شعر دلتنگی روز جمعه + متن و جمله کوتاه برای دل گیری و تنهایی غروب جمعه

شعر دلتنگی روز جمعه؛ جملات کوتاه و بلند غمگین برای غروب جمعه

در این مطلب از روزانه مجموعه‌ای از شعر دلتنگی روز جمعه، جملات غمگین برای غروب جمعه، دلنوشته‌های عاشقانه، متن‌های کوتاه تنهایی و کپشن‌های احساسی جمعه را آماده کرده‌ایم. اگر غروب جمعه برایتان یادآور تنهایی، انتظار، خاطره یا جای خالی کسی است، در ادامه می‌توانید متن‌ها و شعرهای کوتاه و بلند این مجموعه را بخوانید و برای استوری، کپشن یا پیام استفاده کنید.

جمعه های دلتنگی

جملات جدید دلتنگی روز جمعه

جمعه که از نیمه می‌گذرد، انگار تمام دلتنگی‌های هفته کنار پنجره می‌ایستند و اسم تو را صدا می‌زنند.

***

دلتنگی جمعه بی‌صدا می‌آید، اما وقتی می‌نشیند، تمام خانه را پر از سکوت می‌کند.

***

غروب جمعه یعنی چشم‌هایی که به در مانده‌اند و دلی که هنوز منتظر یک آمدن ساده است.

***

جمعه‌ها بیشتر از هر روز دیگر می‌فهمم که نبودن بعضی آدم‌ها چقدر جا می‌گیرد در دل آدم.

***

عصر جمعه

عصر جمعه برای من شبیه نامه‌ای ناتمام است؛ هر بار شروع می‌شود و هر بار با بغض تمام می‌شود.

***

جمعه که می‌شود، خاطره‌ها از گوشه ذهنم بیرون می‌آیند و بی‌اجازه کنارم می‌نشینند.

***

دلتنگی جمعه از آن غم‌هایی است که نه دلیل می‌خواهد، نه توضیح؛ فقط می‌آید و می‌ماند.

***

کاش جمعه‌ها کمی مهربان‌تر بودند و این‌همه نبودن را به رخ دل آدم نمی‌کشیدند.

***

من از غروب جمعه نمی‌ترسم؛ از آن لحظه می‌ترسم که نامت دوباره بی‌هوا در دلم روشن می‌شود.

***

جمعه برای من یعنی یک فنجان چای سرد، یک پنجره خاموش و هزار حرفی که به تو نرسید.

چه روزی است امروز

جمعه‌ای دلگیر

در کنج قهوه‌خانه ای دنج

تنها و بیکس

گم در غبار رویا

در انتظار پایان

به خاطر زندگی بی‌تو …

***

جمعه است

و غروب

و دلتنگی

و خانه ای بی‌تو …

***

دیروز جمعه غروب
پیاده روهای غمگین را قدم می زدم
عابران بی تفاوت از کنارم
سکوتم را لگد می کردند
زیر هجوم افکارم
تو را آرزو کردم
کاش یکی ازاین عابران بودی
هیچ نگاهی آشنا نبود
جز کودک فال فروشی که نگاه غمگینش بغض مرا به انفجار رساند

***

جمله غمگین غروب جمعه

کافیست اسمَت
کنارِ اسمم باشد
تا کسلیِ پنجشنبه ها
نحسیِ جمعه ها
از بین برود!

شعر دلتنگی روز جمعه

جمله کوتاه برای غروب جمعه

غروب جمعه یعنی دلتنگی با صدای آهسته.

***

جمعه‌ها کوتاه‌اند، اما غمشان بلند است.

***

عصر جمعه، دل آدم بی‌دلیل قدیمی می‌شود.

***

جمعه بی‌تو حتی اگر آفتابی باشد، دلگیر است.

***

غروب جمعه، سکوت را بلدتر از هر روز می‌کند.

***

دلم عصر جمعه بیشتر از همیشه تو را کم دارد.

***

جمعه یعنی بغضی که راه خانه را بلد است.

***

غروب جمعه پر از حرف‌هایی است که گفته نشد.

***

جمعه، تنهایی را رسمی‌تر از همیشه می‌کند.

***

دلتنگی جمعه از جنس خاطره‌های برگشت‌ناپذیر است.

