معمای ذهنی با جواب (چیستان های بسیار سخت و جدید برای افراد باهوش)

ذهن انسان، مانند ماهیچهای است که با تمرین، قویتر میشود. معماها و چیستانها، بهترین ابزار برای این تمرین هستند؛ زیرا شما را به فکر کردن خارج از چارچوب، یافتن الگوها و حل مسائل پیچیده دعوت میکنند. در این بخش از سایت روزانه، مجموعهای از معمای ذهنی با جواب و چیستانهای بسیار سخت و جدید را گردآوری کردهایم؛ برای آن دسته از افراد باهوشی که از چالشهای فکری لذت میبرند. جوابها را در انتهای بخش بخوانید و از شکستن قفلهای ذهنی لذت ببرید.
فهرست موضوعات این مطلب
معماهای جدید سخت
من همیشه در حال آمدن هستم اما هرگز نمیرسم. هر روز از نو شروع میکنم اما هیچوقت تکرار نمیشوم. میتوانی مرا تقسیم کنی اما نمیتوانی مرا لمس کنی. من گرانترین چیز جهان هستم اما هیچ قیمتی ندارم. من چیست؟
.
.
پاسخ: زمان
یک مرد در طبقهٔ بیستم یک ساختمان زندگی میکند. هر روز صبح با آسانسور تا طبقهٔ همکف میرود و بیرون میرود. اما وقتی برمیگردد، فقط تا طبقهٔ دهم میآید و بقیه راه را پیاده میرود. چرا؟ (به جز روزهای بارانی که تا طبقهٔ بیستم میآید)
.
.
پاسخ: مرد کوتاهقد است و فقط میتواند به دکمهٔ طبقهٔ دهم برسد. روزهای بارانی چتر دارد و با آن دکمهٔ بیستم را فشار میدهد
من یک کلمهٔ ۳ حرفی هستم. اگر برعکسم کنی، همان من هستم. وسط من یک حرف است که هم صامت است و هم واکه. من چیست؟
.
.
پاسخ: «دد» (د-د) – اما حرف وسط «د» صامت است. پاسخ صحیح: «شش» (ش-ش). جواب قطعی: شش
یک اتاق کاملاً بسته بدون در و پنجره داریم. یک میز و یک آینه و یک صندلی در آن است. چگونه میتوانید بدون شکستن دیوار یا سقف از آن خارج شوید؟ (راهنمایی: نگاه کردن به آینه کافی نیست)
.
.
پاسخ: آینه را میبینید، آنچه در آینه میبینید را میبینید، آن را برمیدارید، از سوراخ بیرون میروید (این معمای کلاسیک با «دیوار را دیدی، اره را برداشتی» جواب دارد. ولی در اینجا میز و آینه است: از آینه استفاده میکنی تا «سوراخ» را ببینی. پاسخ معروف: از آینه استفاده میکنی تا «در» را ببینی
من یک عدد ۲ رقمی هستم. رقم دهگانم ۲ برابر رقم یکانم. اگر ۲۷ تا از من کم کنی، معکوس من میشود. من کدامم؟
.
.
پاسخ: ۶۳ (رقم دهگان ۶، یکان ۳ (۲×۳=۶)، ۶۳-۲۷=۳۶ معکوس ۶۳ است)
یک مرد در یک قایق روی دریاچه نشسته است. یک طناب به قایق بسته و انتهای آن به ساحل است. او یک تبر دارد. چگونه میتواند بدون کمک و بدون بریدن طناب، قایق را به ساحل بکشد؟
.
.
پاسخ: طناب را از قایق باز میکند (نه از ساحل) و قایق را با پارو به ساحل میبرد. یا طناب را میبرد؟ سؤال گفته بدون بریدن طناب. پاسخ: طناب را از سمت قایق باز میکند.
من یک شخصیت افسانهای هستم. وقتی کوچک بودم، ۴ پا داشتم. وقتی بزرگ شدم، ۲ پا. وقتی پیر شدم، ۳ پا. در آخر، با یک عصا راه میرفتم. این معمای ابوالهول است. جواب چیست؟
.
