انشا درباره مادر + چند انشا ساده و ادبی در توصیف مادر برای پایه های مختلف تحصیلی

انشا مادر

یکی از موضوعات انشا که در هر پایه تحصیلی هم نیاز است، انشا در مورد مادر است. در این مطلب انشا درباره مادر به صورت ساده و ادبی را برای پایه های مختلف تحصیلی دبستان گردآوری کرده ایم.

انشا در مورد مادر به زبان ساده

می دانم که در دنیا هیچکس من را به اندازه مادرم دوست ندارد. او قلب مهربان و لب هایي همیشه خندان دارد. من فکر می کنم که مادرم همان فرشته نگهبان من است که از بالای آسمان به زمین آمده تا مراقب من باشد.

شبها از او می خواهم کنار تختم بنشیند و دست هایم را بگیرد و برایم قصه بخواند. یک شب از مادرم پرسیدم: “چه کار کنم خواب بد نبینم؟” او گفت: “عزیزم چند تا صلوات بفرست تا آسان بخوابی.”

مادرم می‌ گوید شبها همه ی ما خوابیم اما خدای مهربان بیدار است و مراقب ما است پس نباید نگران باشیم. مادرم همیشه حواسش به من است تا سلامت باشم، درس هایم را خوب یاد بگیرم و برایم دعا می کند.

ما بعضی وقت ها باهم بازی می کنیم و من در کارهای خانه به او کمک می کنم. من می دانم که مادر مهربانم آمده تا یک دنیا شادی به من بدهد، امروز گلبرگ هاي‌ گل رز را روی سرش ریختم تا به او بگویم دوستش دارم و او هم به من شکلاتی خوشمزه و شیرین داد.

ممنونم مادر!


انشا زیبا و ادبی درباره مادر

مادر با همه ی دنیا متفاوت است و من می خواهم برای مادر انشا بنویسم. مادر دوست داشتنی که از زلالی چشمانش دریایی از مهر و محبت موج میزند. قلب با صفایش آکنده از شمیم معرفت است و یگانه روشنایی زندگی است.

مادر چونان باغی است با شکوفه لبخند زیبا میشود؛ او ان پناهگاهی است که مرا از هجوم سیاهی و تاریکی در امان می‌دارد؛ اما من همیشه با نگاهی کودکانه همه ی چیز را به بازی می گیرم؛ و او چه صبور و بردباری در برابر کردار من و چه مهربان و با صفا نوازشم میکند.

زندگی با مادر معنا میشود، دوست دارم ان زمان را که در پناه دست‌ هاي‌ مهربان مادر آرامش می گیرم؛ مادر خوبم را عاشقانه، صادقانه، بی‌نهایت، تا قیامت دوست دارم.

از موسیقی مهر و محبتش، دنیایی بی‌ دغدغه برای فرزندانش می‌ سازد، راستی مهر و مروتش، هفت آسمان به سجده‌ اش بر آمده‌اند و خورشید و ماه از پی هم می روند تا دست بوس وجود پر مهرش شوند.

غنچه شکوفا می شود تا لحظه‌ اي عطرش رابه خود بگیرد؛ ستاره می‌ درخشد تا دمی افق چشمانش رابه سوی خود بکشد. باران فرو می‌ ریزد تا قطرات اشکش را در خود گم کند. آری دنیا برایش آفریده شد تا بیافریند زیبایی‌ هایش را.
تا اگر قابل بداند خاک زیر پایش شوند، تا لحظه‌ اي از لطفش را جبران کنند. اما نمی شود، او ان قدر بزرگ و با عظمت است که اگر هفت آسمان هم جمع شوند، نمی توانند به بلندای نامی به اسم «مادر» شوند.

مادر یعنی دلسوز و بی‌ قرار، مادر یعنی امید در سختی‌ ها، مادر یعنی رایحه خوش گل‌ ها، مادر یعنی تمام وجود ما. بوی مادر آرامش بخش دل‌ هاست و بهشت بی‌ صبرانه مشتاق اوست.

نمیدانم چگونه ستایش جان‌ سوزی‌ هاي‌ وی را کنم، نمی دانم چگونه شب‌ هایي را که در خواب ناز بودم و او بیدار ماند را جبران کنم، نمی دانم چگونه بر درد‌ هاي‌ زندگی او دوایی باشم. تا مادرم به بهشت نرود به بهشت نمی روم و پس از گذشت سال‌ هاي‌ سال مهرش در دلم جاری می ماند.