شعر عاشقانه و غمگین در مورد غروب روز جمعه

دلم گرفته از این روزهای بارانی
شروع روزهای سرد ِ زمستانی
هوای دل غم انگیز و دلم اکنون اسیر ِ ساز سوزانی

غروب جمعه دلگیر و تنم بی جنبش و خسته _غرق در سردی و خاموشی_
و افکارم گرفتار ِ فراموشی
و اکنون من درختی در زمستانم
که در دالان افکارم ، برده از خاطر هرچه می دانم
و اما زندگی چون این ، چه سود ؟

و اکنون جنبشی باید ،
و اینک همتی شاید
که در فکرم بگنجاید :
زندگی بال و پری خواهد_از جنس زمان_
کز بلندای بصیرت پر گشاید
برسد به باغ و بستان، عشق و پاکی
به زلالی در گلستان،
به جهانی پر ز خوبی، مردمانی صاف و دل های بلوری…

***

کاش،
تا حالمان خوب شود،
برای مدتی هم که شده
جمعه نشود…!

شعر دلتنگی روز جمعه

متن عاشقانه دلتنگی جمعه

اگر بودی، غروب جمعه هم می‌توانست شبیه شروع یک شعر عاشقانه باشد، نه پایان یک هفته خسته.

***

جمعه‌ها نبودنت را بیشتر احساس می‌کنم؛ انگار تمام شهر آرام می‌شود تا صدای دلتنگی من بلندتر شنیده شود.

***

تو که نیستی، حتی آسمان جمعه هم مثل دلی شکسته رنگ می‌بازد و آرام‌آرام تاریک می‌شود.

***

عصر جمعه با همه دلگیری‌اش، هنوز به امید دیدن تو از پنجره دل من رد می‌شود.

***

متن و عکس جمعه

کاش کنارم بودی تا غروب جمعه به جای بغض، بهانه‌ای برای قدم زدن و خندیدن می‌شد.

***

جمعه‌ها قلبم بهانه تو را می‌گیرد؛ نه با فریاد، با همان سکوتی که فقط عاشق‌ها می‌فهمند.

***

دلتنگی تو در غروب جمعه شبیه بارانی است که نمی‌بارد، اما همه پنجره‌های دلم را خیس می‌کند.

***

من تمام هفته را دوام می‌آورم، اما عصر جمعه نبودنت دوباره مرا از نو می‌شکند.

***

جمعه بی‌تو شبیه شعری است که قافیه ندارد و هر مصرعش به تنهایی ختم می‌شود.

***

تو اگر بودی، جمعه می‌توانست آرام‌ترین روز دنیا باشد؛ نه سنگین‌ترین غروب هفته.

شعر نو درباره دلتنگی روز جمعه

دلم گرفته مثلِ
غروبِ سردِ پاییز
مثلِ روزای جمعه
از غم و غصه لبریز

مثلِ درختی تنها ، تویِ کویر تو صحرا
شبیهِ یک جزیره ، اسیر دستِ دریا

مثلِ کتابی کهنه ، که مونده کنجِ انبار
مثلِ یه قاب خالی ، که مونده رویِ دیوار

مثلِ یه قطره ی اشک ، که جاریه رو گونه
مثِ غمِ غریبی ، که تو فصلِ خزونه

دلم گرفته مثلِ
یه شاخه گل تو گلدون
شبیهِ یک قناری
که مونده کنجِ زندون

مثلِ یه رودخونه که ، حالا شده یه مرداب
مثِ پلنگِ وحشی ، اسیرِ سحرِ مهتاب

شبیهِ آدمی که ، سرِ دو راهی مونده
مثلِ یه دفترِ شعر ، که هیچکسی نخونده

مثلِ یه آدمِ پیر که مونده زیرِ بارون
مثلِ سکوتِ تلخ و دلگیرِ توی زندون

دلم گرفته مثلِ
غروبِ سردِ پاییز
مثلِ روزِ جدایی
که تلخه و غم انگیز

***

متن و جملات غمگین جمعه

جمعه‌ ها باید که فارغ شد

از این شهرِ شلوغ

دور شد از قیل و قال

جمعه یعنی حالِ خوش

جمعه یعنی؛ بی‌ خیال

***

دوباره جمعه و دلواپسی ها
غبار کوچه ها و بی‌کسی ها
و چشمانی که تار عنکبوتی
نموده مهر و مومش تا بیایی

