دلنوشته در مورد جنگ | متن های احساسی و غمگین درباره روزهای جنگی

جنگ ویرانگر است و این مورد را این روزها با پوست و استخوان خود درک کرده ایم. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه برای شما مخاطبان گرامی و عزیز چندین دلنوشته در مورد جنگ را آماده کرده ایم. پس در ادامه با ما همراه شوید.

دلنوشته در مورد جنگ | متن های احساسی و غمگین درباره روزهای جنگی

متن و دلنوشه غمگین جنگ

به پایان می‌رسد

اپیدمیِ مرز

اپیدمیِ خون

اپیدمیِ شب

سپیده‌دَمی!

سپیده‌دَمی

دنیا

تفنگش زمین

دستانش بالاست

و لیزرها و دوربین‌ها

در تَن‌اش

در تردد!

سپیده‌دمی

خدا

با سلاحِ صلح

سراغِ جنگ خواهد آمد

آرمان پرناک

متن و دلنوشه غمگین جنگ

مطلب مشابه: شعر در مورد جنگ؛ اشعار سنگین درباره جنگ (شهادت، مظلومیت و صلح)

جنگ که تمام شد

به خانه برخواهم گشت

عروسکی برایت خواهم خرید

دوچرخه‌ای

و یا شاید هم توپی پلاستیکی

ولی اجازه نخواهم داد

که نفیر هیچ گلوله‌ای

تو را بر خود بلرزاند…

جنگ که تمام شد

به خانه بر خواهم گشت

با دستی مقطوع

پایی مجروح

و یا شاید تنها پلاکی مخدوش

ولی اجازه نخواهم داد

کسی به گیسوان تو و عروسک‌هایت تعرض کند!

جنگ که تمام شد

به خانه بر خواهم گشت

و برای مادرت باغچه را پر از نعنا خواهم کرد

حیاط را خواهم شست

و گل‌ها را هرس خواهم کرد

ولی اجازه نخواهم داد

هیچ دشمنی در سایه‌سار درختان باغم بیارامد…

جنگ که تمام شد

به خانه برخواهم گشت

چه تنها آجری و آدرسی از آن مانده باشد

چه زبانم لال، تو را دیگر نداشته باشم

چه مادرت صد بقچه برای فرشته‌ها پیچیده باشد

ولی اجازه نخواهم داد

که دشمنی خاک و خانه‌ام را زیر چکمه‌هایش

لگد مال کند.

جنگ که تمام شد

به خانه برخواهم گشت….

عکس نوشته درباره جنگ

جنگ،

رویدادی ناگوار است

که تنها

در فیلم‌ها دیدنی‌ست.

در باغِ گلوله، رویشِ انسان‌ها

دنیا به خودش ندیده‌ این امکان‌ها

جشن است و گلایُلی پَکر می‌رقصد

آبادتر از همیشه گورستان‌ها!

دنیا شده یک خانه‌ی برمودایی

از خنده نمانده هیچ ردّ پایی!

دیوار به دیوار فقط قاب کج و

صد پنجره رو به وسعتِ تنهایی

جنگ،

چه تناقض شگفتی!

ویران می‌کند،

می‌سوزاند،

می‌گیرد

اما گاه،

در ویرانه‌هایش

چیزی می‌رویَد

که هیچ صلحی

یادگار نمی‌گذارد:

آزادی

برای دوست داشت

اوضاع زمانه هَمِه جنگ است وَ کشتار

از روز ازل بوده چنین زشت وَ تکرار

از سنگ وَ شمشیر رسیدیم به موشک

بمب اتمی هم به میان آید و هشدار!…

عکس نوشته درباره جنگ

جنگ،

نه آغاز دارد

نه پایان…

در هیاهوی گلوله‌ها،

کودکی، بی‌نام،

رویاهایش را به خاک می‌سپارد…

مادری،

با چشمانی پر از دلهره،

تابوت خالی را نوازش می‌کند…

مردی،

با زخم‌هایی نه بر تن،

که بر خاطره…

و زمین،

که دیگر نای روییدن ندارد،

از خون اشباع شده.

جنگ،

سکوت را می‌بلعد،

محبت را تبعید می‌کند،

و انسان را

از خود تهی می‌سازد…

مطلب مشابه: جملات بزرگان در مورد جنگ؛ 50 سخن ارزشمند درباره جنگیدن

جنگ،

نقاشیِ دیوانه‌ای‌ست

که وطن را

روی بومِ بی‌زمان،

می‌کشد؛

و تولد من،

رنگی‌ست

که از فراموشی می‌جهد.

‌لعنت به جنگ و جانی و جنگ افروز

لعنت به ایـن : تـوحّـش انسان سوز

‌لعنت به آن که : بهــره بَــرَد از جنگ

لعنت به آن که : گشته ستم آمـوز‌

بشمار سه

هدف گرفته ایم قلب یکدیگر را

بشمار دو

دست ها روی ماشه

بشمار یک

آتش…

چه خبر شده است

چرا از دهانِ تفنگ هامان

نیلوفر روییده؟!

«آرمان پرناک»

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.