان

خداحافظ سرباز

***

جملات در مورد سربازی پسرها

سلامتی سربازی که

شبها تا صبح تو خلوت تنهای پست دادن

اشک میریزه و سختی میکشه!

به امید این که ی روز به عشقش میرسه…

ولی بی خبر از اینکه عشقش شبها زود میخوابه

تا از قرار فرداش جا نمونه…

***

سین سرباز

تلخ ترین و گاهی شیرین ترین

سین زندگی یک پسر است

***

متن در مورد سربازی

تا قبل از این که برم سربازی فکر می‌کردم دو ساعت خیلی کمه

اما وقتی رفتم رو برجک دو ساعت وایسادم

فهمیدم دو ساعت هم خودش یه عمره

به سلامتی همه ی ی سربازا …

سر پستم رسیدم خوابم آمد

محبت های مادر یادم آمد

نوشتم نامه ای با برگ چایی

کلاغ پر می‌روم مادر کجایی

نوشتم نامه ای با برگ انگور

جدا گشتم 2 سال از خانه ام دور

سلامتی سربازی که لب مرز داشت عکس عشقشو نگاه میکرد!

یهو دید عشقش داره قاچاقی از مرز رد میشه

همونجا زد جنازش کرد

سربازیه شوخی نیس که غفلت کنی اضافه خدمت میخوری

مورد داشتیم پسره میخواسته بره سربازی

از یه هفته قبل داشته جیب مخفی درست میکرده واسه

رژ ؛ موچین ؛ بند ؛ سفید کننده و خط چشمش

***

بسوزد آنکه سربازی بنا کرد
تو را از من مرا از تو جدا کرد

گروهبانان مرا بیچاره کردند
لباس شخصی‌ام را پاره کردند

به خط کردند تراشیدند سرم را
لباس آش خوری کردند تنم را

***

سرباز
در حالی که سرمای بالای برجک
را به جان می‌خرد
یاد روز‌های تنهایی عشقش
را در ذهنش می‌آورد

***

به دوست داشتن تو مشغولم
همانند سربازی که سالهاست
در مقری متروکه
بی‌خبر از اتمام جنگ نگهبانی می‌دهد

***

آدمیزاد چیه؟
وقتی بچس می‌گه زود بزرگ بشم
بزرگ می‌شه
می‌گه کاش به دوران بچگی بر می‌گشتم
وقتی سربازی دعا دعا می‌کنی تموم بشه
تموم می‌شه
بیس سال خاطره تعریف می‌کنی با ذوق!

***

خدمت یعنی، بیای که آدم بشی
اگر آدمی، بیای که بهتر بشی

***

به سربازی روم با کوله پشتی
به دستم داده‌اند یک نان خشکی
به خط کردن تراشیدم سرم را
لباس ارتشی کردن تنم را
لباس ارتشی رنگ زمین است
سزای هر جوان آخر همین است

این مطالب را هم ببینید