اگه روز و شبِ دنیا

یه عمرِ غرق تشویشه

یه جمعه‌این کلافِ کور

به دست عشق وا میشه

***

آرامش یعنی

عصر جمعه از کابوس بپرم

ببینم نشسته‌ ای

و موهایت را می‌ بافی

***

جملات غمگین و تنهایی روز جمعه

جمعه‌ها آدم می‌فهمد بعضی تنهایی‌ها از شلوغی جمعیت هم سنگین‌ترند.

***

شعر دلتنگی روز جمعه

در غروب جمعه، حتی دیوارهای خانه هم انگار چیزی برای گفتن ندارند و فقط سکوت می‌کنند.

***

درد جمعه این است که همه چیز آرام است، اما دل آدم از درون غوغا دارد.

***

جمعه‌ها گذشته بیشتر از همیشه زنده می‌شود و روبه‌رویم می‌نشیند.

***

گاهی فکر می‌کنم جمعه‌ها برای همین ساخته شده‌اند که آدم به نبودن‌ها عادت نکند.

***

غروب جمعه مثل آینه‌ای است که آدم را با تمام زخم‌های پنهانش روبه‌رو می‌کند.

***

دلتنگی روز جمعه از آن مهمان‌هایی است که بی‌دعوت می‌آید و دیر می‌رود.

***

جمعه‌ها هر قدر هم بخندی، یک گوشه دلت بی‌صدا غمگین می‌ماند.

***

عصر جمعه برای آدم‌های دلتنگ، مثل راهرویی طولانی است که به هیچ دری نمی‌رسد.

***

جمعه یعنی نگاه کردن به ساعت و فهمیدن اینکه زمان هم گاهی بلد نیست آدم را نجات بدهد.

متن و دلنوشته جمعه

دلنوشته در مورد روز جمعه

چرا جمعه را محکوم به کلافگی

و بی‌ حوصلگی می‌ کنیم ؟

من جمعه‌ ها خوشحال‌ ترم

چون یک هفته دیگر

از دوست داشتنت را

با عشق به پایان رساندم

***

جمعه که می‌شود

دلتنگی میهمان نخوانده‌ ای می‌شود

که عصرها دستش را می‌گذارد

روی زنگ دلت …!

***

شعر دلتنگی روز جمعه

شعر در مورد غمگینی روز جمعه

نبودنت

تمام روزهای هفته

قلبم را به درد می‌ آورد

اما جمعه که می‌شود

جای خالی‌ ات

طور دیگری تیر می‌ کشد

***

جمعه تون شاد

زندگی هدیه ای است

که هر بامدادکه بر می خیزیم

روبان های دور آن را با عشق باز میکنیم

هدیه امروزتون شادی خوشبختی و یه دنیا زیبایی

***

شعر دلتنگی روز جمعه

کپشن و استوری دلتنگی روز جمعه

جمعه است و دلم بیشتر از همیشه هوای کسی را کرده که دیگر کنارم نیست.

***

برای استوری امروز فقط همین کافی است: غروب جمعه و یک دلِ بی‌قرار.

***

جمعه‌ها را باید آرام گذراند؛ شاید دل، کمتر نبودن‌ها را به یاد بیاورد.

***

امروز دلم مثل آسمان غروب جمعه گرفته است؛ بی‌باران، اما پر از ابر.

***

عکس نوشته جمعه

جمعه یعنی یک دنیا سکوت، یک دنیا خاطره و یک دل که هنوز منتظر است.

***

کاش بعضی آدم‌ها می‌دانستند غروب جمعه چقدر نبودنشان را بلندتر می‌کند.

***

این جمعه هم گذشت، اما دلتنگی‌اش هنوز کنارم مانده است.

***

غروب جمعه را باید با کسی گذراند که دل آدم با او آرام می‌گیرد.

***

جمعه‌ها مرا یاد تمام چیزهایی می‌اندازند که داشتم و دیگر ندارم.

***

در تقویم دل من، جمعه همیشه با رنگ دلتنگی نوشته می‌شود.