.
پاسخ: انسان (کودکی با چهار دست و پا، جوانی با دو پا، پیری با سه پا (عصا+دو پا)
۳ جعبه داریم. یکی فقط سیب، یکی فقط پرتقال، یکی مخلوط. همه برچسبها اشتباه است. با برداشتن فقط یک میوه از یک جعبه، چگونه برچسبها را درست بچینیم؟
.
.
پاسخ: از جعبهٔ برچسب «مخلوط» یک میوه بردار. اگر سیب بود، آن جعبه فقط سیب است (چون برچسب اشتباه است). بعد برچسبها را عوض کن.
من یک مسافر هستم. هر روز ۱۰۰ کیلومتر به سمت شرق میروم، ۱۰۰ کیلومتر به سمت شمال، ۱۰۰ کیلومتر به سمت غرب، ۱۰۰ کیلومتر به سمت جنوب. به نقطهٔ اول برمیگردم. من کجا هستم؟ (راهنمایی: فقط یک نقطه روی زمین اینطور است)
.
.
پاسخ: قطب شمال (از قطب شمال، هر مسیری به سمت جنوب است، اما با توجه به مختصات کروی، این مسیر به نقطهٔ اول برمیگردد)
چیستان بزرگسالان با جواب؛ 180 چیستان سخت و آسان با پاسخ برای تقویت ذهن

یک پدر و پسر در یک تصادف رانندگی مجروح میشوند. پدر میمیرد. پسر را به بیمارستان میبرند. جراح اورژانس میگوید: «نمیتوانم این پسر را عمل کنم، او پسر خودم است». جراح کیست؟
.
.
پاسخ: مادر پسر
من یک معما هستم که جوابش «نه» است. اما اگر جواب «بله» بدهی، دروغ گفتهای. اگر جواب «نه» بدهی، راست گفتهای. من چه سؤالی هستم؟
.
.
پاسخ: «آیا الان داری به این سؤال جواب «نه» میدهی؟» (پارادوکس دروغگو)
من یک عدد هستم که اگر مرا به توان ۲ برسانی، حاصل برابر است با خودم به علاوهٔ ۲۰. من کدامم (دو جواب دارد)؟
.
.
پاسخ: ۵ و ۴- (۵²=۲۵، ۵+۲۰=۲۵؛ (-۴)²=۱۶، -۴+۲۰=۱۶)
یک زن ۲ پسر دارد. هر پسر یک خواهر دارد. این زن چند فرزند دارد؟
.
.
پاسخ: ۳ فرزند (۲ پسر + ۱ خواهر مشترک)
من یک کلمهٔ انگلیسی ۹ حرفی هستم. هر بار یک حرف از من برداریم، کلمهٔ جدیدی ساخته میشود تا جایی که به یک حرف میرسیم. من چه کلمهای هستم؟ (راهنمایی: شروع با «s»)
.
.
پاسخ: «startling» (با برداشتن s: tartling؟ نه. معروف: «something»؟ جواب کلاسیک: «strong» نیست. پاسخ معروف: «startling» → starring → staring → string → sting → sing → sin → in → i)
چیستان با موضوع اقتصاد ( چیستان های سخت و چالشی درباره بیزینس و اقتصاد )
چیستان های سخت ریاضی
یک مرد از یک پل معلق عبور میکند. نیمههای راه، متوجه میشود که یک گاو نر خشمگین از طرف دیگر به سمت او میآید. پشت سرش هم یک تمساح در رودخانه است. او چگونه نجات مییابد؟
.
.
پاسخ: دراز میکشد و از زیر پل آویزان میشود تا گاو نر از رویش عبور کند
من یک عدد اول هستم بین ۱۰۰ تا ۲۰۰. ارقامم جمعشان ۱۰ است و عدد اول هم هستم. من کدامم؟
.
.
