شعر شهادت امام حسن (ع) شامل شعر کوتاه دوبیتی و اشعار بلند

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه شعر شهادت امام حسن را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. نقل مشهور درباره تاریخ درگذشت حسن مجتبی، 28 صفر 50 ه‍.ق است. بسیاری علت درگذشت حسن را مسمومیت می‌دانند و اکثراً هم جعده همسر حسن، دختر اشعث بن قیس رهبر قبیله کِنده را شخص مسموم‌کننده می‌دانند. این مسمومیت در طی مدتی طولانی انجام شد. ابن سعد مدت آن را نزدیک به چهل روز ذکر می‌کند. بنا بر برخی گزارش‌ها، حسن پیشتر نیز چندین بار مسموم شده، اما نجات یافته بود.

شعر شهادت امام حسن (ع) شامل شعر کوتاه دوبیتی و اشعار بلند

اشعار زیبای شهادت امام حسن

گرچه خاکی ست، ولی مرقد او کعبه ماست

نام آن گرچه بقیع است، ولی عرش خداست

حرم کرب و بلا، جلوه‌ بیت الحسن است

حسنیّه است به هرجا که حسینیّه به پاست

طالع هر که حسینی‌ ست یقینا حسنی‌ست

که حسین ‌بن ‌علی هم، حسن دوم ماست

حسنی هستم و از حشر چه باکی دارم؟

که سر و کار غلامان حسن، با زهراست

علی اکبر لطیفیان

قوتت همه شب خون جگر بود حسن جان

گریان ز غمت چشم سحر بود حسن جان

از دوست و دشمن به تو پیوسته ستم شد

مظلومی تو ارث پدر بود حسن جان

مادر که زمین خورد تن پاک تو لرزید

تنها کمکت اشک بصر بود حسن جان

داغ امام حسن زده به دلها شراره

از زهر کینه شد جگر او پاره پاره

خزانی شد گلشن،سوزِ هر انجمن

مظلوم امام حسن، مظلوم امام حسن

ای آیه ی پاکی فرمانروای افلاکی

ای کشته ی داغ ِ سیلی و چادر خاکی

پیش چشمان تو،شده زار و حزین

مادر نقش زمین، مظلوم امام حسن

مطلب مشابه: عکس پروفایل شهادت امام حسن مجتبی (ع)؛ اس ام اس و متن تسلیت شهادت امام حسن مجتبی

