بریده هایی از کتاب فرمول ثروت اثر اسکات گالووی (درباره موفقیت مالی)

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه ضمن معرفی، بریده هایی از کتاب فرمول ثروت را برای شما علاقه مندان به کتاب های مالی قرار داده ایم. کتاب فرمول ثروت نوشته‌ اسکات گالووی با ترجمه‌ حامد شانکی توسط انتشارات میلکان منتشر شده است. این کتاب با رویکردی متفاوت به موضوع مدیریت مالی شخصی و امنیت اقتصادی می‌پردازد و تلاش کرده است دستورالعملی ساده و قابل‌ اجرا برای دستیابی به ثروت و آرامش مالی ارائه دهد.

بریده هایی از کتاب فرمول ثروت اثر اسکات گالووی (درباره موفقیت مالی)

معرفی کتاب فرمول ثروت نوشته اسکات گالووی

کتاب «فرمول ثروت» (The Algebra of Wealth) نوشته اسکات گالووی (Scott Galloway)، یکی از جدیدترین آثار این استاد دانشگاه نیویورک، کارآفرین سریالی و مجری پادکست معروف Pivot است که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد و خیلی سریع به لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز رسید.

در ایران این کتاب با عنوان «فرمول ثروت» توسط نشر میلکان و ترجمه حامد شانک منتشر شده و در دسترس است (بعضی جاها هم با عنوان «معادله ثروت» یا «جبر ثروت» دیده می‌شود).

موضوع اصلی و فرمول کلیدی کتاب

اسکات گالووی برخلاف بسیاری از کتاب‌های انگیزشی زرد که روی «دنبال کردن اشتیاق» یا «تجسم ثروت» تمرکز دارند، رویکردی بسیار واقع‌بینانه، آماری و عملی دارد. او ثروت را این‌طور تعریف می‌کند:

ثروت = نبود اضطراب اقتصادی 

> (یعنی وقتی درآمد غیرفعال شما بیشتر از هزینه‌های زندگی‌تان — burn rate — باشد، دیگر مجبور نیستید فقط برای پول کار کنید.)

فرمول اصلی کتاب که کل ساختار آن را شکل می‌دهد این است:

Wealth = Focus + (Stoicism × Time × Diversification) 

ثروت = تمرکز + (خودداری و استوییسیزم × زمان × تنوع‌بخشی)

توضیح اجزای فرمول

– Focus (تمرکز): به جای دنبال کردن «شور و اشتیاق»، استعداد خود را پیدا کنید و در حوزه‌ای که بازار به آن پاداش خوبی می‌دهد متمرکز شوید. گالووی می‌گوید: «به موج‌های اقتصادی بزرگ سوار شوید، نه اینکه با تلاش فردی بخواهید خلاف جریان شنا کنید.»

– Stoicism (استوییسیزم / خودداری): کنترل خواسته‌ها، خرج کمتر از درآمد، عادت‌های مالی سالم و دوری از مصرف‌گرایی. او استوییسیزم را کلید کاهش هزینه‌ها و افزایش پس‌انداز می‌داند.

– Time (زمان): قدرت بهره مرکب مهم‌ترین نیروی جهان مالی است. هرچه زودتر شروع کنید و هرچه بیشتر صبر کنید، نتیجه تصاعدی می‌شود.

– Diversification (تنوع‌بخشی): همه تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد نگذارید؛ سرمایه‌گذاری در دارایی‌های مختلف، بازارهای مختلف و کاهش ریسک.

ویژگی‌های برجسته کتاب

– لحن رک، صریح و گاهی طعنه‌آمیز (سبک همیشگی گالووی)

– پر از داده و آمار واقعی اقتصادی

– انتقاد از فرهنگ «فالو کن passionت» و جایگزینی آن با «دنبال کن چیزی که بازار برایش پول می‌دهد»

– توضیح ساده بازارهای مالی، سهام، اوراق، مالیات و برنامه‌ریزی بازنشستگی

– تأکید بر اینکه هدف نهایی پول نیست؛ بلکه خریدن آزادی و زمان برای زندگی، خانواده و روابط است.