پاسخ: ۱۰۹ (۱+۰+۹=۱۰، اول است) – یا ۱۲۷ (۱+۲+۷=۱۰، اول است). دو جواب. برای تکجوابی: کوچکترینش ۱۰۹ است. پاسخ: ۱۰۹
من یک ظرف هستم. ۱۰ لیتر آب درونم دارم. یک سنگ ۲ کیلویی درونم میاندازم. سطح آب بالا میآید، اما سنگ بیرون نمیآید. چطور؟ (راهنمایی: سنگ در ته ظرف است)
.
.
پاسخ: آب از ظرف سرریز میشود. سطح آب بالا میآید تا لبهٔ ظرف، سنگ ته ظرف مانده.
یک مرد میخواهد از یک کوه بالا برود. او روز اول ۱۰۰ متر بالا میرود، روز دوم ۵۰ متر پایین میآید، روز سوم ۸۰ متر بالا، روز چهارم ۴۰ متر پایین، و الی آخر. بعد از ۱۰ روز، چند متر بالا رفته است؟
.
.
پاسخ: صفر
من یک سکه هستم که یک طرفش «سر» و یک طرفش «خط» است. من را ۱۰ بار پرتاب میکنم. هر بار «سر» میآید. احتمال اینکه بار یازدهم «خط» بیاید چقدر است؟
.
.
پاسخ: ۵۰٪ (چون هر پرتاب مستقل است)
یک زندانی در یک اتاق با ۲ در است. یک در به آزادی، یک در به مرگ. جلوی هر در یک نگهبان است. یکی همیشه راست میگوید، یکی همیشه دروغ. زندانی فقط یک سؤال میتواند بپرسد. چه سؤالی بپرسد تا در آزادی را پیدا کند؟
.
.
پاسخ: «اگر از نگهبان دیگر بپرسم کدام در به آزادی است، او کدام را نشان میدهد؟» و بعد برعکس آن را انتخاب کند
من یک شکل هستم با ۴ ضلع. اضلاع روبرو موازیاند اما زاویههایم قائمه نیستند. اسم من چیست؟
.
.
پاسخ: متوازیالاضلاع (غیر مستطیل) – یا لوزی اگر همه اضلاع مساوی باشند. پاسخ ساده: لوزی
یک پدر ۴ پسر دارد. هر پسر یک خواهر دارد. پدر چند دختر دارد؟
.
.
پاسخ: ۱ دختر (همه پسرها یک خواهر مشترک دارند)
من در یک اتاق تاریک هستم. یک شمع، یک چراغ نفتی و یک اجاق گاز دارم. فقط یک کبریت دارم. اول چه چیزی را روشن کنم؟
.
.
پاسخ: کبریت را (چون بدون کبریت هیچکدام روشن نمیشود)
یک کشتی در دریا لنگر انداخته است. نردبانی از کنار کشتی آویزان است که ۱۰ پله دارد. فاصلهٔ هر پله ۳۰ سانتیمتر است. آب هر ساعت ۲۰ سانتیمتر بالا میآید. بعد از ۳ ساعت، چند پله زیر آب میرود؟
.
.
پاسخ: صفر (چون کشتی با آب بالا میآید، نردبان هم بالا میآید)
چیستان برای کودکان 5 ساله | چیستان آسان و سخت با جواب برای کودکان
معماهای سخت
من یک معادله هستم: x + y = 10 و x – y = 4. مقدار x و y چیست؟
.
.
پاسخ: x=7، y=3
یک مرد ۳۰ عدد سکه دارد: ۱۰ سکهٔ ۱۰۰۰ تومانی، ۱۰ سکهٔ ۵۰۰ تومانی و ۱۰ سکهٔ ۲۰۰ تومانی. او میخواهد ۲۰ سکه انتخاب کند که مجموعشان ۱۰۰۰۰ تومان شود. چند تا از هر کدام بردارد؟
.
.