اشک‌ هاي‌ گوشه چشمش را هنگام موفقیتم دوست دارم، نگاه مادرانه‌ اش را هنگام جدایی‌ ها دوست دارم و تا ابد محتاج دستانش هستم، محتاج دستانی که سرم را نوازش میکرد، محتاج دستانی که موقع تب پارچه خنک بر پیشانی‌ ام می‌ نهاد. محتاج ان دستانی هستم که راه بد و راست رابه من نشان داد.

ودر پایان می خواهم بگویم: اي مادر، اي کسی که هر چه گویم تلافی محبت‌ هایت نمیشود، اي کسی که آوردن نامت پر افتخارتر از قهرمان شدن در جهان است، به خاطر تمام خوبی‌ هایي که بی‌ چشم داشت در حقم کردی دوستت دارم.


انشا درباره مادر

انشاء درباره ی مادر

مادر ، آن هنگام كه درخشش چشمانت را در آسمان زندگي ام مي بينم؛ آن هنگام كه جوشش چشمه ي چشمت را در سراشيبي صورت زيبايت برانداز مي كنم؛ زماني كه به ياد مي آورم چگونه در جستجوي آغوش پرمهرت حجم خالي فضا را لمس مي كردم و با بي تابي نامت را بر زبان مي آوردم؛ دلم چون كودكي بازيگوش و بهانه گير در كنج قفس سينه سر بر ديوار مي كوبد.

عزيز من، عزيز بودنت را خدا دانست. او كه بهشت را زير پايت نهاد. و تو را بزرگ و گرامی داشت.

گاه دست هايم روي موج احساس مي لرزد و باران اشك در چشمانم به غم مي نشيند. چرا که جوانيت را به پاي من ريختي تا جوانم كني، تا روزي كنارت بنشينم و سرم را بر زانويت بگذارم و نوازش دست هايت را روي صورتم احساس كنم ؛ تا روزي تكيه گاهت شوم و انيس تنهاييت.

اي كسي كه خورشيد در مقابل مهرباني ات شرمنده مي شود و ماه چهره در نقاب مي كشد، هنگامي كه رنج بي خوابي ات را كه با گريه هاي شبانه ي من تفسير مي شود، تصوير مي كنم و زماني كه به ياد مي آورم كه نمي توانستم لحظه اي حتي به اندازه يك چشم بر هم زدن بي تو بمانم، اشك روي چشمانم پرده مي اندازد.

مادرم، اي اميد من، هنگامي كه با وجودت گل آرزوهايم شكوفه داد و ديوارهاي سنگي سكوتم شكست. تو به من زباني آسماني ياد دادي، تو آيينه ي آفتابي. مرا مثل آب جذب خودت كردي ، تو مرا سبز كردي…
مادرم، اي آن كه وجود مقدست سراسر عشق و ايمان و دل درياييت به وسعت آسمان است، من با وا‍ژه هايم كه لبريز عشق است همه جا مي نويسم كه دوستت دارم و بدان كه تو را در ايمن ترين و زيباترين عضو بدنم جاي داده ام و هر لحظه با هر تپش ، قلبم نام زيبايت را زمزمه مي كند.


انشا توصیف محبت مادر مهارت نوشتاری

زیباترین خانه های دنیا نه بزرگ و مجلل اند نه کوچک! زیباترین خانه ها، خانه ای است که عطر پدر و مادر در آن پیچیده باشد و مادر با لبخند های همیشگی اش مهر و محبت را راهی خانه کند. مادر همان کسی است که من را به دنیا آورد و با جان و دل زحمت کشید و پرورشم داد.

مادر آنقدر مهربان است که اگر از تمام دوستانت نامهربانی دیده باشی، می توانی او را صمیمی ترین دوست ها بیابی. من از مادرم عشق را آموختم و دانستم که زندگی کردن بدون عشق، بی معناست. مادر مقدس ترين موجود روي زمين به شمار رفته و مادر زيبا ترين وگرانبها ترين هديه الهي است كه براي هركس به ارمغان آورده است. وهر لحظه اطاعت وعبادت اين موجود پاك ومقدس هر انسان روشنفكر لازم مي باشد و هركس اگر خواهان كسب رضاي خداوند متعال باشد با يد به بهترين صورت اطاعت واحترام مادر را داشته باشد.

مادرم! ای ستاره ی وجودم و ای خالق عشق! تو را با همه ی وجود می ستایم ای شگفتی آفرینش! در وصف تو این بس که پیامبر فرمود: بهشت زیر پای مادران است. ولی زیر پای تو که بهشت نبود! زیر پای تو تمام آرزو هایت بود که به خاطر من از آنها گذشتی! تو یک فرشته ی پاکی که خدا به آفریدن تو می بالد و به راستی که بالیدن دارد.