شعر روز جمعه

جمعه ات به خیر

هر کجا هستی به یاد من باش

من با تو چای نوشیده ام

سفرها کرده ام

از جنگل

از دریا

از آغوش تو شعرها نوشته ام

رو به آسمان آبی پرخاطره

از تو گفته ام

تو را خواسته ام

آه ای رویای گمشده

هر کجا هستی

جمعه ات بخیر …

***

جمعه

بهانه است

من تمام روزهای هفته

مَنگ

چشمان

توأم

***

شعر زیبا درباره روز جمعه

جمعه ها زیبا باشید

زیبا سخن بگوئید

زیبا فکر کنید

زیبا بنگرید

مثل چشمه زلال باشید

مثل ساحل آرام باشید

خواهید دید که دیگران

مثل دریا بیقرارتان می شوند

***

اگر من بزرگ نمی شدم پدربزرگ هنوز زنده بود

موهای مادرم سفید نمی شد

مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید

تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود

غروب جمعه برایم انقدر دلگیر نبود

چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من

***

غروب جمعه

انگار جمعه

حق یتیمی را خورده

و خدا عاقش کرده

طوری که به دل هیچ کس ننشیند

***

شعر دلتنگی روز جمعه

من و تو که خوب میدانیم

جمعه سال هاست که هیچ داستان خوشایندی ندارد

پس بیا از همین الان

به استقبال عصر دلگیر جمعه برویم

***

جمعه ها را باید سکوت کرد

شعر نوشت و باران را نوازش کرد …

خطی از بغض های نوازش یاس را

نشانید بر طلوع شبنم گونه ی اشک …

و به پاس تمام نبودنها

شمارش ثانیه های سکوت را بر زمزمه ی بغضها روانه ی باران کرد

و اینگونه غروب کرد بر باور رویا گونه ی آدینه ی دلتنگی ها …

***

غروب جمعه را دوست دارم !!

به خاطر دلتنگی ات …

که

آرام

آرام

سرت را

روی شانه ام می‌گذارد …

***

جمعه ها را نمی‌شود به تنهایی سپری کرد

باید کسی را داشته باشی

تا ساعت های تنهایی ملال آور را به پایان برسانی

کسی که از جنس خودت باشد

نگاهت را بخواند، بغض صدایت را بفهمد

جمعه ها باید کسی را داشته باشی

تا دستانش را در دستانت بگذاری و تمام شهر را قدم بزنی

کسی که در کنارش زمان و مکان را از یاد ببری

جمعه ها به تنهایی تمامت می کنند اما تمامی ندارند

***

شعر دلتنگی روز جمعه

دلتنگی که شعر نمی خواهد

کافیست بنویسی

عصرهای جمعه

بلندترین

و دلگیرترین شعر جهان را سروده ای

***

منتظرم که جمعه بیاید و

همه ی تقصیر ها را

بندازم گردن آن بیچاره

اصلا خودم هم می دانم

روزها هیچ تقصیری ندارند …

تو نیستی و هر روز پر از دلتنگی ام …

چه فرقی می‌کند سه شنبه باشد یا جمعه

***

جمعه

بی‌تو

در بهار هم خیلی جمعه است

حتی از صبح …

***

شعر دلتنگی روز جمعه

شعر زیبا در وصف روز جمعه
جمعه ها

قصه ی دلتنگی بی حوصله هاست

قصه ی ماتم من

از غم این فاصله هاست !

آه از این مشغله ها

فاصله ها و گله ها ؛

جمعه ها ؛

بی‌تو درون دل من ولوله هاست …

***

شعر غمگین و سوزناک روز جمعه
جمعه ها

تمام دردهایش را

با صبح آغاز می‌کند …

با سکوتش

جان آدم را به لبش می رساند

به غروب که می رسد

پر می‌شود از بغض …

پشت پنجره ی خیال که باشی

با او می گریی ….

***

شعر دلتنگی روز جمعه

صبح جمعه حس خوبی داره که

قلبمو از غصه خالی می کنه

خوردن صبحانه با تو عشق من

آدمو حالی به حالی می کنه !

