انشا جلسه امتحان با 10 انشا جدید برای پایه های مختلف

موضوع انشا جلسه امتحان

در این بخش انشا جلسه امتحان در مورد روز امتحان و آزمون را برای پایه های مختلف تحصیلی گردآوری کرده ایم.

انشا جلسه امتحان با 10 انشا جدید برای پایه های مختلف

انشا در مورد جلسه امتحان شماره یک

کلاس ۷ راهنمایی بودم و یکم استرس داشتم و اوایل مهر ماه بود من از یه کلاس به کلاس دیگه رفته بودم جو مدرسه فرق میکرد .
معلمانمون هم جدا بودن هر کتابی یه معلمی داشت معلم ریاضی اولین جلسرو شروع کرد به درس دادن گفت هفته بعد امتحان بخونید .
که نمره پایین تر از ۱۵ رو میفرستم دفتر .
منم استرس داشتم رفتم خونه شروع به خوندن کردم .
روز امتحان فرا رسید و همه رفتند سر یه صندلی نشستند .
منم هنوز با جو مدرسه اشنا نبودم مراقبا اومدن برگه ها رو پخش کردن و یکی از بچه ها رفت برا قران خوندن و مدیر مدرسه با میکرفون گفت با نام یاد خدا شروع کنید همه شروع به نوشتن کردن منم داشتم مینوشتم که همه ساکت بودن هیچکی حرفی نمیزد .
مراقب از کنارم رد شد . رفت جلو واستاد هم کلاسیم مشت سر من بود هی صدام میکرد .
منم استرس داشتم و میترسیدم که مراقب بفهمه . که یهو زد با پا زد به زیر صندلی
من رو مو برگردوندم . بهش گفتم چته چی میخوای که مرقاب متوجه شد اومد برگمو گرفت .
منو انداختن بیرون هم کلاسیم اومد بیرون ازم معذرت خواهی کرد . ولی چه فایده نمر ه ام صفر بود .
از اون به بعد دیگه برام تجربه شد سر جلسه ی امتحان سرم تو برگه ی خودم باشه .
تا همچین اتفاقی برام نیفته و سر هر جلسه ای امتحان تمرکز کنم این طرف اون طرف نگاه نکنم .
خلاصه جلسه ی امتحان و باید جدی گرفت .
معلمم اومد سر کلاس نمرات و خوند ما رو فرستادن دفتر کتک و خوردیم تهدم دادیم که دیگه تقلب نکنیم ولی تا اخر سال دیگه همچین اتفاقی برام نیفتاد چون دیگه حواسم سر جلسه ای امتحان جمع بود .

مطلب مشابه: انشا گذر رودخانه با 5 انشا زیبا با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری


انشا درباره جلسه امتحان شماره دو

جلسه امتحان جایگاهیه واسه دانش آموزان که شاید بدترین و درعین حال دشوارترین مکان دنیاست .
فصل امتحانات که شروع میشه دردسر،ما دانش آموزان هم شروع میشه ، هیچ تفریح و یا کاری،برایمان پیش نمی یاد ولی همینکه این فصل شروع میشه همه این برنامه ها بدونه هماهنگی و جالبتر از همیشه جلو راهمون قرار میگیره . بعضی وقتا خودمو به بی خیالی میزنم و به خاطره استرسی که سر جلسه امتحان بهم دست میده میشینم و فقط تمرکزم رو میدم به خوندن درس ، ولی خب بعضی اوقات نمیشه وسوسه میشم و وای به روز امتحان که وقتی میخام وارد جلسه امتحان شم همه استرسم اینه که ایا میتونم این درس رو قبول شم یا نه
خدا خیرشون بده این مراقبا رو اخه.کسی نیست بگه عزیزان به اندازه کافی اینجا نگرانی و استرس موج میزنه اخه نمیشه شما با رفت و امدتون اونو بیشترش نکنین و یه جایی یه گوشه اروم بشینید .
جالب تر اینکه که وقتی سر جلسه هستی فقط به فکره یه امداد غیبی یا یه چیزی هستی که بهت کمک کنه ،و همش زیر چشمی به اطراف نگاهی میندازی و حسرت اونایی رو میخوری که سرشون پایینه و دارن مینویسن و با نگاهت بهشون میفهمونی که کمکت کنند یعنی تقلب برسونند
بعضی وقتا هم وقتی مراقب از کنارت میگذره یا نگاهت میکنه با چشمان و قیافه ای مظلوم نگاهی بهش میندازی تا شاید دلش به رحم بیاد و یه اشاره ای یا کمکی بهت بکنه ، یا لحظه ای که دبیر اون درس میاد میگه مشکلی ندارید و دانش اموزان ازش سوالایی می پرسن ویا میخان راهنمایی کنند که اصلا سردر نمیاری واسه کدوم سواله ،ویا وقتی تا میبینی که داره نگاهت میکنه سریع خودتو مشغول میکنی که مثلا دارم می نویسم .
اینجور وقتا که هیچی بلد نیستم یا چیزی به ذهنم نمیرسه فقط دوست دارم زمان امتحان تموم شه و بگن برگه ها بالا اخه خجالت میکشم زودتر برگه رو تحویل بدم اخه ازینکه برگه خالیمو مراقب نگاه بندازه خجالت می کشم ، یکی نیست بگه خب اخه ادم خجالتی بشین بخون که نه دیگه استرس روز و جلسه امتحان رو نداشته باشی و نه دیگه واسه اینکه کسی برگه رو نبینه مجبور شی تمام ساعت امتحان بشینی
و وقتت رو تلف کنی ، البته اتفاق افتاده بعضی وقتا هم که سوالا رو بلدم و مشغوله نوشتنم یهو وقت کم میارم
ولی خب تصمیم گرفتم دیگه اجازه ندم این استرس و ترس جلسه امتحان به سراغم بیاد و با خوندن و پشتکارم باهاش یه دوست خوب شم تا یه خاطره خب برام بمونه .

