شعر کودکانه چهارشنبه سوری + 4 شعر بسیار زیبای چهارشنبه سوری کودکانه
مجموعه شعر کودکانه زیبا چهارشنبه سوری را در این بخش آماده کرده ایم. جشن چهارشنبه سوری یکی از مراسم های قدیمی ایران باستان است که افراد به صورت جمعی از روی آتش می پرند.

سه شنبه آخر سال امشب
جشن صدا و نور و حال امشب
چهارشنبه سوری شده باز دوباره
از رو آتیش بپره که چند روز دیگه بهاره
چهارشنبه سوری شده باز دوباره
از رو آتیش بپره که چند روز دیگه بهاره
آی یکی یکی میایم پیش
می پریم از رو آتیش
زردی هامون رو میدیم
سرخی به جاش می گیریم
زردی هامون رو میدیم
سرخی به جاش می گیریم

آی بچه ها آی بچهها
وقتی میرین تو کوچهها
نرین آتیش بازی کنین
ترقهها خطر دارن
چشاتونو در میارن
دستها رو پر پر میکنن
گوشاتونو کر میکنن

شب چهارشنبه سوری آخره ساله
زمستون میره پشتش بهاره
این جشن بزرگ از نیاکانه
ازنیاکانه پاک ایرانه
ای بته بته بته
یادت نره این گفته
ای بته بته بته
گوش کن ببین چی گفته
مامان و بابام بوته میخرن
کنار حیاط آتیش میزنن
بچههای خوب از روش میپرن
تا که این جشن رو از یاد نبرن
ای بته بته بته
یادت نره این گفته
ای بته بته بته
گوش کن ببین چی گفته
سرخی تو از من
زردی من از تو
تق تق تق فشفشه فاصلمون کم بشه
هیزم و نفت و آتیش دوستت دارم خدایش
سیب زمینی به سیخه عکس گلت به میخه
غماتو بیار فوتش کن کینه داری شوتش کن
هوا بهاری میشه سرما فراری میشه
زردی ازت دور بشه هرچی بخوای جور بشه
تق تق تق فش فشه فاصلمون کم بشه
هیزم و نفت و آتیش دوستت دارم خداییش
سیب زمینی به سیخه عکس گلت به میخه
غماتو بیار فوتش کن کینه داری شوتش کن
هوا بهاری میشه سرما فراری میشه
زردی ازت دور بشه هرچی بخوای جور بشه

تق تق تق فش فش فاصلمون کم بشه
هیزم و نفت و آتیش دوستت دارم خدایش
سیب زمینی به سیخه عکس گلت به میخه
غماتو بیار فوتش کن کینه داری شوتش کن
هوا بهاری میشه سرما فراری میشه
زردی ازت دور بشه هرچی بخوای جور بشه
می خندیم و دست میزنیم
فشفشه روشن میکنیم
از روی آتیش میپریم
چهارشنبه سوری رسیده
از یه راه دور و دراز
چند ساعتی مهمونته
میره تا سال دیگه باز
امشب همه از ته دل
می خندیم و دست میزنیم
فشفشه روشن میکنیم
از روی آتیش میپریم
وای که چقدر دیدنیه
این رسم زیبا و قشنگ
بعضیا کوزه میشکنن
قاشق زنی ، دلنگ دلنگ
بخند ، برقص و شادی کن
تا میتونی همینجوری
بیا یکم بخور از این
آجیل چهارشنبه سوری
امسال داره تموم میشه
چند روز دیگه نوروز
غم ها رو بنداز تو آتیش
شادی بیاد غم بسوزه

رسیدی و پر از شادی و شوری، آهای چارشنبه سوری
شنیدم با جوانان جفت و جوری، آهای چارشنبه سوریبساط سرخی تو، زردی من، سر هر کوی و برزن
تو هم چون مردمان غرق سروری، آهای چارشنبه سوریمش اصغر توی چادر دیدنی شد، پی قاشق زنی شد
که باشد استتار اینجا ضروری، آهای چارشنبه سوریچراغ قرمز و ده حاجی فیروز، سیه روی و سیه روز
بگیرند از جماعت پول زوری، آهای چارشنبه سورییکی از جیغ و داد اهل کوچه، کند دندان قروچه
بگوید داد از این حد بی شعوری، آهای چارشنبه سوریبر اعصابش زند یکریز تقه، هیاهوی ترقه
ندارد بیش از این تاب صبوری، آهای چارشنبه سوریبه فحش و لعن بر آباء و اجداد، مزاحم را کند یاد
شب آمرزش اهل قبوری، آهای چارشنبه سوریمقصر من نمی گویم تو هستی، ولی از بمب دستی
چه چشمانی که شد محکوم کوری، آهای چارشنبه سورینمی دانم بهشتی یا جهنم، که کارت گشته درهم
از این دیو و دد و غلمان و حوری، آهای چارشنبه سوریکنند آزارها با نام سرکار، گروهی مردم آزار
که دورند از ادب صد سال نوری، آهای چارشنبه سوریامید است اینکه با شادی معقول، همه خوشحال و شنگول
کنیم از شیوه این عده دوری، آهای چارشنبه سوری










