بریدههایی از کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ (رمان با داستانی زیبا)
امروز در سایت ادبی و هنری روزانه جملاتی از کتاب جاناتان مرغ دریایی را برای شما دوستان قرار دادهایم. جاناتان مرغ دریایی حکایتی است در قالب رمان کوتاه که ریچارد باخ آن را نوشتهاست. این رمان در سال 1970 منتشر شد. در ادامه با روزانه همراه شوید.

این کتاب درباره چیست؟
این کتاب در مورد جاناتان لیوینگستون، یک مرغ دریایی است که دوست ندارد مثل هزاران مرغ دریایی دیگر فقط به فکر خوردن و خوابیدن و گذران زندگی باشد.
جاناتان میخواهد به شکل حرفهای پرواز را یاد بگیرید. به همین خاطر دور از دیگران مراغ دریایی، تنها به تمرین مشغول است.
مدتی بعد جاناتان متوجه میشود که دیگران به شکل عجیبی به او نگاه میکنند و تلاشهای او برای یادگیری پرواز را درک نمیکنند. حتی پدر و مادرش هم نگران او میشوند که فقط تمرین میکند و هیچ غذا نمیخورد و یک مشت پر و استخوان شده است. از جاناتان میخواهند که همرنگ جماعت باشد و مانند دیگران زندگی کند.
ریچارد باخ کیست؟

ریچارد دیوید باخ خلبان و نویسنده آمریکایی است. باخ در سال 1936 در اوک پارک ایلینوی به دنیا آمد. او فرزند رولند روبرت و روت هلن شاو باخ و همچنین از نوادگان یوهان سباستین باخ، آهنگساز بزرگ و مشهور آلمانی بود. او در سال 1955 وارد کالج لانگ بیچ استیت شد که در حال حاضر به عنوان دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، لانگ بیچ شناخته میشود.
او از ازدواج با همسر اولش صاحب 6 فرزند شد و در سال 1970 از او جدا شد. یکی از فرزندانش، جاناتان، کتابی بنام «بر فراز ابرها» در مورد روابطش با پدری که هیچ وقت او را نشناخت، نوشتهاست.
جملات و بریدههایی از کتاب جاناتان مرغ دریایی
راهی برای دست یابی نداشت جز تمرین به دور از دیگران.
آزادی حق طبیعی هر موجودی است، هر چقدر دیگران در برابر آزادی او ایستاده باشند آزادی او باید جدا از دیگران باشد، تشریفات، خرافه پرستی و یا محدوددیت در هر شکلی و جود داشته است”
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب تولد در لس آنجلس نوشته بهزاد دانشگر با داستانی جالب
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب خودآموز فلسفه اثر مل تامپسون (درباره فلسفه و اخلاق)

پرواز خوب است اما یادت نرود که پرواز خشک و خالی برایت غذا نمیشود، تو برای غذاست که پرواز میکنی.
” تو برای پرواز نیازی به ایمان نداری، تو باید پرواز را درک کنی و این چیزیست که باید انجام دهی، حالا دوباره تلاش کن”
” باید کمکم جهان معنوی را احساس کنی، جاناتان، آن زمان که جهان معنوی را حس میکنی، پرواز کردن در سرعت ۱۰۰۰ مایل بر ساعت یک میلیون در ساعت، یا پرواز در سرعت نور، معنایش را از دست میدهد. چرا که هرشماره یک محدودیت است و کمال هیچ محدودیتی ندارد. پسرم کمال از اینجا شروع شده است”
چرا اینطور است؟ چرا سختترین کار در جهان این است که پرندهای را متقاعد سازی که آزاد است و اینکه میتواند با کمی تمرین این موضوع را به خودش نشان بدهد؟ چرا باید اینقدر سخت باشد؟
” بدن شما از نوک بال تا نوک بال دیگر چیزی بیشتر از تفکر شما در درون تان نیست، حصارهای فکریتان را بشکنید و همینطور حصارهای بدنتان را …”

