شعر پنجشنبه + مجموعه اشعار دلتگی و احساسی در مورد پنجشنبه

اشعار کوتاه و زیبای روز پنجشنبه

در این مطلب روزانه مجموعه گلچین شده از شعر در مورد روز پنجشنبه و گلچین اشعار احساسی حس دلتنگی را گردآوری کرده ایم که امیدواریم مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد.

ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻭ ﺑﻮﯼ ﺣﻠﻮﺍﯼ ﺧﯿﺮﺍﺕ …

ﯾﺍﺩ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺭﻓﺘﻪ …

ﻃﻌﻢ ﺗﻠﺦ ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﻓﻮﺭﯼ …

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻻﮐﺮﺩﺍﺭ …

***

ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺍﺳﺖ

ﻭ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﺎﯾﯽ

ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ

ﻧﺪﺍﺭﻣﺸﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ …

***

نگاه کن!

زیباجان

آن گل سرخ پر پر لای دفترم

هنوز به سرخی

همان پنجشنبه ی دور دیدار است

نگاه کن.

***

شعر پنجشنبه

همان روز که قول دادم

بوسه هایم را نسیم به تاراج نبرد.

همان پنج شنبه ی فیروزه ای رنگ

که دلگرمی آغوشت در من چون شراب چرخید.

همان روز

که به سیب سرخ چشمانت کودکانه خندیدم.

***

اشعار دلتنگی پنجشنبه

من یک پنج شنبه

در دل آذر

در میانه ی پاییز

در اوج تقویم

جا مانده ام!

و تو مدتهاست رفته ای …

اگر نیایی

باران هم از کنار ما با لکنت می گذرد

جمعه های بی روزن و پنجره

قد می کشند در نگاه سبز تمام پنجشنبه ها

و کسی سراغ از ستاره و سیب و سلام نمی گیرد

.

اگر نیایی

همین اتفاق – ساده، دوستت دارم –

به جایی نمی رسد

.

مرد اگر بودم

نبودنت را غروب های زمستان

در قهوه خانه ی دوری

سیگار می کشیدم

نبودنت دود می شد

و می نشست

روی بخار شیشه های قهوه خانه

.

بعد تکیه می دادم به صندلی

چشمهایم را می بستم

و انگشتانم را دور استکان کمر

باریک چای داغ حلقه می کردم

تا بیشتر از یادم بروی

.

نامرد اگر بودم

نبودنت را

تا حالا باید

فراموش کرده باشم

***

یک شمع خاموش می شود
یک ستاره می میرد
یک جای خالی هرگز پر نمی شود
پنجشنبه و یاد درگذشتگان

***

شعر پنجشنبه

شاید دیدن عکس هایت

یا

گوش دادن

به آهنگ مشترکمان

و حتى

فکر کردن به تو لذت بخش باشد

اما هیچ کدام

به اندازه

عصر پنجشنبه اى

که

در کنارَت سپرى میشود

عاشقانه نیست ..

شعر از : رضا ناظمى

***

شعر زیبای ویژه روز پنجشنبه

در این پنجشنبه های غمگین و دلتنگی …

ساده می گویم پدرم دل بریدن ساده نیست
چشم های مهربانت را ندیدن ساده نیست

***

هر پنجشنبه رفتگانت را به یاد آر…

یادی هم از من کن که از یاد تو رفتم

شعر از : احسان پارسا

***

پنجشبه است و دل پر از بی تابی فرزند
دیده به سویت نگرانست هنوز
غم نادیده تو بار گران است هنوز
رفتی و دیده و داغت به دل ماست هنوز
هر کجا می نگرم روی تو پیداست هنوز
بعد از توبه کدام کوه تکیه کنم
پنجشنبه بیاد همه مسافران بهشتی

***

شعر پنجشنبه

پنجشنبه

است

و چشمهای دلواپسی براه

اجابتم

کن

التماس ِ

نگاه ….

شعر از : مریم رضایی

***

من تنها کسی هستم

که در تقویمش

پنج شنبه ها

به مناسبت تنهایی تعطیل است!

***

اشعار زیبای احساسی روز پنجشنبه

تمام شهر پر از سکوت میشود

پنجشنبه

و تمام دلم پر از هجوم بغض!

دلم نمیخواست که تمام شوی

دلم نمیخواست که تمام شوم

تمام کنم …

خاطرات سالیان دور را

ولی همیشه یکنفر درون من

نشسته است

و انتظار میکشد سکوت را !

***

شعر پنجشنبه

نمی دانم

رگبار بر بهار پنجشنبه اول سال

خواهد بارید

و یا شاید واپسین دقیقه ی سال را

که باردار سرخی انار است به رگبار

بندند

***

و پنجشنبه حرفی ندارد برای زدن

گریه میکند غزلی

در پیاده روی دفترم

که تا چندی دیگر

غریب خواهد ماند

غریب خواهد گریست تا ابد

***

صفحه صفحه ی تقویم ؛

سپید … سیاه

دوباره ورق ورق …

آه از این پنجشنبه های مزمن .

از این راه یخ زده ی گلو

که درست همین روز

باید مسدود شود

***

شعر پنجشنبه

ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ …

ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ …

ﮔِﺰﮔِﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﺯﺧﻢ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻫﺎ …

ﺷﻮﺭﯼ ﺍﺷﮏ ﻫﺎ …

***

چرا به یاد نمی آورم؟!

من آدمی را دوست می داشتم.

ستاره و ارغوان را دوست می داشتم.

شکوفه و سیگار و خیابان را دوست می داشتم.

گردهمائی گمان های کودکانه را دوست می داشتم.

نامه ها ،

ترانه ها وغروب های هر پنجشنبه را دوست می داشتم.

آواز و انار و آهو را دوست می داشتم.

من نمی دانم،

من همه چی را دوست می داشتم …

***

اگر نیایی

باران هم از کنار ما با لکنت می گذرد

جمعه های بی روزن و پنجره

قد می کشند در نگاه سبز تمام پنجشنبه ها

و کسی سراغ

از ستاره و سیب و سلام نمی گیرد

***

ﭼﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﻰ ﺩﺭﺩﺳﺮﻯ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺭﻓﺘﮕﺎﻥ !

ﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻰ ﻇﺮﻓﻰ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻣﻴ ﮑﻨﻨﺪ،

ﻭ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻰ ﺩﻟﻰ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ !

ﺗﻨﻬﺎﺑﻪ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﺍﻯ ﻗﺎﻧﻌﻨﺪ .

این مطالب را هم ببینید