برای چه کسانی مناسب است؟

– افرادی که می‌خواهند واقع‌بینانه به سمت استقلال مالی حرکت کنند

– جوان‌ها و میان‌سال‌هایی که هنوز ثروت قابل توجهی نساخته‌اند

– کسانی که از کتاب‌های انگیزشی خسته شده‌اند و دنبال راهکار عملی و بدون شعار هستند

– علاقه‌مندان به تحلیل‌های اقتصادی و بازارهای مدرن

اگر به کتاب‌های «پدر پولدار، پدر فقیر» یا «پسر معمولی، دختر پولدار» علاقه دارید، اما نسخه به‌روزتر، تندتر و علمی‌تر می‌خواهید، «فرمول ثروت» احتمالاً یکی از بهترین انتخاب‌های سال‌های اخیر خواهد بود.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب هر برند یک قصه است (کتاب انگیزشی و آموزشی فروش محصول)

مطلب مشابه: کتاب تندتر از عقربه ها حرکت کن به همراه معرفی کامل (کتابی برای کارآفرینان)

جملاتی از این کتاب

«خوشبختی این نیست که آنچه را می‌خواهید، داشته باشید، بلکه این است که آنچه را دارید، بخواهید.»

متعددی نشان داده‌اند کار می‌تواند عمر و سلامتتان را افزایش دهد. آنچه شما را از پای درمی‌آورد، اضطراب است و بخش زیادی از این اضطراب ناشی از نداشتن امنیت اقتصادی است. کار بدون اضطراب دیگر یک نیاز نیست، بلکه تکامل پیدا می‌کند و هدف می‌شود.

اگر کسی به شما می‌گوید که به‌دنبال علاقه‌ات برو، به این معناست که از قبل ثروتمند بوده است.

اضطراب مالی مثل فشارخون بالاست، همیشه حضور دارد و آماده‌ است که مشکلی کوچک را بیماری‌ خطرناکی کند. این فقط استعاره نیست؛ فشارخون بچه‌هایی که در خانواده‌های کم‌درآمد بزرگ می‌شوند، بالاتر از بچه‌هایی است که در خانواده‌های ثروتمند زندگی می‌کنند.

امنیت اقتصادی فقط وسیله‌ای برای رسیدن به هدف است؛ یعنی داشتن زمان و منابع برای تمرکز بر روابط انسانی بدون اضطراب مالی.

در جامعه‌ای که به‌درستی نگران افزایش نابرابری درآمد است، ثروت هر فردی ظاهراً مانند نتیجهٔ تقسیم ناعادلانهٔ پول در سیستمی دست‌کاری‌شده است.

ثروت = تمرکز + (رواقی‌گری × زمان × تنوع‌بخشی)

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب آن اصل کاری (درباره موفقیت فردی و مدیریت زمان)

مطلب مشابه: بریده‌هایی از “کتاب چگونه مثل یک بیلیونر فکر کنید” از دونالد ترامپ (برای رسیدن به ثروت)

جملاتی از این کتاب

پول جوهر درون خودکار شماست، اما داستان شما نیست. می‌تواند فصل‌های جدیدی بنویسد و بعضی فصل‌ها را پررنگ‌تر کند، اما روایت بر عهدهٔ شماست.

هنگام مواجهه با داده‌ها یا دیدگاه‌ها و بینش‌های جدید مقاومت نکنید. یک قدم عقب‌رفتن از مسیر اشتباه به معنای یک قدم جلورفتن در مسیر درست است.

ما تمایل داریم استعدادهای خود را دست‌کم بگیریم. درحالی‌که استعدادهای دیگران را واضح‌تر می‌بینیم، زیرا در آن‌ها خوب عمل می‌کنیم. وقتی چیزی برایمان آسان است، آن را کم‌ارزش می‌دانیم. در مقابل، وقتی می‌بینیم که کسی کاری را انجام می‌دهد که برایمان دشوار است، از استعدادش شگفت‌زده می‌شویم و به‌احتمال ‌زیاد او هم ما را به همین صورت می‌بیند.