***

چه جمعه زیبایی خواهد بود

وقتی …

بهترین ها را برای دیگران بخواهید

***

دست خودش نیست

جمعه عطر نبودن دارد

بسان دختری با موهای بافته، که در پشت پنجره قدیمی خانه

چشم به راه مسافری نشسته است

که بلیط برگشتش را گم کرده

و یا فردی که فراموشی دارد و آدرس خانه را، جا گذاشته است

هفته ها می آیند و می گذرند

خاطراتت می مانند و هجوم می آورند

که تنهایی را بیشتر کنند

جمعه مثل خیال توست

عطرش در خانه می ماند و قصدش دوباره رفتن است

***

می‌شود تنهایی بچگی کرد

تنهایی بزرگ شد

تنهایی زندگی کرد

تنهایی مُرد

ولی

قهوه ی غروب های دلگیر جمعه را که نمی‌شود تنهایی خورد !

***

جمعه را با تو گذراندن
برای من شبیه لمس ماه شده است
همان قدر دلچسب
همان قدر غیر ممکن

شعر دلتنگی روز جمعه

دلتنگ می شوم

بى حوصله …

و تو

غروب جمعه ها

کمى بیشتر

از همیشه نیستى …

تو بیا

من قول مى دهم

حال تمام

این جمعه هاى بى حوصله خوب شود

فقط بیا …

***

جمعه ها

بیشتر از هر روز دیگر نگرانت می شوم

می‌ترسم دلت بگیرد

و کسی را نداشته باشی تا غصه هایت را به جان بخرد

می‌ترسم دلت بگیرد و غم هایت تازه شود

جمعه ها بیشتر از هر روز دیگر نگرانت می شوم …

***

آخر هفته دلم تنگ تر از هر روز است

جمعه ها پای دلم لَنگ تر از هر روز است

ابر چشمم پر از بغض و دلم بارانی است

سوز این حنجره خوش رنگ تر از هر روز است

***

جمعه ها شرح دلم یک غزل کوتاه است

که ردیفش همه دلتنگ توام می‌آید

***

روزها بدجنس شده‌ اند !

از شنبه‌ اش بگیر تا پنج‌ شنبه

دلتنگی‌ ها را قایم می‌ کنند

آن‌ وقت شب‌ ها در دل تاریکی

یواشکی دست به دست می‌ کنند آن‌ ها را

بیچاره جمعه !

صبح که بیدار می‌شود

می‌ بیند تمام خانه‌ اش تلنبار شده از دلتنگی

بغض می‌کند از همان اول صبح‌ اش

***

جمعه هم شعر خداست

غزلی رویاییست

که ردیفش غربت

قافیه اش تنهاییست

جمعه را باید خواند

جمعه را باید زیست

جمعه هم رنگ خداست

یک بغل زیباییست

***

جمعه ها دارد دلم حال و هوای دیگری

می پرد برق از نگاهم با صدای هر دری

شوق دیدار تو دارم خسته ام از بی‌کسی

خوش به حال هر که دارد، در کنارش دلبری

***

شعر روز جمعه

به جمعه خوش آمدین

امروز روز مهربانى خداست

پنجره را بگشا بشنو

خدا صدایت می زند

بخند و لبخندت را به دیگران هدیه کن

که خدا مهربانی را دوست دارد

روز جمعه مبارک

سخن پایانی

دلتنگی روز جمعه برای خیلی‌ها فقط یک حس ساده نیست؛ ترکیبی از خاطره، تنهایی، انتظار و آرامشی غمگین است. در این مجموعه تلاش کردیم شعرها و جملات کوتاه و بلند درباره غروب جمعه را کنار هم بیاوریم تا برای کپشن، استوری، پیام یا خواندن در لحظه‌های دلتنگی قابل استفاده باشد.

سعید لک
نویسنده: سعید لک

مدیر روزانه، نویسنده، ویراستار و تهیه‌کننده محتوا در روزانه با بیش از ۱۷ سال سابقه فعالیت در زمینه تولید و ویرایش محتوای فارسی. تمرکز اصلی من تولید مطالب کاربردی، خوانا و قابل اعتماد در حوزه‌های سبک زندگی، متن و جملات، فرهنگ، سرگرمی، خانواده و موضوعات عمومی است. در روزانه تلاش می‌کنم محتواها با زبانی ساده، ساختاری منظم و بر اساس نیاز واقعی کاربران آماده شوند.