مطلب مشابه: انشا در مورد خانه + 5 انشا زیبای کوتاه و بلند ادبی با موضوع خانه


انشا در مورد جلسه امتحان شماره سه

اسم امتحان که میاد ناخوداگاه به یاد تقلب می افتم ، البته فقط من اینطوری نیستم ، خیلی ها مثل من هستند و به محض اینکه اسم امتحان میاد به فکر تقلب می افتند. من وقتی سر جلسه امتحان هستم و چیزی هم بلد نیستم که بنویسم ، استرس همه وجودمو فرا میگیره و با خودم میگم نکنه مراقب امتحان مچ منو بگیره و ابروم بره . البته در این مواقع ابرو خیلی مهم نیست و اون چیزی که مهمه یه صفر کله گندس. البته یک چیز هست که از صفر کله گنده هم بدتره ، و اون چیزی نیست جز اینکه بعد از امتحان همه میگن خاک تو سرت که عرضه یه تقلب هم نداشتی. به خاطر همین وقتی سر جلسه امتحان تقلب میکنم خیلی حواسمو جمع میکنم که مراقب مچ منو نگیره. من خیلی تقلب میکنم و اکثر مواقع موفق میشم که یک نمره قابل قبول بگیرم حتی یک دفعه از روی دوستم تقلب کردم و نمره من از دوستم بیشتر شد. فقط یک بار کتابو زیر میز گذاشته بودم و با ترس خیلی زیاد داشتم کتابو باز میکردم که مراقب از چهره ام متوجه شد ، اومد بالای سرم و کتابو ازم گرفت و با کمال خونسردی برگمو پاره کرد ، اونجا بود که طعم صفر کله گنده رو چشیدم.
از این انشا نتیجه میگیریم که تقلب و امتحان از هم جدا نمیشوند و فقط باید با خونسردی تقلب کرد تا پله های ترقی را یکی یکی طی بکشیم.

مطلب مشابه: انشا در مورد شانس + 5 انشا زیبای کوتاه ساده و طنز در مورد بخت و اقبال


انشا درمورد جلسه امتحان شماره چهار

برای ما هرروزمان گویی برگی تازه از زندگیمان ورق می خورد و در حال آزمون و آزمایش هستیم به طوری که انگار هر روز سر جلسه ی امتحان نشسته باشیم.

