بریدههایی از “کتاب برنامه ریزی به روش بولت ژورنال” اثر رایدر کارول
بریدههایی از کتاب برنامه ریزی به روش بولت ژورنال را در روزانه قرار دادهایم. رایدر کارول با نوشتن کتاب برنامه ریزی به روش بولت ژورنال، شیوه برنامهریزی سنتی را تغییر داد و سبک جدیدی را خلق کرده است. کتاب برنامه ریزی به روش بولت ژورنال نقطه تلاقی بین یک دفتر برنامه ریزی، دفتر خاطرات، دفترچه یادداشت، لیست کارها و کتاب طراحی است؛ ابزاری عملی و درعینحال بسیار راحت که کنترل زندگی و زمان را برای همیشه در دستانتان قرار میدهد.

جملاتی از کتاب برنامه ریزی به روش بولت ژورنال
بگذارید هیچچیز را عقب نیندازیم. بگذارید هر روز تعادل را در زندگی برقرار کنیم… کسی که هر روز چیزی را در زندگیاش بهتر میکند هیچوقت به زمان اضافه نیاز ندارد. سنکا، نامههای اخلاقی به لوسیلیوس
اگر از زندگی خود راضی نیستید، از خود بپرسید فردا چهکار کوچکی میتوانم انجام دهم که شرایطم را کمی بهتر کند؟ شاید جواب سؤالتان زنگزدن به دوستتان باشد، شاید چند دقیقه زودتر راه افتادن بهسمت محل کارتان باشد تا با گذشتن از یک مسیر زیبا روزتان را بسازید، شاید هم جمعکردن لباسهایتان از روی مبل. ما بهدنبال پیروزی هستیم، هرچقدر هم که کوچک باشد. انتظارتان را از خودتان آنقدر پایین بیاورید که واقعاً انجامش دهید و آن را در بولت ژورنالتان بهعنوان یک وظیفه ثبت کنید.
زندگی همان چیزی است که وقتی مشغول برنامهریزی چیزهای دیگری هستید، برایتان اتفاق میافتد. آلن ساندرز
تعداد سالهای زندگی مهم نیست، بلکه میزان زندگی در آن سالها مهم است. آبراهام لینکلن
هیچ کاری بیفایدهتر از انجامدادن یک کار بیفایده به بهترین شکل نیست.
حتی در بدترین شرایط هم شما حق انتخاب دارید. انتخاب دست شماست که روی تمام علتهای ناتوانی خود تمرکز کنید، یا دنبال راهی برای توانستن بگردید.
بگذارید هیچچیز را عقب نیندازیم. بگذارید هر روز تعادل را در زندگی برقرار کنیم… کسی که هر روز چیزی را در زندگیاش بهتر میکند هیچوقت به زمان اضافه نیاز ندارد.
مطالعات نشان میدهند که برای خنثیکردن یک انتقاد منفی، نیاز به شنیدن پنج تعریف مثبت داریم. به همین دلیل است که معمولاً رویدادهای منفی را بیشتر از رویدادهای مثبت به یاد میآوریم.
اگر متوجه شدید که کار خاصی را مدام پشت گوش میاندازید، درحقیقت وظیفهٔ خود را شناختهاید. پشتگوشانداختن نشان میدهد که آن کار احتمالاً چالشبرانگیزترین وظیفه در لیست شماست؛ چراکه شما را نگران میکند یا به آن بیعلاقه هستید. آن را اولازهمه انجام دهید.
هیچ کاری بیفایدهتر از انجامدادن یک کار بیفایده به بهترین شکل نیست. پیتر دراکر
مارک تواین جایی نوشته است: «من در زندگی نگران چیزهای زیادی بودهام که اکثرشان هیچوقت اتفاق نیفتادند.»
چقدر پیش میآید که تمام روز پشت میز بنشینید، اما درنهایت احساس کنید هیچ کاری نکردهاید؟ برعکس، گاهی چند ساعت وقت میگذارید و به اندازهٔ چند روز کارتان را جلو میبرید. میزان موفقیت ربطی به مقدار زمانیکه صرف میکنید ندارد. بلکه به این ربط دارد که چقدر توجهتان را روی کاری که در لحظه انجام میدهید، متمرکز کنید.
همانطور که بروس لی گفته است: «افزایش روزانه مهم نیست، بلکه کاهش روزانه مهم است. آنچه را اهمیت ندارد رها کن.»
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب فرمول برنامه ریزی اثر دیمون زاهاریادس با موضوع انگیزشی
مطلب مشابه: بریدههایی از “کتاب بازی بلندمدت” اثر دوری کلارک (درباره تفکرات زندگی)

خدایا، به من آرامش بده تا چیزهایی که نمیتوانم تغییر دهم را بپذیرم، شجاعت بده تا چیزهایی که میتوانم را تغییر دهم و عقلی که تفاوت ایندو را درک کنم.
