بریده‌هایی از کتاب شوهر آهو خانم اثر علی‌محمد افغانی (رمان درباره چند همسری)

بریده‌هایی از کتاب شوهر آهو خانم را در روزانه بخوانید. کتاب شوهر آهو خانم نوشته‌ی علی‌محمد افغانی توسط انتشارات نگاه منتشر شده است. این رمان نخستین اثر کلاسیک به معنای مدرن در زبان فارسی به شمار می‌رود. افغانی در این اثر، با نگاهی واقع‌گرایانه و روایت‌محور، به زندگی زنان فرودست در جامعه‌ی سنتی ایران می‌پردازد.

بریده‌هایی از کتاب شوهر آهو خانم اثر علی‌محمد افغانی (رمان درباره چند همسری)

معرفی کتاب شوهر آهو خانم نوشته علی‌محمد افغانی

شوهر آهو خانم (که گاهی به اشتباه «آهو خانم» نامیده می‌شود) یکی از مهم‌ترین و محبوب‌ترین رمان‌های ادبیات معاصر ایران است. این کتاب نخستین اثر علی‌محمد افغانی (متولد ۱۱ دی ۱۳۰۳ در کرمانشاه) محسوب می‌شود و در سال ۱۳۴۰ شمسی منتشر شد. افغانی این رمان حجیم (حدود ۹۰۰ صفحه) را در دوران زندان سیاسی‌اش (۱۳۳۳ تا ۱۳۳۸) نوشت و ابتدا با هزینه شخصی منتشر کرد، زیرا هیچ ناشری حاضر به چاپ اثر یک نویسنده ناشناس نبود. اما پس از انتشار، با استقبال گسترده مواجه شد و به سرعت به چاپ‌های متعدد رسید. بسیاری آن را یکی از بهترین رمان‌های فارسی در نیم‌قرن اخیر می‌دانند و حتی به عنوان نخستین رمان واقعی و مدرن به زبان فارسی یاد می‌کنند.

خلاصه داستان (بدون اسپویلر عمده)

داستان در کرمانشاه سال ۱۳۱۳ می‌گذرد و زندگی خانواده‌ای معمولی از طبقه متوسط روایت می‌کند. شخصیت اصلی، آهو خانم، زنی زحمت‌کش، بردبار و فداکار است که با شوهرش سید میران (نانوایی موفق) و چهار فرزندشان زندگی می‌کند. ورود شخصیت هما (زنی جوان و جذاب) به زندگی آن‌ها، تعادل خانواده را برهم می‌زند و کشمکش‌های عاطفی، اجتماعی و خانوادگی شدیدی ایجاد می‌کند.

رمان به بررسی مسائل چندهمسری، جایگاه زنان در جامعه سنتی ایران، هوس‌های مردانه و عواقب آن‌ها می‌پردازد. افغانی با نگاهی واقع‌گرایانه و گاهی فمینیستی (برای زمان خود)، وضع اندوه‌بار بسیاری از زنان ایرانی را به تصویر می‌کشد.

رمان پر از جزئیات روزمره زندگی عامه مردم است: از توصیفات دقیق خانه‌ها، کوچه‌ها و مراسم کرمانشاه گرفته تا ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات کوچه‌بازاری. سبک نوشتاری شبیه به رمان‌های بزرگ اروپایی مانند آثار بالزاک یا تولستوی است – با شخصیت‌پردازی عمیق، فضاسازی قوی و روایت روانشناختی دقیق.

ویژگی‌های برجسته کتاب

شخصیت‌پردازی: شخصیت‌ها بسیار واقعی و چندلایه هستند؛ خواننده می‌تواند با درد آهو همدردی کند، از رفتار سید میران عصبانی شود و حتی انگیزه‌های هما را درک کند.

تم‌های اجتماعی: انتقاد از چندهمسری، سلطه مردانه، و مشکلات زنان در جامعه سنتی. برخی آن را اولین رمان فمینیستی ایران می‌دانند.