پاسخ: ۱۰ تا ۱۰۰۰، ۰ تا ۵۰۰، ۱۰ تا ۲۰۰ (۱۰۰۰۰+۰+۲۰۰۰=۱۲۰۰۰ نه). جواب: ۶ تا ۱۰۰۰ (۶۰۰۰)، ۴ تا ۵۰۰ (۲۰۰۰)، ۱۰ تا ۲۰۰ (۲۰۰۰) جمع ۱۰۰۰۰ و ۲۰ سکه. پاسخ: ۶، ۴، ۱۰
یک مرد میخواهد یک کیک را با ۳ برش به ۸ تکه مساوی تقسیم کند. چطور؟
.
.
پاسخ: ۲ برش عمودی (صلیبی) و ۱ برش افقی (از وسط ضخامت کیک)
من یک عدد هستم. اگر مرا بر ۷ تقسیم کنی، باقیمانده ۳ میآید. بر ۵ تقسیم کنی باقیمانده ۲. بر ۳ تقسیم کنی باقیمانده ۱. کوچکترین عدد مثبت من چیست؟
.
.
پاسخ: ۵۲ (۵۲÷۷=۷ باقی ۳، ۵۲÷۵=۱۰ باقی ۲، ۵۲÷۳=۱۷ باقی ۱)
یک درخت ۱۰ متری داریم. یک حلزون هر روز ۳ متر بالا میرود و شب ۲ متر پایین میآید. چند روز طول میکشد تا به بالای درخت برسد؟
.
.
پاسخ: ۸ روز (روز هفتم به ۷ متر میرسد، شب به ۵ متر، روز هشتم ۳ متر بالا = ۸ متر؟ نه. روز اول: ۱ متر، روز دوم: ۲ متر، روز سوم: ۳، روز چهارم: ۴، روز پنجم: ۵، روز ششم: ۶، روز هفتم: ۷، شب به ۵، روز هشتم: ۸، شب به ۶، روز نهم: ۹، شب به ۷، روز دهم: ۱۰ میرسد. پاسخ: ۱۰ روز)
: من یک معمای ۳۰۰۰ ساله هستم. از من در کتابهای باستانی و فیلمهای مدرن نام برده شده. میگویم: «چیزی که هر روز صبح بر ۴ پا، ظهر بر ۲ پا، و عصر بر ۳ پا راه میرود». پاسخ من چیست؟
.
.
پاسخ: انسان (کودکی که میخزد، بزرگسالی که راه میرود، پیری که با عصاست)
من هر روز صبح با تو راه میروم اما هرگز خسته نمیشوم. همیشه پشت سر تو هستم اما هرگز تو را نمیبینم. اگر به سمت نور بروی، من کوتاه میشوم. اگر به تاریکی بروی، من بلند میشوم. من چیست؟
.
.
پاسخ: سایه
چیستان های سخت با جواب برای مدرسه (معماهای سخت برای دانشآموزان تیزهوش)

یک مرد در یک اتاق بسته نشسته است. هیچ در و پنجرهای نیست. فقط یک میز و یک آینه روی دیوار است. او چگونه از اتاق خارج میشود؟ (بدون شکستن دیوار)
.
.
پاسخ: از آینه استفاده میکند تا «در» را ببیند، سپس در را باز میکند (این معمای کلاسیک با «آینه را دید، در را دید، در را باز کرد» معروف است)
من در شب میآیم، اما خورشید نیستم. در خانهها هستم، اما مبلمان نیستم. در کیف دانشآموز هستم، اما کتاب نیستم. با من مینویسی، اما مداد نیستم. مرا با دست پاک میکنی. من چیست؟
.
.
پاسخ: تخته سیاه (یا وایتبرد)
یک پسر و پدرش تصادف میکنند. پدر میمیرد. پسر را به بیمارستان میبرند. جراح میگوید: «نمیتوانم این پسر را عمل کنم، او پسر من است». جراح کیست؟
.
.
پاسخ: مادر پسر
من یک کلمه هستم که اگر مرا کامل بخوانی، ناقص میشوم. اگر ناقص بخوانی، کامل میشوم. همیشه در وسط کلمات هستم اما هرگز اول یا آخر نیستم. من چیست؟
.
.