جلسه ی امتحان همیشه برای همه لحظه ایی استرس زا و پر از ترس بوده که آیا از امتحان موفق بیرون می آییم و یا سرافکنده و شکست خورده می شویم و یا امکان دارد به دلایل زیاد که خیلی ها آن را بهانه تلقی می کنند از خواندن امتحان خود کوتاهی کرده باشیم و آن چه را که باید ارائه کرده باشیم از آن کاسته ایم و موفق به دست یابی نمرات بالا و بهتر نشده ایم اما این پایان راه نیست بلکه همیشه راهی برای جبران داریم

ولی بهتر و آسان تر این است که همیشه در امتحانات خود چه از نظر درسی و چه از نظر زندگی تمام تلاش خود را برای پیروزی بکار گیریم تا روز به روز مسیر موفقیت و پیشرفت ما هموارتر شود و به درجات بالاتر برسیم اما همانطور که گفته شد جلسه امتحان همیشه یک معضل بزرگ برای همه بوده است به خصوص برای دانش آموزان که حس رقابت بین آن ها خیلی بیشتر است و هر چه رقابت بین آن ها بیشتر باشد میزان تنش نیز بین آن ها بیشتر خواهد بود.

من نیز در این بین استثناء نیستم و سر جلسه ی امتحان همیشه ضربان قلبم تندتر از دیگر مواقع می تپد و عرق سرد از پیشانی ام می چکد و نامحسوس دستانم می لرزد به طوری که گرفتن خودکار برایم گاهی اوقات سخت می شود ، شب های قبل از امتحان دائما خواب های ترسناک می بینم، گاهی خواب می بینم که سرجلسه ی امتحان دیر رسیدم یا از سوالات امتحان هیچ چیزی نمی دانم و برگه ام سفید باقی مانده و ترس سراسر وجودم را در بر می گیرداما کم کم در تلاشم که این ترس را از خود دور کنم زیرا هر چه بیشتر بترسی زندگی برای خودت کامش تلخ تر می شود.

نتیجه گیری: ما هر روز مورد امتحان قرار می گیریم، گاهی از نظر علمی و گاهی در زندگی، مهم نیست که چه نمره ایی از این امتحان ها بگیریم، مهم این است که چه درسی از این امتحان ها گرفته ایم و با این فکر جلسه ی امتحان برایمان روز به روز تبدیل می شود به مکانی برای یادگرفتن نه برای ترس و اضطراب.

مطلب مشابه: انشا در مورد دوست ؛ 5 انشای زیبا در مورد دوست و رفیق برای دانش آموزان


انشا درباره جلسه امتحان شماره پنج

سر کلاس بودم .ناظم ورق هایی آورد. در لحظه ی اول فکر کردم رضایت نامه ی اردویی خوب است ولی وقتی ورق به دستم رسید خیلی ناراحت شدم ،چون … چون این ورق ها نه تنها مربوط به اردو نیست بلکه برنامه ی امتحان ماهانه است.از ته دل نه بلندی گفتم ،طوری که ناظم از در بیرون نرفته برگشت وتذکری جدی به من داد.چند ساعت بعد به خانه رسیدم وبرنامه را نگاه کردم تاببینم اولین امتحان چه امتحانی است؟
محکم بر سر خود زدم اولین امتحان فردا بود آن هم چه امتحانی !؟تاریخ ومدنی!
[فکر نکنم سپهر از هیچ درسی به این اندازه بدش بیاید.]
با خود می گویم:” زود بجنب زمان بر خلاف توست.”رفتم پشت میز نشستم وسعی کردم تکلیف شبم را با تمام سرعت بنویسم.بدبختانه آن روز تکالیف زیاد بود ودوساعت تمام را پای تکالیف گذراندم.بعد رفتم که چند تا سوال تستی را جواب دهم چهل تا را در سی دقیقه زدم.ساعت پنج بعد از ظهر بود وتازه رفتم که تاریخ ومدنی را بخوانم .بعد از سه ساعت درس خواندن از خانه بیرون رفتم تا قدمی بزنم ،ساعت هشت بود ،به پارک نزدیک خانه مان رفتم.باد طوری می وزید که انگار می گفت:” بچه برو خانه ودرست رابخوان ! فردا امتحان داری “و صدای بلند کلاغ ها با صدای باد همراهی می کردو اضطراب من را چندین برابر می کرد .در راه برگشتن به خانه سوال ها و پاسخ ها را مرور می کردم.وقتی به خانه رسیدم ساعت نه بود .شام سبکی خوردم وبا خودم گفتم که این قدر اضطراب نداشته باش وخوابیدم.صبح روز بعد…