مادر هدیۀ بی نظیر الهی است که اگر دنیا را هم فدایش کنیم باز هم نمیتواند به ذره ذرۀ زحماتش جوابگو باشد. آغوش مادر آرام ترین و راحت ترین جایی است برای فرزندش که بهشت را نمی توان به آن مقایسه کرد.

مادرم! تمام وجودم ز مهرت لبریز، تصویر زیبایت در پس پرده دیده ام ناب ترین تصویر است؛ از خدا می خواهم حتی برای لحظه ای ذره ای غم در دلت نیندازد هرچند می دانم دردهایم را در قلب خود جای می دهی تا از زخمشان آزار نبینم مادرم نام مقدست را بر قلبم نوشتم تا همیشه آرام جانم باشی!


انشا درباره مادر

انشا ساده در مورد مادر

مقدمه:

ظلم به والدین پست ترین و نفرت انگیزترین کاری هست که یک انسان میتونه انجام بده. به نظر من کسی که به والدینش به خصوص به مادرش ظلمی میکنه، ضعیف بودن خودش رو نشون داده و کوچیک بودن و حقیر بودنش رو در این دنیا به رخ همه کشیده. والدین به خصوص مادر تلاش بسیاری میکنن تا فرزند به پیشرفت و تعالی برسه و اگه فرزند بخواد جواب این خوبی ها رو با ظلم کردن بده تنها کاری که کرده اینه که پست بودن خودش رو تبدیل به ویترین کرده و به نمایش درآورده.

بدنه انشا:

یکی از کارهایی که انسان های پست در حق والدین شون انجام میدن اینه که وقتی به مرحله ای از زندگی رسیدن که تونستن خودشون زندگیشون رو مدیریت کنن و حتی رفاه زندگی والدیون شون رو هم بر عهده بگیرن، والدین رو به محل هایی که مربوط به سالمندان هست میبرند. بعضی از افراد در توان شون نیست و این کار درستیه اما برخی از افراد تواناییش رو دارن اما والدین رو به شکل مزاحمی می بینند که مانع زندگی خوش اونها میشه.

حالا من در این انشا بیشتر در مورد مادر صحبت میکنم تا پدر چرا که مادر شبانه روز در کنار فرزند هست، با اون زندگی میگذرونه و فرزند رو تربیت میکنه، فرزند رو آماده وارد شدن به جامعه میکنه و باعث پیشرفت و تعالی اون به معنای واقعی میشه و پست ترین کاری که فرزند میتونه در جواب تموم خوبی های اون انجام بده اینه که بخواد در حق اون ظلمی به مانند ظلمی که در قبل از اون صحبت کردم بکنه.

حتی همینکه با مادر به بدی صحبت کنی، همینکه جواب مهربانی ها و عشق ورزیدن های اون رو به بَدی بِدی یعنی این که تو یک آدم پست هستی. مهم نیست چه اتفاقی وارد زندگیت شده، مهم نیست با چه چالشی روبرو شدی، مهم نیست که در چه موقعیتی هستی، مهم اینه که اون مادر از زندگی خودش گذشته و بدترین چالش ها رو تجربه کرده تا تو رو بزرگ کنه و اگه تو به خاطر چنین موقعیت هایی بخوای به اون بی احترامی کنی و حرمتش رو زیر سوال ببری فقط و فقط پست بودن خودت رو به نمایش گذاشتی.

نتیجه گیری:

مادر یا حالا بهتره بگم که والدین هدیه ای از طرف خدا برای خیلی از ما آدماست و شاید خیلی از ما قدر اونها رو ندونیم و پست ترین کارهایی که میتونیم در حق یکی انجام بدیم رو در حق اونها انجام بدیم. اما چیزی که مسلمه اینه که حتی اگه بدترین ظلم ها رو هم به اونها بکنیم اونها ذره ای از مهر و محبت شون به ما کاسته نخواهد شد چون این در وجود مادر و پدر هست که به فرزندشون عشق بدن و به اون حتی اگه بهشون بدی کرد مهربونی کنن. کاش ما آدم ها بدونیم که هیچ انسانی به اندازه این دو نفر به فکر ما نیست و هیچ کسی نمیتونه به اندازه ای که اونها ما رو دوست دارن دوست داشته باشه پس کاش جواب دوست داشتن هاشون رو به بدی ندیم.

این مطالب را هم ببینید