سبک: توصیفات دقیق و فراوان (که برای برخی جذاب و برای بعضی خسته‌کننده است)، روایت سوم‌شخص با دیدگاه‌های متعدد شخصیت‌ها.

– از این کتاب در سال ۱۳۴۷ فیلمی به همین نام به کارگردانی داوود ملاپور ساخته شد.

این رمان نه تنها یک داستان خانوادگی جذاب است، بلکه آینه‌ای از جامعه ایران در دوره رضاشاه و مسائل پایدار آن است. اگر به رمان‌های اجتماعی-رئالیستی ایرانی علاقه‌مندید، شوهر آهو خانم یکی از شاهکارهای ضروری است.

چند نمونه از جلدهای مختلف کتاب:

این کتاب بارها توسط انتشاراتی مانند نگاه، امیرکبیر و دیگران تجدید چاپ شده و نسخه صوتی آن هم موجود است. حتماً خواندنش را توصیه می‌کنم!

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب صبحانه در تیفانی اثر ترومن کاپوتی (رمان کوتاه ادبی)

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب گوهر شب چراغ اثر ظفر سالاری (داستان های کوتاه جالب)

جملاتی از این کتاب

خداوند هيچوقت همه آرزوها را يکجا برآورده نمی‌کند.

در روز حساب هم نامه اعمال ما را می‌خوانند نه نامه افکار ما را.

کسی که دوستيش به ضرر آدم باشد چه بهتر که دشمن باشد.

ـ پروردگارا، آهو ديگر چه مرادی دارد که از تو بخواهد، يکبار قسمتش کن دستش به قفل امام رضا برسد؛

سه چيز است که بايد زود جلويش را گرفت، درد و قرض و آتش

وقايع را نبايد هرگز همان گونه که پيش می‌آيند استقبال کرد. حرکت و جنبش اگر همه جا همدم موفقّيّت نيست، سکون و تسليم در عوض همسر مادام العمر ناکامی است؛

انسان وقتی چيزی از دستش می‌رود آن‌چه برايش مانده است عزيزتر می‌گردد.

اصلاً تو اين را به من بگو، در مملکتی که پايه‌اش بر اجحاف و تجاوز و غصب گذاشته شده است، هيچ چيزش دليل هيچ نيست، کار توليدی بزرگش دروغ و فساد شده است، نه شرع می‌شناسد نه قانون، رشوه‌خواری، حق‌کشی، کاغذبازی و پاپوش‌دوزی مثل کچلی تا توی ابرويش پائين آمده است، درست‌کاری و رفتن از راه راست چه معنی دارد؟

مثلی است معروف، زير ديوار شکسته نخواب و خواب آشفته نبين.

حرکت و جنبش اگر همه جا همدم موفقّيّت نيست، سکون و تسليم در عوض همسر مادام العمر ناکامی است

من آن وقت‌ها که جوان بودم، دندان در دهانم بود و موهای سرم از سياهی مثل شبق برق می‌زد اهل اين شيطنت‌ها نبودم؛ حالا که به قول معروف پاتيلم دررفته است چطور ممکن است باشم؟ درست است که او زنی قشنگ، خوش صحبت، و از همه مهمتر مهربان بود؛ امّا امر به تو مشتبَه نشود، خودش يک پا مرد بود؛ زن‌های تهرانی همه چنين‌اند. ضمن مسافرت، من يکی دو جای ديگر با زن‌های تهرانی برخورد کرده‌ام؛ از آن‌ها چيزهايی ديده‌ام که هر کس بشنود باور نمی‌کند. با زن‌های پخمه، توسری خورده و بی‌دفاع خودمان مثقالی هفت صنّار تفاوت دارند. پُر دربند حجاب نيستند، امّا کيست که بتواند به آنها چپ نگاه کند.