دروغ بزرگ دنیای حرفه‌ای این است: اگر ساعات زیادی را صرف کار کنید، یعنی نظم شخصی، فضیلت و قدرت دارید. این تصور اشتباه سال‌های سال الگوی رفتاری من را شکل داده بود. در کار منظم بودم. سخت کار می‌کردم، حتی وقتی ثروتی تولید نمی‌کردم. خودم را فریب می‌دادم و فکر می‌کردم اگر سخت کار می‌کنم، به شخصیت دست پیدا کرده‌ام.

نه‌تنها همیشه پول بیشتری وجود خواهد داشت، بلکه پول این ویژگی ناخوشایند را دارد که هرچقدر بیشتر داشته باشیم، ارزشش کمتر می‌شود.

ثروت قبلاً برای شما صندلی بهتری فراهم می‌کرد، اما اکنون زندگی بهتری به ارمغان می‌آورد.

ثروت پروژه‌ای جامع برای کل وجود ماست.

حتی اگر فقط روزی یک‌ بار بگویید: «من مختارم، واکنشم تصمیم خودم است» و رفتاری را انتخاب کنید که می‌دانید درست است، نه آنچه در لحظه حس می‌کنید، در مسیر رواقی‌گری قرار گرفته‌اید. این به‌معنای هرگز خشمگین‌نشدن نیست؛ من هم اغلب خشمگین می‌شوم، گاهی بیش ‌از حد. به‌معنای هرگز آزرده، ناامید یا شرمنده‌نشدن هم نیست. این‌ها واکنش‌های طبیعی انسانی به ناکامی‌ها و اشتباهات هستند. هدف این است که خشم، ترس یا طمع را بپذیرید، اما اجازه ندهید که آن‌ها رفتارتان را تعیین کنند.

پول فقط یک عدد است و اعداد بی‌نهایت هستند. درنتیجه، هرگز کافی نخواهد بود.

ما دوست داریم موفقیت‌هایمان را به خودمان نسبت دهیم و نیروهای بیرونی را مقصر شکست‌ها بدانیم.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از “کتاب روان شناسی پول” اثر مورگان هاوزل (مالی و سرمایه گذاری)

مطلب مشابه: بریده‌هایی از “کتاب اسرار ذهن ثروتمند” اثر تی هارو اکر درباره ثروت و موفقیت

فریدریش شیلر می‌گوید: «در مقابل حماقت حتی مبارزهٔ خود خدایان بیهوده است.»

اگر مدام به این فکر کنید که اضافه‌کاری‌ها، شب‌بیداری‌ها و کارکردن‌های آخر هفته باعث شده‌اند از سرگرمی‌ها و تفریحات خود بازبمانید و مهم‌تر از آن، از انرژی احساسی و ذهنی‌ که باید صرف کار کنید ناراضی باشید، درنهایت بهترین عملکرد را نخواهید داشت، کارتان را به‌خوبی انجام نخواهید داد و از همه بدتر، از سایر بخش‌های زندگی خود نیز لذتی نخواهید برد، زیرا این نارضایتی همه‌چیز را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. به خودتان یادآوری کنید که هرچند ممکن است اکنون برایتان ملموس نباشد، نسخهٔ آینده‌یتان بابت این فداکاری‌ها از شما سپاسگزار خواهد بود.

آنچه شما را از پای درمی‌آورد، اضطراب است و بخش زیادی از این اضطراب ناشی از نداشتن امنیت اقتصادی است. کار بدون اضطراب دیگر یک نیاز نیست، بلکه تکامل پیدا می‌کند و هدف می‌شود.