مطلب مشابه: انشا مادر | 12 انشا با موضوع مادر برای تشکر از زحمات و تقدیر


موضوع انشا : جلسه امتحان شماره شش

در دوران مدرسه معلم ها از دانش آموزان امتحان می گیرند برای این که مطمئن شوند دانش آموزان مطالب درس هفته های قبل داده شده را آموخته اند یا نه .
جلسه امتحان فضای استرس زایی دارد که در هر صورت که دانش اموزان درس خوانده باشند یا خیر استرس خاص خود را دارد . گاهی این استرس موجب شب بیداری یا غش و ضعف و یا افت فشار خون در وسط جلسه امتحان می شود .سر جلسه امتحان مراقب هایی برای جلوگیری از تقلب و ایجاد فضایی ساکت و عادلانه برای برگزاری امتحان گذاشته می شود تا با خیال راحت و آرامش دانش آموزان امتحان خود را به خوبی پشت سر هم بگذارند.
در ایام امتحانات سال پیش یکی از هم کلاسی های بازیگوش در حال تقلب بود که یکی از مراقب ها تقلب او را دید و به شدت عصبانی شد و برگه ی امتحانی او را گرفت و به او نمره صفر داد و گفت که با تقلب حق دیگران را که وقت گذاشتن و در خواندن و تلاش کردن رو پایمال میکنی و در آینده در زندگی خود نیز دنبال تقلب هستی تا اینکه از روش های درست زندگی به مشکل خود را بر طرف کنی بنا بر این این نمره تو صفر می شود تا درس عبرتی برایت شود تا هرگز چه در امتحان درسی و یا در امتحان زندگی تقلب نکنی
نتیجه گیری :
و من و دوستانم از این تجربه درس بزرگی گرفتیم و همیشه تلاش می کنیم که تقلب نکنیم و از روش های درست استفاده کنیم

مطلب مشابه: انشا در مورد ایران وطنم + تحقیق مقاله در مورد کشور ایران برای دانش آموزان


موضوع انشا در مورد جلسه امتحان شماره هفت

جلسه ی امتحان و امادگی و عدم امادگی برای ان و نتایجش جلسه ی امتحان جایی است که از قبل باید خود را برای ان اماده بکنیم
و از قبل تمام درس های خود را به درستی مطالعه کرده باشیم
و مطالعه درس ها انقد سطحی نباشد که تا سر جلسه امتحان میشینیم همه چیز فراموشان شود
باید بار ها و بار ها درس را بخوانیم و خود را محک بزنیم تا در سر جلسه امتحان پیروز بشویم
ولی با اینکه بعضی ها بسیار درس میخوانند باز هم در سر جلسه ی امتحان موفق نمیشوند
و از امتحان نتیجه دلخواه خود را نمیگیرند
این دلیلش میتواند این باشد که این افراد بسیار وسواسی هستند و در سر جلسه امتحان استرس زیادی به خود وارد کرده اند
تا حدی که جواب تمام سوالاتی که خوانده اند و بلد بوده اند را فراموش کرده اند
از زمانی که کوچیک بوده ایم همیشه به ما میگفتند
که نیم ساعت قبل از امتحان را نباید دیگر درس بخوانیم
و به مغز خود استراحت بدهیم
و در غیر این صورت اگر تا لحظه اخر درس بخوانیم همان خوانده های قبلی هم فراموش میشود

مطلب مشابه: انشا طبیعت + 7 انشا زیبای کوتاه و بلند برای پایه تحصیلی دبیرستان


انشا کوتاه درمورد جلسه امتحان شماره هشت

آن روز زنگ آخر امتحان داشتیم. امتحان سخت و دشوار ریاضی ! امتحان که شروع شد صدای پچ پچ از دور و بر کلاس به گوش می رسید. برگه را که نگاه انداختم از همان اول ضربان قلبم تند و تند تر شد. سوال هایش سوال های المپیک را هم در جیب گذاشته بود.

خلاصه من را که به عنوان شاگرد زرنگ می شناختند، از موشک و کاغذ گرفته تا جامدادی سمتم پرت می کردند تا کمکی به آن ها کمک کنم. آن از همه جا بی خبرها هم که نمی دانستند دیروز مهمانی بودم و چیز زیادی نخوانده ام.

هی با حرکات چشم و گوشم طوری که مراقب نبیند تلاش می کردم به همکلاسی هایم بفهمانم که من هم دست کمی از شما ندارم تازه یکی باید به خود من جواب بدهد، اما انگار نه انگار. چشمتان روز بد نبیند. چند نفر از دوستانم را مراقب کلاسمان درحال تقلب کردن دید و از کلاس پرت کرد بیرون!