جملاتی از این کتاب

در زندگی لحظاتی پيش می‌آيد که انسان نه کسی را دوست دارد نه دلش می‌خواهد کسی او را دوست داشته باشد؛ از همه چيز و همه کس حتّی از وجود خود بيزار است؛ مثل اين که تمام نيروها و رشته‌های زندگی را از او بريده‌اند، نه ميل کارکردن دارد و نه اشتهای خوردن؛ دلش می‌خواهد خاموش و تنها در گوشه‌ای بنشيند و به نقطه ثابتی خيره شود؛ يا اين که صورت اشک آلود خود را در مُتّکا فرو برد و به هيچ چيز نينديشد

بعضی را عقيده بر آن است که اصولاً سيّدها، که اولاد پيغمبر باشند، به تبع آن حضرت صلوات الله عليه و جانشينانش از اين جهت که جهان بايد بر نسل آنها پايدار باشد ميل بيشتری به جماعت زن دارند؛ از درستی يا نادرستی اين نظر همين قدر بايد گفت که اگر اسلام بر پايه اين گِرايش استوار نبود نمی‌توانست دين تعدّد زوجات باشد. يک مسلمان هر آينه ميلش قرار گيرد و استطاعتش را داشته باشد می‌تواند حَرَم خود راتا آنجا که گنجايش دارد از زنان عقدی و صيغه‌ای پر کند.

اينها، با همه نقص ظاهری که ممکن بود در ترکيب صورت يا اندام خود داشته باشند همين قدر که مقيد به اصل پوشاندن رو بودند از نظر مرد ديندار ما زنانی بودند کامل و برخوردار از يک زيبايی حقيقی؛ زنانی در رديف فرشتگان آسمانی و برای شوهران خود آيه‌های رحمت و سعادت از جانب پروردگار توانا.

انگليسی‌ها مثلی دارند که می‌گويند: من آن قدر دارا نيستم که چيز ارزان بخرم.

ببخشيد هان اگر رک می‌گويم: آخر در دنيا غير از خوردن و خوابيدن و جوجه پس انداختن که کارهای عمومی قلمرو حيوانی است چيزهای ديگری نيز هست که ما مردم بدبختانه کمتر از آن خبر داريم؛ از دماغهايی که ببوی گند آبشوران عادت کرده‌اند بيش از اين چه توقّع می‌توان داشت. من از ناليدن و شکوه سَرْ کردن بيهوده خوشم نمی‌آيد. کنْفوسيوس می‌گويد عوض آن که بر تاريکی لعنت بفرستيد شمعی روشن کنيد.

مردها وقتی که با زن رو به رو هستند، يک پا اخلاق بچّه را دارند. اين موضوع مهم را نبايد فراموش کنی که با بارک الله و ماشاءالله بهتر می‌شود آنها را رام کرد تا با اَخم و تخم و حتّی خواهش و التماس.

مرد مؤمن از روی بيم و پاکدلی بياد اين روايت مذهبی افتاد: و بپرهيزيد از زنان که امّت شيطانند.

يگانگی يعنی دست خدا، يعنی قدرت و موفقيت. و بدبخت آن قوم و گروهی که مانند عاد و ثمود در ميان خود چند دستگی و ناسازگاری داشته باشند.

هيچ دروغی و تقلّبی بهتر از راستی نيست؛

ـ در اين سرما بچّه را چرا از خانه بيرون می‌آوريد خانم. هوا آفتابی است، امّا ببين چه سوزی می‌آيد. چلّه کوچيکه حرامزاده و بی‌چشم و روست، از او نمی‌شود غافل بود. طفلک لپها و نوک بينی‌اش از سرما مثل لبوی پوست کنده قرمز شده است. به خانه که رسيدی اسفند و دعا را فراموش مکن.

. آهو پول را به خمير تشبيه می‌کرد که خود به خود ور می‌آمد و زياد می‌شد. سيّدميران برای آن خمير مايه‌ای لازم می‌دانست که عبارت بود از کار.

انسان وقتی چيزی از دستش می‌رود آن‌چه برايش مانده است عزيزتر می‌گردد.