اگر پول هدف باشد، هرگز به میزان کافی آن را نخواهید داشت

من هرگز قایقی نخواهم خرید، زیرا علاقه‌ای به راندنش ندارم و تمام صاحبان قایق‌هایی را که می‌شناسم همیشه از هزینه‌ها و دردسرهایش شکایت دارند. به‌هرحال بارتون برایتان این امکان را فراهم می‌آورد که قایقی رزرو کنید و فردی با هوش هیجانی فراوان با قایقی عالی، مجهز به نوشیدنی، یخ و بادام هندی، سر می‌رسد. او شما و خانواده‌تان را یک روز بعدازظهر به دریا می‌برد و سپس، بخش هوشمندانه‌اش اینجاست، دوباره در اسکله پیاده‌تان می‌کند و می‌رود.

تجربهٔ من نشان داده که ورزش زمانتان را به شما پس می‌دهد؛ اگر در هفته چهار یا شش ساعت را صرف ورزش فیزیکی کنید، این ساعت‌ها را پس می‌گیرید، چون انرژی بیشتری خواهید داشت، ازلحاظ ذهنی سالم‌ترید و می‌توانید بیشتر کار کنید.

ما در عصر نوآوری مالی زندگی می‌کنیم، اما هیچ رمزارز یا اپلیکیشن پرداختی‌ نمی‌تواند چیزی را که بیش از همه می‌خواهم، به من بدهد: ارسال پول به گذشته برای کسانی که دوستشان داشتم و این پول را نداشتند.

«خوشبختی این نیست که آنچه را می‌خواهید، داشته باشید، بلکه این است که آنچه را دارید، بخواهید.»

رواقیون چهار فضیلت اصلی را معرفی کرده‌اند: شجاعت، خِرد، عدالت و اعتدال.

رایان هالیدی در کتاب مانع یک راه است می‌گوید: «بدون ما هیچ خوبی و بدی‌ای وجود ندارد، فقط ادراک است. یک رویداد وجود دارد و داستانی که ما دربارهٔ معنای آن می‌سازیم.»

چه در مدرسه باشید چه در استارت‌آپ و چه در شرکت، همهٔ ما یک چیز می‌خواهیم: موفقیت، تأیید، مهارت و امنیت اقتصادی، اما جهان اهمیتی نمی‌دهد. خواستن ضروری است، اما کافی نیست.

جملاتی از این کتاب

برای موفقیت لازم نیست به کماندوی کسب‌وکار تبدیل شوید؛ فقط کافی است بفهمید چطور می‌توانید بیش از دیگران برای گروه یا سازمانتان تاثیرگذار باشید.

تمام اقدامات ما در بستری از نیروهایی رخ می‌دهند که از کنترلمان خارج‌اند. موارد زیادی است که می‌توانیم وقت و انرژی خود را روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کنیم و واقعاً تأثیرگذار باشیم، پس نباید وقت و انرژی خود را برای جنگ‌هایی تلف کنیم که توانایی بُردشان را نداریم.

احتمال اینکه در کاری که از آن متنفرید عالی عمل کنید بسیار کم است، اما تسلط بر مهارت می‌تواند به علاقه منجر شود.

سیستم آموزشی بیشتر بر آنچه می‌توانیم تولید کنیم تمرکز دارد تا بر اینکه چه کسی هستیم.

سرمایه‌داری نبوغ و انرژی جامعه را برای هدفی واحد به کار می‌گیرد: متقاعدکردنتان برای خرج‌کردن‌ پول؛ همان چیزی که سیستم را زنده نگه می‌دارد. وسوسه‌های خرید همه‌جا هستند؛ از خرید بدون فکرِ آدامس در صندوق فروشگاه گرفته تا پیشنهاد اضافه‌کردن کالا به سبد خرید آمازون یا ارتقای بلیت به کلاس اکونومی‌پلاس که شامل زودتر سوارشدن و نوشیدنی رایگان می‌شود. البته آیا می‌خواهید «از سفر خود محافظت کنید» (بخوانید: خرید بیمه) یا می‌خواهید گزینهٔ «نمی‌خواهم از سفرم محافظت کنم» را انتخاب کنید و احساس بی‌مسئولیتی و سهل‌انگاری داشته باشید؟ نگران نباشید، خطوط هوایی امریکا و همچنین شرکت بیمهٔ همکارشان می‌توانند با دریافت ۳۹/۹۵ دلار، شما را از این احساس گناه نجات دهند. ولع در دی‌ان‌ای ماست

کارل یونگ گفته است: «شما همان کاری هستید که انجام می‌دهید، نه آنچه می‌گویید که انجام خواهید داد.»