اشعار زیبای شهادت امام حسن

مستانِ ولایم و به خود می نازیم

سر را به رهِ عشقِ حسن می بازیم

یک بارِ دگر به کوریِ آلِ سعود …

قبرِ پسرِ فاطمه را می سازیم

بوی پیراهن یوسف به وطن می آید

اربعین می رود و بوی حسن می آید

اشک هایی که چهل روز حسینی شده بود

همه خون گشته و از لای کفن می آید

در سوگ حسن جهان سیه می پوشد

در سینه، دل از داغ حسن می جوشد

از سوز و ماتم دومین امام معصوم

هر شیعه ز درد، جام غم می نوشد

بس که پر بود دلش از غم و رنج و محن

طشت خون هم جگرش سوزد از داغ حسن

همه در غربت آن نور دو عین گریه کنید

باید از داغ حسن مثل حسین گریه کنید

اشعار غمگین شهادت امام حسن ع

زینب بیاور آخرین رخت کفن را

تا که کفن پوشم تن سبز حسن را

خالی‌ست جای مادرم تا که ببوسد

لب‌های سرخ یوسف گل پیرهن را

حیدر بیا فتنه دوباره پا گرفته

بیرون کن از شهر مدینه بیوه زن را

قبل از سفر تا کربلا غارت نمودند

با تیرهای پر ز کینه هستِ من را

عباس را گویید تا بیرون بیارد

آن تیرها که دوخته تابوت و تن را

بیرون کشیدم تیر از پهلویش ای وای

کردم زیارت گوییا امّ الحسن را

پیراهن خود را ز خون او بشویید

حرفی از این تشییع با زینب نگویید

اشعار غمگین شهادت امام حسن ع

وقتی که در عزای شما گریه می کنم

همواره با خدای شما گریه می کنم

با هر قدم به کوچه ی باریک شهرتان

در بین کربلای شما گریه می کنم

زخم زبان و کوچه و سیلی و گوشوار

با درد ماجرای شما گریه می کنم

اندازه ی دوماهِ حسین این یکی دو شب

آقا فقط برای شما گریه می کنم

اما نه ، با کیومک حسینی که گفته ای

هم ناله با نوای شما گریه می کنم

اشعار کوتاه شهادت امام حسن

اگر این است تاثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

به کوچه دست مادر را کشیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

زنی دنبال مظلومی دویدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

در یک خانه را آتش کشیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

زلب ها لخته های خون چکیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

به پیش چشم خواهر سر بریدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

اگر این است تاثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

سخن دارم، سخن‌ها با مدینه

سخن از داغ‌های روی سینه

سخن از سوز و ساز و درد شیعه

سخن از دشمن نامرد شیعه

کجا یارای گفتن در زبان است

که سوز سینه‌ها، آتشفشان است

مدینه باز کن لب بر سخن، باز

به ما کن شکوه‌های خویش ابراز

بگو از رحلت پیغمبر عشق

بگو از دردهای حیدر عشق

بگو از غربت مولای عالم

پس از هجر نبیُّ ‌اللّه اعظم

بگو از کوچه‌های تنگ و باریک

بگو از گلشن ویران و تاریک

بگو از سیلی خصم ولایت

ز یاس پَرپرِگلزار عصمت

بگو از سبزپوش کوچه‌هایت

ز داغ جانگداز مجتبایت

چرا شد پیکرش در پیش باران

به جای لاله باران، تیر باران

مگر سمّی که نوشید از عداوت

شد از آن قسمتش فیض شهادت

دل دشمن نشد راضی به این حدّ

که باید تیر بر تابوت او زد

خدایا این مصیبت بس که عظماست

تویی آگه چگونه حال زهراست

«امین» از این غم جانسوز، فریاد

در این ماتم به مهدی تسلیت باد

رضا فلاح

جگر صبر کباب بود از صبر حسن

گریه ممنوع بود بر سر قبر حسن

نه فقط شعله داغش زده آتش به دلم

قبر بی شمع و چراغش زده آتش به دلم

اشعار کوتاه شهادت امام حسن

ای اهل مدینه فتنه بنیان مکنید

بر آل علی این همه عصیان مکنید

گر لاله نریزید به تابوت حسن

شرمی ز رسول، تیر باران نکنید

روزی که شرار ظلم افروخته شد

یک بار دگر حاصل دین سوخته شد

از بعد شهادتش حسن را از تیر

تابوت و تن و کفن به هم دوخته شد

دو بیتی های زیبا در مدح امام حسن

مدینه مات از داغ حسن بود

طشتی پر از خون باغ حسن بود

از پاره های دل، غم او را بخوانید

وز صلح او تفسیر عاشورا بخوانید

من جگر پاره زهرایم و پاره جگرم

همه را یارم و خود از همه مظلوم‌ترم

خانـه‌ام قتلگـه و یـار ستمگر قاتل

سوخته از شرر زهر، ز پا تا به سرم

روضه ای پر غم بنوشد ٬روزگار ٬از جام تشت

تا قیامت٬ دل حزین باشد ٬زمان٬ با نام تشت….

بـاز شـکسـته دل منـم بـار دهـد کریـم اگـر

سوی حجازپرکشم  خانه ی مجتبی سحر

” تـاب بنـفشه می دهد طره مشک سای او “

من که ز تاب رفته ام نام حَسن چو رفته در

دین خدا ز صبر حسن ع ریشه ها گرفت

شیعه تمام صلح خود از مجتبی ع گرفت

خونها به دل نمود و به حق استعاذه کرد

مردیکه مزد حاجت خویش از خدا گرفت

برخالق خود حبیب بودی مولا

بر روح و روان طبیب بودی مولا

با این همه اوصافِ حسن صد افسوس

در خانه خود غریب بودی مولا

سرور به همه اهل بهشت است حسن(ع)

یک عارف پاکیزه سرشت است حسن(ع)

مظلوم‎ترین سید و از سبط نبی

بی‌زائر و یک بقعه ز خشت است حسن(ع)

مطلب مشابه: شعر امام حسن مجتبی + اشعاری زیبا در مدح امام دوم شیعیان

داغ امام حسن زده به دلها شراره

از زهر کینه شد جگر او پاره پاره

خزانی شد گلشن،سوزِ هر انجمن

ستمدیده امام حسن، ستمدیده امام حسن

ای آیه ی پاکی فرمانروای افلاکی

ای کشته ی داغ ِ سیلی و چادر خاکی

پیش چشمان تو،شده زار و حزین

مادر نقش زمین، ستمدیده امام حسن

دو بیتی های زیبا در مدح امام حسن

هرکه دیدار من سوخته جان می آید..

یار من نیست،پی لقمه نان می آید

بین این مردم بد، گریه رفیق خوبیست

بهر دلداری من اشک روان می آید

اینهمه خوبی‌شان کردم و راضی نشدند

همه انگار که از من بدشان می آید

بین هر جمعیت از دور مشخص هستم

حسن آن است که با قد کمان می آید

مادرت را وسط کوچه دودستی بزنند

در بهار تو‌ همان وقت خزان می آید

قاتل مادر من پیش رویم میخندد

صبر از صبر عجیبم به فغان می آید

تا به امروز ازآن کوچه نگفتم به کسی

مگر آن فاجعه راحت به زبان می آید؟!

جعده برخیز مرا زهر بده خسته شدم

دم افطار شده صوت اذان می آید

برو از خانه من ،من که حلالت کردم

دارد عباس به اینجا نگران می آید

طشت خونین مرا از نظرش دور کنید

خواهر سوخته ام‌ سینه زنان می آید

اگر امروز حسین آمده دور و بر من

پیش او گوشه گودال سنان می آید

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.