بقیه هم که دست و پایشان را گم کرده بودند، به ناچار ادای نوشتن را در می آوردند و الکی قلم را در دستشان تکان می دادند! آن روز امتحان ما را هم پنج کیلو لاغر کرد هم فشارمان را زیاد!! اضطراب و نگرانی در چهره دوستانم به خصوص خود من، موج میزد. عرق جبین هم که بماند!!

به ناچار هرچیزی را که معلم در کلاس درس داده بود و به خوبی گوش سپرده بودم را نوشتم. البته اضطراب و استرس ما شاگرد زرنگ ها برای بیست گرفتن است و به نوزده و هیجده گرفتن راضی نمی شویم ولی اضطراب همکلاسی هایم برای این بود که مبادا نمره شان ۱۰ نشود!!

صدای زنگ به گوشمان خورد و برگه هایمان را جمع کردند. عده ای با بی خیالی به خانه رفتند و عده ای هم مثل من بی سر و صدا کلاس را پیچاندند و عده ای هم نشسته بودند و غصه می خوردند. خلاصه جلسه امتحان آن روز ما داستانی بود برای خودش.

آدم باید در امتحان زندگی شکست نخورد وگرنه امتحان مدرسه را که با خواندن هم می توان پیروز شد! این بود انشای من

مطلب مشابه: انشا در مورد آینده + 7 انشا در مورد زندگی آینده و موفقیت ها


انشا درباره جلسه امتحان شماره نه

من که نمی‌دانم چرا اینقدرجلسه امتحان از نظر بعضی آدم‌ها ترسناک است. یعنی این حجم از استرس را درک نمی‌کنم. بدترین حالت ممکن، قبول نشدن در امتحان است؛ اما برخی افراد انگار با دهان اژدها مواجهند! مثل آن روز که دوست همکلاسی من بخاطر استرس در جلسه امتحان، کلاس را بهم ریخت!  

امتحان داشت شروع می‌شد و من می‌دیدم که دوستم هر لحظه پریشان‌تر می‌شود. گویا اتفاق مهمی در زندگی‌اش در حال رخ دادن بود. تعجب من از این بود که او دانش آموز تنبلی هم نبود و درس هایش نسبتا خوب بود. اما این استرس حتی وقتی معلم از او سوالی می‌پرسید هم به سراغش می‌آمد و باعث می‌شد نتواند درست جواب بدهد. برگه های آزمون را پخش کردند و من مشغول شدم. یک نگاه کلی به سوال ها کردم و متوجه شدم که پاسخ بیشتر سوال ها را می‌دانم. چند تا سوال هم برایم کمی گیج کننده و ناآشنا آمد که تصمیم گرفتم فکر کردن و پاسخ دادن به آن‌ها را برای آخر کار بگذارم.

پس سریع شروع کردم پاسخ دادن به سوال هایی که از پاسخشان مطمئن بودم. غرق در برگه آزمونم بودم که صدایی توجهم را جلب کرد. دوستم داشت به کنار دستی‌اش اشاره می‌کرد تا از او تقلب بگیرد و او هم توجهی نمی‌کرد. در همین لحظه معلم متوجه این موضوع شد و رفت همان نزدیک ایستاد تا جلوی تقلب آن‌ها را بگیرد. با نزدیک تر شدن معلم، استرس دوستم چند برابر شد تا اینکه با حالتی بغض آلود از معلم خواست به او کمک کند!

معلم از او پرسید که مشکلش چیست و کدام سوال برایش مشکل است؟در این لحظه وقتی بقیه بچه ها دیدند که حواس معلم پرت شده، کلاس بهم ریخت و چند نفر دیگر شروع به تقلب گرفتن و تقلب دادن شدند. متاسفانه آن روز به خاطر همین موضوع، دوست من از کلاس اخراج شد و نه تنها امتحان را قبول نشد، بلکه به دفتر مدیریت هم خوانده شد تا به جرم بهم ریختن جلسه امتحان پاسخگو باشد. بعدها وقتی از او پرسیدم که کدام سوالات امتحان را بلد نبود فهمیدم او هم مثل من پاسخ اکثر سوال ها را می‌دانست و درباره بعضی دیگر شک داشت، اما استرس باعث شده بود رفتار نادرستی از خودش بروز بدهد و آن بلا را سر خودش بیاورد. 