اگر او مرد بود و کسی ديگر زنش را ضبط کرده بود بی‌شک معلوم بود که قضيّه بی‌فاجعه و خونريزی پايان نمی‌پذيرفت. امّا افسوس که زن بود و کاری از دستش ساخته نمی‌شد.

سيّدميران، موقعی که همصحبت چيز فهم را با معرفتی به تورش می‌خورد بيش از هر زمان ديگر خصوصيّات نيک خود را منعکس می‌کرد. هم چون خَوانين ثروتمند و اهل دل لُر کلاهش را جلوی سر می‌گذاشت، آستين‌ها را بالا می‌زد، برق خشنودی از چشم‌هايش می‌جَست و رديف دندان‌های سفيدش را صميميّت و گرمی مطبوعی که خالی از لطف نبود به تبسّمی شيرين و دعوت کننده ديده می‌شد.

در زندگی لحظاتی پيش می‌آيد که انسان نه کسی را دوست دارد نه دلش می‌خواهد کسی او را دوست داشته باشد؛ از همه چيز و همه کس حتّی از وجود خود بيزار است؛ مثل اين که تمام نيروها و رشته‌های زندگی را از او بريده‌اند، نه ميل کارکردن دارد و نه اشتهای خوردن؛ دلش می‌خواهد خاموش و تنها در گوشه‌ای بنشيند و به نقطه ثابتی خيره شود؛ يا اين که صورت اشک آلود خود را در مُتّکا فرو برد و به هيچ چيز نينديشد

سرشناس بودن هم‌چنان‌که فوائدی دارد و در ميان مردم سکه اعتبار آدمی می‌گردد، برای خود عوارضی نيز دارد که کمتر از ماليّات‌های غير مستقيم دولت تحميلی نيست. شهرت و آبرو يکی از آن کالاهايی است که اگر يک بار زيان ببيند برای هميشه بازارش تخته می‌گردد.

کردها به طور کلی درباره سرنوشت دختری که به خانه شوهر می‌فرستند مثل چوبی که از دست در رودخانه می‌افتد و معلوم نيست به کجا می‌رود و چه بر سرش می‌آيد بی‌قيدند.

او البتّه از غيبت پشت سر اشخاص فوق‌العاده روی می‌گرداند و بدش می‌آمد. عقيده داشت که غيبت نوعی تعريف از خود و تملّق از شنونده است.

تأخير معشوقه از نظر عاشق معمولاً نه گناه است نه عقوبت، چاشنی عشق است؛ کششی است که لطف دلبری را افزون می‌سازد.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب صبح خاکستری اثر اوسامو دازای (رمان ژاپنی خواندنی)

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب کافکا در ساحل اثر هاروکی موراکامی (رمان خواندنی)

جملاتی از این کتاب

تف به تو، تف به تو ای مرد بی‌عاطفه و انصاف که هرگز مهر و وفا را نشناخته بودی

اين همايی که شما می‌گوييد آش دهان سوزی هست؟ آهو به سادگی جواب داد: ـ بَدَکی نيست کربلايی، امّا آيا مردها فقط بايد به ظاهر کسان توجّه داشته باشند؟ يا اگر در بيرون خانه چشم‌شان به زن خوش‌بَر و رويی افتاد اين موضوع آن‌ها را مُجاز می‌دارد مثل بچّه‌ها که از يک اسباب بازی سير می‌شوند فورا زن خود را طلاق بدهند يا بدتر از آن بر سر او هَوو بياورند؟

هنر اگر با کمال و زيبايی يکدست و حقيقی همراه نباشد هنر نيست، به قول يک دوست کرمانشاهی چُنر است که همان چغندر باشد.

بدی‌اش اين بود که او و همچنين زنش به علّت يک صفای اخلاقی مشترک که خاص مردمان افتاده حال شهرستان‌ها است، با هر کس آشنا می‌شدند چنان صميمانه و زود با وی گرم می‌گرفتند، چنان وی را در سلک خانوادگی خود می‌پذيرفتند که گويی برادر يا خواهر گمشده‌ای را يافته‌اند؛ يک احساس زندگی مشترک آنها را با همه کسانی که دوست نزديکشان بودند مربوط می‌کرد.