بسیاری از افراد سخت‌کوشی را بهانه می‌کنند؛ بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتن شریک عاطفی خود، بی‌توجهی به سلامتشان، بی‌ادبی، بی‌رحمی یا سوءاستفاده‌گربودن. پیش‌تر گفتم که دنبال‌کردن ثروت همیشه داستانی برای پوشاندن چیزی دیگر است. مساوی‌دانستن سخت‌کوشی با شخصیت مثل این است که انگشتان خود را در گوش خود فروکنید و فریاد بکشید تا نشنوید که انگیزهٔ واقعی‌تان چیست و باید در چه‌چیزی تجدیدنظر کنید.

دربارهٔ شغل و پول، بیش از مقداری که بتوانید خرج کنید، به‌مرور منبع اصلی رضایت حقیقی را تضعیف می‌کند. این منبع چیزی جز روابط انسانی نیست.

«داشتن هرچیز ارزشمندی لذتی ندارد، مگر اینکه فرد کسی را داشته باشد که با آن شریک شود.» بسیاری از افراد موفق فقط وقتی متوجه این موضوع می‌شوند که چیزی به‌جز اشیای ارزشمند ندارند.

مروری بر ۹۷ مطالعهٔ مجزا به این نتیجه رسیده که ورزش در درمان افسردگی ۵۰ درصد کارآمدتر از روان‌درمانی یا مصرف دارو است

اکثر افراد ثروتمند شخصیتی قوی دارند. آن‌ها معمولاً با دیگران مهربان هستند، سخت کار می‌کنند، زیاد ولخرجی نمی‌کنند و اصول خود را دارند. جای تعجب ندارد، چون وقتی افراد طرف‌دارتان باشند، موفقیت بسیار ساده‌تر می‌شود. شخصیت قوی ثروت را تسریع می‌کند.

این مفهوم تقریباً برای هر رهبر موفقی آشناست: گروهی از افراد خارج از ساختار رسمی سازمانتان که نظریات صریح و بی‌طرفانه ارائه می‌دهند.

حتی در خودخواه‌ترین لحظاتم همیشه برای مشورت با دیگران ارزش قائل بوده‌ام، هرچند همیشه از آن پیروی نکرده‌ام. اطراف خود را با افرادی پر کرده‌ام که به آن‌ها اعتماد دارم، مرا می‌شناسند و حاضرند نظر واقعی‌شان را بگویند، نه چیزی که دوست دارم بشنوم.

مهربانی از سطح هورمون‌های اضطراب می‌کاهد و شادترتان می‌کند. خرج‌کردن پول برای دیگران می‌تواند به‌اندازهٔ رژیم غذایی سالم فشار خونتان را پایین بیاورد. نوع‌دوستی، به‌معنای واقعی کلمه، مُسکنی طبیعی است. پس یک بشقاب سیب‌زمینی سرخ‌کردهٔ اضافه سفارش دهید و به آشپز بیست دلار انعام بدهید، این‌طوری همه برنده می‌شوند. علم حلّال مشکلات است.

ازنظر اقتصادی، ازدواج و ادامهٔ آن یکی از سودمندترین کارهایی است که می‌توانید انجام دهید. افراد متأهل ۷۷ درصد ثروتمندتر از افراد مجردند. هر سالی که ازدواجتان ادامه پیدا کند، به‌طور میانگین ۱۶ درصد به ارزش خالص دارایی‌تان اضافه می‌شود. افراد متأهل عمر طولانی‌تری دارند و ازنظر آماری خوشحال‌تر از افراد مجردند. دلایل زیادی برای این موضوع وجود دارد، اما یکی از مواردی که برایم جالب است این است که همسرداشتن برای ما «مسئولیت‌پذیری» می‌آورد و مسئولیت‌پذیری کلید موفقیت است

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.