برای اکثر آنها جز غذا دلیل دیگری برای پرواز وجود نداشت و این مهمترین دلیل شان بود.
وقتی میدانی مشغول انجام کاری هستی و بر آن تمرکز داری نتیجه میدهد.
عشقی برای زندگی در جایی که بودیم وجود نداشت. بهجز پیشپا افتادهترین ایدهها مثل خوردن و جنگیدن یا قدرت در گروه کسی آنجا بود که ایدهٔ دیگری برای زندگی داشته باشد؟
من قانون شکن پاک و شجاعی بودم، من … “
” دوباره سعی کن، بالا و بالاتر!! دوباره سعی کن”
” این حق یک مرغ دریایی است که پرواز کند، آزادی حق طبیعی هر موجودی است، هر چقدر دیگران در برابر آزادی او ایستاده باشند آزادی او باید جدا از دیگران باشد، تشریفات، خرافه پرستی و یا محدوددیت در هر شکلی و جود داشته است”
همهٔ شما از به هم پیوستن و اوج گرفتن ذرهای فاصله دارید” و این حرف مثل جرقهای به گروه افتاد. ” این پرندگان مطروده شده هستند، و نمیتوانند بازگردند و این … این برگشت نمیتواند اتفاق بیافتد” فلچر آغاز نبردی را در میان این گروه متشنج پیش بینی کرده بود، برخی از مرغان دریایی جوانتر گفتند: ” خب، خب شاید آنها مطرود باشند اما جایی در زمین بوده که اینطور پرواز کردن را یاد گرفته اند؟” پس از یک ساعت از این حرفها مرغ پیر گفت: ” از آنها چشم پوشی کنید، مرغان دیگری که با مطرودان صحبت کنند مطرود میشوند، مرغانی که بر آنها نگاه کنند قانون را میشکنند”
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب رویای نیمهشب نوشته مظفر سالاری (داستان قشنگ ایرانی و پُر فروش)
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب هیچ وقت دروغ نگو اثر فریدا مک فادن (رمان با داستان جذاب)

” ما آمده ایم تو را بالاتر ببریم، تا تو را به خانه ببریم” “خانه! من خانه ندارم، من گروهی ندارم، من مطرود هستم و حالا داریم بر قلهٔ کوهستان پرواز میکنیم. من فقط میتوانم جسم ضعیفم را کمی از صد فوت بالاتر ببرم” ” اما تو میتوانی جاناتان، برای اینکه تو یاد گرفته ای، اولین کلاس و مرحله تمام شده است، و وقت آن است که مرحلهٔ دیگری را شروع کنی”
” تو برای پرواز نیازی به ایمان نداری، تو باید پرواز را درک کنی و این چیزیست که باید انجام دهی، حالا دوباره تلاش کن” بعد، یک روز که جاناتان کنار ساحل ایستاده بود چشمهایش را بست و تمرکز کرد، در یک لحظه همهٔ حرفهای چیانگ را فهمید، بله، درست است! ” من کامل هستم، مرغ دریایی بدون محدودیت”
” جاناتان، تلاش در راه عشق را ادامه بده”
” فلچر مرغ دریایی، برای آنها عصبی نباش، مرغان دیگر با پراکندگی و به هم ریختگی تو فقط به خودشان صدمه زدهاند و یک روز میفهمند که آنها آنچه تو دیدهای را میبینند. آنها را ببخش و بیشتر درکشان کن”
برای هزار سال است که ما فقط برای بهدست آوردن ماهیها تلاش میکنیم و فقط یک دلیل برای زندگی داریم، برای یاد گرفتن، برای مکاشفه، برای آزادی!
یادگیری در هر دو دنیا شامل غلبه بر محدودیت و هدایت کردن است بالهایش را که همراه باد پیچ میخورد باز کرد و گفت: ” اما تو جاناتان، چیزهای زیادی در یک زمان درجاییکه امکان هزاران زندگی را نداشتی آموختی و فقط یکبار زندگی کردی”
” تنها قانون حقیقت است که باعث آزادی میشود” جاناتان گفت: ” هیچ چیز دیگری وجود ندارد” صدای دیگری آمد: ” چطور از ما توقع داری که مثل تو پرواز کنیم؟ تو ویژه، با استعداد و الهی هستی، بالاتر از هر پرنده ای” ” ببینید، فلچر، لاول، چارلز رولاند، همهٔ اینها ویژه و با استعداد و الهی هستند؟ نه از شما بیشتر هستند نه از من، تنها فرق آنها این است که فهمیدن، درک حقیقت و تمرین را شروع کرده اند”
صدای دیگری آمد: ” چطور از ما توقع داری که مثل تو پرواز کنیم؟ تو ویژه، با استعداد و الهی هستی، بالاتر از هر پرنده ای” ” ببینید، فلچر، لاول، چارلز رولاند، همهٔ اینها ویژه و با استعداد و الهی هستند؟ نه از شما بیشتر هستند نه از من، تنها فرق آنها این است که فهمیدن، درک حقیقت و تمرین را شروع کرده اند”
برادران من (با فریاد) چه کسی مسئول یافتن هدف برتر در زندگی مرغان دریایی و دنبال کردن آن است؟ برای هزار سال است که ما فقط برای بهدست آوردن ماهیها تلاش میکنیم و فقط یک دلیل برای زندگی داریم
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب همه میمیرند اثر سیمون دو بووار (رمان جالب این نویسنده)
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب عشق سالهای وبا نوشته گابریل گارسیا مارکز