چشماندازی که شما میبینید، میتواند سوراخ کوچکی را در جامهٔ مندرس بشریت وصله کند. بااینحال، صرفاً منحصربهفرد بودن شما را ارزشمند نمیکند. اگر کاری نکنید، اگر جرئت نداشته باشید، فرصت به وجود آوردن چیزی معنیدار را از خودتان و از این جهان میگیرید.
خاطرات ما غیرقابلاعتماد هستند. ما اغلب خودمان را با اعتقادات مغرضانه و نادرست دربارهٔ تجربههایمان فریب میدهیم. مطالعات نشان دادهاند که خاطرهٔ ما از آنچه احساس میکنیم میتواند تا حد زیادی با چیزی که واقعاً اتفاق افتاده است، مغایرت داشته باشد.
موارد مرتبط به هم، مثلاً عنوان کتابهایی که دلتان میخواهد مطالعه کنید هم در یک مجموعهٔ مخصوص مربوط به خودشان جمع میشوند. (مثلاً مجموعهٔ «کتابهای خواندنی»)
زندگی آنقدر نامحسوس عمل میکند که بهسختی متوجه میشوید در حال عبور از درهایی هستید که روزی دعا میکردید باز شوند. برین ویست
روز بعد دوباره همین سؤال را از خودتان بکنید. یک چیز پیدا کنید که زندگی شما را بهتر کند، حالا هرچه که باشد.
در دنیایی که حتی مساجد و کلیساها هم اینترنت پرسرعت دارند، دیگر هیچ مکانی مقدس نیست. از اتاق هیئتمدیره تا حمام، تکنولوژی اطلاعات را مانند سیلی در زندگی ما جاری کرده است. این سیل تمرکز ما را میشوید و با خود میبرد. مطالعات نشان میدهند که وجود تلفن همراهتان در اتاق، حتی اگر خاموش باشد روی قدرت تمرکزتان تأثیر منفی دارد.
فردا وقتی مسیر خود را از میان آبهای ناشناخته ترسیم میکنید، چه شنا کنید و چه غرق شوید، از دانستن اینکه جرئتش را داشتهاید، آرامش خواهید یافت.
میزان موفقیت ربطی به مقدار زمانیکه صرف میکنید ندارد. بلکه به این ربط دارد که چقدر توجهتان را روی کاری که در لحظه انجام میدهید، متمرکز کنید.
این روش رویکردی برای حل مسئله است که بهشکل سؤالات کوچک مطرح میشود: چه چیز کوچکی را درمورد این شرایط میتوان تغییر داد؟ دفعهٔ بعد میتوانم چه چیزی را بهتر کنم؟ این روشی قدرتمند برای کمک به پیشرفتهای قابلدستیابی است و لذتبردن از ادامهٔ پیشرفت را آسانتر میکند.
ما مقدار زیادی وقت، انرژی و البته پول صرف جلوگیری از تغییرات منفی مثل از دست دادن شغلمان، وضعیتمان، امنیتمان، سلامتی یا روابطمان میکنیم. همین مسئله درمورد تغییرات مثبت در وضعیت تحصیلیمان، ظاهرمان، تواناییمان یا رشد شخصیمان صدق میکند. در هر دو حالت، بسیاری از تلاشهایمان هدر میرود چراکه برای چیزی تلاش میکنیم که توانایی تغییرش را نداریم.
بافت از فلینت خواست تا فهرستی از بیستوپنج هدف مهم کاری خود تهیه کند. هنگامیکه فلینت نوشتن لیست را به پایان رساند، بافت از او خواست تا از بین اینها پنج مورد را که از بقیه ارزشمندتر است، جدا کند. فلینت این کار را انجام داد و درمورد پنج هدفی که دورشان خط کشیده بود گفت: «خب اینها اهداف اصلی من هستند و بیست هدف بعدی در اولویت دوم قرار دارند. البته آنها همچنان مهم هستند بنابراین بهمحض آنکه بتوانم روی آنها هم کار خواهم کرد. این بیست هدف ضروری نیستند، اما همچنان برنامه دارم تا برای آنها هم تلاش کنم.» بافت به او پاسخ داد: «نه. داری اشتباه میکنی. باید هرچیزی را که دورش خط نکشیدی از ذهنت بیرون بیندازی. این بیست مورد یک لیست اجتنابی هستند. تا زمانیکه به پنج هدف برتر خودت نرسیدی نباید حواست را به به بقیهٔ موارد پرت کنی.»
یک راه ساده برای خلاصهکردن همهٔ این نکات این است: حواستان به آینده باشد. اگر نتوانید از اطلاعاتی که الان مینویسید، یک روز، یک هفته یا یک سال بعد رمزگشایی کنید، یادداشت شما بیفایده است. نسبت به آیندهٔ خود مهربان باشید و وضوح یادداشت را قربانی خلاصهبودن آن نکنید. این کار بولت ژورنال شما را تا سالها باارزش نگه میدارد.
