شعر امید بخش کوتاه با 50 اشعار زیبا با کلمه امید و امیدواری

زیباترین شعر امید بخش کوتاه 

در این بخش گلچین شعر امید بخش کوتاه با بیش از 50 اشعار زیبا در وصف امید، امیدواری و امید داشتن را ارائه نموده ایم.

از چرخ به هر گونه همی‌ دار امید

وز گردش روزگار می‌لرزد چو بید

***

در صبح امید ما، تویی تو

افسونگر دلها، تویی تو

***

گرچه هیچ نشانه نیست اندر وادی

بسیار امیدهاست در نومیدی

ای دل مبر امید که در روضه ی جان

خرما دهی ار نیز درخت بیدی

***

از اهل زمان عار می باید داشت

وز صحبت شان کنار می باید داشت

از پیش کسی کار کسی نگشاید

امید، به کردگار می باید داشت

***

مگو در کوی او شب تا سحر بهر چه می گردی

که دل گم نموده ام آنجا و می جویم نشانش را

هنوزم چشم امید است بر درگاه او اما

بهر چشمی نمی بخشند خاک آستانش را

چو ممکن نیست بوسیدن دهان یار نوشین لب

لبی را بوسه باید زد که می بوسد دهانش را

***

شعر امید بخش کوتاه

غمناکم و از کوی تو با غم نروم

جز شاد و امیدوار و خرم ندوم

از درگه همچون تو کریمی هرگز

نومید کسی نرفت و من هم نروم

***

امید چونان پرنده ایست

که در روح آشیان دارد

***

شعر تک بیتی امید

 مه و مهر یار ما شد به امید تو خدا شد

که زهی امید زفتی که زند در خدایی

***

 نه مرا امید فردوس است نه بیم جحیم

یا او نگذاشت در خاطر امید و بیم را

***

خستگی اندر طلبت راحتست

درد کشیدن به امید دوا

***

ماییم که از باده ی بی‌جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم

***

حاصلی از هنر عشق تو جز حِرمان نیست

آه از این درد که جز مرگ منش درمان نیست

این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم

که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست.

***

شعر امید بخش کوتاه

آخر ای دوست نخواهی پرسید
که دل از دوری رویت چه کشید
سوخت در آتش و خاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسید
داغ ماتم شد و بر سینه نشست
اشک حسرت شد و بر خاک چکید
ن همه عهد فراموشت شد
چشم من روشن روی تو سپید
جان به لب آمده در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبح امید
آخر این عشق مرا خواهد کشت
عاقبت داغ مرا خواهی دید
دل پر درد فریدون مشکن
که خدا بر تو نخواهد بخشید

***

اشعار کوتاه امید داشتن

از پیش کسی کار کسی نگشاید

امید ، به کردگار می باید داشت

***

تو بودی آن دم صبح امید کز سر مهر

برآمدی و سر آمد شبان ظلمانی

شنیده ام که ز من یاد می کنی گه گه

ولی به مجلس خاص خودم نمی خوانی

***

دفع غم دل نمی توان کرد

الا به امید شادمانی

***

به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند رونده باش

امید هیچ معجزه‌ای ز مرده نیست، زنده باش

***

طربناک تر، از بهار امید

دلاویزتر، از اوان شباب

***

هرچند فراق ، پشت امید ، شکست

هرچند جفا دو دست آمال ببست

نومید نمی شود دل عاشق مست

هر دم برسد به هر چه همت ، دربست

***

شعر امید بخش کوتاه

دارم امید عاطفتی از جناب دوست

کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست

دانم که بگذرد ز سر جرم من که او

گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست

چندان گریستیم که هر کس که برگذشت

در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست

هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان

موی است آن میان و ندانم که آن چه موست

دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت

از دیده ام که دم به دمش کار شست و شوست

بی گفت و گوی زلف تو دل را همی کشد

با زلف دلکش تو که را روی گفت و گوست

عمریست تا ز زلف تو بویی شنیده ام

زان بوی در مشام دل من هنوز بوست

حافظ بد است حال پریشان تو ولی

بر بوی زلف یار پریشانیت نکوست

***

به هنگام سختی مشو نا امید

که ابر سیه بارد آب سفید

***

شعر کوتاه امید داشتن

بیا امید بین که نیک نبود

در این امید بی حد ناامیدی

***

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی

بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت

چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی

دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند

در این سرا تو بمان! ای که ماندگار تویی

شهاب زود گذر لحظه های بوالهوسی است

ستاره ای که بخندد به شام تار تویی!

جهانیان همه گر تشنگان خون منند

چه باک زان همه دشمن، چو دوستدار تویی

دلم صراحی لبریز آرزومندی است

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

***

شعر امید بخش کوتاه

ای امید همه امیدوران روز شمار

بس بزرگ است به فضل تو امید عفوم

***

امیدوار چنانم که کار بسته برآید

وصال چون به سر آمد فراق هم به سر آید

من از تو سیر نگردم و گر ترش کنی ابرو

جواب تلخ ز شیرین مقابل شکر آید

***

دلهای داغدار بود کعبه امید

شورا به سرشک به زمزم برابرست

***

سرسبز آن درخت که از تیشه ایمن است

فرخنده آن امید که حرمان نمی شود

***

خوش آن رمزی که عشقی را نوید است!

خوش آن دل کاندر آن نور امید است!

***

به امید بوسیدنت هر شبی

تبم گیرد و ناتوانی کنم

تو جان منی، چون ز من بگسلی

کجا بی تو من زندگانی کنم؟

***

مایه امید، مدان غیر را

کعبه حاجات، مخوان دیر را

***

پرده صبح امیدست شب نومیدی

دل سودازده امید وصالی دارد

***

عشق است باقی ای دل باقی همه حکایت

ما عمر خویشتن را ضایع نمی گذاریم

خمخانه ایست معمور در وی شراب راوق

از بهر باده نوشان پیمانه می شماریم

هر عارفی که بینیم دایم امیدوار است

از ذوق نعمت الله ما نیز امیدواریم

***

ما که در عشق تو آشفته و شوریده شدیم

می نماید حلقهٔ زلف تو پریشان ما را

تا به دامان وصالت نرسد دست امید

دست کوته نکند اشگ ز دامان ما را

مطالب مشابه را ببینید!

متن شب بخیر امیدوار کننده + جملات شب بخیر گفتن با انرژی و انگیزه جملات روانشناسی مثبت + جملات کوتاه امید دهنده ویژه تقویت روحیه متن روزهای خوب زندگی و جملات پر امید و زیبای روزهای خوب خواهند آمد جملات آرامش دل + متن آرامش دهنده و امیدوار کننده زندگی عاشقانه جملات انگیزشی امید + متن های پر انرژی امیدوار کننده کوتاه از بزرگان متن امید؛ بیش از 100 جمله، متن و شعر قشنگ با عکس نوشته امیدواری جملات امیدبخش؛ متن های مفهومی امیدبخش ناب، عکس نوشته های ناب امید به زندگی متن انگیزشی معجزه گر برای افزایش امید به زندگی؛ جملات جدید انگیزه دهنده متن امیدوار کننده پس از شکست عشقی؛ جملات انگیزشی بعد از مشکلات عاطفی جملات کتاب همه چیز به فنا رفته اثر مارک منسن با متن هایی درباره امید و زندگی