امتحان دادن یکی از کارهای معمولی بعد از درس خواندن است که وقتی به اندازه کافی درس را یاد گرفته و به آن مسلط باشیم، جایی برای نگرانی ندارد. در واقع استرس برای افرادی است که خودشان هم نمی‌دانند چرا به مدرسه می‌روند و درس می‌خوانند. فهمیدن خیلی مهم تر از آزمون دادن است و اگر قرار است از چیزی خوشمان نیاید، آن چیز، تلاش برای فهمیدن است. بی شک هیچ کس حاضر نیست بگوید من از فهمیدن می‌ترسم!

البته در این میان نباید از نقش شیطنت آمیز بعضی از طراحان سوال های آزمون و مراقبان آزمون‌ها غافل شد. مراقبان امتحانی که مثل دربان جهنم بالای سرمان می‌ایستند، یا طراحان سوالی که انگار می‌خواهند هر طور شده آدم را گیج کنند و سوال‌هایی می‌پرسند که آدم نمی‌داند اصلا منظور از آن چیست؟ قرار است آموخته هایمان را بازگو کنیم یا در دالان پیچ در پیچ ذهن طراح گم شویم و از هر چه درس و مدرسه است بیزار شویم؟ 

مطلب مشابه: انشا در مورد آسمان شب + چند انشا ادبی زیبای کوتاه در مورد شب مهتابی


انشا درباره جلسه امتحان کلاس ششم شماره ده

شاگرد زرنگ مدرسمان بنده بودم و قرار بود که فردا امتحان علوم داشته باشیم.

بچه ها به بنده لطف داشتند و آن روز یکی برایم تنقلات میخرید یکی برام بستنی خرید

دیگری با من تیپ رفاقت برداشته بود و با کسایی هم که قهر بودم اومدن آشتی!

آخه معلم گفته بود که نمرات زیر ۱۴ میفرسته دفتر تا اولیا بیان مدرسه.

روز بعد شد و جلسه امتحان ، از قضا اون روز من هم خیلی کم درس خوانده بودم و معلممان آمد

و برگه ها را داد. هرچی به سوالا نگاه کردم هیچی حالیم نمیشد.

یکی برگه سمتم پرت میکرد یکی خودکار حتی جامدادی هم به سمتم پرتاب شد که براشون تقلب برسونم.

من هم که دست کمی از خودشان نداشتم نمیدونستم چجوری بهشون بگم

که من هم وضعیتم مثل شماست و هیچی نخواندم.

نیم ساعتی از امتحان گذشت و همه بجای ایکه سرشان رو به برگه باشه سرشان رو به من بود.

من هم دیدم که اگه چیزی به زبان بیارم معلم متوجه میشه روی یک برگه بزرگ نوشتم که هیچی نخواندم.

برگه را نشان همه دادم ، یکی میگفت مگه زنگ آخر نیاد یکی میگفت بستنی منو میخوری ها و …

آقا امتحان تموم شد و ما موندیم و ۲۳ دانش اموز. دیگه بهتره تعریف نکنم چه بلایی سرم اومد که خاطره واسم شد.

مطالب مشابه را ببینید!

انشا درباره امام رضا (موضوع انشا امام رضا برای دبستان و دبیرستان با مقدمه بدنه و نتیجه گیری) انشا خلیج فارس با چند انشا زیبا کوتاه و بلند برای تمام مقاطع انشا با موضوع نیکوکاری + موضوع انشا نیکی و کمک کردن به دیگران انشا در مورد آسمان شب + چند انشا ادبی زیبای کوتاه در مورد شب مهتابی انشا در مورد یک روز در کلاس درس + 3 انشا کوتاه ادبی برای دبیرستان و دبستان انشا طنز و خنده دار + مجموعه انشا و داستان های طنز و بامزه انشا در مورد ثروت و پولدار شدن + 5 انشا کوتاه و زیبا در مورد افراد ثروتمند انشا نوروز کوتاه و بلند برای پایه های مختلف تحصیلی (8 انشا نوروز) انشا مذهبی (با موضوعات مذهبی نماز، روزه، ماه محرم و خداوند) برای پایه های مختلف تحصیلی انشا با موضوع روزه + چند انشا زیبا در مورد روزه گرفتن برای دبستان و دبیرستان