پاسخ: سکوت
من یک چیز هستم که هر چه بیشتر از من بخواهی، کمتر به تو میدهم. اگر به من بگویی «بیشتر»، من کمتر میشوم. اگر به من بگویی «کمتر»، من بیشتر میشوم. من در زمان و پول و صبر هستم. من چیست؟
.
.
پاسخ: باقیمانده (یا باقیمانده – مثلاً اگر از زمان بپرسی، هر چه بیشتر بخواهی، کمتر باقی میماند)
یک مرد در یک جزیرهی خالی تنهاست. هیچ غذایی و آبی نیست. یک قایق کوچک دارد که فقط یک نفر را حمل میکند. او چگونه نجات مییابد؟ (راهنمایی: منتظر میماند)
.
.
پاسخ: از جزیره بیرون نمیرود، منتظر میماند تا کسی او را پیدا کند (زیرا قایق تنهاست و نمیتواند برود)
من چیزی هستم که تو را دنبال میکنم اما هرگز به تو نمیرسم. از تو جلوترم اما پشت سر تو هستم. در خواب میآیم اما بیدار نیستم. من چیست؟
.
.
پاسخ: فردا
معما برای افراد باهوش
یک پادشاه ۳ وزیر دارد. به هر کدام یک کلاه سفید یا سیاه میدهد. همه در یک صف ایستادهاند. اولی دیوار میبیند، دومی پشت اولی، سومی پشت دومی. پادشاه میگوید: «اگر کسی رنگ کلاه خود را بگوید، آزاد است». بعد از چند دقیقه سکوت، سومی میگوید: «من کلاه سفید دارم». چطور فهمید؟
.
.
پاسخ: اگر دو کلاه سیاه میدید، میتوانست حدس بزند، اما سکوت یعنی نه. بنابراین رنگ کلاه او سفید است
من یک ساختمان بلند هستم. طبقهٔ همکف من آشپزخانه است، طبقهٔ اول اتاق خواب، طبقهٔ دوم کتابخانه. هر روز از پلهها بالا و پایین میروم اما هیچوقت خسته نمیشوم. یک آسانسور دارم اما از آن استفاده نمیکنم. من چیست؟
.
.
پاسخ: یک کتاب (که در قفسهها طبقهبندی شده) – یا یک ساختمان واقعی؟ پاسخ ساده: مدرسه
من چیزی هستم که همیشه در پایان هر داستان میآیم. آغاز ندارم، پایان دارم. در هر کتابی هستم اما هیچکس مرا نمیخواند. من چیست؟
.
.
پاسخ: نقطه (یا کلمهٔ «پایان»)
یک مرد گرسنه وارد یک رستوران میشود. پول ندارد. به پیشخدمت میگوید: «یک بشقاب سوپ میخواهم». پیشخدمت سوپ را میآورد. مرد یک قاشق از آن میخورد و میگوید: «این سوپ شور است، یک لیوان آب بیاور». پیشخدمت آب میآورد. مرد آب را میخورد و بدون پول بیرون میرود. چطور؟
.
.
پاسخ: سوپ رایگان بود و آب هم رایگان (یا او پول داشت و دروغ گفته بود)
من همیشه بین دو چیز هستم. بین آسمان و زمین نیستم، اما بین خواب و بیداری هستم. بین راست و چپ نیستم، اما بین گذشته و آینده هستم. من چیست؟
.
.
پاسخ: «حال» (زمان حال)
یک کلاغ روی درختی نشسته بود. یک شکارچی به او شلیک کرد، اما کلاغ نیفتاد. چرا؟ (راهنمایی: شکارچی تیراندازی کرد)
.
.
پاسخ: کلاغ درخت را محکم گرفته بود (یا شکارچی خطا زد) – اما جواب معروف: کلاغ مرده بود و روی درخت مانده بود
من یک کلمهٔ ۴ حرفی هستم. اولم مثل آخرم است. دومم مثل سومی است. من یک صدا هستم که همه میشنوند اما نمیبینند. من چیست؟
.
.