بعضی را عقيده بر آن است که اصولاً سيّدها، که اولاد پيغمبر باشند، به تبع آن حضرت صلوات الله عليه و جانشينانش از اين جهت که جهان بايد بر نسل آنها پايدار باشد ميل بيشتری به جماعت زن دارند؛ از درستی يا نادرستی اين نظر همين قدر بايد گفت که اگر اسلام بر پايه اين گِرايش استوار نبود نمی‌توانست دين تعدّد زوجات باشد. يک مسلمان هر آينه ميلش قرار گيرد و استطاعتش را داشته باشد می‌تواند حَرَم خود راتا آنجا که گنجايش دارد از زنان عقدی و صيغه‌ای پر کند.

آدم گوشت تنش را بکند و بخورد بهتر است تا نان مردی را که زن ديگر نيز در خانه دارد

با اين وجود بدبينی و ترس مردم به فاصله يکی دو ماه کاهش يافت. آن‌هايی که گمان می‌کردند چادر برای زن حکم وزن را دارد برای جسم که اگر آن را بگيرند نظم و قانون هستی به هم می‌خورد رفته رفته به اشتباه خود پی می‌بردند. پس از چادر برداری برای زنان شهرنشين احتياجات نوظهوری پيدا شده بود. زيرا بيشتر از سابق ناگزير به حفظ ظاهر بودند. کار و بار خيّاط‌های زنانه دوز بالا گرفته بود. بر شمار تابلوهای آنان در کوچه‌ها و خيابان‌ها روز به روز افزوده می‌شد.

خاطرات دوران گذشته زندگی انسان مانند آهنگ‌ها و سرودهای کهن هميشه شيرين‌تر از اميدهای آينده بوده است. زيرا انسان در گذشته تصوير خود را می‌بيند و در آينده شبح مرگ و نيستی را.

در روح انسان زنجيری هست که حوادث يا مشاهدات زندگی گاه آن را به تکان می‌آورد؛ تکانی که مبداء تغييرات و تحوّلات تازه در طرز انديشه و عمل و به‌طور کلّی درک زندگی می‌گردد.

با بدبينی عمومی مردم نسبت به اصلاحات و اقدامات دولت به طور کلّی بی‌ارتباط نبود. تحوّلاتی که از بالا انجام می‌شد و به وسيله پشت ميزنشين‌ها يا چکمه پوشان ارتش اشاعه می‌يافت از نظر مردم مثل رزق صيّاد برای ماهی در خور پرهيز بود. نقشه خلق السّاعه تجديد نظر در قرارداد نفت، چراغانی‌ها و جشن‌های فرمايشی توخالی، و حتّی کارهای بزرگ و اساسی از قبيل ساختمان راه آهن سرتاسری که در همه آنها شبح دستی با موهای حنايی به چشم می‌آمد، نمی‌توانست مايه خوش بينی و تشويق يا دلخوشکنَک عموم باشد. مردم می‌گفتند دولت اگر آب می‌خورد با اجازه يا حتّی دستور انگلستان می‌خورد؛ هر قدمی که بر می‌دارد در جهت منافع او و به ضدّ مصالح ايران است. و در اين ميان اگر حقّا اصلاحاتی به چشم می‌خورد با همين چوب مبالغه‌آميز بدبينی رانده می‌شد. قضيّه تعويض کلاه و قتل عام مسجد گوهر شاد که کربلای خونين ديگری بر وقايع تاريخ افزوده بود، هنوز سال‌ها وقت لازم داشت تا از خاطره‌ها برود. کشف حجاب را هم بايد بر همين منوال گرفت. هرگز کسی دلش نمی‌خواهد با تازيانه نقل و نبات بخورد.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.