اکثر مرغهای دریایی زحمتی برای دانستن راز پرواز نکشیدهاند، و پرواز را جز برای غذا، از ساحل به دریا رفتن و برگشتن، نمیدانستند. برای اکثر آنها جز غذا دلیل دیگری برای پرواز وجود نداشت و این مهمترین دلیل شان بود.
” پرواز به سریع ترین شکلی که فکر میکنی و به هرجا که میخواهی، باید بدانی که حالا به آنجا رسیده ای” برای جاناتان عمل کردن طبق دستورات چیانگ درست مثل این بود که خود را از بند بدن ۴۲ اینچی که محدودش کرده رها سازد و به این باور برسد که زندگی در کمال مثل عدد ننوشته برای هر زمان و مکان است. جاناتان قبل از طلوع تا نیمی از شب در طی روز خود را بهسختی در این حالت نگه میداشت و برای تمام لحظات تلاش میکرد اما حتی قدر یک پر از حالتش حرکت نکرد. ” ایمان را فراموش نکن”
پرواز را آموخته بود و برای بهایی که صرف آن کرد اصلاً پشیمان نبود. جاناتان فهمید که ترس و خستگی و خشم از دلایلی است که زندگی مرغان دریایی را کوتاه کرده و این دلایل با تفکر آنها خو گرفته است.
جلو زدن از زمان معنای بدی ندارد
گوش کنید، من میتوانم پرواز کنم، میتوانم پرواز کنم” با طلوع خورشید قریب به ۱۰۰۰ مرغ دریایی آنجا بیرون از حلقهٔ شاگردان ایستاده بودند و از روی کنجکاوی به مینارد نگاه میکردند، آنها دیگر نگران دیده شدن یا نشدن نبودند، به حرفهای جاناتان گوش میدادند و تلاش میکردند حرفهایش را بفهمند. او خیلی ساده در مورد خیلی چیزهای حرف میزد.
کمکم کن” او مثل کسی که در حال مرگ بود حرف میزد: ” من در این جهان بیشتر از هر چیز دیگری میخواهم پرواز کنم” جاناتان گفت: ” پس بیا جلو، با من بی محابا از زمین اوج بگیر، ما با هم شروع میکنیم” “شما نمیفهمید؟ بال هایم، من نمیتوانم آنها را حرکت بدهم” “مرغ دریایی مینارد، تو باید از خودت رها شوی، حقیقت خود تو هستی، همین جا و همین حالا، و چیزی نمیتواند در مسیر تو باشد و این قانون مرغ دریایی بزرگ است.” ” میگویی میتوانم پرواز کنم؟” ” میگویم که آزاد هستی”

قدر نشناسی!!! برادران من (با فریاد) چه کسی مسئول یافتن هدف برتر در زندگی مرغان دریایی و دنبال کردن آن است؟ برای هزار سال است که ما فقط برای بهدست آوردن ماهیها تلاش میکنیم و فقط یک دلیل برای زندگی داریم، برای یاد گرفتن، برای مکاشفه، برای آزادی! به من یک فرصت بدهید، بگذارید آنچه آموخته ام را به شما نشان دهم”
ما میتوانیم بدون جهالت زندگی کنیم، میتوانیم خودمان را بهعنوان حیواناتی برتر و شگفت انگیز و باهوش دریابیم. میتوانیم آزاد باشیم و پزواز را بیاموزیم. سالها با پایبندی به عهدهایمان زندگی کردیم”
فال و سرگرمی امروز
فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.










