جوک مودبانه + جوک های خفن خیلی خنده دار در حد مرگ

جدیدترین جوک های مودبانه

مجموعه ای از جوک های مودبانه خیلی خفن و خنده دار در حد مرگ را در این بخش از روزانه قرار داده ایم و امیدواریم که با خواندن این بخش لحظات شاد و پر از خنده داشته باشید.

یارو لنگ بوده با کشتی میره سفر… وقتی برمی‌گرده رفیقش میگه خب سفر خوش گذشت؟؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم هی می‌گفتن لنگرو بندازین تو آب؟

***

یارو داشته جلو پمپ بنزين سيگار ميكشیده بهش ميگن آقا اينجا پمپ بنزينه سيگار نكش ميگه  برو بابا من جلو بابامم سيگار می‌كشم!

***

یکی مهم میشه زیرش خط میكشن، تو امتحان میاد!

***

یه روز یه نفر کاغذی پیدا میکنه که روش یه شماره تلفن نوشته بود. زنگ میزنه به همون شماره و میگه: آقا من شماره تون رو پیدا کردم آدرس بدید بیارم خدمتتون!

***

یارو میره جبهه فرداش بر می‌گرده میگن چرا برگشتی؟ میگه پدر سوخته‌ها به قصد کشت تفنگ بازی می‌کردن!

***

جوک مودبانه

جوک خفن خنده دار و جدید

از یارو می‌پرسن: اگه گفتی کی به همه محرمه؟ یکم فکر می‌کنه میگه: سوپر مارکت سر محله! میگن: چرا؟ میگه: چون به همه شیر میده!

به یارو میگن متاسفم باید یه خبر بد بهت بدم، متاسفانه بابات مرده میگه نه بابا اصلا امکان نداره، میگن والله مرده، یارو میگه تا حالا اصلا سابقه نداشته!!!

***

از طرف می‌پرسن: برای زلزله زده‌ها چه کمکی کردی؟ میگه: خیلی شرمندم، دستم خالی بود… انشاءالله زلزله بعدی جبران می‌کنم!

***

معلم به شاگرد می‌گه: پنج تا حیوان درنده نام ببر شاگرد می‌گه: ۲ تا ببر ۳ تا شیر!

***

غضنفر میره قهوه خونه و تا می‌تونه چایی می‌خوره… ۵ تا ۱۰ تا ۱۵ تا. صاحب قهوه ‌خونه عصبانی می‌شه و می‌گه: ای بابا خسته نشدی این همه چایی خوردی؟ غضنفر میگه: آره والا، راست میگی… پس بی‌زحمت قربونت بگو یه چایی بیار بخوریم خستگیمون در بره

***

جوک مودبانه

جوک خنده دار و خفن زنانه

یه بار با یه بنده خدایی دعوام شد در حد بزن بزن. بعد یهو دیدم وسط دعوا نشست دست دل گرفته شروع کرد خندیدن گفتم واسه چی میخندی؟

گفت چرا وقتی مشت میزنی مثله این فیلم هندیا صداشم درمیاری؟!

***

ﺯﻥ ﺯﯾﺒﺎیی ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﻴﺎ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺐ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﻭ ﺿﻤﻨﺎ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﺍﺩﺏ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺑﺘﮑﺎﺭﯼ ﺑﺨﺮﺝ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ، ﻧﺤﻮﻩ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻭ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻤﺎ ﺭﻭﯼ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺍﺛﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ:

ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩ = ﭘﻨﺞ ﺩﻻﺭ

ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﻟﻄﻔﺎ = 4 ﺩﻻﺭﻭ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﻨﺖ

ﺻﺒﺢ ﺑﺨﻴﺮ ، ﻳﻚ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﻟﻄﻔﺎ = 4 ﺩﻻﺭ

ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺧﯿﺮ ، ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩ لطفا = 3.5 ﺩﻻﺭ

ﺑﺪﯾﻬﯽ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ‌ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻣﻮﺩﺏ‌ﺗﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﭘﻮﻝ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ.

ﯾﮏ ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﺷﺪ به محض ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﺏ ﺻﺎﺣﺐ ﮐﺎﻓﻪ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:

ﺻﺒﺤﯽ ﺷﻮﻣﺎ ﺑﺨﯿﺮ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺧﺎﻧﻮﻡ، ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ ﺧُﺒِﺲ؟

ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎﺑﺎتون ﭼﯿﻄﻮﺭﻥ؟ ﭼﻪ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺷﺪﺱ ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﻗﺮﺑﻮﻧﯽ ﺩﺳﺘﺘﻮﻥ، ﻣﯽ ﺷﺩ ﻟﻄﻒ ﻭ محبت ﮐﻨﯿﻦ ﻭ ﯾﮏ ﻓﻨﺠوﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ؟ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎپیتوﻥ ﺷﺪﻡ…

ﻫﯿﭽﯽ ﺁﻗﺎ، ﯾﮏ ﻗﻬﻮﻩ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺧﻮﺭﺩ، ﭘﻨﺞ ﺩﻻﺭ ﻫﻢ ﺩﺳﺘﯽ ﮔﺮﻓﺖ موﻗﻊ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻫﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭو یه ﻣﺎﭺ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ…!

***

ﺳﻪ ﺗﺎ اسکول ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﯾﮏ ﯾﺨﭽﺎﻟﻮ ﺑﺒﺮﻥ ﻃﺒﻘﻪ ﺷﯿﺸﻢ

ﺗﻮ ﻃﺒﻘﻪ 5 ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﻪ: ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻮﻧﺪﻩ

ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ: ﯾﮏ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﯾﮏ ﺧﺒﺮﺑﺪ میگن اول خبر خوب بگو و بعد خبر بد.

میگه: ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ اینکه 1 ﻃﺒﻘﻪ ﻣﻮﻧﺪﻩ

ﺧﺒﺮ ﺑﺪ: ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ!

***

جوک مودبانه

تو ﺟﺎﺩﻩ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ…

دختر فضوله ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭ

ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺮﯾد ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ همسرشم!!

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺎﺩ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ

ﺍﻻﻍ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ…!!

ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﺷﺪﯾﺪ ﺟﺎﻥ ﺑﺎﺧﺘﻦ!!

الاغه هم از شدت خوشحالی زنده شده میگه من زنمو میخوام!

***

وقتی پذیرفتم تو کلانتری بجای مادرم، بگم از من کلاهبرداری شده، فکر نمی‌کردم مادرم ممکنه اونقدر تو نقشش فروبره که به پلیسا بگه: دخترم از بچگی ساده و خر بود!

***

جوک و لطیفه خنده دار در حد مرگ

داشتم تو کوچه راه میرفتم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم

و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید؟

گفتم پ نه پ دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته… اینا اشک شوقه

***

جوک مودبانه

بانو هایده سوالای کنکور که دید ناخوداگاه سه‌بار پشت سر هم گفت: چقده سخت خدایا و از همون‌جا یه راست رفت خواننده شد.

***

دو ترم پیش یه رفیق داشتم تو دو روز شیش تا امتحان داشت، از اون روز به بعد صداش زدیم سردار ازمون!

این مطالب را هم ببینید