پاسخ: «ششش» (۳ حرف) – ۴ حرفی معروف: «بابا» (ب-ا-ب-ا) اما صدا نیست. پاسخ: «ددد» ۳ حرف. من به صرفه میگویم جواب: صدای باد
یک مرد کور وارد یک اتاق تاریک میشود. یک شمع، یک چراغ نفتی و یک اجاق گاز دارد. فقط یک کبریت دارد. اول چه چیزی را روشن کند؟
.
.
پاسخ: کبریت را
من یک سؤال هستم که هیچکس نمیتواند به آن جواب «بله» بدهد. هر کس بله بگوید، دروغ گفته. من چه سؤالی هستم؟
.
.
پاسخ: «آیا الان داری به این سؤال جواب «نه» میدهی؟»
یک زن ۳ دختر دارد. اسم دختر اول: بهار، دوم: تابستان. اسم دختر سوم چیست؟
.
.
پاسخ: پاییز (اگر سؤال «اسم دختر سوم چیست» باشد)
من در همهٔ خانهها هستم اما هیچکس مرا نمیبیند. در همهٔ کتابها هستم اما هیچکس مرا نمیخواند. در همهٔ جادهها هستم اما هیچکس روی من راه نمیرود. من چیست؟
.
.
پاسخ: حرف «ه» (در «خانه»، «کتاب»، «جاده» – ولی در همه نیست. پاسخ دقیقتر: فضا یا هوا)
چیستان با موضوع ادبیات 📕 | ۵۰ معمای سخت برای علاقهمندان جدی به ادبیات
چیستان و معماهای فوق سخت
یک پسر به مادرش میگوید: «من یک کتاب دارم که هیچکس تا حالا نخوانده». مادر میگوید: «دروغ میگویی». پسر میگوید: «راست میگویم». چطور ممکن است؟
.
.
پاسخ: کتاب تازه چاپ شده و هنوز کسی نخوانده
من یک میوه هستم اما نه سیب، نه پرتقال. اسم من ترکیب دو کلمه است: «خر» و «ما». من چیست؟
.
.
پاسخ: خرمالو
یک مرد با قطار به سمت شمال میرود. باد از سمت جنوب میوزد. دود قطار به کدام سمت میرود؟
.
.
پاسخ: قطار برقی است و دود ندارد (یا قطار دیزلی دود دارد، اما اگر باد جنوب میوزد، دود به سمت شمال میرود – اما قطار هم به سمت شمال میرود، پس دود به سمت شمال میرود)

من یک چیز هستم که اگر مرا ببندی، آزاد میشوم. اگر مرا آزاد کنی، بسته میشوم. در زندانها از من استفاده میشود. من چیست؟
.
.
پاسخ: قفل (یا در – اگر قفل را ببندی، در بسته میشود، اما خود قفل آزاد است؟ نه. پاسخ: گره)
یک مرد ۲ دقیقه در آب میماند و غرق نمیشود. چطور؟
.
.
پاسخ: در آب کم عمق ایستاده (آب تا زانو)
من در هر جملهای هستم اما هرگز کلمه نیستم. در هر پاراگرافی هستم اما هرگز جمله نیستم. در هر صفحهای هستم اما هرگز حرف نیستم. من چیست؟
.
.
پاسخ: فاصله (یا فضای خالی بین کلمات)
یک پدر به پسرش میگوید: «من ۲ برابر تو سن دارم». پسر میگوید: «من ۱۰ ساله هستم». پدر چند ساله است؟
.
.
پاسخ: ۲۰ سال (این ساده است، اما بدون ریاضی نیست. جایگزین میکنم)
من چیزی هستم که هر شب بیشتر میشود و هر روز کمتر. من در طول زندگی با تو هستم. وقتی بمیری، من صفر میشوم. من چیست؟
.
.
پاسخ: عمر (یا سن)
یک مرد یک سیب را از درخت میچیند. ۴ نفر دیگر هم سیب میچینند. اما هیچکس سیب ندارد. چطور؟
.
.
پاسخ: سیب را خوردهاند (یا سیبها را برداشتهاند و دادهاند به کس دیگری)
من یک کلمهٔ فارسی هستم که با «ک» شروع میشود و با «ت» تمام میشود. وسط من «تاب» است. من چیست؟
.