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی اثر دیوید گاگینز (برای اعتماد به نفس بیشتر)
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب به زمان بندی خدا اعتماد کن اثر آکیرا (درباره صبر و امید)

بیشتر مواقع ما مسافران نیمههشیاری هستیم که داریم وقت میگذرانیم تا زمان پیادهشدن فرابرسد. اگر مسیر همان مقصد باشد، پس ما باید یاد بگیریم که چطور مسافرهای بهتری باشیم.
روش بولت ژورنال به شما کمک میکند با کمتر کارکردن بیشتر بهدست بیاورید. این روش باعث میشود شما چیزهای بامعنی زندگی را تشخیص دهید و روی آنها تمرکز کنید. بولت ژورنال این کار را با خطکشیدن روی چیزهای بیارزش انجام میدهد. این روش چطور میتواند چنین نتایجی داشته باشد؟ با کنار هم قرار دادن بهرهوری ، ذهنآگاهی و قصدآگاهی در چارچوبی منعطف و البته عملی. بیایید به هرکدام از این موارد نگاه دقیقتری بیندازیم.
زمان مناسب هیچوقت نمیآید. شما باید خودتان فرصتهایتان را ایجاد کنید چون زندگی برایتان صبر نمیکند.
حتی در بدترین شرایط هم شما حق انتخاب دارید. انتخاب دست شماست که روی تمام علتهای ناتوانی خود تمرکز کنید، یا دنبال راهی برای توانستن بگردید. اگر از زندگی خود راضی نیستید، از خود بپرسید فردا چهکار کوچکی میتوانم انجام دهم که شرایطم را کمی بهتر کند؟
در ژاپن اصطلاحی وجود دارد به نام «وابی سابی» که میگوید زیبایی هرچیز در نقص آن است. این دیدگاه برخلاف دیدگاه غربی که زیبایی را در کمال میبیند، از گذرابودن، فردیت و ماهیت ناقص چیزها تجلیل میکند؛ چراکه همین خصوصیات آن را منحصربهفرد، واقعی و زیبا کردهاند. ترکهای گلدان، شکافهای چوب، برگهای روی سنگ، پاشیدن جوهر. درست مشابه فلسفههای بودایی که حکمت را ثمرهٔ صلح با طبیعت خطاکار خود میداند. پذیرفتن نقصها توجه ما را به آنچه واقعاً اهمیت دارد برمیگرداند: بهبودی پیوسته.
برای هر مورد در این لیست از خودتان بپرسید که چرا. نیازی به گمشدن در انبوه سؤالهای فلسفهٔ وجودی نیست. خیلی ساده این دو سؤال را از خودتان بکنید: ۱. آیا این مورد اهمیت دارد؟ (برای خودم یا برای شخصی که دوستش دارم.) ۲. این مورد حیاتی است؟ (چیزهایی مثل اجارهبها، مالیات، وام دانشجویی، شغل و غیره.) راهنمایی: اگر پاسخدادن به این سؤالات برای یکی از این موارد خیلی سخت بود، از خودتان بپرسید که چه اتفاقی میافتد اگر این کار را انجام ندهم؟ آیا عواقب فاجعهباری خواهد داشت؟ هرکدام از موارد که نتواند از این آزمون سربلند بیرون بیایند فقط حواس شما را پرت میکند. چنین موردی ارزش زیادی به زندگی شما اضافه نمیکند. آن را خط بزنید.
باراک اوباما در مصاحبهای که در نشریهٔ ونیتی فیر چاپ شد گفت: «میبینید که من فقط کتوشلوارهای آبی یا خاکستری به تن میکنم. دلیلم این است که تلاش میکنم تا تعداد تصمیمهایم را کم کنم. من نمیخواهم دربارهٔ آنچه میخورم یا میپوشم تصمیم بگیرم. زیرا تصمیمات بسیار زیاد دیگری برای گرفتن دارم.» نقلقول مشابهی را نیز از مارک زوکربرگ ، مؤسس فیسبوک، دربارهٔ سویشرتهای کلاهدار خاکستری یا از استیو جابز ، مؤسس شرکت اپل، درمورد یقهاسکیهای سیاه و شلوار لی شنیدهایم. آنها آگاه بودند که برای فکرکردن به انتخابهای متعدد باید چه مالیات سنگینی بپردازند و از هر فرصتی برای محدودکردن انتخابهایشان در زندگی بهره میبردند.
در عمل گاهی اوقات سختترین کار این است که بفهمیم باید از کجا شروع کنیم. شاید فقط کافی باشد یاد بگیرید چطور هدفهایتان را دنبال کنید، پروژهها و وظایفتان را انجام دهید یا اینکه منظم شوید. شاید از این میترسید که اشتباه کنید و از خود ناامید شوید. در این صورت، بهترین شروع این است که عادت کنید افکارتان را روی کاغذ بیاورید.
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب احساسات عمیق (با موضوع موفقیت و خودیاری)
مطلب مشابه: بریدههایی از کتاب توهمات جمعی اثر تاد رز (درباره های برنامه های زندگی)