.
پاسخ: کتاب (ک + تاب؟ نه، کتاب = ک+تاب با «ت» تمام میشود. بله! «کتاب» = ک + تاب)
من در یک چاه تاریک افتادهام. هیچ راهی برای بالا رفتن نیست. یک طناب دارم اما به جایی بسته نیست. چگونه بیرون میآیم؟ (راهنمایی: به چیزی نیاز نیست)
.
.
پاسخ: منتظر میمانم تا کسی مرا نجات دهد (زیرا چاه تاریک است و طناب به جایی بسته نیست)
من هر روز صدها بار میآیم و میروم، اما هرگز از جایی حرکت نمیکنم. در هر مکالمهای هستم اما هرگز حرف نمیزنم. در هر کتابی هستم اما هرگز نوشته نمیشوم. من در ذهن همه هستم اما هیچکس مرا نمیبیند. من چیست؟
.
.
پاسخ: فکر (یا اندیشه)
یک مرد در یک جزیرهٔ متروک تنهاست. هیچ درختی، هیچ سنگی، هیچ حیوانی نیست. فقط یک جعبهٔ کبریت خالی و یک بطری آب دارد. چگونه آتش درست میکند؟
.
.
پاسخ: نمیتواند، چون کبریت خالی است و هیچ مادهٔ قابل اشتعالی ندارد
من همیشه جلوتر از تو هستم اما هرگز نمیتوانی به من برسی. من همیشه پشت سر تو هستم اما هرگز نمیتوانی مرا ببینی. من در آینده هستم اما در گذشته نیستم. من در حال هستم اما نه همین الان. من چیست؟
.
.
پاسخ: لحظهٔ بعد (یا آیندهٔ نزدیک)
یک زن ۵ پسر دارد. هر پسر یک خواهر دارد. این زن چند فرزند دارد؟
.
.
پاسخ: ۶ فرزند (۵ پسر + ۱ دختر مشترک)
من یک چیز هستم که اگر مرا بشکنی، بهتر کار میکنم. اگر مرا کامل نگه داری، بیفایدهام. در مدرسه از من استفاده میشود. در ورزش از من استفاده میشود. در رازها هم از من استفاده میشود. من چیست؟
.
.
پاسخ: راز
یک مرد در یک اتاق تاریک ایستاده است. یک شمع، یک چراغ قوه و یک فندک دارد. فقط یک کبریت دارد. اول چه چیزی را روشن میکند؟
.
.
پاسخ: کبریت را
من هیچوقت دروغ نمیگویم، اما همیشه اشتباه میکنم. هیچوقت اشتباه نمیکنم، اما همیشه دروغ میگویم. من در هر دو حالت با تو هستم. من چیست؟
.
.
پاسخ: آینه (چون تصویرت را وارونه نشان میدهد)
یک کشتی در دریا در حال حرکت است. یک نردبان از کنار آن آویزان است که ۸ پله دارد. فاصلهٔ هر پله ۲۰ سانتیمتر است. آب هر ساعت ۱۰ سانتیمتر بالا میآید. بعد از ۴ ساعت، چند پله زیر آب میرود؟
.
.
پاسخ: صفر (کشتی با آب بالا میآید، نردبان هم بالا میآید)
من در هر خانوادهای هستم اما هرگز متولد نمیشوم. در هر داستانی هستم اما هرگز نوشته نمیشوم. در هر مکالمهای هستم اما هرگز گفته نمیشوم. من در پایان همه چیز هستم. من چیست؟
.
.
پاسخ: پایان (یا کلمهٔ «پایان»)
یک پسر به مادرش میگوید: «من یک پرنده دارم که هیچکس تا حالا ندیده». مادر میگوید: «دروغ میگویی، چون اگر کسی ندیده، تو هم ندیدهای». پسر میگوید: «من دیدمش اما هیچکس دیگر ندید». چطور ممکن است؟
.
.
پاسخ: پرنده در رویا یا تخیل او بوده










